تبلیغات
مذهبی فرهنگی - مطالب فرهنگی و اجتماعی

خیانت در رأس: فمنیسم، باروری و فاشیسم

 به راستی جای سؤال دارد! چه شده است كه در چند دهة گذشته، همجنس‌گرایی به خصوص در جامعة آمریكا چنین رشد سرسام‌آوری پیدا كرده است و چگونه است كه هرچه بیشتر می‌گذرد، آنها یكی پس از دیگری سنگرهایی را كه به طور سنّتی و طبق قوانین، جلوی پیشروی آنها احداث شده بود، در هم می‌شكنند و پیش‌تر می‌آیند؟
 

به راستی جای سؤال دارد! چه شده است كه در چند دهة گذشته، همجنس‌گرایی به خصوص در جامعة آمریكا چنین رشد سرسام‌آوری پیدا كرده است و چگونه است كه هرچه بیشتر می‌گذرد، آنها یكی پس از دیگری سنگرهایی را كه به طور سنّتی و طبق قوانین، جلوی پیشروی آنها احداث شده بود، در هم می‌شكنند و پیش‌تر می‌آیند؟ آن‌طور كه نویسندة این مقاله می‌گوید، بی‌تردید یكی از دلایل رواج همجنس‌گرایی، ترویج آموزه‌های فمنیستی در تمام سطوح جامعه و به ویژه در بین زنان جوان است. فمنیسم كه از همان ابتدا مورد حمایت‌های مالی گستردة بنیادهای مختلف و نیز سیاست‌گذاران فمنیست و همجنس‌گرا قرار داشت، توانسته است خود را به عنوان پدیده‌ای طبیعی مطرح كند و خواستار كسب به اصطلاح، حقوقی شود كه از آنها محروم بوده است. فمنیست‌ها از ابتدا با دامن زدن به آموزه‌های دروغینی چون بی‌نیازی زنان از مردان در برآوردن نیازهای جنسی خود و ترویج استقلال زنان از طریق اشتغال و تقدّم كار بر خانه و خانواده، همواره بر آتش همجنس‌گرایی دمیده‌اند.

در سال 1970م. فردریك جف، نایب رئیس سازمان «فرزند دار شدن برنامه‌ریزی شده»، كه حامی مالی آن «راكفر» است، اعلام كرد كه چگونه عوامل اجتماعی برای دستیابی به كنترل باروری باید مورد استفاده قرار گیرد.

این عوامل شامل تشویق افزایش همجنس‌گرایی، تغییر تصویر خانوادة ایده‌آل و تشویق زنان به كار در بیرون خانه می‌شد. این سازمان توصیه می‌كرد كه اگر این برنامه شكست بخورد، باید آن را با افزودن موادّ كنترل باروری در آب آشامیدنی جایگزین كرد.

تنزّل بی‌سابقة خانوادة آمریكایی از دهة 1960م. بدین سو، تصادفی صورت نگرفته است. ما قربانیان یك كارزار جنگ روانی هستیم كه توسط سیا و بنیادها، از رهگذر رسانه‌ها، دولت و تحصیلات كلاسیك انجام گرفته است. آنها مادّة خنثی كننده را در آب آشامیدنی فرهنگی ریختند. عنصر اصلی این مادّه، ترویج همجنس‌گرایی به عنوان یك جایگزین برای تمایل نسبت به جنس مخالف است.

«فمنیسم» كه تحت عنوان «حقوق زنان» تعبیر می‌شود، در واقع یك جنبش همجنس‌بازی زنانه است. این جنبش، زنان را به طرف این اعتقاد می‌راند كه این جامعه است كه غرایز زنانه را به آنها می‌آموزد و این غرایز، شیطانی هستند. این جنبش به آنها می‌آموزد كه از مردان بترسند و با آنها رقابت كنند و رضایت را به جای خانواده، در اشتغال بجویند.

زنانی كه زندگیشان را وقف خانواده‌شان می‌كنند، دارای عالی‌ترین جنبه‌های حیات انسانی هستند. آنها موجوداتی مقدّس هستند كه عشق و زیبایی را در جهان می‌پراكنند و به برآوردن نیازهای روزمرّة واقعی مردان و كودكان تمایل دارند. كوچك شمردن و تحقیر كردن این زنان، تهمت دروغین و شومی است كه سزاوار خود شیطان است. با این حال این همان چیزی است كه جنبش فمنیستی به خاطر آن به راه افتاده است، اگر چه خودشان آن را انكار كنند.

بتی فریدمن، مؤسّس فمنیست و میانه‌روی، این واقعیّت را پنهان می‌كند كه یك فعّال كمونیست است؛ او زنان خانه‌دار را با قربانیان اردوگاه‌های كار مقایسه می‌كند. سیمون بولیوار كمونیست، یكی دیگر از مؤسّسان فمنیسم می‌گفت: نباید به زنان گفت كه مادری و خانه‌داری را انتخاب كنند، چون آنها حتماً این گزینه را انتخاب خواهند كرد. بر اساس نظر الن نیلیس فمنیست، فمنیسم غایت یك انقلاب در ارزش‌های فرهنگی و اخلاقی است ... هدف هر اصلاحات فمنیستی، از سقط جنین قانونی گرفته تا برنامه‌های مراقبت از كودك، تحلیل بردن ارزش‌های سنّتی خانوادگی است.

فمنیست‌ها با كدام بخش از ارزش‌های خانوادة سنّتی مخالف هستند؟ عشق؟ فداكاری؟ وفاداری؟ امنیّت؟ آماده كردن نسل جدید برای زندگی؟ بی‌دلیل نیست كه آنها را «فمی‌نازیسم» خوانده‌اند.

راكفلر از طریق «آی. جی فاربن» بودجة نازیسم را تأمین كرد. او «انجمن بهسازی نژادی» را كه روابط نزدیكی با همتای نازی خود داشت، تأمین مالی می‌كرد.

راكفلر، آلفرد كینزی، همجنس‌گرای بچّه‌بازی را كه «گزارش كینزی» او جایگزین عشق مبتنی بر ازدواج همراه با روابط جنسی تصادفی شد، تأمین مالی می‌كرد.

راكفلر به تأمین مالی «مطالعات زنان» كه یكی از زمینه‌های آموزشی هواخواهان پرشور فاشیستی است كه زهر خود را تحت عنوان عوامل تغییر در جامعه می‌پراكند، ادامه می‌دهد.

این گروه نخبه، همجنس‌گرایی را برای مستقر كردن یك نظم نوین جهانی فاشیستی ترویج می‌كند. همجنس‌گرایی یك ناهنجاری است كه مشخّصة آن ناكامی در پیوند با یك عضو از جنس مخالف است. همجنس‌گرایی زنانه (فمنیسم) كه زنان را مجبور می‌كند شبیه مردان باشند (و برعكس)، دستیابی به چنین ارتباطی را دشوار می‌كند. در نتیجه با اغفال میلیون‌ها مرد و زن، خوشبختی را از آنها گرفته است.
هدف این گروه نخبه، انتقال قدرت از ملّت ـ كشور، به عوامل خود در سطح جهان است. زمانی كه قدرت دمكراتیك ما از دست رفت، این گروه نخبه، استاندارد زندگی را تقلیل خواهد داد. به نابرابری‌های اقتصادی در جهان سوم به عنوان طرحی كلّی برای آینده بنگرید. شعار این گروه نخبه این است: هرچه برای شما كمتر باشد، برای ما بیشتر خواهد بود.

یك جمعیّت پریشان و غیر كاركردی و محروم از تاریخ و فرهنگ خود، سرنوشت خود را در تاریخ تشخیص نخواهد داد. مردان   اخته شده و بی‌دل و جرئت، قادر به مقاومت نخواهند بود.

از مركز راكفلر تا میدان وینی پگ
زمانی كه در «دانشگاه وینی پگ» به طور پاره وقت، انگلیسی تدریس می‌كردم، با سیاست‌های گروه نخبة پنهان كار، بیشتر آشنا شدم. در آن مقطع، من در حال تحقیق در موضوع عشق بین زن و مرد در آثار دی. اچ لارنس، چخوف و هنری جیمز بودم.
یك مشت از فمنیست‌های مبارزطلب، با دفاع من از زنانگی سنّتی مخالفت كردند. آنها نامه‌ای مملو از تهمت به من نوشتند و درآن اتّهام‌هایی را نثار من كردند. كنستانس روك، رئیس دانشگاه، بدون هیچ تحقیقی ادّعاهای آنها را پذیرفت. دانشگاه به شكایت من نسبت به تبعیض صورت گرفته، اعتنایی نكرد. «كمیسیون حقوق بشر مانیتوبا»، كه یك دژ فمنیستی دیگر است، نیز شكایت مرا بدون هیچ تحقیقی رد كرد.

سردبیر «وینی پگ سان»، لین كوك رن، من را در قامت مردی پنجاه ساله تصویر كرد كه با اغوای دانشجویان دختر هجده سالة خود، با پرسیدن سؤالاتی دربارة زندگی جنسی آنها، لذّت می‌برد.

سال گذشته وقتی این خبر از لین كوك در صفحة اوّل روزنامة وینی پگ نقش بست كه روش استمنای زنان را سر كلاس به دختران چهارده سالة دبیرستانی آموزش می‌داده است، مشت این فمنیست همجنس‌گرا باز شد. این دخترها، برای یك درس تابستانی با عنوان «زن در هنرهای گوناگون»، ثبت نام كرده بودند؛ امّا به جای آن، «مقدّمه‌ای بر آشنایی با همجنس‌گرایی زنانه» را به آنها آموخته بودند. روك از این رفتار خود ابراز ندامت نكرد و فقط گفت، می‌پذیرد كه این سن برای آموزش ابزارهای جایگزین مردان به دخترها، خیلی زود است.

در یك روال عادّی، روك باید به خاطر این قانون‌شكنی، شغلش را از دست می‌داد، امّا هیچ اخطاری از طرف وزارت آموزش و سایر مدافعان طرز فكر او در جامعه صادر نشد. روك، تقصیری ندارد چون دستورهای خود را به طور مستقیم از بالا دریافت می‌كند.

این موضوع زمانی روشن شد كه جیم كار، مدیر اجرایی «شورای تجاری مانیتوبا» را دیدم. من فكر می‌كردم كه كارآفرینان پیشتاز استان، نگران هستند كه فمنیست‌ها، نفرت از مردان و تبعیض را به نفع زنان، اقلّیت‌ها و همجنس‌گرایان آموزش دهند، امّا او این طرز فكر من را رد كرد. یكی از كارهای قبلی او بیوگرافی نویسی برای داف رابین بوده است. رابین كه یكی از رؤسای پیشین مانیتوبا بود، عضو شورای روابط خارجی (گروه نخبة بدنة هماهنگ كنندة ایالات متّحده) است. هارتلی ریچاردسون كه رهبر دیرینة جامعة كسب و كار مانیتوبا بوده است، یكی از اعضای «كمیسیون سه جانبه» است. منافع راكفلر، این بدنه‌ها را برای ترویج دولت جهانی نخبگان تشكیل می‌دهد و استفن هارپر، نخست وزیر كانادا و گری دور، رئیس مانیتوبا، هركدام به نوبت، دور رقص خود را انجام می‌دهند. در نتیجه، طرّاحان گروه نخبه و اعوان و انصار آنها (در دولت، سیستم آموزشی و رسانه‌ها) فعّالانه در حال ترویج همجنس‌گرایی به منظور بی‌ثبات و خنثی كردن ما هستند. هدف غایی آنها ربودن حقّ زاد و ولد ما به معنای دقیق كلمه است.

سیاحت غرب، شمارة 81.

هنری مكوو
ماهنامه موعود شماره 115

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 7 مهر 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: فرهنگی و اجتماعی،     | نظرات()

اغفال زنان برای جست و جوی قدرت، نه عشق

افسون و زیبایی آن دختر شرقی، به بسیاری از مردان برای تشكیل خانه و خانواده الهام می‌بخشد. اما با بلند كردن بارهای سنگین، شادابی خود را می‌پژمرد و وزنش بیشتر می‌شود. و وقتی به آستانه فارغ التحصیلی رسید، دیگر نمی‌تواند سرها را به سمت خود برگرداند.
 
 
 
هنری مكوو1

چكیده:


فمنیسم به عنوان یكی از سكه‌های رایج زمانه، از جمله تمهیداتی است كه گروه‌های صاحب منافع به منظور سیطره بر روح و روان زنان و در نتیجه واداشتن آنها به دنبال كردن ایده آل‌هایی كه آنها برایشان ترسیم می‌كنند، ابداع كرده‌اند. فمنیسم با فرا خواندن زنان به كسب استقلال از طریق اشتغال و بریدن رشته‌های وابستگی خود با مردان، تلاش دارد سكس و اقتدار را به جای ازدواج و مادر شدن بنشاند و از این طریق زنان را بیشتر و بیشتر از زنانگی خود دور كند. به این ترتیب است كه زنان بیگانه شده با فطرت خود، در پی گزاره‌های نادرستی چون مستقل شدن از مردان در تمامی زمینه‌ها و كسب برابری با مردان هستند. وضعیتی كه از دهه‌ها قبل در غرب و به خصوص آمریكا، میلیون‌ها زن را از ازدواج و توانایی عشق ورزیدن نسبت به مردان و در نتیجه بی‌اعتمادی گزنده ای كه نسبت به آنها دارند، دور كرده است.

در یكی از دیدارهایم از تورنتو، چشمم به یك زن زیبای شرقی افتاد كه در حال كمك به برادرش برای بردن اسباب و اثاثیه‌اش به درون یكی از خوابگاه‌های دانشگاهی بود كه من در آنجا اقامت داشتم. او شش ساعت را صرف بردن جعبه‌ها و اثاثیه سنگین به درون خوابگاه كرد.از او پرسیدم:«مگر برادرت هیچ دوست پسری ندارد كه به كمكش بیاید؟»

دختر همین طور كه یك قفسه سنگین را بلند می‌كرد، با سرزندگی جواب داد: «اوه، من یكی از معتقدان پروپا قرص برابری هستم.» برابری! سكه رایجی برای زنان. در روزگار قدیم، زنان اجازه نداشتند كارهای سخت فیزیكی مانند این كارها را انجام دهند.

با اینكه این دختر تحصیلات دانشگاهی داشت، جوری اغفال شده بود كه به سادگی زنانگی‌اش را انكار می‌كرد. به آنها گفته شده كه زنانگی، از لحاظ اجتماعی «محدودیت» می‌آورد و او باید «مستقل» شود. از چه وقت غرایز بیولوژیك از نظر اجتماعی به محدودیت تبدیل شده‌اند؟ با این حال او در چنین فضایی قرار دارد و با به تأخیر انداختن ازدواج و بچه دار شدن به منظور پرداختن به اشتغالات كاری اش، جلوی تكامل طبیعی خود را می‌گیرد. فمنیسم در كسوت «حقوق» زنان، یك حمله شوم همجنس بازی زنانه را به زنانگی صورت داده است.

برابری به معنای همانندی نیست. همگی ما دارای یك حق برابر برای برخورداری از منزلت انسانی و رسیدن به رضایت هستیم، اما راه‌های ما برای رسیدن به اینها شبیه هم نیست. مردان از طریق حمایت و راهبری خانواده به رضایت می‌رسند. زنان از طریق وقف كردن خود به همسر و خانواده و از طریق تجربه كردن عشق خود است كه به رضایت می‌رسند.(البته زنان هم می‌توانند به اشتغال بپردازند، اما نباید خانواده را در درجه دوم اهمیت قرار دهند.)

افسون و زیبایی آن دختر شرقی، به بسیاری از مردان برای تشكیل خانه و خانواده الهام می‌بخشد. اما با بلند كردن بارهای سنگین، شادابی خود را می‌پژمرد و وزنش بیشتر می‌شود. و وقتی به آستانه فارغ التحصیلی رسید، دیگر نمی‌تواند سرها را به سمت خود برگرداند.

1. Henry Makow، نویسنده کتاب «راه طولانی برای رسیدن به یک تاریخ» است. او دارای مدرک دکترا در ادبیات انگلیسی از دانشگاه تورنتو است.
 
نشریه سیاحت غرب شماره 80

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 17 مرداد 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: فرهنگی و اجتماعی،     | نظرات()

همیشه مظلوم؛ نمایی از مظلومیّت زن در جاهلیّت قدیم و جاهلیّت مدرن

 در متون مذهبی تمدّن چین، زن را به آب دردآلودی تعبیر کرده‏اند که نیک بختی و ثروت را می‌شوید. در ادبیّات آنان، زن نازل‌تر از مرد معرفی می‌گردد و هیچ‌گونه حقّی را ندارد، حتّی نسبت به فرزندش و مرد نیز در قبال زنش تعهّد و مسئولیتی نداشته و هر زمان می‌تواند، از او سلب حیثیت ‌کرده و او را بفروشد.



جاهلیّت، ظهور گونه‏ای از حیات بشری است که با پس رفتن عقل و عدم حاکمیّت آن بر قلمرو وجود، حضور و سلطه می‌یابد. همان‌گونه که ظلمت، با حذف نور از میدان هستی، جلوه‏ای کاذب می‌نماید و حکایت از غیبت روشنایی دارد.

قرآن کریم، زمان قبل از اسلام و ایّامی را که بشر، از منبع وحی دور بوده و با جهل خود، ره پیموده است، به نام «جاهلیّت اولی» می‌نامد. که به رغم تصوّرات برخی، این وضع اسفبار، خاصِّ اعراب ما قبل اسلام نبوده و همة اقوام بشر، در منجلاب بی خدایی و دوری از حق، دست و پا می‌زدند.

تبعات و عوارض چنین رویدادی، در همة عرصه‏های حیات و همة عناصر اجتماع، خود را می‌نماید؛ لیکن در این میان، اقشاری چون زنان، که در هر جریانی(مثبت یا منفی) تأثیر پذیرترند و شاخص مظاهر فرهنگ هر زمان می‌باشند، معرّفِ ایّام بربریّت نیز هستند.

نظرات اقوام و ادیان آن زمان در خصوص جایگاه زن، جلوه‏های بارزی از آن دوران را معرفی می‌نماید. قرآن کریم نیز برای یادآوری رفتارهای جاهلانة آن زمان، به این واقعیّت اشاره می‌کند: «وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالأُنثَی ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَهُوَ كَظِیمٌ یَتَوَارَی مِنَ الْقَوْمِ مِن سُوءِ مَا بُشِّرَ بِهِ أَیُمْسِكُهُ عَلَی هُونٍ أَمْ یَدُسُّهُ فِی التُّرَابِ أَلاَ سَاء مَا یَحْكُمُونَ؛1 و هر گاه یكی از آنان را به دختر مژده آورند، چهره‏اش سیاه می‏گردد؛ در حالی كه خشم [و اندوه] خود را فرو می‏خورد، از بدی آنچه بدو بشارت داده شده از قبیلة [خود] روی می‏پوشاند، آیا او را با خواری نگاه دارد یا در خاك پنهانش كند؛ وه چه بد داوری می‏كنند.»

 نمونه‌هایی چون جریان قیس بن عاصم که نزد پیامبر(ص) اعتراف می‌نماید که سیزده فرزند دخترش را زنده به گور نموده، در تاریخ شرمگین جاهلیّت ثبت است. ولی چنانچه اشاره شد این همة جهالت و بربریّت منحصر به اقوام آن زمان نبوده است.

خانم پروفسور آندرا (ANDRA) در کتاب «وضع زنان در مهابراتا» می‌نویسد:

هیچ مخلوقی گناهکارتر از زن نیست، آتش افروز است، لبة تیز تیغ است. در حقیقت، زن همة این چیزها را دارد. مردان نباید آنها را دوست داشته باشند وحتّی طبق دستور «کتاب مانو»، در این آیین، زن نباید هیچ وقت در جست‌و‌جوی استقلال باشد و هیچ وقت نباید کاری را به دلخواه خودش انجام دهد و به تصریح در جمله‏های 140 و 147 مانو تأکید شده که هیچ وقت زن، استقلال ندارد وحتّی بعد از مرگ اربابش، باید تابع پسران ارباب باشد.

در متون مذهبی تمدّن چین، زن را به آب دردآلودی تعبیر کرده‏اند که نیک بختی و ثروت را می‌شوید. در ادبیّات آنان، زن نازل‌تر از مرد معرفی می‌گردد و هیچ‌گونه حقّی را ندارد، حتّی نسبت به فرزندش و مرد نیز در قبال زنش تعهّد و مسئولیتی نداشته و هر زمان می‌تواند، از او سلب حیثیت ‌کرده و او را بفروشد.
در آیین بودا نیز، مطابق دستور و تعلیم خاصّی می‌گویند:

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 12 مرداد 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: فرهنگی و اجتماعی،     | نظرات()

ضدّیت فلسفة اسلام و روح ایمان با كاهش جمعیّت




علّامه آیت الله سیّد محمّدحسین حسینی طهرانی(ره)

كاهش جمعیّت، به هر نحو که باشد، از ترس فقر و مشكلات زندگی، ضدّ فلسفة اسلام و روح ایمان است.
«و در آسمان‌هاست روزی شما و چیزهایی كه به شما وعده داده شده است، پس قسم به پروردگار آسمان و زمین، آن حقّ است به مثل همین گفتار و سخنی كه بر سر زبانتان دارید!.»1

یعنی روزی و جمیع مواعید الهی، همه در آسمان به طور حتم و یقین وجود دارد و قطعیّت آن بدون شبهه و تردید می‌باشد، در روزی ابداً نباید كسی به خود شكّی راه دهد.
«و هر كس از خدا پروا  كند [خدا] برای او راه بیرون ‏شدنی قرار می‏دهد و از جایی كه حسابش را نمی‏كند به او روزی می‏رساند و هر كس بر خدا اعتماد كند او برای وی بس است‏. خدا فرمانش را به انجام ‏رساننده است. به راستی خدا برای هر چیزی اندازه‏ای مقرّر كرده است.» 2

در این آیة مبارك با اختصارش 5 قانون فلسفی الهی گنجانیده شده است:
1. كسی كه تقوا پیشه كند، كارش به بن‌بست برنمی‌خورد و همیشه مفرّی خواهد داشت؛
2. از طریقی كه اصلاً نمی‌پندارد و به گمانش نمی‌رسد، خدا به او روزی می‌رساند؛
3. كسی كه خدا را در امور خود وكیل بگیرد، خدا برای وی كافی است و به جای وی می‌نشیند؛
4. خداوند پیوسته به امر و اراده و خواست خود می‌رسد و چیزی نمی‌تواند او را برگرداند؛
5. خداوند برای هر چیز، اندازه و مقداری معیّن قرار داده است كه کم و بیش نخواهد شد.
«و چه بسیار جاندارانی كه نمی‏توانند متحمّل روزی خود شوند. خداست كه آنها و شما را روزی می‏دهد و اوست ‏شنوای دانا.» 3
در این آیة شریف به وضوح بر این موضوع تصریح می‌شود كه روزی جمیع جنبندگان و انسان از توان آنها بیرون است.
«خدا نسبت به بندگانش مهربان است، هر كه را بخواهد روزی می‏دهد و اوست نیرومند غالب.»

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 12 مرداد 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: فرهنگی و اجتماعی،     | نظرات()

سندرم سیاه‌ نمایی در سینمای شبه روشنفکری

گروه فرهنگی- سنتی در سینمای ایران مدت هاست که رواج دارد؛ عده ای  گمان می کنند که اگر فیلم سیاه با مایه هایی از تلخی و یاس بسازند، مایه هنری فیلم شان بالا می رود. این مسئله امسال با "هیچ" شروع شد و حالا به "هفت دقیقه تا پاییز" و "كیفر" رسیده است.
 
البته گاه نمی توان منكر ساختار مناسب تكنیكی، بازی های در خشان بازیگران و یا توانایی فنی كارگردانان شد اما تم مشترک بسیاری از فیلم های روی پرده در هفته های اخیر وی یا فیلم های در حال اکران نشانگر شیوع این امر است. در این فیلم ها، داستان ها مایوس كننده و بدون پایان و مبهم هستند، رنگ كمترین نقش را در تصاویر دارد، عموما همه چیز چرك مرده و خاكستری است و شخصیت های داستان رو به نابودی می روند و نابود می شوند.
 
"هفت دقیقه تا پاییز" یكی از فیلم هایی كه هم اكنون در حال اكران است نیز همین حالت را دارد، اضطراب، خیانت زن به شوهر،‌كشته شدن فرزند به بد ترین صورت، صاحبخانه هوسران و ...در طول فیلم ما هیچ وجه مثبت و نیكی نمی بینیم.
 
همه چیز به بدترین شكل ممكن پیش می‌رود و زندگی رو به قهقراست. تلاش مرد خانواده به هیچ جا راهی نمی برد و دنیا تیره و تار است و همه دیوارها بر سر شخصیت های اصلی داستان آوار می شود و ما در پایان یك فیلم هنری دیده ایم.
 
چهل سالگی دیگر فیلمی است كه از این فضا" رنج می برد" و مخاطب را هم رنج می دهد. باز هم خیانت دستمایه است، زنی در فضایی سرد زندگی میكند، همسرش نمیداند چه می خواهد و مدام در رنج و عذاب است او در مانده است و در پایان ابهام... باز هم باید بگوییم كه یك فیلم هنری دیدیم!
 
"كیفر" را بررسی كنیم، همه به هم خیانت می كنند و از هم دیگر می‌دزدند، برادر به خواهر رحم نمی كند ناموس پرستی دروغ است، برادری معنایی ندارد همه شخصیت های فیلم تا خرخره در لجن هستند و به قول یكی از شخصیت ها كثیف اند. ایرانی ها دغل باز و كلاهبردارند و ... اما باز هم در پایان ما یك فیلم هنری دیدیم...
 
اما باید آغازگر این سندرم در سال 89 را فیلم "هیچ" ساخته عبدالرضا كاهانی دانست: مردی كه از پرخوری رنج می برد، همه با او به بدترین شكل ممكن رفتار می كنند و او را دست می اندازند. شخصیت های داستان از جزئی ترین تا اصلی ترین آنها سود جو، عصبی، پرخاشگر، ابله، حسود و ... هستند. پستی و دنائت از سر و روی فیلم هیچ می بارد، همه چیز از هم می پاشد و شخصیت ها یا در سراشیبی نیستی قرار می گیرند و یا خودكشی می‌كنند و یا دچار فحشا می شوند.
 
اینها نمونه هایی شاخص از فیلم های روی پرده هستند. اما اینکه کارگردان ما برای اثبات هنری بودن و هنری جلوه دادن خود رو به سوی نشان دادن هر تباهی و سیاهی آورده، قطعا ریشه ها و دلایلی دارد.

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 5 مرداد 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: سینما و رسانه، فرهنگی و اجتماعی،     | نظرات()

جشن تولد میلیونی سگ‌های بالای شهر

گسترش الگوهای رفتاری غیر ایرانی که از طریق ماهواره ها و بعضی از ابزارهای فناوری در جامعه نفوذ می یابند باعث شده تا امروزه در کشور به ویژه در شمال تهران شاهد رفتارهای غرب گونه از جمله پرورش و نگهداری جانوان مختلف باشیم.

به گزارش جهان،  این روزها با مدت زمان کوتاهی رفت و آمد در برخی مناطق کشور به ویژه مناطق مرفه نشین و شمالی تهران شاهد تردد افراد در معابر عمومی با برخی حیوانات خانگی از جمله گربه و سگ هستیم. این مساله تا جایی پیش می رود که حیواناتی از جمله مار و یا تمساح های کوچک نیز در دستان جوانان دیده می شود که گاه رعب و وحشت در بین جمعیت ایجاد می کند.

به گفته مجید ابهری، آسیب شناس و متخصص علوم رفتاری، این روزها برخی افراد سگ و انواع مختلف دیگر جانداران از مار پنگتن تا تمساح و ایگو و دیگر جانداران را که باید در باغ وحش ها در مقابل دید همگان قرار بگیرند یا در دل طبیعت آزاد و رها زندگی کنند، به خانه خود آورده و آنها را وسیله ایی برای فخر فروشی خود قرار می دهند. تا آنجا که هر روز افراد سگ در بغل یا در کنار راننده در خودرو یا قدم زنان همراه با فرد در معابر عمومی می بینیم.

به گفته وی همچنین آرایشگاه های ویژه برای تزیین ناخن ها و موهای حیوانات، کیسه های دفع فضولات مخصوص خانه های آپارتمانی وارد شده از کشورهای مختلف و انواع بیسکویت ها و تزیینات دیگر برای سگ ها مشاهده می شود.

بیسکویت سگی که از 5 تا 40 هزار تومان برآورد می شود، دندان گیر، بیسکویت شبیه استخوان و دیگر اقلام خوراکی برای سگ ها از دیگر مواردی است که ابهری به آنها اشاره کرده و می گوید: قیمت سگ ها به نژاد و معروفیت نوع سگ ها بستگی دارد تا انجا که آلبوم های مخصوص برای معرفی آنها تشکیل شده و سگ های مینیاتوری اندازه کف دست و دیگر نژاد سگ ها در آن معرفی شده و به فروش می رسد.

تحقیقات نشان می دهد که امروزه سگ های دو تا پنج میلیون تومانی در بازارها در حال خرید و فروش هستند و پذیرش این موضوع برای جامعه ما که معتقد به ارزش های اخلاقی و دوری از نجاسات و رذائل هستیم کمی دشوار است. این قصه تا جایی می تواند سبب الگوبرداری های غلط در جامعه شود که بعضی از نوجوانان و جوانان والدین خود را برای تهیه اینگونه اقلام تحت فشار قرار می دهند.


پیرو این مطلب بارها نیز مشاهده شده است که در بعضی از محافل خصوصی مسابقه انتخاب زیباترین سگ یا گربه نیز گذاشته شده وافراد زیادی نیز از این موضع استقبال می کنند.

این آسیب شناس اجتماعی معتقد است که در اینکه جانوران همواره با انسان مانوس بوده و در مراحل مختلف مورد استفاده قرار می گرفته اند هیچ مورد شکایت نیست. زیرا که در زلزله، در کشف مواد مخدر و امثال اینها می توان از این جانوران به خوبی استفاده کرد و آنها را در خدمت بشر گرفت. اما هم غذا و همدم شدن با این جانوران و آنها را همراه خود به محافل ومراکز عمومی آوردن جای بحث و تامل فراوان دارد.

ابهری همچنین می گوید: کافی است سری به فروشگاه های شمال شهر تهران بزنیم و قیمت تنقلات این جانواران را بپرسیم که همه آنها از اروپا وارد شده اند. در جامعه ایی که بعضی از افراد به سختی غذای خود را به دست می آورند اینگونه حرکت ها دهن کجی به معیارهای اخلاقی جامعه است و باید مورد بازنگری قرار گیرند.

اما ظاهرا این روزها بازار گرفتن جشن تولد برای سگ ها و حیوانات خانگی نیز از دیگر حرکت های آزاردهنده این افراد تازه به دوران رسیده است تا جایی که میلیون ها تومان صرف هزینه های اینگونه مراسم شده و تولد سگی چند میلیونی درمقابل چشم همگان جشن گرفته می شود.

نوشته شده در تاریخ شنبه 5 تیر 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخبار عمومی، فرهنگی و اجتماعی،     | نظرات()

پروژه نابود سازی مستضعفان

 رسانه‌های عمومی، تربیت شده‌های دانشگاه‌های غربی و سازمان‌های جهانی نیز دست در دست هم به مدد دولت‌هایی آمدند كه دانسته یا ندانسته مأمور كاهش جمعیّت و عقیم‌سازی مسلمانان به نفع سران سازمان‌های مخفی و استكبار جهانی بودند. از همین طریق، در سال 1371 (مطابق خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران 28/7/71) ایران در میان 75 كشور در حال توسعه، در زمینة كنترل جمعیّت در بالاترین رده قرار گرفت.

 

 

طیّ پانزده سال گذشته از طریق منشورات و سایت‌های وابسته به مؤسّسة فرهنگی موعود، دفتر مباحثی گشوده شد كه در ابتدای امر گلایه‌هایی را از سوی برخی مؤمنان و مجامع مهدوی فعّال در كشور در پی داشت. رویكرد به مناسبات و معاملات اجتماعی سیاسی، پرسش از عملكرد مسیحیان یهودی و اخیراً گفت‌وگو از طبّ و تغذیه باعث شد تا بعضی گمان كنند از سر ناچاری برای پر كردن صفحات مجلّه یا نادانی در كشف ارتباط مباحث مهدوی با سایر پهنه‌های نظری و عملی ما را به بیراهه كشیده است.

این عزیزان از این نكته غفلت می‌ورزند كه «مهدویّت» جان مایه و روح تفكّر، فرهنگ و تمدّن فردایی است كه از مسیر آن به تمامی دفتر ظلم و بی‌عدالتی فرهنگی و تمدّنی چند هزار ساله بسته می‌شود.

تاریخ فردای بشر، تاریخ دینی است كه با ظهور و حضور ولیّ الله اعظم(ع) تحقّق می‌یابد.

آغاز گفت‌وگوی جدّی از امام مهدی(ع) در آخرین بخش از حیات و تاریخ موذیانة یهودی زده و الحادی غربی، آغاز پشت كردن به همة عناصر فرهنگی و تمدّنی وابسته بدان و روی آوردن به خورشید حقیقت قدسی است كه در آسمان ولایت ائمة دین(ع) می‌درخشد.

سوءتفاهم از آنجا آغاز می‌شود كه نادانسته گفت‌وگوی مهدوی را وسیلة زینت مناسبات فرهنگی و تمدّنی قابل نقد غربی می‌سازیم و گاه به مثابة موادّ افیونی و مخدّر آن را آرامش بخش زندگی این جهانی می‌شناسیم و ارتباط میان ساحات اعتقادی، فرهنگی و تمدّنی را تشخیص نمی‌دهیم.

در ما شیفتگی و مرعوبیّت مانده از عصر قاجار دربارة تجدّد و مدرنیته رخصت تأمّل و پرسش از آنچه كه بشر را به خود مبتلا ساخته نمی‌دهد. گوییا، طعم تجدّد چنان اثر كرده كه ناخودآگاه دوام ارتزاق اكل میته و تأخیر در امر ظهور را طالبیم.

اجازه می‌خواهم به صراحت عرض كنم در میان متدّینین، فضلا، وعّاظ، محقّقان و صاحبان امضا در حوزه‌های فرهنگی، سیاسی، اجتماعی هر كس متوجّه و متذكّر مهدویّت و جایگاه آن در ساحات اندیشه و عمل فردی و جمعی نشده، در ابتدایی‌ترین مراتب شناخت سیر می‌كند، چنان كه به موازات آن، در میان همة گروه‌های سابق‌الذّكر، آنكه دفتر شناخت یهود و كینة دیرینة آن دربارة انسان و ادیان را ورق نزده، قادر به درك آنچه بر سر بشر آمده و باعث دوری از دینداری و تداوم غیبت ولیّ خدا در میان مردم شده نیست.
آنكه به درستی و از روی درد و دریافت به حوزة گفت‌وگوی مهدوی وارد شود به دومی نیز می‌رسد و در مقابل، آنكه به درستی و از روی درد و دریافت به حوزة گفت‌وگو از خصم دیرین بشر؛ یعنی یهودیّت صهیونیستی برسد، لاجرم در كشف راه برون رفت از بحران به مهدویّت می‌رسد. از همین جاست كه عرض می‌كنم این دو موضوع، چونان دو بال پرنده، چونان در اصل «تبرّی و تولّی» با هم قابل طرح‌اند و باعث باز شدن چشم سر و دل بر واقعیّت‌های جاری و حقایق مكتوم می‌شوند.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 30 خرداد 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: فرهنگی و اجتماعی،     | نظرات()

از زندگی چه می‌خواهید؟

 ملّاصدرا می‌گوید :
خداوند بی‌نهایت است و لامكان و بی‌زمان
امّا به قدر فهم تو كوچك می‌شود
و به قدر نیاز تو فرود می‌آید و به قدر آرزوی تو گسترده می‌شود،
و به قدر ایمان تو كارگشا می‌شود،
و به قدر نخ پیرزنان دوزنده باریك می‌شود،


و به قدر دل امیدواران گرم می‌شود...
پــدر می‌شود، یتیمان را و مادر..
برادر می‌شود، محتاجان برادری را.  
همسر می‌شود، بی همسر ماندگان را. 
طفل می‌شود، عقیمان را.
امید می‌شود، ناامیدان را.  
راه می‌شود، گم‌گشتگان را.
نور می‌شود، در تاریكی ماندگان را.  
شمشیر می‌شود، رزمندگان را. 
عصا می‌شود، پیران را.
عشق می‌شود، محتاجانِ به عشق را...
خداوند همه چیز می‌شود، همه كس را.
 به شرط اعتقاد؛ به شرط پاكی دل؛ به شرط طهارت روح؛
به شرط پرهیز از معامله با ابلیس.
بشویید قلب‌هایتان را از هر احساس ناروا!
و مغزهایتان را از هر اندیشة خلاف،
و زبان‌هایتان را از هر گفتار ِناپاك،
و دست‌هایتان را از هر آلودگی در بازار...
و بپرهیزید از ناجوانمردی‌ها، ناراستی‌ها، نامردمی‌ها!
چنین كنید تا ببینید كه خداوند، چگونه بر سفرة شما، با كاسه‌ای خوراك و تكّه‌ای نان می‌نشیند و  بر بندتاب، با كودكانتان تاب می‌خورد و در دكّان شما كفه‌های ترازویتان را میزان می‌كند،
و «در كوچه‌های خلوت شب با شما آواز می‌خواند»
مگر از زندگی چه می‌خواهید؟!
كه در خداییِ خدا یافت نمی‌شود، كه به شیطان پناه می‌برید؟
كه در عشق یافت نمی‌شود، كه به نفرت پناه می‌برید؟
كه در سلامت یافت نمی‌شود، كه به خلاف پناه می‌برید؟
قلب‌هایتان را از حقارت كینه تهی كنید و با عظمت عشق پر كنید.
زیرا كه عشق چون عقاب است. بالا می‌پرد و دور...
بی‌اعتنا به حقیران ِ در روح.
كینه چون لاشخور و كركس است.
كوتاه می‌پرد و سنگین. جز مردار به هیچ چیز نمی‌اندیشد.
بـرای عاشق، ناب‌ترین، شور است و زندگی و نشاط.
برای لاشخور، خوب‌ترین، جسدی‌ است متلاشی ...


ماهنامه موعود شماره 111

نوشته شده در تاریخ شنبه 25 اردیبهشت 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: فرهنگی و اجتماعی،     | نظرات()

ایران اسلامی، كانون عنایت الهی

 دربارة علل و عوامل ظاهری و مادی انقلاب اسلامی، تاكنون فراوان سخن گفته‌اند؛ اما جا دارد دربارة ابعاد ناشناخته و پنهان این جنبش تاریخ‌‌ساز، كه رهبر فقید انقلاب، آن را انفجار نور و معجزة الهی ­نامید‌ نیز، تحقیقات شایسته‌ای انجام گیرد. شواهد و دلایل بسیاری وجود دارد كه نشان‌ می‌دهد در طول این انقلاب عظیم، امدادهای غیبی به گونه‌ای شفاف و اطمینان‌بخش، پشتیبان ملت و كشور ایران بوده و آن تحرّك عظیم و بی‌‌سابقه را موجی از الطاف بی‌كران خداوند و اولیای معصوم(ع) به ویژه حضرت امام مهدی(ع) حمایت می‌كرده است.



انقلاب اسلامی ایران، به رهبری امام خمینی(ره) از حوادث كم‌‌نظیر تاریخ این مرز و بوم است كه توانست رژیم پهلوی را، كه قدرت‌های بزرگ شرق و غرب، مدافع آن بودند و تا بنِ دندان، مسلح بود، به گورستان تاریخ فرستد و بساط كهنة شاه و شاه‌بازی را برای ابد از این كشور بیرون بریزد.

دربارة علل و عوامل ظاهری و مادی انقلاب اسلامی، تاكنون فراوان سخن گفته‌اند؛ اما جا دارد دربارة ابعاد ناشناخته و پنهان این جنبش تاریخ‌‌ساز، كه رهبر فقید انقلاب، آن را انفجار نور و معجزة الهی ­نامید‌ نیز، تحقیقات شایسته‌ای انجام گیرد. شواهد و دلایل بسیاری وجود دارد كه نشان‌ می‌دهد در طول این انقلاب عظیم، امدادهای غیبی به گونه‌ای شفاف و اطمینان‌بخش، پشتیبان ملت و كشور ایران بوده و آن تحرّك عظیم و بی‌‌سابقه را موجی از الطاف بی‌كران خداوند و اولیای معصوم(ع) به ویژه حضرت امام مهدی(ع) حمایت می‌كرده است.

مكاشفات، رؤیاها و پیشگویی‌های شگفت، كه در طول سال‌های سرد و سیاه ستم‌‌شاهی برای اهل دل، رخ می‌داد، به ویژه تحوّل روحی شگرفی كه در دوران نهایی انقلاب، یعنی سال 1356 به بعد، بین اقشار گوناگون ملت ایران پدید آمد، همگی كاشف از آن است كه عوامل غیبی و نهانی، همپای علل و اسباب ظاهری ـ بلكه مقدم بر آن ـ نقش مهمی را در پیشبرد جنبش انقلابی، ایفا كرده است.

در برخی نوشته‌های امام راحل(ره) در سال‌های خفقان‌بار شاهنشاهی، آثار امید به فرج در آینده‌ای نزدیك را می‌توان دید. نامه‌هایی كه امام در 19 خرداد 1345 (19صفر 1386 ق) به شهید آیت‌الله سعیدی و دیگران نگاشت، شاهد روشن این مدّعاست.

با همین نگاه و نگرش بود كه رهبر فقید انقلاب، ماه‌ها پیش از بهمن سال 57، اطمینانی عجیب به پیروزی جنبش و سرنگونی رژیم داشت و به این و آن می‌فرمود: «شاه رفتنی است. به فكر روزها و اقتضائات پس از پیروزی باشید» و این در حالی است كه هنوز هیبت و هیمنة رژیم شكسته نشده بود و كسانی مانند مهندس بازرگان، به مبارزة گام به گام با حكومت پهلوی و تسخیر كرسی‌‌های مجلسِ شورا می‌اندیشیدند.

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 10 آذر 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: فرهنگی و اجتماعی،     | نظرات()

دروغ بزرگ

اشاره:
یكی از راه‌كارهای كهنه و رایج جبهة تفرقه برای تقویت دشمن، تهمت زدن به دوستان و رواج تصوّرات بی‌اساس در قالب «شایعه» است؛ چون هم‌گرایی و وحدت، همیشه به ضرر دشمن بوده است، بازار شایعه و «اِفك» از زمان پیامبر(ص) تا امروز، همواره گرم بوده است.

كافر معرفی كردن مسلمانان، یكی از مهم‌ترین شایعات در دهه‌های اخیر بوده است. جریان تفرقه می‌كوشد، برای ضعیف كردن جهان اسلام، شیعیان را «رافضی»های كافر و اهل سنّت را «ناصبی»های كافر معرفی كند! به همین منظور، نوشتار پیش رو به ردّ این القای موذیانه پرداخته است.

مقاومت؛ در ایران، ناصبی و در فلسطین، رافضی!

همگراییِ اسلامی میان شیعیان و اهل سنّت برای آزادسازی قبلة نخست مسلمانان، باعث شده صهیونیست‌ها تحرّكات تفرقه‌افكنانة خود را بیشتر كنند. از سویی فلسطینیان را از خطر «گسترش تشیّع در فلسطین» تخریب كنند و از سوی دیگر به ایرانیان و شیعیان این‌گونه تلقین كنند كه فلسطینی‌ها، ناصبی و دشمن اهل بیت(ع) هستند كه نه تنها نباید به آنان كمك كرد؛ بلكه این ارادة خداست كه ظالمان را به جان ظالمان بیندارد و توسط یهود، فلسطینیان ناصبی بدتر از یهود از بین بروند!

هدف روشن است: ایجاد فشار مذهبی در میان مردم و تخریب چهرة مجاهدان. به همین دلیل، همان كسانی كه در ایران، ناصبی معرفی می‌شوند، در فلسطین به عنوان گسترش‌دهندگان تشیّع و خطری برای اهل سنّت، ملامت می‌شوند!

برای مثال، سایتی ضدّ شیعی به نام «الحقیقه» به شكل تخصصی، شیعه‌هراسی و ایران‌هراسی را در فلسطین دنبال می‌كند و تلاش دارد شیعیان را دشمنان مسجدالاقصی معرفی كند. برای مثال، در ضمن مقاله‌ای با نام «التغلغل الشیعی فی فلسطین» با ذكر برخی شواهد كلّی كه گویای پیوند فكری مجاهدان فلسطینی با ایران و اندیشة امام خمینی است، نتیجه گرفته كه جنبش جهاد اسلامی، مسئول گسترش تشیع در فلسطین بوده و این جنبش، برای فلسطین خطرناك معرفی شده است.

شبهه‌ای 40 ساله

شهید مطهری در سال 1394 سخنانی داشته‌اند كه در كتاب «آشنایی با قرآن»1 آمده است: «یك وقتی شایع بود و شاید هنوز هم در میان بعضی‌ها شایع است. یك وقتی دیدم یك كسی می‌گفت: این فلسطینی‌ها ناصبی هستند. ناصبی یعنی دشمن علی(ع). ناصبی غیر از سنّی است. سنّی یعنی كسی كه خلیفة بلافصل را ابوبكر می‌داند و علی(ع) را خلیفة چهارم می‌داند و معتقد نیست كه پیغمبر شخصی را بعد از خود به عنوان خلیفه نصب كرده است. می‌گوید پیغمبر كسی را به خلافت نصب نكرد و مردم هم، ابوبكر را انتخاب كردند. سنّی برای امیرالمؤمنین احترام قائل است؛ چون او را خلیفة چهارم و پیشوای چهارم می‌داند و علی را دوست دارد. [امّا] ناصبی یعنی كسی كه علی را دشمن می‌دارد. سنّی مسلمان است؛ ولی ناصبی كافر است، نجس است. ما با ناصبی نمی‌توانیم معاملة مسلمان بكنیم.

حال یك كسی می‌آید، می‌گوید این فلسطینی‌ها ناصبی هستند. آن یكی می‌گوید. این به آن می‌گوید. او هم یك جای دیگر تكرار می‌كند و همین‌طور. اگر ناصبی باشند، كافرند و در درجة یهودی‌ها قرار می‌گیرند. هیچ فكر نمی‌كنند كه این، حرفی است كه یهودی‌ها جعل كرده‌اند. در هر جایی، یك حرف جعل می‌كنند برای اینكه احساس همدردی نسبت به فلسطینی‌ها را از بین ببرند. می‌دانند مردم ایران شیعه‌اند و شیعه، دوستدار علی و معتقد است هر كس دشمن علی باشد كافر است؛ برای اینكه احساس همدردی را از بین ببرند، این مطلب را جعل می‌كنند.

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 10 آذر 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: فرهنگی و اجتماعی،     | نظرات()