آرماگدون: تدارک جنگ بزرگ» -1(قسمت اول)
نبرد هارمجدّون(1)
از سال 1980، این عادت در من پیدا شده است كه هر یكشنبه، برنامه «ساعت بشارت انجیل كهن» فال ول را در تلویزیون بگیرم.
براى آنكه مطالب بیشترى درباره خداشناسى هار مجدون فال ول بدانم؛ و دریابم كه پیروانش تا چه اندازه مانند خودش فكر مىكنند، در سال 1983، در گشت مسافرتى به سرپرستى او به سرزمین قدس، نام نویسى كردم.
من یكى از 630 نفر مسیحىاى بودم، كه از نیویورك به تل آویو پرواز كردیم. در آنجا ما را به گروههاى حدود 50 نفرى تقسیم كردند. به هر یك از گروهها یك اتوبوس و یك راهنماى اسراییلى اختصاص داده شده بود. ما پس از یك استراحت شبانه با اتوبوس ها یمان به راه افتادیم.
حالا در این سفر كوتاه، شما هم با من همراه شوید:
براى این كه به دره مجدو برویم، از تل آویو حدود 55 مایل به طرف شمال سفر مىكنیم. به محلى مىرسیم كه در 20 مایلى جنوب - جنوب شرقى حیفا، قرار دارد و فاصله آن از دریاى مدیترانه، حدود 15 مایل است
آرماگدون ، صهیونیسم و پروتستانتیزم
مسیحیت به سه شاخه كاملاً جدا و مخالف یكدیگر یعنی كلیسای كاتولیك روم، ارتدكس و پروتستان تقسیم شده است.
این سه كلیسا در اعتقادات دینی و مراسم عبادی كاملاً از یكدیگر جدایند و مانند سه دین مختلف عمل می كنند و حتی انجیل كلیسای پروتستان با انجیل كلیسای كاتولیك تفاوت زیادی دارد. یكی از ویژگی های كلیسای پروتستان رابطه بسیار نزدیك آنها با دولت های اروپایی می باشد و این دولت ها برای ترویج مسیحیت پروتستان از مبلغان خود در كشورهای جهان سوم حمایت های گسترده مالی، تبلیغاتی و سیاسی می كنند؛ به عنوان مثال در انگلیس دولت و كلیسای پروتستان از هم جدا نیست و ملكه انگلیس در رأس دولت و كلیسا قرار دارد.
مبلغان انجیل
در یك قرن گذشته جریان جدیدی كه در بین پروتستان ها فوق العاده قدرتمند شده است مكتب نوظهور «مبلغان انجیل» می باشد. قبل از جنگ جهانی دوم این مكتب نوظهور به بنیادگرایی معروف و شعار آنها بازگشت به انجیل و تغییر جامعه با تحول فرهنگی بود و هدف آنها به وجود آوردن حكومت در آمریكا بر مبنای بنیادهای انجیل می باشد. بعداز جنگ جهانی دوم بنیادگرایان آمریكایی خود را مبلغان انجیل معرفی كردند و با استفاده گسترده از وسایل ارتباطات جمعی توانستند در جامعه آمریكا نفوذ فراوانی به دست آورند و اكنون این جریان قدرتمندترین و فعال ترین تشكیلات دینی در آمریكا محسوب می شود و در مراكز سیاسی این كشور نفوذ زیادی دارند.
رسالت آرماگدون...
نوشته: عمرو سلیمان
آرماگدون واژه ای عبری و به معنای تپه شریفان است و آن تپه بزرگی می باشد كه در شمال فلسطین واقع شده است. اعضای جنبش تدبیری ایمان دارند كه وظیفه مهم آنان فراهم كردن مقدمات ظهور حضرت مسیح(ع) است. لذا برای نیل بدین مقصود، تضعیف نظامی اعراب (مسلمانان) و حمایت مالی، سیاسی و نظامی، تقویت فن آوری هسته ای اسرائیل را از جمله وظایف خود می دانند. اعضای این جنبش معتقدند حق الهی، قانونی و تاریخی یهودیان است كه به سرزمین اسرائیل (فلسطین) بازگردند و خداوند با ملت هایی كه با اسرائیل همكاری كنند كمك خواهد كرد. لذا مواجهه و رویارویی با اسرائیل یعنی مقابله با خدا، و این مفهوم همان سخنانی است كه «روهر حسیون» سناتور كنگره آمریكا در سال 1981 در نشست صهیونیست ها اظهار داشت: آمریكا به این خاطر با بركت است كه ما یهودیان پناهنده به كشورمان را پذیرفتیم و به آنان احترام می گذاریم و از اسرائیل دفاع می كنیم زیرا ما به حق اسرائیل در سرزمین (فلسطین) اعتراف كردیم. اكنون این اعتقادات در نظر مردم آمریكا مخصوصاً راستگرایان دینی آنها تقویت شده است. مثلاً خانم «گریس هالسل» نویسنده كاتولیك آمریكایی در كتاب «پیشگویی و سیاست» نوشته است:
اسرائیل بر كشورهای عربی همجوار خود پی درپی پیروز می شود و اوج این پیروزی ها حمله به جنوب لبنان است. در یك نظرسنجی كه مؤسسه «پتكیلوفینش» در سال 1984 انجام داده مشخص شده است 39 درصد مردم آمریكا ایمان دارند كه جهان با سلاح های آتشین نابود خواهد شد.
در همین حال تحقیقاتی كه مؤسسه آمریكا «نلسن» انجام داده است نشان می دهد 61 میلیون آمریكایی همواره از مبشرین شنیده اند كه می گویند ما نمی توانیم كاری انجام دهیم تا از وقوع جنگ اتمی جلوگیری كنیم.
لابیگری برای آرماگدون
جستوجوی زمینههای اعتقادی در مورد نفوذ گسترده صهیونیسم در دستگاه حاكمه امریكا میتواند این معما را كشف كند كه چرا ابرقدرتی مثل ایالات متحده تا این اندازه در مقابل اسراییل و ایدههای صهیونیستی مطیع و ذلیل است. صهیونیسم مسیحی در آمریكا جریانی است كه از یك سو ریشه در كلیساهای انجیلی این كشور دارد و از سوی دیگر دل نگران موجودیت اسراییل است و تمایل دارد همه سیاستمداران و نهادها و هست و نیست آمریكا را برای حفظ اسراییل هزینه كند.
هاجی كه در این مطلب به طور مفصل از او صحبت میشود یكی از همین روحانیون مسیحی و در همان حال صهیونیست است. وی برای آنكه بتواند علیه جمهوری اسلامی ایران جوسازی كند به هر دروغی متوسل میشود و از تحریك سیاستمداران كاخ سفید به یك جنگ خانمانسوز هستهای هم ابایی ندارد همه اینها بدین خاطر است كه وی ایران را خطری برای آینده اسراییل میداند.
آیا واقعه آرماگدون پایان جهان است؟
ترجمه: فاطمه شفیعی سروستانی
اشاره :
از آنجا كه صحبت از موعود و آخرالزمان منحصر به اسلام و شیعه نیست و در دیگر ادیان و مكاتب از آن گفتوگو بوده است. بنا داشتهایم با عنایت خداوند متعال در هر شماره بخشی از نظریات آنها را در مجله بیاوریم. الزاماً مطالبی كه در این بخش منتشر میشود، از حیث محتوایی مورد تأیید ما نمیباشد و قصدمان تنها عرضه گزارشی از عقاید و آراء ایشان میباشد. در شمارههای قبل به دجال (آنتیكریست) و برخی مصادیق آن پرداختیم و در این نوبت هم نگاهی به اوصاف آرماگدون در دیگر كتب آسمان خواهیم داشت.
نیروهای نظامی در محلی كه كتاب مقدس آن را آرماگدون معرفی كرده است به هم میپیوندند. بعضی از علمای كتاب مقدس ادعا كردهاند كه آرماگدون تمدن امروزی بشر را نابود می كند. بنابراین جای تعجب نیست كه آرماگدون تجسم بدترین پایان جهان گردد.
تروریسم وهابی ؛ غولی كه از شیشه رها شد
عنوان این نوشتار، از جمله معروف «برنارد هیكل» استاد اردنی مطالعات شرق به عاریت گرفته شده است. وی میگوید: «غول از شیشه فرار كرده است و سعودیها توان برگرداندن مجدد آن به داخل شیشه را ندارند» و با این تمثیل، به اعتراضات و احتجاجاتی اشاره میكند كه علیه افراطیون وهابی در گوشه و كنار جهان برپاست و عربستان سعودی تلاش میكند تا به مدد دلارهای نفتی روی آنها سرپوش بگذارد.
چندی است كه توجه پژوهشگران غربی ـ بخصوص در حوزههای تروریسم و امنیت ـ به عربستان سعودی و فرقه وهابیت جلب شده است؛ بخصوص پس از داستان 11 سپتامبر و عرض اندامهای گاه و بیگاه «بنلادن» و یارانش كه كمكم فیلمهای تهدیدآمیز خود را نه در غارهای "تورابورا" بلكه در آسمانخراشهای نیویورك و واشنگتن پر میكنند!
اگرچه «عادل الجبیری» سفیر عربستان در آمریكا، تلاش زیادی به خرج میدهد تا با گرفتن ژستهای اصلاحطلبانه، نهادهای امنیتی و مراكز علمی آمریكا را با جملاتی همچون "ما قدمهای مهمی برای اصلاح نظام تعلیم و تربیت عربستان و غرس نهال تسامح و تساهل در آن برداشتهایم" متقاعد كند؛ ولی تأثیر این تلاشها زیاد نبوده است؛ چرا كه مثلاً «راجر هری» تحلیلگر مسایل خاورمیانه به بیبیسی گفته است: «ادبیات وهابی كه در مدارس عربستان سعودی مورد استفاده قرار میگیرد و از آنجا به تمام دنیا صادر میشود، ادبیاتی است كه سوءظن و تنفر را نسبت به كسانی كه از دیدگاه اعتقادات وهابیت "غیر مؤمن" نامیده میشوند ترویج میكند».
وهابیت؛ فرقهای علیه شیعه و سنی

در مقاله قبلی
از ابن تیمیه و افکارش گفتیم که برای شناخت فرقه گمراه کننده وهابیت لازم مینمود. گفتیم که افکار ابن تیمیه از همان روزهای نخست از سوی اندیشمندان و علمای شیعه و سنی مورد نقد قرار گرفت و در این زمینه کتابهای بسیاری نگاشته شد.اما متاسفانه پس از گذشت حدود 5 قرن از ابن تیمیه، آراء و افکار وی توسط فردی به نام محمدبن عبدالوهاب (که از علمای بزرگ عربستان سعودی بوده)، از انزوا بیرون آورده شد و موجی از تفرقه را بین مسلمانان ایجاد نمود و باعث کشتاری شدید بین ایشان شد.
ترویج آراء ابن تیمیه از سوی محمدبن عبدالوهاب (که عنوان مکتب وهابیت را به خود گرفت) باعث حمله وهابیون با پشتیبانی سیاسی – نظامی شیوخ برخی از قبایل "نجد" به مناطق مسلماننشین حجاز، عراق، شام و یمن، در دهههای نخست قرن 13 هجری و قرن 19 میلادی شد.
هنگامه ظهور و شباهتهاى آن به قیامت
قسمت اول - مقدمه و طرح بحث

مقدمه
ایمان به قیامت از مهمترین باورهاى دینى است كه همه پیامبران بر آن تأكید داشتهاند و مسئله معاد، بعد از ایمان به خداوند ركن اساسى مكتب انبیا مىباشد.
اثبات قیامت؛ ایمان به قیامت؛ اهوال روز محشر؛ میزان و سنجش اعمال؛ وضعیت نیكان و بدان در قیامت؛ پاداشها و كیفرهاى آخرت؛ برخى از نشانههاى قیامت و...، از مباحث مهمّى است كه در بسیارى از سورههاى قرآن كریم بیان گردیده است.
از نكات دقیق و حسّاسِ اعتقاد به قیامت آن است كه ایمان به عالم آخرت و یقین به زندگى پس از مرگ؛ بینش انسان را در این دنیا شكل مىدهد و كارهاى او را هدفمند مىسازد. در اعماق وجود او تأثیر مىگذارد و حسّ مسؤلیت را در ضمیر افراد بشر بیدار مىكند و آنان را بهسمت درستكارى و نوع دوستى و مكارم اخلاق سوق مىدهد. بنابراین افراد به میزان اعتقاد باطنى كه به ثواب و عقاب الهى دارند از گناه و آلودگى بر كنار مىمانند.
باور داشتن ظهور یعنى ایمان به جزاى اعمال در این دنیا كه نیكان و بدان نتیجه اعمال خود را خواهند دید و پاداش و كیفر خویش را خواهند چشید.
سرشاخه وهابیت

احمدبن تیمیه در سال 661 ق؛ پنج سال پس از سقوط خلافت بغداد، در حرّان، از توابع شام دیده به جهان گشود و تحصیلات اولیه را تا 17 سالگی در آن سرزمین به پایان برد. ابن کثیر میگوید: در سال 667 ق در حالی که ابن تیمیه بیش از شش سال نداشت، مردم حرّان از جمله پدر او، که از علمای بزرگ شهر(شیخ البلد) بود از ترس حمله مغول شهر را ترک کردند و شهاب الدین عبدالحلیم پدر ابن تیمیه به همراه خانواده روانه دمشق شد.(1)
این كودك همان «احمد بن عبدالحلیم، ابن تیمیه حرّانى» است كه آیین وهابیت، در قرن 12 ه بر اساس افكار و آراء او پىریزى گردید.
شناخت عقاید وهابیان در گرو شناخت ابن تیمیه و آراء و عقاید او است. محمدبن عبدالوهاب مؤسس «وهابیت» بخشى از عقائد او را گرفت، و قسمتهاى دیگر آن را رها كرد و به آن اهمیت نداد. و بدین وسیله فرقه وهابیت را پایهریزی نمود.تا سال 698 ق چیزی از ابن تیمیه شنیده نشد ولی از آغاز قرن هشتم به تدریج افكار شاذ و نادر وی ظهور و بروز یافت. خصوصا هنگامی كه ساكنین "حماة" از وی خواستند آیه «الرحمنُ علی العرش استوی» را تفسیر كند، در تفسیر این آیه دچار لغزش شد و برای خداوند جایگاهی در فراز آسمانها كه بر عرش تكیه كرده است؛ تعیین كرد!
حال آن كه بسیاری از مسلمانان(به ویژه شیعیان) خدا را پیراسته از جسم و جسمانیت دانسته و برتر از آن میشمارند كه در مكان خاصی محدود شود. زیرا آیاتی چون «لیس كمثله شیء» و «لم یكن له كفوا احد» با مفهوم روشن خود، آنان را از تشبیه خداوند به صفات مخلوقات باز داشته است.
تبلیغات
مدیر : 