تبلیغات
مذهبی فرهنگی - مطالب قرآن كریم

یک آیه؛ پانزده تفسیر

کوثر
تفسیر سوره کوثر
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ إِنَّا أَعْطَینَاكَ الْكَوْثَر. فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ. إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ. ( کوثر، 108 / 1-3)

مفاد آیه ها - بنابر اقرب نظر - این است :

( به نام خداوند مهربان بخشنده . ما به تو - ای رسول -، کوثر عطا کردیم. پس - به شکرانه ی این انعام - ، برای پروردگار خود - در حال استقامت و سربلندی -، نماز به جا آور [و قربانی کن ] . همانا دشمن تو کسی است که خاندان باقی ندارد).

توضیح و تفسیر

آیه اول : انا أعطیناک الکوثر

وعده ی اعطای کوثر این نیست که ممکن باشد حق متعال - در آینده - به پیامبر اکرم (ص) پسرهای زیادی بدهد و از آنها نسلهای زیاد به وجود آید.

معانی کوثر:

در کلمه کوثر پانزده معنا ذکر شده است :

1. نهری در بهشت است که در آن خیر کثیر می باشد و خدای متعال ، به پیامبر خود - در عوض فرزند ذکور -، اعطا فرموده است.

2. مقصود قرآن است که در آن خیر کثیر می باشد.

3. مقام شفاعت است که به حضرت رسول (ص) اعطا شده است.

4. حوضی در بهشت است.

5. علمای امت اسلامی می باشند.

6. مقام نبوت است.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 7 خرداد 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: قرآن كریم،     | نظرات()

مقام قرآن اسناد جاویدان 9

مقام قرآن اسناد جاویدان 9
تورات را شاگردان مسیح منسوخ کردند

 

موارد ذكر شده تعداد معدودی از آن اطلاعاتی است كه خود اناجیل و منابع مسیحی در ارتباط با شخص پطرس و دیگر شاگردان مسیح ذكر می كند. همان‌هایی كه دانشمندان مسیحی تا حد رسول و نبی آنان را بالا می‌برند.

در خصوص مرقس، لوقا ، یعقوب و پولس نیز منابع مسیحی اطلاعات كافی در جهت ایجاد عدم اطمینان لازم به شخصیت هر یك از آن ها ارائه می‌نماید و كفایت مطلب آن كه در انجیل متی باب 5 بند 17 و 18 گفتار مسیح چنین آمده است:
«گمان مبرید كه آمده‌ام تا تورات یا صحف انبیاء‌ را باطل سازم، نیامده‌ام تا باطل نمایم، بلكه تا تمام كنم، زیرا هر آینه به شما می‌گویم: تا آسمان و زمین زائل نشود ، همزه یا نقطه‌ای از تورات هر گز زائل نخواهد شد تا همه واقع شود»‌.

علیرغم این گفته كه در یكی از اناجیل اربعه می‌باشد همین شاگردان مسیح بخش عـمده ای از احكام تورات را منسوخ نمودند كه ماجرای آن را می‌توان در اعمال رسولان باب 15 بند 1 تا 28 مطالعه نمود و البته جالب‌تر از همة این رسولان شخصیت «پولس» می‌باشد.

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 5 خرداد 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: قرآن كریم،     | نظرات()

سوره ای با خواص فقرزدایی

سوره واقعه 

عثمان بن عفان به عیادت ابن مسعود كه در بستر بیمارى افتاده بود آمد و پرسید: از چه گله دارى ؟

گفت : از گناهانم.

پرسید: چه مى خواهى ؟

گفت : رحمت خداى را.

پرسید: اجازه مى دهى طبیب برایت بیاورم ؟

گفت : طبیب مرا مریض كرده است

پرسید: آیا اجازه مى دهى هدیه اى تقدیم كنم ؟

گفت : آن روزى كه نیاز داشتم، دریغ كردى حالا كه نمى خواهم مى دهى ؟

عثمان گفت : اگر خودت نمى خواهى به فرزندان ببخش تا وضعشان سامان یابد.

ابن مسعود گفت: من به آنها دستور داده ام، سوره واقعه را بخوانند؛ چون از پیامبر اكرم شنیدم : هر كس سوره واقعه را هر شب بخواند، هیچ گاه فقیر نخواهد شد.*

منبع:

* من قرا سوره الواقعه كل لیله لم تصبه فاقه ابدا

برگرفته از:

حسن زاده آملی،صراط سلوك ، ص 104


تنظیم برای تبیان: شکوری_گروه دین و اندیشه

 

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 5 خرداد 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: قرآن كریم،     | نظرات()

ایمان و چالشهای معاصر 2

 

ایمان، راهی به آسمان

اشاره:

در سلسله نگاره های "ایمان و چالشهای معاصربرانیم تا با شاهین عقل، کتاب و سنت، وزن دیدگاههای برانگیخته در حوزه های کلامی و دین پژوهی عصر حاضر، که ایمان را به چالش برده اند، را سنجیده و عیار واقعی هر انگاره را به دست دهیم. 

در نوشتار گذشته ماهیت ایمان را کاویده و پاره ای از شبهات انحراف امیز را پاسخ گفتیم. در ادامه دیدگاه روشنفکرانی چون دکتر شبستری پیرامون ماهیت ایمان طرح و بررسی می شود.

 

نگاه تجربی به مقوله ایمان

...آیا ایمان رویارویی مجذوبانه با خدا» است؟ و آیا ایمان «مجذوب شدن یا منعطف شدن یا تعلّق خاطر پیدا كردن به یك مركز خطاب كننده» است؟

كتاب "ایمان و آزادی" بعد از آن‎كه دیدگاه‎های مختلف معتزله، اشاعره، فلاسفه، عرفا و برخی نگرش‎های دیگر را مطرح می‎كند، در نهایت، ایمان را به «رویارویی مجذوبانه با خداوند» تعریف می‎كند.[1]

مؤلف همین طرز تلقی را در مصاحبه‎ای با كیان (ش 52) توسعه می‎دهد. حاصل سخن این‎كه انسان با دو شخص مواجهه پیدا می‎كند: انسان و خداوند. انسان در رویارویی با خداوند و در نیایش، «او» را بلكه «تو» را «تجربه» می‎كند. در حالی كه او را با هیچ‎یك از حواسش نمی‎بیند.

ایمان، عقیده نیست. ایمان یقین هم نیست. ایمان علم به یك سلسله گزاره‎ها هم نیست. ایمان یك عمل است. ایمان مجذوب شدنِ خودِ محدود، در مقابل نامحدود است. انسان مؤمن با تمام وجود «درگیر» می‎شود.

«انسان مؤمن با تمام وجودِ خود در مسئله ایمان «درگیر» می‎شود. شما گاهی این تعبیرها را به كار می‎برید كه من با تمام وجود از فلان موسیقی لذت بردم، باتمام وجود به فلان مطلب گوش كردم. زمانی انسان نگاه می‎كند و می‎بیند، و یك وقت با تمام وجود به آنچه كه نگاه می‎كند معطوف می‎شود و وجودش آن‎جاست.»[2] وجود انسان، با ایمان «تمام می‎شود» و ایمان همانند عشق، یك امر «ورزیدنی» است.

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 5 خرداد 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: قرآن كریم،     | نظرات()

آیا شیطان وجود دارد؟

شیطان

استاد دانشگاه با این سوال ها شاگردانش را به یک چالش ذهنی کشاند.

آیا خدا هر چیزی که وجود دارد را خلق کرد؟

شاگردی با قاطعیت پاسخ داد:"بله او خلق کرد"

استاد پرسید: "آیا خدا همه چیز را خلق کرد؟"

شاگرد پاسخ داد: "بله, آقا"

استاد گفت: "اگر خدا همه چیز را خلق کرد, پس او شیطان را نیز خلق کرد. چون شیطان نیز وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما نمایانگر صفات ماست , خدا نیز شیطان است"

شاگرد آرام نشست و پاسخی نداد. استاد با رضایت از خودش خیال کرد بار دیگر توانست ثابت کند که عقیده به مذهب افسانه و خرافه ای بیش نیست.

شاگرد دیگری دستش را بلند کرد و گفت: "استاد میتوانم از شما سوالی بپرسم؟"

استاد پاسخ داد: "البته"

شاگرد ایستاد و پرسید: "استاد, سرما وجود دارد؟"

استاد پاسخ داد: "این چه سوالی است البته که وجود دارد. آیا تا کنون حسش نکرده ای؟ "

شاگردان به سوال مرد جوان خندیدند.

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 5 خرداد 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: قرآن كریم،     | نظرات()

واژه شناسی قرآن 7

رحمت در قرآن

ماده «رحم»ریشه بسیاری از كلمات در قرآن كریم است و به دو معنی در قرآن كریم به كار رفته است:

1- رحمت ، مهربانی و بخشندگی

در اولین آیه قرآن دو كلمه به این معنا بكار رفته است: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ (حمد : 1)علاوه بر آن در این كلمه به شكل‌های گوناگون در قرآن كریم به كار رفته است كه در ذیل برخی از این كلمات را می آوریم:

قَالَ لا عَاصِمَ الْیَوْمَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ إِلا مَنْ رَحِمَ (هود:43)

گفت: امروز در برابر فرمان خدا هیچ نگاهدارنده‌ای نیست مگر كسی كه خدا بر او رحم كند.

وَقِهِمُ السَّیِّئَاتِ وَمَنْ تَقِ السَّیِّئَاتِ یَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمْتَهُ وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ (غافر:9)

و آنان را از بدیها نگاه دار، و هر كه را در آن روز از بدیها حفظ كنی، البته رحمتش كرده‌ای؛ و این همان كامیابی بزرگ است.

قُلْ أَرَأَیْتُمْ إِنْ أَهْلَكَنِیَ اللَّهُ وَمَنْ مَعِیَ أَوْ رَحِمَنَا فَمَنْ یُجِیرُ الْكَافِرِینَ مِنْ عَذَابٍ أَلِیمٍ (ملك: 28)

بگو: «به من خبر دهید، اگر خدا مرا و هر كه را با من است هلاك كند یا ما را مورد رحمت قرار دهد، چه كسی كافران را از عذابی پر درد پناه خواهد داد؟

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 4 خرداد 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: قرآن كریم،     | نظرات()

شناختنامه قرآن 56

قرآن

 

سوره مبارکه"طور"

چشم انداز کلی سوره

کاروان شناختنامه قرآن، اکنون به پنجاه و دومین وادی نور یعنی سوره مبارکه طور رسیده است.

نام این سوره از کوهی سترگ در صحرای سینا به نام "طور" برگرفته شده است؛ همان مكان مقدسى است كه حضرت موسى (ع) براى گذاردن نماز و نیایش با خدا برگزید.

فرودگاه این سوره مبارکه در سال چهارم از بعثت، در مكه مکرمه بوده است و سنگ بنای آن از312 واژه و 1500 حرف ساخته شده است.

در آغازین آیات آن، هستی بخش رحمت گستر به مظاهری چندگانه چون كوه طور، كتابى نگاشته شده در صفحه‏اى گشوده و گسترده(قرآن)، خانه آباد و آزاد، بام بلند آسمان و آن سقف برافراشته، دریاى سرشار و افروخته سوگند یاد می کند که عذاب او فرارسیدنى است و هیچ گزیر و گریزی از آن نیست.

در اهمیت قرائت این سوره همین بس که نبی مهر و رحمت، رسول ختمی مرتبت درباره اش فرموده است:

هر كس سوره «طور» را آن گونه كه شایسته است بخواند، بر خداست كه او را از عذاب و كیفرش امنیت دهد و وى را در بهشت پرطراوت و پرنعمت خویش نعمت بخشد و بهره‏ور گرداند.

 

«غرض سوره، انذار و ترسانیدن اهل تکذیب و عناد و کفر است با عذابی که در قیامت برای آنها آماده شده است . با خبر دادن از عذابی شروع می کند که در قیامت واقع خواهد شد و قسم های شدید و غلیظ ادا می کند. این عذاب آنها را رها نخواهد ساخت و هیچ راه فراری از آن ندارند. عذابی که آنها را در برگرفته و رها نمی کند .بعضی از نعمتهای اهل بهشت را ذکر می کند. آنها متقیانی هستند که در دنیا در میان اهل خود اهل شفقت و مهربانی بوده و مؤمنین را بسوی خداوند عالم دعوت می کنند و اهل توحیدند.

در فصل بعد تکذیب کنندگان پیامبر و قرآن ودین الهی را توبیخ کرده و سخن را با تکرار تهدید و وعده ی به عذاب و امر کردن رسول خدا- صلی الله علیه وآله-  به تسبیح الهی به پایان می رساند»1

پی نوشت:

1- المیزان ج 19 ص 5-6


فرآوری: شکوری_گروه دین و اندیشه تبیان

 

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 4 خرداد 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: قرآن كریم،     | نظرات()

ساحران زمان موسی رافضی بودند؟

 

lحضرت موسی

می دانید كه مخالفان، به شیعه، رافضی می گویند، به این معنی كه روش ‍ سایر مسلمانان را ترك كرده اند. روزی شخصی به امام صادق (ع) عرض كرد: امروز عمار دهنی(كه از شیعیان بود) در نزد ابولیلی قاضی كوفه، به موردی گواهی داد، قاضی به او گفت : برخیز برو، گواهی تو قبول نیست ، ما تو را می شناسیم تو رافضی هستی. عمار سخت ناراحت شد و به گریه افتاد بطوری كه شانه هایش تكان می خورد. ابولیلی به او گفت: تو از علماء و حدیث شناسان هستی ، و اگر از این نسبت (رافضی) ناراحت می باشی، از این مرام بیزاری بجوی در این صورت، در صف برادران ما خواهی شد!. عمار دهنی در پاسخ گفت: سوگند به خدا گریه ام به این خاطر نیست كه تو می پنداری، بلكه گریه ام برای تو و برای خودم می باشد. اما گریه ام برای خودم از این رو است كه مرا به مقام ارجمندی نسبت دادی كه شایسته آن نیستم ، تو گمان بردی كه من رافضی هستم ، وای بر تو، امام صادق (ع) به من خبر داد: نخستین كسانی كه رافضی معرفی شدند، ساحران زمان موسی (ع) بودند كه پس از دیدن معجزه موسی (ع) به او ایمان آوردند و اطاعت فرعون و فرعونیان را ترك (رفض) نمودند، بنابراین رافضی هر گونه كسی است كه آنچه را خداوند ناپسند می داند ترك كند، و به هر چه امر كند، انجام دهد، چه كسی است كه امروز چنین مقام والائی را داشته باشد، گریه ام از این رواست كه خداوند به قلبم آگاه است و من چنین اسم شریفی را برای خود قبول كرده ام ، آنگاه مرا سرزنش كند كه هان ای عمار: آیا تو ترك كننده امور باطل ، و بجا آورنده طاعتها هستی، چنانكه قاضی به تو گفت، در این صورت، اگر مسامحه كنم از درجاتم كاسته گردد و مستوجب عذاب شدید شوم ، مگر اینكه اولیاء من مرا شفاعت كنند. اما گریه ام برای تو از این رو است كه با این نسبت و لقب بزرگ برای من ، دروغ بزرگ گفته ای ، و دلم به حالت می سوزد كه بخاطر این دروغ سزاوار عذاب سخت الهی شوی ، چرا شریفترین نامها را به پست ترین انسانها، نسبت داده ای.

نردبان خلق این ما ومن است

عاقبت زین نردبان افتادن است

هركه بالاتر رود احمقتر است

استخوان او بتر خواهد شكست

منبع: داستان دوستان، محمد محمدی اشتهاردی


تنظیم برای تبیان، شکوری_گروه دین و اندیشه

 

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 4 خرداد 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: قرآن كریم،     | نظرات()

چرا اسلام بهترین دین خداست؟

اسلام

 

دین اسلام به دلایل زیر برترین دین الهی است:

الف ) کامل بودن دین اسلام

دین كامل و تمام، یعنى مجموعه اى از قوانین الهى براى بشر تا روز قیامت كه:1) انسان را به هدف نهایى برساند.2) به خارج از خودش (سایر مكاتب ) احتیاج نداشته  باشد.

ادیان الهى، بنا به نیاز امت ها و تناسب محیط زندگانى با هم مختلف بوده، هر دینى تكمیل شده دین قبلى است و چون اسلام ، آخرین دین الهى است، تمام نیازمندى هاى بشر را براى هدایت و سعادت دارد.

بشر در دوران زندگى خود یك رشته نیازمندى هاى اصیل و ثابتى دارد و نیز در میان شئون زندگى بشر، مانند قوانین طبیعت، واقعیت هایى هست كه گذشتِ زمان از اصالت آن ها نمى كاهد; زیرا واقعیت، همیشه واقعیت است.

اساس دین اسلام بر این حقایق نهاده شده و قوانین آن بر پایه احتیاجات تكوینى و فطرى انسانى مستقر گردیده است. بعضى از این قوانین ثابت است و برخى دیگر نیز متغیر و بنابه مصلحت روز از احكام كلى دین استنباط مى شود، در نتیجه، چون تمامى نیازمندى هاى بشر براى هدایت و سعادت، در دین اسلام وجود دارد، مى توان گفت كه دینِ اسلام دین كاملى است.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 4 خرداد 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: قرآن كریم،     | نظرات()

پرده برداری از چهره قرآن

قرآن

«تفسیر» به معنی بیان كردن، فهماندن و پرده برداشتن است كه درجه‌ای بالاتر و گسترده تر از ترجمه می‌باشد. زیرا گاهی  ترجمه قرآن، به طور تحت اللفظی برای انتقال مفاهیم بلند آیات قرآن، كافی نیست، چه بسا گمراه كننده نیز باشد؛ برای مثال آیه: «فَإِنَّ اللَّهَ یُضِلُّ مَنْ یَشَاءُ»[1] به نحو تحت اللفظی چنین ترجمه می‌شود: «پس به درستی كه خداوند گمراه می‌كند هر كه را بخواهد» كه انسان بی اطلاع از تفسیر گمان خواهد برد، این خداوند است كه بی هیچ علتی هر كه را خواهد گمراه می كند!

این عدم فهم صحیح تنها مربوط به اسلوب بیان قرآن نیست بلكه الزاماً در همه زبان ها، بسیاری از منابع و كتاب ها به مجرد خواندن قابل فهم نیستند، بلكه محتاج بیان و تفسیری از جانب معلم وآموزگارند.

برای نمونه وقتی دانشجویی اولین بار در گلستان[2] سعدی این عبارت را كه از شاهكارهای بلاغی اوست می‌خواند: «هندویی نفت اندازی[3] همی آموخت؛ حکیمی گفت: تو را که خانه نئین[4] است، بازی نه این است»

چه بسا متوجه معنا و نكته مهم تعلیمی نهفته در آن نشود كه منظور آنست كه: همانا شغل هر كس باید متناسب با وضع زندگی او باشد.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 3 خرداد 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: قرآن كریم،     | نظرات()