تبلیغات
مذهبی فرهنگی - مطالب علما و بزرگان

آثار عرفانی امام خمینی رحمه الله

امام خمینی

 

امام خمینی رحمه الله حدود پانزده سال به تدریس فلسفه اشتغال داشته است، اما هیچ كتاب یا رساله مستقلی در این موضوع ننگاشته است. و در عرفان نظری كم تر تدریس داشته، و بلكه هیچ درس رسمی به عنوان عرفان از ایشان سراغ نداریم، ولی كتاب های متعدد و فراوانی در این موضوع به رشته تحریر درآورده است. بنابراین فلسفه و عرفان امام خمینی رحمه الله از جهت تدریس و تألیف متعاكس می باشند. اما در فقه و اصول مجمع البحرین بوده هم تدریس و هم تألیف دارد. در این جا توضیح كوتاهی پیرامون هر یك از آثار عرفانی امام خمینی رحمه الله بیان می كنیم:

ا. شرح دعای سحر. این كتاب در سال 1347 ق. تدوین شده است. امام خمینی رحمه الله هنگامی كه 27 ساله بود اولین اثر عرفانی خود را كه حكایت از نبوغ و ذوق سرشار عرفانی او بود، در قالب شرح دعای مباهله(1) كه دارای اسم اعظم و تجلّی أتم است، بیان كرد.

اهمیت این دعا در آن است كه صحبت از حور و غلمان و خوردن و آشامیدن و شكمبارگی نداشته، و تنها صحبت از اسمای حسنای الهی است. امام خمینی رحمه الله در شرح خود بر این دعا به بحث از وقوع تفاضل بین اسمای الهی پرداخته است؛ چیزی كه در سراسر این دعا مشهور است. ثانیاً نفی و استهلال همه اسماء در احدیت جمع دومین شاخصه این كتاب است، كه هر فقره ای از فقرات دعا به آن اشاره دارد. ثالثاً داعی و سالك باید به هر دو، نظر داشته از طرفی تفاضل را در مقام واحدیت ببیند و از طرفی همه آن ها را مستهلك در مقام احدیت مشاهده كند.

ضمناً چون این كتاب اولین اثر عرفانی امام است، رنگ فلسفی و صبغه برهانی آن بر مطالب ذوقی و عرفانی غلبه دارد. كاملاً به عكس كتاب «آداب الصلاة» كه از آخرین آثار مكتوب عرفانی اوست و كمتر رنگ و بوی فلسفه در آن مشاهده شده و عرفان خالص و محض ذوق و كشف و شهود است.

نوشته شده در تاریخ شنبه 16 خرداد 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: علما و بزرگان،     | نظرات()

عرفان امام خمینی

امام خمینی

 

مقدمه

عرفان به نظری و عملی تقسیم شده امام خمینی رحمه الله معتقد است كه:

عرفان نزد امام خمینی رحمه الله عبارت است از: «علم به كمال جلاء و كمال استجلاء» و كمال جلاء یعنی ظهور حق در مرآة اتَم، و كمال استجلاء یعنی شهود حق خود را در آن مرآة. و در جای دیگر كمال استجلاء را این گونه معنا كرده است: «شهود حق، نفس خود را به اسم جامعش در مرآة اتَم - كه همان انسان كامل باشد - را كمال استجلاء گویند.»(2)

آنچه گذشت تعریف عرفان نزد امام بود. امّا ابن سینا معتقد است كسی كه دائماً فكرش متوجه قدس حبروت باشد «عارف» نامیده می شود، ولی حضرت امام معتقد است كه: «عارف كسی است كه قلب خود را پذیرای هر صورتی كه محبوب بر او وارد سازد، قرار دهد و هیچ فعلیت و صورتی جز آن را طلب ننماید.»(3)

 

مشایخ عرفانی حضرت امام خمینی رحمه الله

آقامیرزا هاشم اشكوری لاهیجی مازندرانی (متوفای 1332) كه حضرت امام از او به «استاد مشایخنا العارف الجلیل المیرزا هاشم» تعبیر می كند،(4) شاگرد آقا محمّدرضا قمشه ای بوده است. وی در عرفان نظری شاگردان زیادی تربیت نمود؛ همچون میرزا مهدی و میرزا احمد آشتیانی، فاضل تونی، سید ابوالحسن رفیعی قزوینی، سید حسین بادكوبه ای، میرزا محمدعلی شاه آبادی رضوان الله علیهم.

عارف كامل میرزا محمّدعلی شاه آبادی (متوفی 1292 ش) تأثیر بسیار زیادی بر شخصیت عرفانی حضرت امام داشته است. امام خمینی رحمه الله فرزند روحانی و عرفانی مرحوم شاه آبادی است و ابعاد مختلف عرفانی، سیاسی، اجتماعی روح او مرهون ارتباط با آیة الله شاه آبادی و اثرپذیری از اوست. مرحوم شاه آبادی عرفان را با سیاست عجین كرده و سر درس از رضا خان به «چار وادار» تعبیر می نموده است.

ضمناً به شخصیت آیةالله شیخ محمّدرضای اصفهانی صاحب «وقایة الاذهان» نیز باید اشاره نمود، كه امام خمینی رحمه الله مدتی زانوی ادب شاگردی در برابر او به زمین زده است.

حضرت امام در مبحث غنای «مكاسب محرمه» خود از او به عظمت یاد می كند. مرحوم اصفهانی در عین تبحّر در فقه و اصول، به مباحث و مشكلات علمی عصر خود كاملاً وافق بود و به همین جهت كتابی به عنوان «نقد فلسفه داروین» نوشت.

نوشته شده در تاریخ جمعه 15 خرداد 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: علما و بزرگان،     | نظرات()

هدیه امام خمینی به جوانان

امام خمینی

 

یکی از دلنشین ترین لحظات برای یاران امام خمینی ،زمانی بود که کتاب "سرالصلوه "امام "قدس سره"منتشر شد .

این محتوای کتاب نبود که در نظر اول از خوانندگان دلبری می کرد گرچه کتب در نوع خویش حاوی نکات بدیعی بود .بلکه سر دلبری کتاب در مقدمه آن بود.در مقدمه امام خمینی این کتاب را به مرحوم سید احمد ،پسرشان هدیه کرده بودند.آخر نمی دانید در آن روزها یاران امام خودرا فرزندان او می داستند لذا تلاش می کردند هر روز مطلب تازه ای از او ببیاموزند ورو بسوی خدا بشتابند.حضرت علی (علیه السلام)در نهج البلاغه می فرماید:پیامب هرروز برای من علمی از هدایت برافراشته می ساخت.بنابراین امیر مومنان(علیه السلام)نیز نامه 31رابه امام حسن (علیهالسلام)هدیه فرمود.در نتیجه  این مقدمه  ،یک مقدمه معمولی نبود بلکه بخشش میراثی ماندگار به تمامی آزادگان جهان اسلام بود.مانیز درآستانه سالروز درگذشت امام خمینی(قدس سره)این گنجینه انسان ساز را برای تمامی فرزندان خمینی رونمایی می کنیم .

بسم‏الله الرحمن الرحیم

الحمدالله و الصّلاة و السّلام علی رسول‏الله صلّی‏الله علیه وآله

وصیتی است ازپدری پیر که عمری را با بطالت و جهالت گذرانده، و اکنون به سوی سرای جاوید می‏رود با دست خالی از حسنات و نامه‏ای سیاه از سیّئات، با امید به مغفرت‏الله- و رجاء به عفو‏الله است- به فرزندی جوان که در کشاکش با مشکلات دهر، و مختار در انتخاب صراط مستقیم الهی ( که خداوند به لطف بیکران خود هدایتش فرماید) یا خدای ناخواسته انتخاب راه دیگر ( که خداوند به رحمت خود از لغزش‏ها محفوظش فرماید).

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 13 خرداد 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: علما و بزرگان،     | نظرات()

سید عبدالحسین شرف الدین

شماری از شخصیت‌های سیاسی و فرهنگی از مقام علامه شرف‌الدین قدردانی كردند

 

سید عبدالحسین شرف‌الدین سال 1290 هجری قمری در كاظمین متولد شد. پدر و مادر او از سادات جلیل‌القدر بودند. پدر، سید یوسف شرف‌الدین و مادر، بانو زهرا صدر، دختر آیة‌الله سیدهادی صدر و خواهر سیدحسن صدر، عالم دینی معروف و صاحب كتاب تاسیس‌الشیعه لعلوم‌الاسلام بود.

چنان‌كه در كتاب الكلمة الغراء آمده است، نسب وی با 31 واسطه به ابراهیم‌المرتضی، فرزند امام هفتم، حضرت موسی‌بن جعفر(ع) می‌رسد.

 شرف‌الدین هنوز یك ساله بود كه پدرش تصمیم گرفت برای تحصیل به نجف اشرف مهاجرت كند، لذا وی نیز به همراه پدر و مادر راهی این شهر شد. وی شش ساله بود كه برای تعلیم و تحصیل قرآن به مكتب‌خانه رفت. اما این شروع تحصیل دیری نپایید، زیرا با پایان تحصیلات پدر در نجف و كسب اجازه اجتهاد از عالمان بزرگ وقت، شرف‌الدین نیز به همراه پدر به ترك عراق و بازگشت به زادگاه اجدادی خود (جبل عامل) مجبور شد. سیده زهرا صدر(مادر شرف‌الدین) با رفتن او به جبل عامل موافق نبود و بیشتر علاقه‌مند به ادامه تحصیل او در نجف بود، اما پدر نپذیرفت كه از فرزند جدا شود. از این‌رو قرار شد شرف‌الدین مقدمات علوم دینی را در جبل عامل و نزد پدر به پایان برساند و سپس برای ادامه تحصیل و رسیدن به مراحل بالاتر و عالی‌تر علوم دینی به نجف بازگردد.

شرف‌الدین در هشت‌ سالگی به «عامله» رفت و تا بیست سالگی در این شهر نزد پدر به تحصیل پرداخت. او در كنار پدر، ادبیات عرب و سطوحی از فقه و اصول و كتاب‌های نجاةالعباد، المختصرالنافع فی فقه‌الامامیه و شرایع‌الاسلام را به خوبی فرا گرفت. در همین سال‌های حضور در عامله بود كه با دختر عموی خود در سال 1307 هجری قمری پیوند زناشویی بست. او پس از گذشت سه سال، یعنی در سال 1310 هجری قمری به اتفاق مادر، همسر و برادرش برای ادامه تحصیل از جبل عامل خارج و رهسپار عراق شد.

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 13 خرداد 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: علما و بزرگان،     | نظرات()

ملاعلی همدانی

ملاعلی همدانی

 

مرحوم آخوند علی بن ابراهیم معصومی معروف به آخوند ملا علی همدانی در سال 1312 هجری قمری در روستای وَفس از توابع همدان به دنیا آمد و در اوایل جوانی به همدان رفت و نزد اساتید و علمای آنجا صرف و نحو ، معانی و بیان و سطوح  فقه و اصول را آموخت ، سپس برای تكمیل مراتب علمی به حوزه علمیه تهران رفت و حدود پنج سال نزد اساتیدی چون میرزا مهدی آشتیانی و به ویژه آخوند ملا محمد هیدجی كسب فیض كرد و كاملاً تحت تاثیر معنویات و جذبات روحی آن حكیم قرار گرفت . با ورود مرحوم حایری یزدی به قم ، ایشان نیز به آن شهر عزیمت و از محضر آن عالم بزرگ استفاده نمود و در همان حال به تدریس شرح لمعه مشغول بود .

 در سال 1350 هجری قمری بنا به تقاضای مردم همدان به آن دیار عزیمت كرد ، ایشان بسیار فعال و پر مطالعه بود و به خاطر داشتن ویژگی ها و محاسن اخلاقی و علمی  در مدت كوتاهی محبوب خاص و عام گردید  . وی همواره طلاب را به تهجد تشویق می نمود . آخوند ملاعلی معصومی همدانی به جهت شخصیت روحانی والای خود ملجأ مبارزان خطه همدان بود به طوری كه با درگذشت وی در 31 تیر سال 1357 شهر همدان شاهد تظاهرات گسترده ای علیه رژیم پهلوی بود .

یكی از درخشان ترین ابعاد زندگی ایشان ، بیش از 60 سال تربیت عالمان و دانشمندانی چون حضرات آیات سید رضا بهاءالدینی ، حاج میرزا حسین نوری ، دكتر محمد مفتح ، حاج سید مصطفی هاشمی و سید محمود طالقانی بود. از آثار و خدمات این بزرگوار بازسازی مدرسه علمیه آخوند به عنوان مهم ترین حوزه علمیه غرب كشور ، انتشار مجله پیك اسلام ، تأسیس كتابخانه عمومی غرب در همدان و تالیف 15 اثر بوده است. آخوند در سال 1324 هجری شمسی كتابخانه غرب را به كمك مردم برای استفاده طلاب علوم دینی در یك منزل مسكونی بنیانگذاری و به تدریج منابع قابل توجهی برای آن تهیه نمود .

این كتابخانه با 15 هزار نسخه كتاب چاپی ، هزار نسخه چاپ سنگی و سه هزار نسخه خطی با مرور زمان  به یكی از بهترین كتابخانه های غرب ایران تبدیل شد .

آن بزرگوار در زمان حیات خود می خواست كتابخانه را زیر نظر مدیریت آستان قدس درآورد كه اجل مهلت نداد و این نیت خیر خواهانه با همت حضرت آیت الله غیاث الدین طه محمدی نماینده محترم ولی فقیه و امام جمعه همدان در دست پی گیری است . ساختمان كتابخانه با تلاش حضرت آیت الله موسوی امام جمعه محترم سابق و با مساعدت نیكوكاران و نیز دولت خدمتگزار در زمینی به مساحت 400 متر مربع و زیر بنای 2000 متر مربع نوسازی شده است و اقدامات عمرانی كتابخانه در شرف اتمام است . خداوند روح آن عالم ربانی را غریق دریای رحمت خود گرداند.

 

تهیه: مرتضی رستمی

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 13 خرداد 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: علما و بزرگان،     | نظرات()

سید محسن حکیم

به بهانه سی و هفتمین سال ارتحال ابوالشهداء ، مرجع عالیقدر شیعه ،علامه سید محسن طباطبایی حکیم

 

آیت‌الله سید محسن طباطبائی حكیم از فقها و مراجع بزرگ مجاهد شیعه عراق در قرن چهاردهم هجری در 1306 ق در شهر نجف اشرف به دنیا ‌آمد. پدرش حاج سید مهدی حكیم مرجع تقلید شیعیان بنت جُبَیْل لبنان بود. در هفت سالگی پدرش را از دست داد و برادرش سیدمحمود، سرپرستی او را بر عهده گرفت و به تعلیم و تربیت وی اقدام كرد. دروس مقدمات و مبادی فقه و اصول را خواند و در بیست و چند سالگی در درس خارج علما و مدرسان بزرگ حاضر شد و در حوزة علمیه نجف درخشید.

 

اساتید

استادان برجسته او از این قرارند: آیات عظام سید محمد‌كاظم یزدی، آخوندخراسانی، سید ابوتراب خوانساری، میرزا حسین نائینی، آقا ضیاءالدین عراقی، شیخ‌الشریعه اصفهانی، سیدمحمد‌ سعید حبّوبی، و شیخ علی‌باقر جواهری.

 

شاگردان برجسته

آیت‌الله سید محسن طباطبائی حكیم از فقها و مراجع بزرگ مجاهد شیعه عراق در قرن چهاردهم هجری در 1306 ق در شهر نجف اشرف به دنیا ‌آمد. پدرش حاج سید مهدی حكیم مرجع تقلید شیعیان بنت جُبَیْل لبنان بود. در هفت سالگی پدرش را از دست داد و برادرش سیدمحمود، سرپرستی او را بر عهده گرفت و به تعلیم و تربیت وی اقدام كرد. دروس مقدمات و مبادی فقه و اصول را خواند و در بیست و چند سالگی در درس خارج علما و مدرسان بزرگ حاضر شد و در حوزة علمیه نجف درخشید. استادان برجسته او از این قرارند: آیات عظام سید محمد‌كاظم یزدی، آخوندخراسانی، سید ابوتراب خوانساری، میرزا حسین نائینی، آقا ضیاءالدین عراقی، شیخ‌الشریعه اصفهانی، سیدمحمد‌ سعید حبّوبی، و شیخ علی‌باقر جواهری.

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 13 خرداد 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: علما و بزرگان،     | نظرات()

به مناسبت دومین سالگرد رحلت مرجع تقلید شیعیان: آیت‌الله فاضل لنكرانی؛ احیاگر شعائر فاطمیه

خبرگزاری فارس: در حالی كه شیعیان به تازگی مرجع عارف خود، آیت‌الله‌العظمی محمدتقی بهجت را از دست داده‌اند، این روزها دومین سالگرد رحلت آیت‌الله فاضل لنكرانی، احیاگر فاطمیه را گرامی می‌دارند.


به گزارش گروه آئین و اندیشه فارس، مرحوم آیت‌الله فاضل لنكرانی یكی از احیاگران شعائر فاطمیه در چند سال اخیر بود. به خصوص پیام‌هایی كه او به این مناسبت صادر كرد، نقش مهمی در زنده كردن عزای یادگار پیامبر (س) داشت.
براساس این گزارش، این مرجع تقلید درباره بزرگ بانوی اسلام می‌گوید: آن حقیقت، گوهری است كه تاكنون ابعاد وجودی‌اش برای اهل فكر و بصیرت به صورت صحیح و دقیق روشن نگشته است و او را فاطمه گفته‌اند، زیرا كه خلق از كنه معرفت او محرومند. ذاتی كه از غضب او پیامبر (ص) و حق‌تعالی غضب می‌كنند و از رضایت او خشنود می‌گردند.

نوشته شده در تاریخ جمعه 8 خرداد 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: علما و بزرگان،     | نظرات()

آیت الله بهجت زنده است!

آیت الله بهجت

 

خبر تلخ و شیرین درگذشت عالم دانای راز، عارف خدای آشنا، رهنمای راه یافته، عاشق باریافته و پیرو دلباخته اهل بیت علیهم السلام، زخمی جانگزا بر نهاد دلها نهاده انبوهی را در سوگی سترگ نشاند.

باور کثیری از مردمان این بود و هست که او درگذشت، رفت و تمام شد.

باوری سخت شکننده و به همان اندازه دور از صواب.

چنین شخصیتی اگرچه مرغ جان از قفس جسم رها ساخت اما به یقین نمرد و نمی میرد و اساسا مردان حق را با مردن چه کار؟

باید گفت وفات کرده اما نه، رحلت، ارتحال و بالاتر از همه شهادت یافته است.

آری شهادت!

حق دارید بپرسید چرا؟

و اینکه از کجا چنین می گویم؟

البته بر این گفته سندی مستند و خبری موثق دارم؛ از کسانی که سالهاست با وی دمساز و مانوسند و اکنون بیش از همیشه.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 7 خرداد 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: علما و بزرگان،     | نظرات()

موذن زاده و یادگاری که جاودانه شد

 

زندگی صحنه ی یكتای هنرمندی ماست

هركسی نغمه خود خواند و از صحنه رود

صحنه پیوسته بجاست

خرم آن نغمه كه مردم بسپارند به یاد

در هنر موسیقی، ذوق ایرانی همیشه بهترینها را نشانه رفته است.

بیش از نیم قرن است که گوش مردمان ایران زمین، به نوایی گرم و گیرا و به غایت روح بخش، آشنا و دمساز است.

نوایی دلکش که براستی زینت مأذنه های مساجد ایران است؛ سرود عرشی اذان که از حلقوم روزه دار حاج رحیم موذن زاده اردبیلی تراوید و سطر برجسته دفتر جاودانه های تاریخ را نگاشت.

این رویداد هنری منحصر به فرد، به سال 1334شمسی، در میدان ارگ(پانزده خرداد اکنون)و در استودیوی شماره 6رادیو آفرینش یافت و از این نقطه عالمگیر شد.

پیش از او نیز، حاج کریم موذن، پدر استاد رحیم موذن زاده، که تا دهه 20 در منطقه‌ اردبیل در وعظ و اذان‌گویی سرآمد بود، به واسطه اذانی که نخستین بار در این سالها در رادیو سر داده بود، نزد مردمان این خطه شهرتی به سزا و نامی آشنا داشت؛ خلف صالحش، حاج رحیم، اما شهرت خاندان پدر را در آفاق گردون دو چندان گرداند.

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 5 خرداد 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: علما و بزرگان،     | نظرات()

بهایی ها تروریستند

معرفی آیت الله محمد تقی برغانی، شهید ثالث

شهید ثالث

شهید ثالث، شیخ محمد تقی برغانی، معروف به شهید ثالث(برغان ح 1180- شهادت قزوین 1263 ق) فرزند شیخ محمد ملائكه، از نوادگان شیخ محمد كاظم طالقانی از اسطوانه های علم و دین و مرجع بزرگ تقلید. وی پس از فراگیری علوم اولیه در اوائل عمر قرآن كریم و نهج البلاغه را حفظ نمود، مقدمات و قسمتی از سطوح و علوم عقلی را نزد پدرش در برغان فرا گرفت و بعد راهی قزوین شد و به تكمیل سطوح عالی پرداخت؛حكمت و فلسفه را از محضر ملا آقا بیدآبادی و آخوند ملاعلی نوری كسب كرد. بعد راهی عتبات عالیة عراق گردید و در كربلا به حوزة درس وحید بهبهانی پیوست و هنگامی كه مرض وبا عراق را فرا گرفت ، به ایران بازگشت و در حوزه های قم و خراسان و اصفهان نزد بزرگان علم و اجتهاد به كسب دانش پرداخت و خود نیز به تدریس مشغول گشت.

او در اصفهان عهده دار كرسی تدریس فلسفه گردید؛ سپس به عراق بازگشت و در كربلا سكنا گزید و به حوزة درس سید علی طباطبائی حائری- صاحب ریاض- ملحق گردید. از خواص اصحاب شیخ جعفر(م 1228 ق) صاحب كشف الغطاء بود؛ تا اینكه به درجة والای اجتهاد نائل شد و اجازاتی از مشایخ خود دریافت كرد و به ایران بازگشت.

آیت الله برغانی در محراب مسجد خود در حال سجده بود که با شمشیر بر فرق او زدند و او سر خود را با ندای: فزت و رب الكعبه، بلند كرد

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 5 خرداد 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: علما و بزرگان،     | نظرات()