
اشاره:
در سلسله نگاره های "ایمان و چالشهای معاصر"، برانیم تا با شاهین عقل، کتاب و سنت، وزن دیدگاههای برانگیخته در حوزه های کلامی و دین پژوهی عصر حاضر، که ایمان را به چالش برده اند، را سنجیده و عیار واقعی هر انگاره را به دست دهیم.
در نوشتار گذشته ماهیت ایمان را کاویده و پاره ای از شبهات انحراف امیز را پاسخ گفتیم. در ادامه دیدگاه روشنفکرانی چون دکتر شبستری پیرامون ماهیت ایمان طرح و بررسی می شود.
نگاه تجربی به مقوله ایمان
...آیا ایمان رویارویی مجذوبانه با خدا» است؟ و آیا ایمان «مجذوب شدن یا منعطف شدن یا تعلّق خاطر پیدا كردن به یك مركز خطاب كننده» است؟
كتاب "ایمان و آزادی" بعد از آنكه دیدگاههای مختلف معتزله، اشاعره، فلاسفه، عرفا و برخی نگرشهای دیگر را مطرح میكند، در نهایت، ایمان را به «رویارویی مجذوبانه با خداوند» تعریف میكند.[1]
مؤلف همین طرز تلقی را در مصاحبهای با كیان (ش 52) توسعه میدهد. حاصل سخن اینكه انسان با دو شخص مواجهه پیدا میكند: انسان و خداوند. انسان در رویارویی با خداوند و در نیایش، «او» را بلكه «تو» را «تجربه» میكند. در حالی كه او را با هیچیك از حواسش نمیبیند.
ایمان، عقیده نیست. ایمان یقین هم نیست. ایمان علم به یك سلسله گزارهها هم نیست. ایمان یك عمل است. ایمان مجذوب شدنِ خودِ محدود، در مقابل نامحدود است. انسان مؤمن با تمام وجود «درگیر» میشود.
«انسان مؤمن با تمام وجودِ خود در مسئله ایمان «درگیر» میشود. شما گاهی این تعبیرها را به كار میبرید كه من با تمام وجود از فلان موسیقی لذت بردم، باتمام وجود به فلان مطلب گوش كردم. زمانی انسان نگاه میكند و میبیند، و یك وقت با تمام وجود به آنچه كه نگاه میكند معطوف میشود و وجودش آنجاست.»[2] وجود انسان، با ایمان «تمام میشود» و ایمان همانند عشق، یك امر «ورزیدنی» است.
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 5 خرداد 1388 | توسط:
امین | طبقه بندی:
قرآن كریم، |
نظرات()