تبلیغات
مذهبی فرهنگی - مطالب علما و بزرگان

ناشنیده‌ای از ملاقات شگفت علامه جعفری با امیرالمومنین (ع) (اختصاصی)

دکتر غلامعلی رجایی

درست است که می گویند هر کاری مقدر است در زمان خودش انجام بشود. ماههاست تصمیم داشتم خاطره ای از استاد فرزانه حضرت علامه محمدتقی جعفری تبریزی را که در دیدار اخیر چند ماه پیش از بیت معظم له از فرزند فرهیخته شان آقا علیرضا شنیده بودم برای اطلاع خوانندگان عزیز به قول امروزیها قلمی کنم و اندکی از دینی را که مردم همیشه و همیشه بر امثال این حقیر دارند اداء نمایم تا اینکه این فرصت دست داد و در ماه مبارک رمضان که ماه شهادت علی است این تقدیر رقم خورد !

این خاطره که به ظهور تجلی ولی الله اعظم حضرت امیرالمومنین علی بن ابیطالب (ع) بر جناب علامه حکایت دارد، خاطره ای بسیار شگفت و تکان دهنده است و شاید اگر از کسی جز علامه روایت شده بود باور آن قدری دشوار می نمود از این قرار است:

در صداقت گفتار و روایت مرحوم علامه جعفری هیچگونه تردیدی نیست و هرکس که از نزدیک ایشان را می شناخت و از جمله این کمترین که از سالهای آغازین جنگ تا زمان ارتحالشان توفیق حضور مکرر در محضرشان را داشتم می داند و می دانم که آنچه را می گفت و می نوشت و عمل می کرد، درست همان بود که می اندیشید و بدان اعتقاد داشت و در عمل به آن رسیده بود.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 17 اردیبهشت 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: علما و بزرگان،     | نظرات()

شیخ صدوق و عصر حدیث

 
صدوق

 

عصر صدوق را باید عصر حدیث نامید دوره ای که با حرکت علمی کُلینی آغاز و با تلاش های پیگیر و  بی وقفه صدوق ادامه یافت. شیخ کُلینی با این حرکت علمی جدید، مکتب حدیث نگاری اهل بیت (ع) را آغاز کرد و دیگران از جمله شیخ صدوق بنای مستحکم ضبط و نشر حدیث را بر آن بنیان نهادند. صدوق برای ادامه راهی که کُلینی در آن قدم نهاده بود سفرهای علمی بسیاری انجام داد و کوشش های  بی شماری کرد.

 

صداقت در گفتار و روایت:

از مسایلی که در علم رجال و شناخت راویان حدیث مطرح و سبب پذیرش حدیث محدثان می شود تصریح دانشمندان این رشته علمی به اطمینان و صداقت راوی است. عالمان دینی چنان اعتمادی بر شیخ صدوق داشته اند که تعبیر به این که ایشان مورد اطمینان است توهین به او گفته اند. شیخ صدوق را صدوق

نامیده اند زیرا در نقل حدیث از ائمه (ع) خصوصاً امام صادق و امام باقر (ع) از راه صواب خارج نشده و در فهم آنها به خطا نرفته است.

در کتب فقه و حدیث شیخ صدوق و پدر بزرگوار ایشان علی بن بابویه را صدوقین می گویند اما هرگاه شیخ صدوق گفته می شود منظور پسر محمد بن علی بن بابویه است نه پدر.

 

منبع: پایگاه حوزه

تنظیم برای تبیان: سید پیمان صابری

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 16 اردیبهشت 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: علما و بزرگان،     | نظرات()

شیخ صدوق و غیبت صغری

حضرت مهدی

 

یکی از رویدادهای بسیار مهم سیاسی و اجتماعی زمان شیخ صدوق که آثار و عواقب آن دامن گیر بشریت گردید، قطه رابطه ظاهری امت اسلام با امام مسلمانان و فاصله افتادن بین مردم و رهبر معصومشان بود. پس از شهادت امام حسن عسگری در سال 260 ه. غیبت صغرای امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) آغاز گشت و تا سال 329 ه. ادامه داشت در طی این مدت افرادی بین آن حضرت و مردم به عنوان نائبان خاص رابطان امام با مردم بودند. نواب امام در طول غیبت صغری چهار نفر بودند که از سوی امام عصر (عجل الله تعالی فرجه) به این سمت منصوب می شدند. شیخ صدوق در اوائل نیابت سومین نائب، حسین بن روح در حدود سال 305 دیده به جهان گشود؛ بنابراین تا سن 23 سالگی در زمان غیبت صغری می زیسته و دوران نیابت 2 نفر از نواب خاص امام زمان را درک کرده است که این خود از عوامل بسیار موثر در پیشرفت و تکامل علمی و خصوصاً معنوی صدوق بوده و توانسته خود را به بلندترین قله های نورانی علم و معنویت برساند.

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 15 اردیبهشت 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: علما و بزرگان،     | نظرات()

زندگیمانه ابوجعفر محمد بن علی اب بابویه قمی

صدوق

 

زندگی

ابوجعفر محمد بن علی ابن بابویه قمی ملقب به شیخ صدوق از پیشتازان علم حدیث و از مردان نامی جهان اسلام در سال 305 ه.ق چون ستاره ای در آسمان روایت و فقاهت در شهر مقدس قم طلوع کرد. ولادت این عالم فقیه با آغاز نیابت حسین بن روح سومین نائب خاص امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) هم زمان بوده است.

پدر بزرگوار شیخ صدوق علی بن الحسین بن بابویه قمی، از فقهای بزرگ اسلام و در زمان امام حسن عسگری (ع) و امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) می زیسته و مورد احترام آن امامان بوده است. در نامه ای که امام حسن عسگری (ع) به علی بن بابویه نوشته وی را با کلماتی چون: شیخ معتمد و فقیه من خطاب کرده است. پدر شیخ صدوق در قم بدنیا آمد و زندگی را آنجا گذارند و در همان شهر نیز وفات کرده است. پدر شیخ صدوق در ایام زندگی پر برکت خویش نزدیک دویست جلد کتاب تألیف کرده است.

 

دعای ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه):

عمر با برکت علی بن باویه پدر شیخ صدوق از پنجاه می گذشت و هنوز فرزندی نداشت و بسیار دوست می داشت که خداوند به او فرزند صالحی عنایت کند، از این رو به حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه) متوسل شده طی نامه ای به وسیله حسین بن روح که یکی از نمایندگان خاص امام زمان بود تقاضای دعا کرد تا آن حضرت از خداوند، فرزند صالحی برای او بخواهد. ولی عصر (عج) دعا کرده و برای ابن بابویه نوشتند: «برای تو از خداوند خواستیم دو پسر روزیت شود که اهل خیر و برکت باشند.» پس از دعای امام زمان بود که ابن بابویه صاحب فرزندی شد که نامش را محمد نامید و بعدها عالمی بزرگ و فقیه ای نام آور شد. او همان شیخ صدوق است.

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 15 اردیبهشت 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: علما و بزرگان،     | نظرات()

همیشه و همه‌جا، دانش‌آموز باش!

كتاب

نامه‌ای از شهید اول

آیت الله شمس الدین محمد مكی

 

                                                                     بسم ‌الله الرحمن الرحیم

بر تو باد به تقوای الهی، در پنهان و میان جمع. خوبی را برای همه آفریدگان بخواه، گر چه به تو بدی روا داشته باشند.

در برابر آزار دیگران، بردباری ورز، اگر به تو اهانت شد، یا ناسزا شنیدی، در پاسخ سخنی ناروا مگو.

هنگام شعله‌ور شدن خشم از کلام ناپسند بپرهیز، از جایت بلند شو، در مکان دیگر بنشین و خود را به کاری دیگر مشغول کن تا خشمت فرو نشیند.

به هر کاری مشغولی، نماز اول وقت را ترک مکن، اگر، معاذالله، نمازت قضا شد، در اولین فرصت جبران کن

مدام در فکر بهسازی آخرت و سعادت دنیا باش.

در همه حال به خدا توکل کن و در همه مهمّات به او اطمینان. بر تو باد به پاسداری و شکر‌گزاری کسی که به تو خوبی می‌کند و تو را نعمت می‌دهد.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 14 اردیبهشت 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: علما و بزرگان،     | نظرات()

وصیتنامه‌ای ارزشمند!

وصیتنامه

نصایح شهید اول

                                                             (آیت الله شمس الدین محمد بن مكی)

 

                                                                     بسم‌الله الرحمن الرحیم

وصیتی که پیش روی شما است، از بنده ضعیف و ناتوان، نویسنده این حروف، محمد فرزند مکی است. خدای او را همچون نصوح، توبه پذیرد و از اشتباه‌ها و لغزش‌های او چشم پوشد. مخاطب آن، برادران و دوستان الهی می‌باشند، آنان که برای خدا و در راه خدا با او دوست شده‌اند. نخست نفس خود را مخاطب قرار می‌دهد، سپس آنان را. این وصیت نامه در بردارنده مطالب و معارف بلندی است.

 

1- تقوای الهی را فرا دید خود قرار دهد و بر همه حرکات و سکنات خویش حاکم سازد. مدام در مراقبه بوده و از خدا خوف و خشیت کند. در خلوت و پنهانی از او شرم کرده، به آنچه خوشایند او نیست آلوده نگردد.

 

2- در همه احوال خدا را فریاد دارد و در بیشتر اوقات با زبان ذکر او گوید.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 14 اردیبهشت 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: علما و بزرگان،     | نظرات()

چرا به او می گویند «شهید اول»؟

گل لاله

علت شهرت برخی دانشمندان شهید‏

در میان صدها شهید از علمای شیعه جناب "شیخ جمال الدین محمد بن مکی" و "شیخ زین الدین" به شهید اول وثانی معروف و مشهور شدند.

مرحوم علامه امینی در کتاب "شهداء الفضیله" زندگانی 130 نفر از علمای شیعه، از قرن چهارم هجری تا عصر خویش ‏را گرد آورده است که چهل نفر آنها قبل از شهید اول و حدود 55 نفر آنها قبل از شهید ثانی به شهادت رسیده‏اند در عین حال این دو شخصیت به شهید اول و ثانی ملقب شده‏اند. علت این نامگذاری و شهرت این است که دو بزرگوار از شخصیتهای ‏طراز اول علما بوده‏اند و تا آن زمان سابقه نداشته که چنین شخصیتهای بزرگ علمی را با آن وضع دلخراش به‏شهادت برسانند.

شهید اول را نیز با وضع دلخراشتری در روز پنج شنبه نهم جمادی الاولی سال 786 هجری - در عهد سلطنت برقوق - به فتوای قاضی برهان الدین مالکی و تأیید عباد بن جماعه شافعی در میدان قلعه دمشق با شمشیر کشتند و جسدشریفش را به دار آویختند و تا عصر آن روز سنگباران کردند. سپس جسد را از دار پایین آورده و آتش زدند و خاکسترش‏را به باد دادند.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 14 اردیبهشت 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: علما و بزرگان،     | نظرات()

شهیدی که خاکسترش را به باد دادند

گل

ماجرای شهادت شهید اول

قهرمان داستان ما نامش محمّد است، و لقبش «شمس‌الدین» و «شهید اول». پدرش محمّد مکی معروف به «جمال الدین» و «شرف الدّین» و مادرش بانویی است از آل معیه.

محمد شمس‌الدین در سال 734 هـ. ق در شهرک جزین در جبل عامل به دنیا آمد، و در پنج‌شنبه، جمادی الاول سال 786، در سن 52 سالگی در شهر شام، قلعه دمشق، به شهادت رسید.

اما چرا و چگونه؟ ماجرای جانبازی این دانشمند بزرگ آنقدر اسفبار و دلخراش بود که او را شهید اول نامیدند.

در زمان "شهید"، حاكم دمشق شخصی به نام "بیرمر"1 بود و بانفوذترین عالم شام نیز "قاضی برهان الدین ابراهیم شافعی". شخصی به ¬نام "یوسف بن یحیی" به علت خصومتی كه از قبل با "شهید" داشت، کم کم بغض چندان وجودش را گرفت که در پی انتقام از "شهید" و پیروان وی برآمد. یوسف روزی طوماری مشتمل بر مطالبی خلاف واقع و نامشروع به عنوان "فتاوی شمس‌الدین محمد" تنظیم کرد و هفتاد نفر از پیروانش آن را امضا نمودند. وی طومار را به اهل تسنن نشان داد و در حدود یك هزار نفر از ایشان نیز به آن گواهی دادند. طومار را نزد قاضی بیروت و صیدا برد و آن دو قاضی آن را به قاضی شام ارجاع دادند او هم شهید را احضار كرد و از او درخواست كرد كه توبه كند ولی "شهید" نپذیرفت و با اینكه به مدت یك سال در زندان به سر برد زیر بار این تهمت و توبه نرفت چرا كه قبول توبه به منزله قبول اتهامات بود. قاضی كه از توبه "شهید" ناامید شد و نتوانست به هدف باطل خود برسد به ناحق حكم به ریختن خون "شهید" داد و به دنبال آن، لباس مجرمین به وی پوشاند و آن فقیه بزرگوار را با شمشیر به قتل رساند. سپس پیکر وی را به دار آویختند و پس از آن او را سنگسار نمودند و در آخر جسد سنگسار شده‌اش را آتش زدند و خاکسترش‏را به باد دادند. در آن زمان "شهید" در سن 52 سالگی قرار داشت.

تنظیم: حسین عسگری - گروه دین و اندیشه تبیان


1- اعیان الشیعه، ج 7، ص 13

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 14 اردیبهشت 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: علما و بزرگان،     | نظرات()

به یاد استاد مطهری، معلم انقلاب

 

نمره بالاتر از بیست برای مطهری

 

اگر سری به دانشکده الهیات و معارف اسلامی(=دانشکده معقول و منقول در زمان طاغوت) بزنید و از آنجا یک راست به طبقه زیرین؛ جایی که محل نگهداری رسایل و پایان نامه های دانشجویی است بروید، با تورق سربرگها هر از چند گاه  عبارت "به راهنمایی: مرتضی مطهری" از جلوی چشمان شما عبور می کند که با حساب سرانگشتی، بر تارک صفحات ابتدایی تعداد معتنا بهی از پایان نامه ها از جمله 22 رساله دکتری(همچون شهیدان  بهشتی و  باهنر)، و 20رساله کارشناسی ارشد به نحوی برجسته نشسته است.

عبارت یاد شده یاد آور حضور بیست و دو ساله استادی نام آشنا و فرزانه ای راز آشناست که هنوز هم صدای رسایش در گوشه و کنار کلاسهای این دانشکده طنین انداز است.

آن روزها بیش از 29 سال است که از ما دور شده اند اما در این دانشکده هنوز برخی از استادان، تصویر خاطرات آن روزها را با هزار آه و افسوس برای خود و دانشجویان قاب می گیرند.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 14 اردیبهشت 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: علما و بزرگان،     | نظرات()

زندگینامه استاد شهید آیت الله مطهری

استاد شهید آیت الله مطهری در 13 بهمن 1298 هجری شمسی در فریمان  واقع در 75 کیلومتری شهر مقدس مشهد در یک خانواده اصیل روحانی چشم به جهان می گشاید. پس از طی دوران طفولیت به مکتبخانه رفته و به فراگیری دروس ابتدایی 
می پردازد. در سن دوازده سالگی به حوزه علمیه مشهد عزیمت نموده و به تحصیل مقدمات علوم اسلامی اشتغال می ورزد. در سال 1316 علیرغم مبارزه شدید رضاخان با روحانیت و علیرغم مخالفت دوستان و نزدیکان، برای تکمیل تحصیلات خود عازم حوزه علمیه قم می شود در حالی که به تازگی موسس گرانقدر آن آیت الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی دیده از جهان فروبسته و ریاست حوزه را سه تن از مدرسان بزرگ آن آیات عظام سید محمد حجت، سید صدرالدین صدر و سید محمد تقی خوانساری به عهد گرفته اند.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 13 اردیبهشت 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: علما و بزرگان،     | نظرات()