فساد سیاسی صحابه
اشرافیت در تاریخ صدر اسلام 3
عثمان عموی خود حكم بن ابیالعاص و پسرش مروان و دیگر بنیامیه را به مدینه آورد. حكم مطرود رسولالله صلی الله علیه وسلم بود كه او را از مدینه برون رانده و از جوار خود تبعید كرده بود. از جمله عمال وی ولیدبن عقبة بن ابی معیط عامل كوفه بود كه پیغمبر صلی الله علیه وسلم خبر داده بود كه اهل جهنم است. عبدالله بن ابی سرح حاكم مصر و معاویة بن ابیسفیان حاكم شام و عبدالله بن عامر حاكم بصره بودند ولی ولیدبن عقبه را از كوفه برداشت و سعید بن عاص را حاكم كوفه كرد.
علت عزل ولید و حكومت سعید _ بطوری كه نقل كردهاند _ این بود كه ولید با ندیمان و نغمهگران خود از اول شب تا به صبح شراب نوشیده بود و چون مؤذنان بانگ نماز برداشتند با لباس منزل بیرون آمد و برای نماز صبح به محراب ایستاد و چهار ركعت نماز خواند و گفت "میخواهید بیشتر بخوانم؟" گویند وی ضمن سجده كه بسیار طول داده بود گفت "بنوش و بمن بنوشان" و یكی از كسانی كه در صف اول پشت سر او بود گفت "چه چیز را بیفزایی خدا خیرت ندهد به خدا فقط از آن كسی كه ترا حاكم و امیر ما كرده است تعجب میكنم" این شخص عتاببن غیلان ثقفی بود و چون ولید برای مردم خطبه خواند از ریگهای مسجد به طرف او پرتاب كردند و او تلوتلوخوران به قصر خود بازگشت و این اشعار را كه "تأبط شرا" گفته است به تمثیل میخواند "من از باده و یار بر كنار نیستم و سنگ سخت نیستم كه از خیر بدور باشم جان خود را از شراب سیراب میكنم و بر كسان دامن كشان میگذرم"
حطیئه در این باب گوید:
"حطیئه روزی كه به پیشگاه خدای خود رود شهادت میدهد كه ولید در خور مكر است وقتی نماز تمام شده بود بانگ زد میخواهید بیشتر بخوانم، مست بود و نمیفهمید، میخواست ركعت دیگری بیفزاید و اگر پذیرفته بودند نماز جفت را با طاق قرین میكرد جلوت را در نماز گرفتند و اگر عنانت را رها كرده بودند همچنان پیش می رفتی"
كار وی را در كوفه شایع كردند و فسق و شرابخواری وی علنی شد و گروهی كه "ابوزینب بن عوف ازدی" و "جندب بن زهیر ازدی" و دیگران از آن جمله بودند از مسجد بر او هجوم بردند و دیدند كه مست بر تخت خویش خفته و از خود بیخود است خواستند از خواب بیدارش كنند بیدار نشد و شرابی را كه نوشیده بود روی آنها قی كرد آنها نیز انگشتر وی را از دستش درآورده بلافاصله راه مدینه را پیش گرفتند و پیش عثمان بن عفان رفتند و به نزد وی شهادت دادند كه ولید شراب نوشیده است.
اشرافیت در تاریخ صدر اسلام 3
عثمان عموی خود حكم بن ابیالعاص و پسرش مروان و دیگر بنیامیه را به مدینه آورد. حكم مطرود رسولالله صلی الله علیه وسلم بود كه او را از مدینه برون رانده و از جوار خود تبعید كرده بود. از جمله عمال وی ولیدبن عقبة بن ابی معیط عامل كوفه بود كه پیغمبر صلی الله علیه وسلم خبر داده بود كه اهل جهنم است. عبدالله بن ابی سرح حاكم مصر و معاویة بن ابیسفیان حاكم شام و عبدالله بن عامر حاكم بصره بودند ولی ولیدبن عقبه را از كوفه برداشت و سعید بن عاص را حاكم كوفه كرد.
علت عزل ولید و حكومت سعید _ بطوری كه نقل كردهاند _ این بود كه ولید با ندیمان و نغمهگران خود از اول شب تا به صبح شراب نوشیده بود و چون مؤذنان بانگ نماز برداشتند با لباس منزل بیرون آمد و برای نماز صبح به محراب ایستاد و چهار ركعت نماز خواند و گفت "میخواهید بیشتر بخوانم؟" گویند وی ضمن سجده كه بسیار طول داده بود گفت "بنوش و بمن بنوشان" و یكی از كسانی كه در صف اول پشت سر او بود گفت "چه چیز را بیفزایی خدا خیرت ندهد به خدا فقط از آن كسی كه ترا حاكم و امیر ما كرده است تعجب میكنم" این شخص عتاببن غیلان ثقفی بود و چون ولید برای مردم خطبه خواند از ریگهای مسجد به طرف او پرتاب كردند و او تلوتلوخوران به قصر خود بازگشت و این اشعار را كه "تأبط شرا" گفته است به تمثیل میخواند "من از باده و یار بر كنار نیستم و سنگ سخت نیستم كه از خیر بدور باشم جان خود را از شراب سیراب میكنم و بر كسان دامن كشان میگذرم"
"حطیئه روزی كه به پیشگاه خدای خود رود شهادت میدهد كه ولید در خور مكر است وقتی نماز تمام شده بود بانگ زد میخواهید بیشتر بخوانم، مست بود و نمیفهمید، میخواست ركعت دیگری بیفزاید و اگر پذیرفته بودند نماز جفت را با طاق قرین میكرد جلوت را در نماز گرفتند و اگر عنانت را رها كرده بودند همچنان پیش می رفتی"
كار وی را در كوفه شایع كردند و فسق و شرابخواری وی علنی شد و گروهی كه "ابوزینب بن عوف ازدی" و "جندب بن زهیر ازدی" و دیگران از آن جمله بودند از مسجد بر او هجوم بردند و دیدند كه مست بر تخت خویش خفته و از خود بیخود است خواستند از خواب بیدارش كنند بیدار نشد و شرابی را كه نوشیده بود روی آنها قی كرد آنها نیز انگشتر وی را از دستش درآورده بلافاصله راه مدینه را پیش گرفتند و پیش عثمان بن عفان رفتند و به نزد وی شهادت دادند كه ولید شراب نوشیده است.
تبلیغات
اغلب مردم اساساً درك ملموسی نسبت به فرقهها ندارند و این همان نقطه آسیبپذیری آنهاست زیرا ممكن است مانند من كه تحصیلات عالی در زمینه پزشكی هم دارم سالها در دام یك فرقه گرفتار باشند و خودشان هم ندانند این گروهكی كه در آن فعالیت میكنند یك فرقه است!
مدیر : 