ضرب المثل های قرآنی

قرآن کریم

اول رفیق، دوم طریق

وَ إِذْ قالَ مُوسى لِفَتاهُ لا أَبْرَحُ حَتّى أَبْلُغَ مَجْمَعَ الْبَحْرَینِ أَوْ أَمْضِی حُقُبًا كهف/60؛

و چنین بود كه موسی به شاگردش ( دوستش) گفت: دست از سیر و طلب بر ندارم تا به مجمع البحرین برسم، یا آنكه روزگارانی دراز راه بپیمایم.(خرّم)

وَ اجْعَلْ لی وَزیرًا مِنْ أَهْلی طه/29؛

و برای من دستیاری از كسانم قرار ده (فولادوند)

... فَأَرْسِلْ إِلى هارُونَ شعراء/13؛

(برادرم) هارون را نیز رسالت ده (تا مرا یاری كند)! (مكارم)

 

از كوزه همان برون تراود كه در اوست

... وَ لا یلِدُوا إِلاّ فاجِرًا كَفّارًا نوح/27؛

و جز نسلی فاجر و كفّار به وجود نمی‌آورند. (مكارم)

.. قَدْ بَدَتِ الْبَغْضاءُ مِنْ أَفْواهِهِمْ وَ ما تُخْفی صُدُورُهُمْ أَكْبَرُ.. آل‏عمران/118

دشمنی از دهان (و كلام) شان آشكار شده، و آنچه در دلهایشان پنهان می‌دارند، از آن مهم‌تر است.(مكارم)

... كُلُّ یعْمَلُ عَلى شاكِلَتِهِ ... إسراء/84

هر كس طبق روش و (خلق و خوی) خود عمل می‌كند. (مكارم)

 

از فردا كسی خبر ندارد

... وَ ما تَدْری نَفْسٌ ما ذا تَكْسِبُ غَدًا وَ ما تَدْری نَفْسٌ بِای أَرْضٍ تَمُوتُ ... لقمان/34؛

و هیچ‌كس نمی‌داند فردا چه به دست می‌آورد، و هیچ كس نمی‌داند در چه سرزمینی می‌میرد؟ (مكارم)

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 10 شهریور 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: قرآن كریم،     | نظرات()

قرائت قرآن با صدای رهبر فرزانه انقلاب

مقام معظم رهبری

آنچه می شنوید قرئت سور مبارکه حمد و بقره (آیات 21_1)است که توسط مقام معظم رهبری زید عزه در سال 1362طی مراسم افتتاح رادیو قرآن تلاوت شده است.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 1 شهریور 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: قرآن كریم،     | نظرات()

آیه‌ی "منسوخ التلاوه"!

در برخی کتاب های برادران اهل سنت مانند صحاح و مسانید، آیه ای است به نام « آیه رجم » که سبک جمله بندی اش، حاکی از مجعول بودن آن است ولی نویسندگان صحاح آن را جزو قرآن دانسته و از عمربن خطاب چنین نقل می کنند که او گفت: « لولا أنّی أخاف أن یقال: زاد عمر فی القرآن، أثبت هذه الآیة فإنّا کنّا نقرأها علی رسول الله ( صلّی الله علیه وآله ): الشیخ و الشیخة إذا زنیا فارجموهما ألبتة بما قضیا من الشهوة، نکالاً من الله والله عزیز حکیم » . ( 1 )

قرآن مجید

محققان اهل سنت، که قرآن را از هرنوع تحریف مصون می دانند، در برابر این روایت و نظایر آن انگشت تعجب به دندان گرفته و راه چاره ای اندیشیده اند و گفته اند: این آیه و نظایر آن، از قبیل آیات « منسوخ التلاوة » است ؛ یعنی روزگاری جزو قرآن بوده لیکن بعدها تلاوت آن منسوخ گردیده است، هرچند مضمون آن به قوت خود باقی است ؛ زیرا رجم شیخ و شیخه از احکام قطعی اسلام می باشد .

اکنون در این جا دو مطلب را یادآور می شویم:

1 ـ هرگاه آیه ای ازنظر مضمون، منسوخ نباشد ( چنان که در مورد رجم چنین است ) چرا باید لفظ آن از قرآن حذف شود ؟ ! آیا الفاظ آن در حدّ تحدی نبوده و از نظر فصاحت و بلاغت به پایه آیات دیگر نمی رسید که حذف گردید ؟ اگر چنین بود، چرا از اول فرود آمد و اگر واجد شرایط اعجاز بود چرا حذف گردید .

اگر مضمون آیه منسوخ شده بود، می شد برای حذف آن مجوّزی ساخت ولی فرض این است که معنای آیه به قوّت خود باقی است و لفظ آن حذف شده است و این نوعی تحریف ناپسندی است که عقل و خرد آن را صحیح نمی داند .

چیزی که محققان را بر این کار واداشته، آن است که صحیح بخاری در نزد آنان، بسان کتاب الهی خدشه پذیر نیست ! اگر آنان به خود اجازه می دادند که این کتاب نیز مانند دیگر کتاب های بشری خدشه پذیر باشد، رد روایت آسان تر از آن است که به مسأله منسوخ التلاوة پناه ببرند و درحقیقت از زیر باران برخیزند و زیر ناودان قرار گیرند !

فرض کنیم که منسوخ التلاوة اصلی است صحیح، چرا روایات تحریف را، که در کتب شیعه وارد شده، از این طریق تصحیح نمی کنید .

قرطبی ( ت671 ) در تفسیر خود « الجامع لأحکام القرآن »، در اول سوره احزاب می نویسد: این سوره دارای 73 آیه است، سپس اضافه می کند:

« و کانت هذه السورة تعدل سورة البقرة و کانت فیها آیة الرجم ؛ « الشیخ و الشیخة إذا زنیا فارجموهما ألبتة نکالاً من الله والله عزیز حکیم ! » ذکره أبوبکر الأنباری عن أبیّ بن کعب » . ( 2 )

در برخی کتاب های برادران اهل سنت مانند صحاح و مسانید، آیه ای است به نام « آیه رجم » که سبک جمله بندی اش، حاکی از مجعول بودن آن است ولی نویسندگان صحاح آن را جزو قرآن می دانند.

این سوره در آغاز و به هنگام نزول، به اندازه سوره بقره بود ( 286 آیه ) و آیه رجم که می گوید: « اگر مرد و یا زنِ پیر زنا کردند، آن دو را سنگسار کنید، این انتقامی است از خدا، خدا قدرتمند و حکیم است ! » در آن بود .

و آنگاه از عایشه نقل می کند که سوره احزاب در عصر پیامبر 200 آیه بود، ولی هنگام نوشتنِ قرآن، جز بر آیات موجود ( 73 آیه ) دست نیافتند ! ( 3 )

قرطبی سپس دست و پا زده است تا با حفظ صحّت حدیث، آن را بدین صورت که: « این آیات پس از نزول به امر الهی، به سوی او بازگشته است » توجیه کند .

شکی نیست که این اخبار کاملاً بی اساس است و نزول آیاتی در حدّ اعجاز و رفع آن، کار حکیمانه ای نیست، به خصوص اگر معانی آن از رسمیت برخوردار باشد . حالا فرض کنید آنچه که آنان می گویند صحیح است، چرا چنین عذری را در روایات شیعه نمی پذیرند ؟ ! شیعه هم حق دارد بگوید آیاتی که به عنوان تحریف در کتب حدیث وارد شده جزء آیات منسوخ التلاوة است و روزگاری جزو قرآن بوده و سپس از آن اخراج شده و مانند آیه رجم در اختیار ما باقی مانده است .

به نظر می رسد که این بحثِ فشرده درباره نفی این تهمت ( تحریف قرآن ) کافی باشد، خوشبختانه علمای محقق ما کتاب های گسترده در نفی این تهمت نوشته اند و در این میان شما می توانید دو کتاب « صیانة القرآن من التحریف » و « التحقیق فی نفی التحریف » را مطالعه کنید .

پی‌نوشت‌هاـــــــــــــــــ

1 ـ صحیح بخاری، ج8، صص 208 ـ 211، باب رجم الحبلی ؛ مسند احمد: ج1، ص23 و ج5، ص132 

2 ـ الجامع لاحکام القرآن، ج14، ص113، تفسیر سوره احزاب .

3 ـ الجامع لاحکام القرآن، ج14، ص113، تفسیر سوره احزاب .

برگرفته از:

در ساحل تقریب، جعفر سبحانی

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 18 مرداد 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: قرآن كریم،     | نظرات()

سیمای انسانی قرآن در قیامت

حضرت امام محمد باقر ـ علیه السّلام ـ فرمود: «قرآن را بیاموزید زیرا قرآن در بهترین صورت‌ها كه مردم دیده‌اند روز قیامت بیاید و مردم در یكصد و بیست هزار صف هستند، كه هشتاد هزار آن صف‌ها از امت محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ است و چهل هزار صف از امت‌های دیگر، پس به صورت مردی در برابر صف مسلمانان در آید و آنها به وی نظر كنند و گویند:

قرآن

 «معبودی جز خدای بردبار و كریم نیست، همانا این مردی از مسلمانان است كه به سیما و صفت، او را بشناسیم جز این‌كه او دربارة قرآن كوشاتر از ما بوده و از این رو درخشندگی و زیبایی و روشنی بیشتری به او داده شده كه به ما داده نشده و سپس از آنها بگذرد تا در صف شهیدان قرار بگیرد، شهداء به او نظر كنند و گویند: معبودی جز خدای پروردگار مهربان نیست، این مرد از شهیدان است كه ما او را به سیما و صفت شناسیم، جز این‌كه او از شهیدان در دریاست و از اینجا به او زیبایی و برتری داده‌اند و به ما نداده‌اند، فرمود: بگذرد تا به صورت شهیدی در برابر صف شهیدان دریا برسد، پس آنان به او نگاه كنند و شگفت آنها بسیار گردد و گویند: این از شهیدان در دریاست كه ما او را به علامت و صفت بشناسیم جز این‌كه آن جزیره كه این مرد در آن شهید شده هولناك‌تر از جزیره‌ای است كه ما در آن گرفتار شدیم.

روی این جهت است كه به او درخشندگی و زیبایی و روشنی بیشتری از ما داده‌اند، پس از آنان بگذرد تا به صف پیامبران و مرسلین برسد، در صورت یك پیامبر مرسل، پس پیامبران به او نگاه كنند و تعجبشان بیشتر گردد.

و گویند: براستی این پیامبر مرسلی است كه ما او را به نشانی و وصفش می‌شناسم جز این‌كه به او برتری بسیاری داده شده است. پس همگی پیامبران گرد آیند و خدمت رسول خدا آیند و از او پرسند و گویند: ای محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ این كیست؟!

فرماید: آیا او را نمی‌شناسید؟ گویند: ما او را نشناسیم، او از آنهایی است كه خدا بر او خشم نكرده است.

پس رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ می‌فرماید: «این حجت خدا بر مردم است. پس سلام كند و بگذرد تا به صف فرشتگان برسد به صورت فرشته‌ای، پس فرشتگان به او نظر كنند و سخت در شگفت روند و چون برتری او را ببینند بر آنها گران آید و گویند: پروردگار ما، این بنده‌ای از فرشتگان است كه او را به نشانی و وصفش بشناسیم جز این‌كه او از نظر مقام و مرتبه نزدیك‌ترین فرشتگان است نزد خدای ـ عزّوجل ـ و از این نظر نور و جمالی دارد كه ما نداریم.

پس بگذرد تا به درگاه ربّ ـ تبارك و تعالی ـ رسد و پای عرش به سجده افتد، خدای او را ندا كند: ای حجت من در زمین و ای سخن راست و گویایم! سر بردار و بخواه تا به تو داده شود و شفاعت كن، تا شفاعتت پذیرفته شود، پس سر بردارد و خدای به او فرماید: بندگان مرا چگونه دیدی؟

عرض كند: بار پروردگارا، برخی از ایشان مرا نگهداری كردند و محفوظ داشتند و چیزی از مرا ضایع نكردند و برخی از ایشان مرا ضایع كردند و حق مرا سبك شمردند و مرا تكذیب كردند، با این‌كه من حجت تو بر تمامی بندگانت بودم.

پس خدای ـ تبارك و تعالی ـ فرماید: به عزت و جلال خودم و مكانت والایم سوگند! امروز بهترین ثواب را به تو بدهم و دردناك‌ترین كیفر را به خاطر تو بدهم. قرآن به صورت مردی رنگ پریده و متغیر كه اهل محشر او را ببینند درآمده و به مردی از شیعیان كه او را می‌شناخته می‌گوید: ای بنده خدا من تو را می‌شناسم پس بدان منم كه تو را به شب بیداری كشیدم و در زندگیت تو را به تعب می‌افكندم، دربارة من ناهنجار شنیدی و رانده در گفتار شدی، آگاه باش كه همانا هر تاجری سود خود را دریافت كند و من امروز پشتیبان و پشت سر تو هستم و گوید: پروردگارا بنده توست و تو به او داناتری كه رنجش دربارة من بود و مواظب بر من، به خاطر من با دشمنانم دشمنی می‌كرد و دوستی و خشمش دربارة من بود.

پس خدای ـ عزّوجلّ ـ فرماید: بنده‌ام را وارد بهشتم كنید و از جامه‌های بهشتی به او بپوشانید و تاج بر سرش نهید و چون با او چنین كنند او را به قرآن نشان دهند و گویند: آیا به آن چه دربارة دوستت رفتار شده خشنود شدی؟ گوید: بار پروردگارا! من اینان را كم شمرم، خیر را درباره‌اشاره افزون كن!

خداوند فرماید: به عزت و جلال و ارتفاع مقامم سوگند امروز به او و هر كه در پایه اوست پنج چیز دهم. آگاه باش! كه ایشان جوانانی باشند كه پیر نشوند، تندرستانی باشند كه بیمار نگردند و توانگرانی باشند كه ندار نشوند و خرسندانی باشند كه غمگین نشوند و زنده‌هایی باشند كه نمی‌میرند.»*

______________

نوشته ی: عباس ملاتقی

*اصول كافی، ص 394 ـ 397، 400، 401


شکوری

نوشته شده در تاریخ شنبه 10 مرداد 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: قرآن كریم،     | نظرات()

مقام قرآن

 

قرآن

مجموعه مقالات در خصوص دریافتی آگاهانه از نیاز انسان به راهنمایی از جانب خالق و لزوم دوری از تحریف و نقص در کتب آسمانی و شناسایی قرآن به عنوان معجزه و توان تحدی و دفاع جاویدان از مقام خود توسط قرآن :

قرآن

انسان

قرآن

عقل و حی

قرآن

علم و دین

قرآن

دین شناسی

قرآن

اسناد جاویدان

قرآن

کدام دین

قرآن

اسلام و محمد (ص)

قرآن

معجزه جاویدان

قرآن

هدایت گر نسل ها

قرآن

قصص قرآن

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 25 تیر 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: قرآن كریم،     | نظرات()

خیانت جبرییل امین، شعار یهودیان

فرشتهُقلْ مَنْ كَانَ عَدُوًّا لِجِبْرِیلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلَى قَلْبِكَ بِإِذْنِ اللَّهِ مُصَدِّقًا لِمَا بَینَ یدَیهِ وَهُدًى وَبُشْرَى لِلْمُؤْمِنِینَ

(آنها می‌گویند: «چون فرشته‌ای که وحی را بر تو نازل می‌کند، جبرئیل است، و ما با جبرئیل دشمن هستیم، به تو ایمان نمی‌آوریم!») بگو: «کسی که دشمن جبرئیل باشد (در حقیقت دشمن خداست) چرا که او به فرمان خدا، قرآن را بر قلب تو نازل کرده است؛ در حالی که کتب آسمانی پیشین را تصدیق می‌کند؛ و هدایت و بشارت است برای مؤمنان.»

«البقرة/97»

 

استاد جعفر سبحانی در کتاب گرانسنگ در ساحل تقریب می نویسد:

« یکی از موانع تقریب ، ناآگاهی فرق اسلامی از عقاید همدیگر است؛ ناآگاهی که همراه با یک رشته تهمت ها و ناروایی ها است ، مسلماً چنین ناآگاهی مایه خصومت و دوئیت خواهد بود .

اکنون در اینجا نمونه هایی را یادآور می شویم تا پایه تأثیر این جهل بر تفرقه و دو دستگی روشن شود:

در سال 1336 به زیارت خانه خدا مشرف شده بودم و در بازار مکه وارد مغازه ای شدم تا چیزی به عنوان سوغات تهیه کنم، اتفاقاً صاحب آن نیز از قبل با من آشنا بود . او در صدد بود از عقاید من آگاه شود ، از این رو پرسید : شما شیعیان بعد از نماز با حرکت دادن دست های خود ، چه می گویید؟

گفتم : می گوییم : الله اکبر ، الله اکبر ، الله اکبر .

او با شگفتی گفت: من شنیده ام که شما سه بار می گویید : خان الأمین!

جایی که پایه اطلاع یک تاجر مکی ، که هر سال با هزاران شیعی سر و کار دارد ، این باشد ، باید دید پایه اطلاعات دور افتادگان از این مکتب چگونه است ؟ !

باید دانست که جمله « خان الأمین » شعار یهودیان است که می گویند جبرئیل امین خیانت کرد و نبوّت را که از آن آل اسحاق بود به آل اسماعیل تفویض کرد و از این جهت جبرئیل را دشمن می شمارند و شعار خان الأمین سر می دهند .

متأسفانه این شعار ناروا که ساخته اندیشه ناپاک یهود است ، به شیعه نسبت داده می شود . ( 1 )

* باز در همان سال یکی از مدرسان حرم شریف که به منزل او وارده شده بودم ، به دیدنم آمد و پس از مذاکراتی پرسید :

« هَلْ لِلشیعَة تَأْلیف ؟ » ؛ « آیا شیعه کتابی دارد ؟ »

گفتم : یالَلأسف ، شخصی در امّ القرای اسلام به سر می برد ولی تا این حد از فرهنگ شیعه ناآگاه است . در حالی که روزگاری مکه و مدینه مرکز شیعه بود ( 2 ) و سالیان درازی حاکمان مکه را شرفا تشکیل می داده اند که بر مذهب شیعه زیدی و یا امامی بودند ، ولی تبلیغات سوء آن چنان اثر نهاده که مدرس حرم از اصالت شیعه تا این حد ناآگاه است که حتی نام کتب شیعه را نشنیده است ! مقداری با او سخن گفتم و چند کتابی که در اختیارم بود تقدیمش کردم .»

پی‌نوشت‌ها_______

1 ـ تفسیر رازی ، ج 1 ، تفسیر آیه { قُلْ مَنْ کَانَ عَدُوّاً لِجِبْرِیلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلَی قَلْبِکَ بِإِذْنِ اللهِ } بقره : 97

2 ـ ابن حجر در مقدمه کتاب « الصواعق المحرقه » علل نگارش کتاب خود را چنین می نویسد: «ثمّ سئلت قدیماً فی اقراءه فی رمضان سنة 950 هـ . بالمسجد الحرام لکثرة الشیعة و الرافضة و نحوهما بمکة المشرفة أشرف بلاد الإسلام .» ( صواعق المحرقه ، ج 3 ) .


تنظیم برای تبیان: گروه دین و اندیشه_شکوری

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 24 تیر 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: قرآن كریم،     | نظرات()

بنی ‌اسرائیل به روایت قرآن


«... مسأله یهود در دنیای امروز، خصوصاً به شكلی كه در آمریكا و اسراییل جلوه‌گر شده،‌مسأله تازه‌ای نیست و سوابق دیرینه‌‌ای دارد. شكی نیست كه این مسأله در دوران ما ابعاد بسیار وسیعی یافته و به اشكال بی‌سابقه و متنوعی ظاهر شده است، اما ریشه‌ها و علل بروز آن در تصویری كه قرآن كریم از قوم یهود ارائه می‌دهد قابل جستجوست. بسیاری از خصایص و ویژگی‌هایی كه قرآن كریم به قوم یهود نسبت می‌دهد در جهان امروز به صورت مكاتب گوناگون فكری، فلسفی، سیاسی و اقتصادی درآمده و در قالب نظامهای حكومتی و نهادها و سازمانهای ملی و بین‌المللی استقرار یافته است.

شرایع الهی و تعالیم انبیاء علیهم‌السلام در دوران كنونی یا مسخ و تحریف شده و یا به كلی نفی و تكذیب گردیده است و دنیاپرستی و مادیگرایی، در اشكال مختلف سیانتیسم، كاپیتالیسم، سوسیالیسم، اومانیسم، لیبرالیسم و هزاران ایسم دیگر، جایگزین آن شده است. نظام فاسد سرمایه‌داری با استفاده از مؤسسات بانكی و تراستهای عظیم بین‌المللی، كنترل شریانهای اقتصادی و به تبع آن نظامهای سیاسی و حكومتی را در كشورهای مختلف به دست گرفته و جهان را به سوی مقاصد استكباری خود سوق می‌دهد. جنگ و صلح، شكوفایی اقتصادی و صنعتی، فقر و قحطی و عقب‌ماندگی، تحولات سیاسی و اجتماعی و جریانهای فرهنگی و هنری، رسانه‌های ارتباطی و خبری و افكار عمومی ... همه و همه به شكلی با این شبكه‌ی جهانی مرتبط بوده و از آن تأثیر می‌پذیرد.

اسلام، یگانه حقیقت زنده و پویای جهان، آماج كینه‌ها و خصومتها قرارگرفته و روزی نیسته كه خون پاك مسلمانان به تیغ دشمنان دین خدا، بر خاك جاری نشود. از پس سیمای كنونی جهان، خطوط اصلی چهره‌ی یهود را آن گونه كه قرآن كریم ترسیم نموده می‌توان دید، حتی اگر نقاب حقوق بشر و نظم نوین جهانی را بر چهره داشته باشد...» 1

شاید برای عده‌ای شگفت‌ باشد كه در قرآن به آداب و اوصاف و اعمال و به طور خلاصه سرگذشت «یهود» یا «بنی‌اسرائیل» به نسبت بیش از دیگرا قوام و امتها اشاره شده است. 2

راستی! چرا خداوند متعال در قرآن كریم برای هدایت و عبرت خلق، بیش از همه اقوام و امتها، به اوصاف و شیوه‌های رفتاری یهود اشاره فرموده و از آنها مثال آورده است؟

بنی‌اسرائیل از تمام امتها لجوج‌تر و كینه‌توزتر بودند و در برابر حق، سركشی بیشتری داشتند؛ چنانكه كفار عرب كه پیغمبر (ص) مبتلا به ‌آنها بود، نیز چنین اوصافی را دارا بودند.

اوصاف و شیوه‌های رفتاری یهود چگونه بود كه این همه درباره‌ی آن تذكر داده شده است؟ مهمتر از همه علت و منشاء اصلی و باطنی اوصاف و اعمال بنی‌اسرائیل چیست و چه بوده است؟

مرحوم علامه طباطبایی درباه‌ی علت كثرت اشاره به یهود و بنی‌اسرائیل در قرآن، نوشته است:

بنی‌اسرائیل از تمام امتها لجوج‌تر و كینه‌توزتر بودند و در برابر حق، سركشی بیشتری داشتند؛ چنانكه كفار عرب كه پیغمبر (ص) مبتلا به ‌آنها بود، نیز چنین اوصافی را دارا بودند. 3

خصایص و ویژگی‌های قوم یهود ـ آنچنان كه در قرآن كریم اشاره شده، در ردیف بدترین و زشت‌ترین رفتار و صفاتی است كه ممكن است انسان یا قومی در زندگی دنیایی خویش داشته باشد.

ابراز علاقه و گرایش به بت‌پرستی، به عنوان ویژگی بارز یهود در قرآن بیان شده است:

به موسی گفتند ای موسی، معبودی مانند معبودهای اینان (این بت‌پرستان) برای ما درست كن.4

عصیان و سرپیچی در مقابل پیامبران و دستورات الهی، رفتار بسیار ناپسند و مذمومی است كه به اعتقاد مفسرین و دانشمندان معارف دینی مختص قوم یهود است. داستان «گاو بنی‌اسرائیل»5 در قرآن نمونه‌ی بسیار روشن و آشكاری است كه این گفته را تائید می‌كند.

نكته حائز اهمیت و بسیار حیرت‌انگیز در این ‌آیات، نه فقط قصه گاو بنی‌اسرائیل و معجزه الهی مبنی بر زنده كردن مقتول و مشخص كردن قاتل یهودی و نیز سركشی و لجبازی و ناسازگاری بنی‌اسرائیل در مقابل اوامر الهی، بلكه بیش از همه سخت‌سری و سنگدلی و قساوت قلبی یهود است كه در قرآن با صریح‌‌ترین بیان و عبارت در آیه 74 سوره بقره آمده است:

پس [از دیدن این معجزه‌ی بزرگ نیز] سخت دل شدید كه دلهایتان چون سنگ بلكه سخت‌تر از آن شد. زیرا بسا سنگها می‌شكافد و آب از آن بیرون می‌ریزد و بعضی از آنها از ترس خدا فرو می‌ریزد و خدا از آنچه انجام می‌دهید غافل نیست.

تكذیب رسالت انبیاء و حتی كشتن پیغمبران الهی از دیگر افعال و ویژگی‌های مذموم یهود است كه در آیات متعددی به آنها اشاره شده است.

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 9 تیر 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: قرآن كریم،     | نظرات()

رابطه ایمان و شکاکیت در پرتو قرآن

ایمان و چالشهای معاصر(4)

ایمان

براستی ایمان چه نسبتی با شك و شكاكیت دارد؟ آیا تعابیری نظیر «الَّذِینَ یَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاقُوا رَبِّهِمْ»؛[1] یا «فَمَنْ كانَ یَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً»؛[2] در قرآن كریم مؤید این نظر نیست كه ایمان با شك، دست در آغوش است؟

 

پاسخ به این پرسش در دو مقام صورت می‎گیرد. مقام نخست، تبیین دیدگاه‎های آقایان شبستری، ملكیان و دكتر سروش در باره نسبت ایمان و شكاكیت است. مقام دوم به تحلیل و بررسی اصل مسئله شكاكیت و بیگانگی ایمان با آن خواهد پرداخت.

مقام نخست: دیدگاه‎ها و نقدها

آقای شبستری با الهام از یك عارف مسیحی، ایمان را «پرواز در ابرهای ندانستن» تلقی كرده است. «تنها راه نجات انسان این است كه در میان ابرهای ندانستن با نوك تیز پیكان عشق كور حركت كند. این انتظار كه ابرها روزی كنار زده شود، حداقل در این زندگی، انتظار بیهوده‏ای است. تعبیر «ابرهای ندانستن» نه‎تنها برای عشق، كه برای ایمان تعبیر مناسبی است؛ یعنی انسان مؤمن در فضا و موقعیتی كاملاً ابرآلود قرار دارد».[3] به اعتقاد وی، همین كه انسان دنبال خبری و خطابی و «بانگ جرسی» راه بیفتد، مؤمن است. هرچند ایمانی كور و كاملاً ابرآلود با او باشد. این است ایمان آقای شبستری! او حتی پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ را نیز در درون ابرهای تاریك می‎بیند.[4]

تفسیر آیه الَّذِینَ یَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاقُوا رَبِّهِمْ، چنین است كه مراد از ملاقات رب، ملاقات در آخرت است و قرآن درباره‌ی آخرت، به كم‎تر از یقین قانع نیست

اما به دلایلی، گاه انسان مؤمن مبتلا به یأس می‎شود. این دلایل می‎تواند نقدهای فلسفی، حوادث تلخ و مصیبت‎های بزرگ باشد. از دید وی یأس از رحمت خداوند همان شك است كه مؤمن باید با آن بسازد: «بنابراین شك در ایمان، به معنای یأس است، و ممكن است بر مؤمن عارض شود. مؤمن هم باید دائماً با آن مبارزه كند. شك به این معنا با ایمان قابل جمع است».[5] مهم‌ترین مستند وی یك آیه است: حَتَّى إِذَا اسْتَیْأَسَ الرُّسُلُ وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ قَدْ كُذِبُوا.[6] برداشت ایشان چنین است كه «این آیه درباره‌ی برخی از پیامبران وارد شده كه به قدری مشقت و مخالفت از سوی قومشان می‎دیدند كه گاهی دچار یأس می‎شدند و گمان می‎كردند آنچه به آن‎ها وحی شده و آن را خطاب خداوند می‎دانستند، وهم بوده است».[7]

شاهد دیگر وی، یك حدیث است: الصبر من الایمان كالرأس من الجسد؛ بدین معنا كه «صبر این است كه علی‎رغم عوامل گوناگونی كه انسان را به یأس می‎كشاند، شخص اعتقاد و امید خویش را از دست ندهد».[8]

نوشته شده در تاریخ جمعه 29 خرداد 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: قرآن كریم،     | نظرات()

نسخه های عرفانی ارتباط با قرآن

قرآن

1- خواندن قرآن نباید مثل کتابهای دیگر باشد

اِنَّ القُرآنَ نُزِّلَ بالحُزنِ فاِذا قرَأتُمُوهُ فابْكوا فاِنْ لَمْ تبكوا فتَباكوا.

پیامبر اكرم(ص) فرمود: كتاب آسمانی با تأثّرات عاطفی و روانی نازل شده است و گیرنده آن دچار ارتعاشات غیبی گشته؛ پس باید تلاوت كننده به گونه ای آن را بخواند كه با مطالعه كتابهای دیگر فرق كند. یعنی اثرگذاری بر روی نفْس قرائت كننده به گونه ای باشد كه وجودش را بلرزاند و جای هیچ گونه تردید را نسبت به مباحث آن باقی نگذارد.

پس با توجه به این نسخه، چنانچه آیات عذاب را می خوانی و گریه ات نمی گیرد؛ بصورتی قرائت كن كه حالت التهاب و تشویش در سلولهای بدن پدیدار گردد.(مَجمعُ البیان، ج1، ص 16)

 

2- هرگونه پاداش گیری در آموزش قرآن، نامشروع است

وَاعْلَمْ اَنَّ اُجْرَةَ الْمُعَلِّمِ حَرامُ اِذا شارَطَ فی تَعلیمِ القُرآنِ اَوْ مُعَلّمٍ لایُعَلَّمُهُ اِلّا قُرآناً فَقَطْ فحَرامُ اُجْرَتُهُ اِنْ شارَطَ اَوْ لَمْ یَشْرُطْ..

آموزگار كتاب خدا، اجازه دریافت مزدی را ندارد؛ چه خود آن را قید نماید و یا بدون شرط باشد. (جامع احادیثُ الشّیعَه، ج 17، ص 263؛ از امام رضا (ع).)

 

3- ظواهر آیات قرآن، به تنهایی كفایت نمی كند

لَیسَ شَیءٍ اَبعَدَ مِن عُقولِ الرّجالِ مِن تَفسیرِِِِِِِِِِِِِِِِ القُرآن.

درك كتاب آسمانی در حوزه فكری هیچ بشری نمی گنجد و چه بسا كه آیاتش در ترازوی عقول انسانها، سنگین و غیر قابل هضم باشد؛ از اینرو در قضاوت نسبت به این كتاب عظیم نباید تكیه گاهمان بر عقل و علم باشد كه هر دو از فروع غیب محسوب می شوند.(بحارالانوار، ج 89 ص 95؛ كتابُ القرآن، باب 8 ، حدیث 48؛ تفسیر عیّاشی، ج 1، ص 12؛ از پیامبر اكرم(ص).)

 

4- ما با قرآن بازی می کنیم!

ما آمَنَ با لقرآنِِ مَنِ الستَحَلَّ حَرامَه ُ.

پیامبر اكرم(ص) به امیرالمومنین فرمود: ایمان نمی آورد به قرآن كسی كه تسلیم فرمانش نیست. یعنی عمل به ظاهر قرآن ملاك نبوده و قرائت بی محتوا دردی را دوا نمی كند؛ زیرا كه روایات بسیار از اهل البیت داریم؛ همانند این جمله كه: رُبَّ تالی القرآنِ و القرآن یَلعنُه ُ. چه بسا تلاوت كننده قرآن كه هر آیه ای كه می خواند؛ كتاب آسمانی او را لعنت می كند.

(ناسخ التواریخ ، ج1، از كتاب دوم ، طبع قدیم ، صفحه 774 به بعد)


تنظیم برای تبیان: گروه دین و اندیشه_شکوری

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 26 خرداد 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: قرآن كریم،     | نظرات()

معاون دست راست شیطان

اسراف

«اِنَّ المُبَذّرینَ كانوا إخوانَ الشَیاطین وَ كانَ الشَیطانُ لِرَّبِهِ كَفُوراً؛

همانا اسرافكاران برادران شیاطینند وشیطان نسبت به پروردگارش بسیارناسپاس بود». (سوره اعراف، آیه 27)

نكته‌ها:

كلمه «اخ» در عربی‌هم به معنای برادر آمده است، و هم به معنای ملازم و همراه. مثل «اخوالسفر» به كسی كه پیوسته در سفر است، «اخوالكرم» كه به انسان كریم گفته می‌‌شود. «اخوان الشیاطین» یعنی كسانی كه در مسیر شیطان و همراه اویند.

قرآن پیوسته از وسوسه و ولایت شیطان بر افراد، سخن به میان آورده است؛ اما تنها موردی كه «اخوان الشیطان» آمده، این آیه است؛ یعنی اسراف كاران همكار شیطانند، نه تحت امر او.

پس كار از وسوسه شدن و پیروی گذشته و به مرحله همكاری و معاونت رسیده است. چنانكه در جای دیگر می‌خوانیم: (نُقَیض لَهُ شَیطاناً فَهُوَلَهُ قَرین)1

گرچه تبذیر بیشتر در مسائل مالی است؛ ولی در مورد نعمتهای دیگر نیز وجود دارد، مانند صرف بیهودی عمر و جوانی، به كار گرفتن فكر، چشم، گوش و زبان در راه ناصحیح، سپردن مسؤولیت‌ها به افراد ناصالح، پذیرش مسؤولیت بدون لیاقت و بیش از حد توان و ظرفیت، آموزش و آموختن مطالب غیر ضروری و غیر مفید و امثال اینها.2

پیام‌ها:

1. مصرف مال و دارایی در غیر مورد آن، كاری شیطانی و نوعی ناسپاسی است. (المبذرین… اخوان الشیاطین)

2. مبذّر و اهل ریخت و پاش باید مانند شیطان تحقیر شود. (اخوان الشیاطین)

3. مؤمن بامؤمن برادر است. (انما المومنون اخوة) و اسراف كار با شیطان. (انّ المبذرین… اخوان الشیاطین)

4.برادری گاهی نسبی است، گاهی مسلكی ومرامی؛ اسراف كاران برادران مرامی شیطانند.

5. تبذیر، نشانه كفران و ناسپاسی است، نه نشانه سخاوت و بخشندگی. (المبذّرین… لربّه كفوراً)3

------------------

1. زخرف، 36‌. 2.

2. تفسیر اطیب‌البیان و فرقان. 3. حجرات، 10‌.

3. بشارت، شماره 20


تنظیم برای تبیان: گروه دین و اندیشه_شکوری

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 26 خرداد 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: قرآن كریم،     | نظرات()