زیباترینهای تلاوت 2

 

با صدای مشاهیر قاریان جهان اسلام

 

یکی از آداب ظاهری قرآن کریم که مسلمانان به مراعات آن بسیار سفارش شده اند قرائت قرآن با صوت و لحن نیکو ست  چنانکه با مروری بر مجامع روایی حضرات معصومین علیهم السلام با احادیثی همچون:

«زَیِّنُوا القُرآنَ بِاَصواتِكُم‏»( قرآن را با صدای خود زینت بخشید.) یا"اقروا القرآن بألحان العرب»(قرآن را با نغمه های عربی بخوانید) و یا "لکل شیء حلیة و حلیة القرآن الصوت الحسن»(برای هر چیز زینتی است و زینت قرآن صدای نیکوست)

مواجه می شویم.

سفارشهای یاد شده شاید از آنروست که تلاوت قرآن با صوت زیبا سبب تحریک حس فطری زیبایی دوستی مخاطبان کلام وحی شده در نتیجه زمینه تدبر در آیات رحمانی فراهم و باب ورود به عالم زیباییهای معنوی قرآن گشوده می شود.

زیبایی قرائت قرآن به میزان خداترسی و تقوای باطنی قاری و قدرت انطباق پذیری لحن و آهنگ وی با مفاد آیه بستگی دارد؛ در این صورت است که می توان انتظار داشت تلاوت قاری قرآن درشنونده تاثیر کرده او را به وجد آورد تا بى‏اختیار در برابر عظمت مقام الهى به سجده فرو افتد.

از پیامبراکرم(ص)سوال شد: چه كسى با صداى زیباتر قرآن مى‏خواند; فرمودند: آن کس که هرگاه قرائتش را بشنوى او را از خوف خدا ترسان ‏ببینى.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 3 خرداد 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: قرآن كریم،     | نظرات()

پاسخ به شبهات اینترنتی 1

 

قادر مطلق

 

قدرت خدا حد دارد!

اشاره:

بنا بر پاره ای تحلیلها و آمارهای منتشر شده، اسلام هراسی در غرب موجب شده تا بیش از ده هزار سایت ضدقرآنی ایجاد و به شبهه افکنی پیرامون حقانیت کتاب مقدس قرآن دامن بزنند.

بااینکه عمیلیات تخریب گرایانه دشمنان علیه اسلام و قرآن، روز به روز گسترده تر و سازمان یافته تر می شود اما دنیای عرب و جهان اسلام همچنان در لاک بی خبری و در کنج عافیت طلبی به سر می برند.

وظیفه هر مسلمان بیدار و آگاه ایجاب می کند تا سر حد توان، با قلم، قدم و دم خویش به یاری اسلام عزیز برخاسته توطئه دشمنان را خنثی و نقشه شومشان را نقش بر آب سازند.

از همین رو سلسله مقالاتی روشنگرایانه متضمن پاسخ به پاره ای شبهات اینترنتی پیرامون کتاب آسمانی قرآن با چنین انگیزه ای تدوین شده است که شماره نخست ان اکنون از منظر نظرتان خواهد گذشت.

 

 

شبهه حد قدرت خدا

 

در آیه 117 سوره  بقره ادعا  شده :  خداوند قدرت دارد که هر چه را بخواهد  می تواند در یک آن خلق کند در حالیکه در آیه 54 سوره اعراف گفته شده : خداوند آسمان و زمین را درشش روز آفریده است . آیا آیه دوم نشان از دروغین بودن ادعا در آیه اول نیست ؟

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 3 خرداد 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: قرآن كریم،     | نظرات()

مقام قرآن اسناد جاویدان(8)

اسناد جاویدان 8

 

" پطرس"، نویسنده دو رساله از "عهد جدید" و مأخذ انجیل متی، مرقس و لوقا است.

قاموس كتاب مقدس می‌نویسد: « ظن قوی براینست كه مرقس در نوشتن انجیل خود به اطلاعات پطرس استناد نموده است، متی و لوقا هم انجیل مرقس و نسخة دیگری را منبع اطلاعات خود قرار داده اند»‌

پطرس همان شخصی است كه مسیح از او اظهار تنفر كرد، چنان كه در انجیل متی باب 16 می‌خوانیم : « هنگامی كه مسیح كشته شدن خود را به شاگردانش پیشگویی می‌كرد، پطرس او را گرفته شروع كرد به منع نمودن و می‌گفت: حاشا از تو، ای خداوند كه این بر تو هرگز واقع نخواهد شد. اما او بر گشته پطرس را گفت: دور شو از من ای شیطان! زیرا كه باعث لغزش من می‌باشی.چون نه امور الهی را بلكه امور انسانی را تفكر می كنی».

آیا با این وصف، سزاوار بود كه متی، مرقس و لوقا از او یعنی پطرس تبعیت كنند و گفته‌های او را منبع اطلاعات خود قرار دهند؟

در انجیل متی باب 26 بند 1 تا 55 و هم چنین انجیل مرقس باب 14 بند 41 می‌خوانیم كه همان شبی كه عیسی به دشمنانش تسلیم شد وی به شاگردان خود گفت: « با من بیدار باشید ولی آنان عوض این كه در چنین موقعیتی او را مواظبت كنند مسیح را تنها گذاردند و خوابیدند» .

عیسی (ع) هنگامی كه آنان را بدین حالت دید ایشان را سرزنش كرد و به پطرس گفت: « آیا هم چنین می‌توانستید یك ساعت با من بیدار باشید؟» سپس برای دومین بارخواب را برفرمان او مقدم داشتند.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 3 خرداد 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: قرآن كریم،     | نظرات()

در سیر و سلوک زنان سرمایه دارترند

نماز

 

نه خدا، ویژه مردان است و نه معرفت، گوهری است که دست زن را نامحرم دانسته و از عرضه شدن به اینان طفره می رود.

بلکه ترقیات معنوی تابع این فرمول اند: معرفت، محبت، اطاعت، قرب.

حال، فرقی نمی کند که چه کسی و چه مقدار در طلب معرفت و علم و حکمت گام نهد، مهم آن است که هدایت را قدر بدانیم و آن گاه است که شامل این وعده‌ی ‌الاهی می شویم:

«آنان که در راه ما جهاد نمایند، به شاهراه های قرب به خدا می رسند».

در این وادی، بسیاری پا نهادند: مرد و زن. و قرآن کریم دو اسوه ی خوب و دو اسوه ی عبرت را یاد می نماید:

«خداوند برای کسانی که ایمان آوردند، نمونه ای را ـ به عنوان مثال ـ یاد می کند: "همسر فرعون" را. او که (از کفر و کردار فرعون ناراضی بود و) دعا کرد: پروردگارا برای من در نزد خودت خانه ای در بهشت قرار بده و مرا از فرعون و کردارش نجات بخش و مرا از دست مردم ستمگر برهان».[1]

و اسوه ی خوب دیگر حضرت مریم (ع) است که در سوره ی تحریم آیه ی 12 از ایشان توصیف فرموده است.

همچنان که نمونه ی مردم بد را با نقل واقعیت دو زن بد (همسر حضرت نوح و حضرت لوط) بیان می نماید.[2] در این آیات، این زنان خوب و بد، برای همگان مثال آورده شده و نه فقط برای زن ها!

2. سرمایه ی مهم راه سلوک، "قلب" و "دل شکستگی" است و زنان سرمایه دارتر از مردان هستند: "راه های ترقی و تعالی انسان متفاوت است. یکی راه فکر و دیگری راه ذکر، زنان در راه ذکر و مناجات که راه دل است و راه عاطفه و شور و علاقه و محبت؛ اگر موفق تر از مردها نباشند یقیناً همتای مردها هستند".[3]

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 31 اردیبهشت 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: قرآن كریم،     | نظرات()

مشتركات قرآن و نهج البلاغه 1

نهج البلاغه

 

قرآن كتاب هدایت و روشنگری است و نهج‌البلاغه نیز تالی تلو قرآن كریم می‌باشد. محتوای این گوهر گرانبها، همواره به دنبال یك هدف مشترك می‌باشند.

مطالب و موضوعاتی كه در قرآن و نهج البلاغه به طور مساوی و با یك مضمون بیان شده است عبارتند از:

1ـ حمد و ستایش خداوند

قرآن مجید و نهج البلاغه‌ی شریف، بعد از تسمیه با كلمه «الحمدلله»آغاز می‌شوند كه عین این كلمه بیست و دو مورد در قرآن و سی و یك مورد در نهج‌البلاغه آورده شده است؛ به علاوه تركیب‌های دیگری كه مفید این معنی باشد، بیشتر از این مقدار است تا دستوری باشد برای مردم كه در ابتدای خطابة خود، منعم و رازق خویش را ستایش كنند و متذكّر عظمت و جلال او در ضمن صفاتی كه بعد از این كلمه بیان می‌شود، بشوند؛ چنانكه علی ـ علیه السَلام ـ می‌فرماید: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَ الْحَمْدَ مِفْتاحاً لِذِكْرِهِ.»[1] یعنی سپاس سزاوار خداوندی است كه سپاسگزاری را كلیدی جهت یادآوری خود قرار داد.

و چون علمای بیان الف و لام كلمه «الحمدلله»را استغراقیه و لام جر را مفید اختصاص دانسته‌اند، معنی این كلمه این است: «به طور كلی هر گونه ستایش مختص خداوند است».

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 31 اردیبهشت 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: نهج البلاغه، قرآن كریم،     | نظرات()

فقیر نوازی دستوری قرآنی

انفاق

 

خداوند متعال در آیه 263 سوره بقره می فرماید: «قَوْلٌ مَّعْرُوفٌ وَمَغْفِرَةٌ خَیْرٌ مِّن صَدَقَةٍ یَتْبَعُهَآ أَذًى وَاللّهُ غَنِیٌّ حَلِیمٌ.»

گفتار پسندیده (در برابر نیازمندان)، و عفو (و گذشت از خشونتهاى آنها)، از بخششى كه آزارى به دنبال آن باشد، بهتر است؛ و خداوند، بى‏نیاز و بردبار است.

 

نکته ها:

رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: اگر سائلی (فقیری) نزد شما آمد، به یکی از این دو روش عمل کنید، یا چیزی که در توان دارید به او عطا کنید یا به طرز شایسته ای او را رد نمایید. (1) همچنین فرموده اند که: اگر با مال نمی توانید به مردم رسیدگی کنید، با اخلاق خوش از آنها دلجویی کنید. (2)

 

پیام ها:

1- آبرو و شخصیت فقیر، با ید حفظ شود.

2- فقیر را با محبت و دلسوزی به کار مفیدی که زندگی او را تأمین کند، راهنمایی کنید .

3- انفاق باید همراه با اخلاق خوش باشد.

4- گفت وگوی خوش با فقیر، موجب تسکین او و عامل رشد انسان است، در حالی که صدقه با منت، هیچکدام را به همراه ندارد.

5- اگر فقیری به خاطره فشار و تنگدستی، ناروایی گفت، او را ببخشید.

6- خداوند آزار رسانی به فقیر را پاسخ می دهد ولی نه با عجله. (3)

------------------------

1- تفسیر کاشف، ج1، ص 272.

2- تفسیر پرتوی از قرآن، ذیل آیه.

3- تفسیر نور، ج1، ص 425.


تنظیم برای تبیان: شکوری_گروه دین و اندیشه

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 31 اردیبهشت 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: قرآن كریم،     | نظرات()

گفتمان انسان با خدا

 

گفتمان انسان با خدا

روزی نشسته بودم و به خود و این دنیا فکر می کردم. به سختی هایش، به حوادث گوناگونش، به استکبارش و به مردمانش. به مردمانی که خود از آنان بودم...

 

گفتم: چقدر احساس تنهایی میکنم

گفتی: فانی قریب

.::من که نزدیکم (بقره۱۸۶)::.

گفتم: ای کاش همیشه برای درد و دل کنارم بودی

گفتی: أقرب الیه من حبل الورید

.::از رگ گردن به تو نزدیکترم (ق/۱۶)::.

گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم... کاش می شد من بهت نزدیک شم

گفتی: و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال

.::هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/۲۰۵)::.

گفتم: این هم توفیق میخواهد!

گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لکم

.::دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲)::.

گفتم: معلومه که دوست دارم منو ببخشی

گفتی: و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه

.::پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه کنید (هود/۹۰)::.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 31 اردیبهشت 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: قرآن كریم،     | نظرات()

از آتش نمرود تا چشمه زمزم

 

خلیل الرحمن

أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِی حَآجَّ إِبْرَاهِیمَ فِی رِبِّهِ أَنْ آتَاهُ اللّهُ الْمُلْكَ إِذْ قَالَ إِبْرَاهِیمُ رَبِّیَ الَّذِی یُحْیِـی وَیُمِیتُ قَالَ أَنَا أُحْیِـی وَأُمِیتُ قَالَ إِبْرَاهِیمُ فَإِنَّ اللّهَ یَأْتِی بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِهَا مِنَ الْمَغْرِبِ فَبُهِتَ الَّذِی كَفَرَ وَاللّهُ لاَ یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ [البقرة : 258]

آیا باخبری از کسی که با ابراهیم درباره(الوهیت ویگانگی)پروردگارش راه مجادله وستیز در پیش گرفت،بدان علت که خداوند بدو حکومت وشاهی داده بود،هنگامی که ابراهیم گفت:پروردگار من کسی است که زنده میگرداند ومیمیراند. او گفت: من(با عفو وکشتن)زنده میگردانم ومیمیرانم . ابراهیم علیه السلام گفت: خداوند خورشید را از خاور بیرون می آورد تو اگر قدرت داری از باخترش در آر. پس آن مرد کافر واماند ومبهوت شد. وخداوند مردم ستمکار را هدایت نمی کند.

نمرود همه چیز داشت،جز خدایی خواست این را نیز داشته باشد. خود را خدا خواند وچابلوسانش ادعای او را پذیرفتند وخدا نامیدندش. سطوت نمرود در برابر چشم  های ابراهیم بی ارزش بود واو را مثل بت های دیگر زشت وقبیح می پنداشت چرا که این چرخ وفلک را آفریننده وپروردیگاری است بزرگ وتوانا. ابراهیم پدر خود ومردم را به ترک بت پرستی دعوت کرد وبت ها را شکست نمرود به خشم آمد وابراهیم با نمرود ستیزه نمود. ابراهیم به نمرود گفت: خدای من خورشید را از خاور بیرون می آورد تو اگر قدرت داری از باخترش در آر. نمرود ابراهیم را به زندان افگند،سپس دستور داد او را در آتش افگند. صدای ضجه وغریو مردم بلند شد.

در آن حال ابراهیم میان آتش،بهشت را با پرندگان آبی وطلایی وجوی های لاجوردی وسبز آن تماشاکرد.

در میان شعله های فراری آتش فرشته آسمانی را دید.

فرشته به وی گفت،ابراهیم آیا نیازی داری؟

ابراهیم علیه السلام پاسخ داد: به تو؟ نه.

فرشته گفت: به خدا چطور؟

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 30 اردیبهشت 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: قرآن كریم،     | نظرات()

واژه تفسیر در قرآن

قران

 

كلمه تفسیر در قرآن كریم یك بار بیشتر استعمال نشده است و آن در آیه 33 سورة فرقان است كه خدای متعال پس از بیان برخی از ایرادهای كافران و پاسخ به آن، می‌فرماید:

«... وَ لا یَأْتُونَكَ بِمَثَلٍ إِلاَّ جِئْناكَ بِالْحَقِّ وَ أَحْسَنَ تَفْسِیراً »

آراء مفسران در بیان معنای «تفسیر» در آیه كریمه مختلف است؛ جمعی آن را به بیان[1]، یا بیان و تفصیل[2]، یا بیان و كشف[3]،(كه همه قریب به هم است) معنا كرده‌اند و برخی به ذكر دو معنا برای آن پرداخته‌اند: 1. «معنا و مؤدّی»؛ 2.«كشف كردن و دلالت»[4]؛ و بعضی با تردید بین بیان و معنا[5]، یا بیان و معنا و كشف[6]، از آن گذشته‌اند و برخی نیز واژه تفسیر را در آیة شریفه مترادف با واژة «معانی» دانسته‌اند.[7]

با توجه به آنچه كه از مفسران نقل شد، می‌توان گفت: در بین آنان دو رأی در مورد معنای این كلمه وجود دارد: در رأی اول كه نظر اكثر آنان است، تفسیر در این آیه كریمه، به معنای بیان، كشف، تفصیل، كشف كردن و دلالت می‌باشد و در رأی دوم، معنای آن در این آیه «معنا و مؤدّی» است و به نظر می‌رسد كه رأی اول درست است؛ زیراخواه مقصود از مثَل به قرینة آیات قبل، سخنان و ایرادها و بهانه‌هایی باشد كه كافران به صورت دلیل در ردّ نبوت نبیّ اكرم ‌صلی‌الله‌علیه‌و‌آله اظهار می‌داشتند[8] و خواه آن را شامل مَثَلهای دیگری كه در غیر این سوره در استبعاد این است كه خدای متعال در برابر مَثَل آنان پاسخی می‌آورد كه هم حقّ است و هم آن حقایق را به بهترین وجه بیان می‌كند.

ا زتوصیف كلمه «تفسیراً» به وصف «اَحْسن» دراین آیه كریمه، می‌توان دریافت نمود كه معنای تفسیر امری تشكیكی است؛ یعنی از نظر كیفیت بیان متفاوت و دارای مراتب مختلف است.

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 30 اردیبهشت 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: قرآن كریم،     | نظرات()

ایمان و چالشهای معاصر 1

 

ایمان و چالشهای معاصر

ماهیت "ایمان" چیست؟

 

 

اشاره:

مسئله‌ چیستی "ایمان و چالش‌های آن"، یکی از مهمترین دغدغه دین پژوه هان روزگار گذشته و نیز جژو اهم مسایل گفتمان های کلامی عصر حاضر به شمار می رود.

جام‎ جهان‎نما ایمان زوایای ناشناخته‎ی بسیار دارد كه تلاش‎های علمی جدی و بیش‎تری را می‎طلبد.

ایمان در قرآن جایگاهی ویژه دارد؛ به گونه‎ای كه پیام وحی، آن را محور همه‌ی ارزش‎ها ساخته است، و می‎گوید: «قسم به عصر، همه انسان‎ها اهل زیان‎اند مگر اهل ایمان».[1]

این ایمان است كه آدمی را لایق خطاب و مواجهه با پروردگار عالمیان كرده است؛ چنان كه در قرآن كریم بارها می‎خوانیم: "یا أیُها الّذین آمنوُا".

در چنین وضعیتی طبعاً پرسش‎های گزنده برای انسان دین‎دار مطرح می‎شود؛ پرسش‎هایی از قبیل: نسبت ایمان دینی با عقلانیت، با شكاكیت، با نقد، با هرمنوتیك و با تجربه‌ی دینی.

در این زمینه چندین و چند دیدگاه و نظریه مطرح شده و می‎شود كه هر یك قابل درنگ و تأمل است.

در این فضا شایسته است كه به تك‎تك این پرسش‎ها توجه كرد و وزن دیدگاه‎ها را در هر باره سنجید و خلاصه آن كه دیدگاه اسلام و قرآن را به طور واضح، آشكار ساخت.

سلسله مقالات "ایمان و چالشهای معاصر" که انشاء الله از این پس آهسته و پیوسته در آینه نگاهتان خواهد نشست دربردارنده پاسخ به اهم مسائل برانگیخته در حوزه های گوناگون دین پزوهی در عصر حاضر است که با روآورد درون دینی و عمدتا از منظر قرآن بررسی و تبیین می شود.

 

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 30 اردیبهشت 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: قرآن كریم،     | نظرات()