تبلیغات
مذهبی فرهنگی - مطالب علما و بزرگان

زندگینامه آیت الله میرزا محمد حسن شیرازی

لغو امتیاز تنباكو

آیت الله میرزا محمد حسن شیرازی در سال 1230 ق. در شیراز چشم به جهان گشود.

میرزا محمد حسن از چهارسالگی شروع به تحصیل کرد و در 8 سالگی مقدمات را به پایان برد. میرزای شیرازی در 29 سالگی وارد کربلا شد و پس از آن به نجف اشرف عزیمت کرد و در درس شیخ اعظم، انصاری، شرکت جست و از خواص شاگردان او شد. پس از رحلت شیخ مرتضی انصاری در 1281 ق. زعامت شیعه به میرزای بزرگ شیرازی محول گردید و ایشان نزدیک به 30 سال در این مقام به رفع مشکلات مردم و اداره حوزه های علمیه مشغول بود.

یکی از مهمترین حوادثی که در ایام زعامت آن پیشوای بزرگ اسلامی رخ داد، قضیه جنبش تنباکو بود. فتوای تاریخی ایشان در معاهده انحصار تنباکو در زمان ناصرالدین شاه، چنان مردم را به صحنه کشاند که شاه قاجار، مجبور به فسخ قرارداد تنباکو گردید. با صدور این فتوا، مردم مبارزه سیاسی علیه قرارداد استعماری مذکور را یک وظیفه شرعی دانسته و به مخالفت شدید پرداختند. به طوری که ناصرالدین شاه مجبور شد با پرداخت غرامت این قرارداد ننگین را فسخ کند.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 6 اردیبهشت 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: علما و بزرگان،     | نظرات()

سخنی از ملکوت دل با دل های ملکوتی

نور

آخرین سفارش در واپسین لخظات زندگی یک بزرگمرد

سخنان آیت الله العظمی شهید صدر در آخرین درس

 

«خداوند در یک دل دو ولایت را نمی پذیرد و دو عشق هم عرض را بر نمی تابد: یا دوستی خدا، یا دوستی دنیا، عشق به خدا و عشق به دنیا، با هم جمع نمی شوند. بیاییم قلب هایمان را محک زنیم که آیا مرکز دوستی دنیا یا دوستی با خدا است؛ اگر دوستی خدا در دلمان جای گرفته است، ژرفایش بخشیم و استوارش سازیم و اگر دوستی دنیا در آن لانه کرده است، بکوشیم خود را از این درد بدخیم و بیماری مهلک و تباه گر نجات دهیم.

هر مهری که بر مرکز دل نشیند، به یکی از اشکال زیر است:

دوستی معمولی که محور و پایه ای برای مهرها  دلبستگی به خواسته ها و آرزوهای انسان قرار می گیرد، به گونه ای که اگر برای برآوردن نیازی رویکرد دیگری پیدا کند، به سرعت به اصل خویش باز می گردد؛ این دوستی، اساس دل را تشکیل می دهد و مرکز فکر دلبستگی ها و احساسات را مشغول کرده است. گاهی، به طور موقت به گفته ای، کاری، خوراکی یا آشامیدنی دل می بندد، ولی همان مهر نخستین، محور قلب است.

دوستی آن است که تمام وجود و درون انسان را در بر گیرد و هیچ چیزی او را از دوستش باز ندارد؛ به هر جا که نگردد، محبوب او، قبله و کعبه اوست.

نوشته شده در تاریخ شنبه 5 اردیبهشت 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: علما و بزرگان،     | نظرات()

محقق حلی

محقق حلی

 

شیخ جعفر بن شیخ حسن حلی1 معروف به محقق حلی در سال 602 هجری در حله واقع در عراق بدنیا آمد. وی از ابتدا دارای هوشی سرشار و استعدادی شگرف بود. در محضر پدر، ابن زهره حلی، تاج الدین حسن بن علی دربی و دیگران تحصیلات خود را ادامه داد و خود بر مسند تدریس نشست. این بزرگوار از جمله فقهاى بزرگ شیعه در قرن هفتم و از مراجع و اساتید سترگ شیعه در عراق بود.

نام آورانی چون علامه حلی، ابن داود حلی، سید بن طاووس و ابن سعید هذلی حلی از جمله دست پروردگان مکتب درس حلی اند. وی مورد احترام خاص خواجه نصیرالدین طوسی بود و خواجه به او ارج فراوان می نهاد.

شرایع الاسلام؛ كه از عالى ‏ترین متن‏ هاى فقهى است، المختصرالنافع فی فقه الامامیه و آثار دیگر وی چون نگینی در میان کتب اسلامی می درخشند. محقق حلی در سال 676 ق، در هفتاد و چهار سالگی رحلت نمود و در خانه خود مدفون شد. آرامگاه وى امروزه در «محلة الطاق‏» شهر حله قرار دارد و بر قبرش گنبد و سرایى ساخته اند. در پیرامون قبر او، آرامگاه گروهى از بزرگان شیعه نیز قرار دارد. روحش شاد.

هر یک از علما و دانشمندان درباره او  سخن به مدح و ثنا گشوده اند علامه حلی درباره او می گوید: 2

عـلامـه حـلـى در درباره او نوشته است: (كان هذا الشیخ افضل اهل عصره فى الفقه ) (این بزرگ، فقیه ترین مردم روزگار خویش بوده است.)

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 2 اردیبهشت 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: علما و بزرگان،     | نظرات()

درگذشت آیت الله نجفی قوچانی

آرامگاه آیت الله نجفی قوچانی

 

در ابتدای امر نام آقانجفی قوچانی نام ناشناخته‌ای به نظر می‌آید، ولی وقتی كه نام «سیاحت غرب» یا «سرنوشت ارواح پس از مرگ» به میان می‌آید، آن وقت چهرة این عالمِ دانشور به عنوان نویسندة این كتاب، از غبارِ غربت زدوده می‌شود. همچنین او با نوشتن كتاب سیاحت شرق علاوه بر شرح حال خود، چگونگی زندگی طلبگی و وضع اجتماعی آن زمان (حدود 1310 تا 1338 هجری قمری) را در قوچان، مشهد، اصفهان و نجف را با بیانی ساده و شیرین نگاشته است.

ما در این‌جا بمناسبت سالروز درگذشت این عالم گرامی داستانی از زندگی او را با زبان خودش (البته با تلخیص و ویرایش) نقل می‌كنیم:

عنایت به آیت الله قوچانی، مرحوم آقا نجفی قوچانی می‌گوید: چند ماهی بود كه جهت تحصیل به نجف اشرف مشرف شده بودم ولی حجره پیدا نكردم و به ناچار در محل نامناسبی بسر می‌بردم تا این كه طلبه‌ای اصفهانی كه عمویش نیز در نجف بود جهت تحصیل به نجف آمد و از من اجازه خواست تا زمانی كه عمویش برای او حجره پیدا كند در آنجا بماند. پس از یك هفته روزی با خوشحالی آمده و گفت: عمویم برایم حجره پیدا كرده، به زودی به آنجا خواهم رفت.

من كمی متأثر شدم از این كه شش، هفت ماه است در یك زباله‌دانی با سختی به سر می‌برم و حجره مناسبی پیدا نكردم، ولی این آقا یك هفته نشده عمویش برای او حجره پیدا كرده است.

هنگام مغرب كه برای اقامه نماز جماعت پشت سر مرحوم آخوند خراسانی می‌رفتم به درِ صحن كه رسیدم صورتم را به قبر مطهر علی ـ علیه السلام ـ كردم و با تندی گفتم: تو به قدر یك عمو كار از دستت بر نمی‌آید كه حجره‌ای برای من پیدا كنی؟

وارد صحن مطهر شدم یكی از طلاب خراسانی گفت: در مدرسه وقفی حجره‌ای در شرف خالی شدن است از آخوند اجازه بگیر كه تو در آن ساكن شوی و در فاصله كمی سه نفر از فضلاء‌ همین مطلب را به من گفتند.

ولی چون افراد زرنگ‌تر و معروف‌تر از من بودند و مرحوم آخوند هم مرا نمی‌شناخت من ناامید بودم از این كه چنان حجره‌ای به من داده شود. فردایش باز دیگری گفت و لذا من پس از درس با كمال یأس مطلب را به عرض آخوند رسانیدم، ولی برخلاف انتظار مرحوم آخوند با صدای بلند فرمود: ‌از این ساعت هر حجره‌ای كه در مدرسه وقفی خالی شد در اختیار این آقا قرار گیرد.

ناگهان شیخی آمده گفت: حجره مال من است بیا برویم آن را در اختیارت بگذارم. و بدین ترتیب من حجره‌دار شدم ولی آن طلبه اصفهانی نه تنها عمویش برای او حجره پیدا نكرد بلكه از نجف به اصفهان رفت و بالاخره معلوم شد كه علی ـ علیه السلام ـ خیلی بیشتر از عموها كار از دستش بر می‌آید.

 

منبع: کتاب سیاحت شرق-تهیه برای تبیان: ملکی

تنظیم برای تبیان: سید پیمان صابری

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 2 اردیبهشت 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: علما و بزرگان،     | نظرات()

زندگینامه آیت‏اللّه‏ حاج شیخ هاشم قزوینی

آیت‏اللّه‏ حاج شیخ هاشم قزوینی

تولد و زادگاه

مرحوم آیت اللّه‏ حاج شیخ هاشم مدرس قزوینی، در سال 1270 ش در روستای «قلعه هاشم خان»(1) قزوین، در خانواده‏ای کشاورز دیده به جهان گشود. وی از دوران کودکی، با محبت و عشق به اهل بیت علیهم‏السلام تربیت و رشد یافت، به طوری که عمل به واجبات و پرهیز از محرمات را از همان دوران مراعات می‏کرد.

 

تحصیلات و اساتید

به نقل استاد محمد رضا حکیمی مقدمات و ادبیات را در قزوین فرا گرفت و پس از تکمیل ادبیات عرب، نزد استادان ادبیات، در محضر اساتید قزوین، که در رأس آنان «حاج ملا علی طارمی» و «آخوند ملا علی اکبر» بودند، سطوح عالیه فقه و اصول را خواند و در همین شهرستان فلسفه اشراق و مشّاء را نزد مرحوم آیت‏اللّه‏ حاج سید موسی زرآبادی قزوینی آموخت.

آن‏گاه برای تکمیل مدارج عالیه استنباط به اصفهان عزیمت کرد و در آنجا نزد مرحوم «کلباسی» و «فشارکی» به کسب علم پرداخت و پس از شش سال اقامت به قزوین بازگشت.

طی این مدت، وصف حوزه علمیه مشهد را ـ که در آن دوران سرآمد مجامع علمی به شمار می‏آمد ـ شنید و طبع دانش پژوهش، او را مایل به مهاجرت به این سامان ساخت و به شوق وصول به این کانون معرفت، بار سفر بست. در مشهد از محضر آیات حاج آقا حسین قمی و میرزا محمد آقا زاده خراسانی (فرزند آخوند ملا محمد کاظم خراسانی، صاحب کفایه ) کسب کمال نمود و از دو استاد اخیر به اجازه اجتهاد مفتخر گردید و همین اجازه از طرف آیت اللّه‏ العظمی سید ابوالحسن اصفهانی به توقیع «صدر عن اهله و وقع فی محله» موشّح گردید.(2) و پس از بازگشت از عراق با مهاجرت آیت‏اللّه‏ میرزا مهدی اصفهانی به مشهد در سال 1340 ق(3)، مدتی نیز از محضر ایشان بهره برد و مبانی اصولی میرزا نایینی را از ایشان فرا گرفت.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 31 فروردین 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: علما و بزرگان،     | نظرات()

گذر و گذاری برآثار استاد محمد تقی شریعتی

محمد تقی شریعتی

آغاز وحی:

یا تفسیر سوره‌ی مباركه‌ی علق (یادآوری می‌شود استاد در پانزده شماره از نامه‌ی آستان قدس (دی‌ماه 1349 تا بهمن‌ماه 1344)، تحت عنوان كلی «تفسیر قرآن مجید» سوره‌های: علق، كوثر، انشراح، ماعون و تین را تفسیر كرده‌اند. این مقالات به انضمام تفسیر بقیه‌ی سوره‌های جزء سی‌ام، به صورت كتاب «تفسیر نوین» چاپ و منتشر شده است.)، كانون نشر حقایق اسلامی مشهد، تاریخ مقدمه 1340 (رجب 1381)، 56 ص، قطع وزیری.

اصول عقاید و اخلاق شریعتی:

برای دانش‌آموزان پایه‌ی 4 و 5 و 6 دبستان‌ها، كتاب‌فروشی زوار، مشهد 1321، چاپ پنجم 1325؛ چاپ هفدهم 1333 با تصحیح و تصرفات كامل.

امامت در نهج‌البلاغه:

تهران، انتشارات بعثتف تاریخ ثبت وزارت فرهنگ و هنر 9/2/37 (: 1357)، 10+170 ص، قطع پستی.

تاثیر هنرهای مسلمین بویژه ایرانیان در اروپا: تالیف محمدحسین زكی، ترجمه نگارش، مشهد كتابفروشی باستان، 4+94 ص، قطع پستی، بی‌تا، (قبل از 1320 تحریر و در روزنامه‌ی آزادی منتشر شده بود).

تعلیمات دینی:

(قسمت اول)، مخصوص كلاس اول دبیرستان طبق برنامه‌ی وزارت فرهنگ، كتابفروشی زوار، مشهد، شهریور 1352، 34 ص، قطع پستی.

تفسیر نوین:

جزء سی‌ام قرآن، تهران، شركت سهامی انتشار، شهریور 1346، هفتاد و دو +345 ص. چاپ چهارم، حسینیه‌ی ارشاد، چاپ پنجم، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، شهریور 1358، در دو جلد.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 31 فروردین 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: قرآن كریم، علما و بزرگان،     | نظرات()

بهشتی از صفا و پاکدامنی

محمد تقی شریعتی

استاد محمدتقی شریعتی مزینانی در مزینان سبزوار به سال 1286شمسی در خانواده ای روحانی متولد شد.

پدرش آقا شیخ محمود از روحانیون دانشمند این خطه بوده و جد ایشان آخوند ملاقربانعلی نیز یکی از شاگردان برجسته مرحوم حاج ملاهادی سبزواری بوده است. استاد شریعتی تحصیلات مقدماتی رادر نزد پدروعموی خود، شروع کرده ودرسن 20 سالگی به حوزة علمیه مشهد عزیمت نمود واز محضر شیخ هاشم قزوینی، ادیب بزرگ، ادیب ثانی، حاج شیخ کاظم دامغانی و ... کسب فیض کردو سپس به شغل معلمی در دبستانها ودبیرستانهای مشهد اشتغال پیدانمودو بعداز تأسیس دانشکدة الهیات دانشگاه مشهد، دراین دانشکده به تفسیر قرآن ونهج البلاغه همت گماشت.

یکی از اقدامات وی تأسیس ”کانون نشر حقایق اسلامی“ ومقابله با تبلیغات مارکسیستی وکمونیستی بوده است. همچنین توسط رژیم منحوس پهلوی چندمرتبه دستگیر وحبس گردید.

سرانجام روح این استاد متفکر وبنده صالح خدا، در 31فروردین 1366 دعوت حق را لبیک گفت وپیکرش در جوار مرقد پاک امام رضا آرام مقام معظم رهبری (در دوره ریاست جمهوری) به مناسبت رحلت استاد شریعتی پیام تسلیتی ارسال داشته که در قسمتی ازآن چنین می فرماید:

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 31 فروردین 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: علما و بزرگان،     | نظرات()

تجسم 14 قرن مظلومیت تشیع

محمد تقی شریعتی

خاطره ای از زندان دکتر شهید دكتر علی شریعتی و مرحوم استاد محمد تقی شریعتی

استاد شریعتی(پدر دکتر علی شریعتی)، در زندان، سخت تحت شكنجه روحی قرار داشت، ایشان را مدتی بعنوان تنبیه از بند قبلی كه وضع بهتری داشت به بندی آورده بودند كه با زندانیان غیر سیاسی، معتاد، قاتل، هرزه، و دزد هم اتاق كرده بودند. وی در اثر ضعف جسمانی و روحی تا آن حد بیمار می شود كه ماموران، در حالی كه ایشان را بر روی شانه هایشان قرار داده بودند، به بیمارستان می برند. از این رو هنگام انتقال ایشان به بیمارستان شایع شده بود كه استاد فوت كرده اند و خبر مرگشان در سطح زندان هم پخش شده و به گوش علی رسیده بود. . .

بهرحال مدت زندان استاد، یك سال بطول انجامید و پس از یك سال، ایشان را از زندان آزاد كردند. روزی كه قرار بود حكم آزادی را به وی ابلاغ كنند ایشان را به كمیته مركزی واقع در خیابان ارگ (شهربانی سابق) می برند و به ما كه در تهران بودیم، اطلاع می دهند كه بیایید و استاد را ببرید. من به همراه برادم، آقای دكتر شریعت، به كمیته رفتیم تا استاد را به منزل بیاوریم. در آن روز درحالی كه، استاد منتظر بودند تا حكم آزادی خود را بگیرند، می بینند كه بازجویی وارد اتاق می شود و بعد از سلام، علی را با پدرش رو به رو می كند، این ملاقات كاملا غیر منتظره بوده و دكتر كه پس از یك سال و اندی، پدرش را می دیده سخت متاثر و اندوهگین می شود. . .

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 31 فروردین 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: علما و بزرگان،     | نظرات()

مولود كاظمین زندگى شهید صدر در یك نگاه

شهید محمدباقر صدر

علامه شهید حضرت آیة الله العظمی سید محمدباقر صدر(ره) در 25 ذی‌القعدة الحرام سال 1353 قمری در شهر كاظمین دیده به جهان گشود.(1) پدرش سیدحیدر صدر عالمی برجسته و از مجتهدان جوان و پر استعداد زمانش بود. مادرش بانویی پرهیزگار و دختر مرحوم آیة الله شیخ عبدالحسین آل یاسین بود.(2) خاندان شهید صدر همگی از چهره‌های سرشناس، وارسته، مجاهد دانشمند و با تقوا محسوب می‌شوند.(3)

شجره طیبه خاندان شهید صدر با سى و یك واسطه به حضرت امام موسى ابن جعفر (علیهماالسلام) منتهى مى‌شود. بر اساس شجرنامه ایشان، خاندان صدر همگى از اعاظم فضلا و مراجع زمان خود بوده‌اند و از پایگاه عظیمى در حوزه‌هاى علوم دینى برخوردار بوده‌اند. هرگز بین این خانواده و نهاد مقدس حوزه و مرجعیت، انقطاعى صورت نگرفته است و تمامى اجداد ایشان، به نحوى از مقامات معنوى برخوردار بوده‌اند. جدّ شهید صدر، آیة الله العظمى سیداسماعیل صدر، آخرین فرزند سیدصدرالدین عاملى بوده است كه در سال 1255(ه.ق) در اصفهان به دنیا آمده و در حوزه نجف، به محضر درس میرزاى شیرازى و شیخ مهدى كاشف الغطاء رفته و در سال 1312 ه.ق پس از درگذشت میرزاى شیرازى، یكى از مراجع تقلید بزرگ شیعه، به شمار مى‌آمده است.

مرحوم سیداسماعیل همچنین داراى چهار پسر بوده كه آخرین آنها، مرحوم سیدحیدر صدر پدر بزرگوار آیة الله شهید محمدباقر صدر مى‌باشد. وى در 1309 ه.ق در سامرا به دنیا آمد و در كربلا از محضر آیة‌الله العظمى حاج شیخ عبدالكریم حائرى(موسس) بهره گرفت.

سیدحیدر صدر صاحب چند اثر تالیفى از جمله حاشیه بر كفایة الاصول مى‌باشد. مرحوم سیدحیدر داراى دو پسر و یك دختر بود. آیة الله سیداسماعیل صدر، و آیة الله محمدباقر صدر و شهیده سیده، بنت الهدى صدر. سید اسماعیل، برادر بزرگ شهید صدر از اساتید بزرگوار ایشان بوده و داراى تالیفات بسیارى نیز مى‌باشد. شهید صدر پسر دوم سیدحیدر نیز در سال 1353(ه.ق) متولد شد و در سال 1400 در 47 سالگى به شهادت رسید.

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 19 فروردین 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: علما و بزرگان،     | نظرات()

در محضر مفسّر

در محضر مفسّر
علامه کمالی دزفولی (ره)

قریب به یک دهه درک مستمر محضر «پیر سپید موی دیرینه روز» فرصتی استثنایی برایم بود. هر روز بی وقفه با دفتری در زیر بغل، راهی مدرسه علمیه سید اسمعیل ـ حوزه قرآن پژوهی و محل زندگی و اسكان استاد ـ می‌شدم تا بر آستان حكمتش زانوی ادب بر زمین ‌زده و خوشه ها از خرمن بی نفاد و زاینده معرفت او برگیرم.
به یاد دارم، روزی از ایام اشتغال به مقابله، تصحیح و ویرایش دوره كامل و 44 دفتری «تفسیر قرآن برای همه»، كه قریب به شش سال به درازا انجامید، چون هر روز، رأس ساعت مقرّر در مدرسه به خدمت رسیدم. آن روز آقا حال مساعدی نداشت. ضعف جسمانی و بی حالی ایشان در سن نود و چند سالگی، بیش از پیش مشهود بود. در این حال از ایشان خواستم تا كار تعطیل شده و امروز را به استراحت بپردازند؛ اما اصرارم توفیری نكرد. استاد به زحمت پشت میز كار خود، كه عبارت بود از صندوق چوبی مزار جدّش مرحوم آیت الله سید حسین ظهیر الاسلام، نشست و با همان ضعف و بی حالی مفرط به ظرافت فرمود: «گویند: شبلی مجرمی را دید كه دار می‌زدند. پرسید: چه كرده بود؟ گفتند: دزدی. شبلی فی الفور زیر دار رفت و پای معدوم را بوسید! او را پرسیدند: چرا؟! گفت: چون او در كار خود جان باخت!». سپس علامه چون همیشه نگاه سلوكانه اش را به زمین دوخت و با حسرتی توأم با تأنّی زاید الوصفی فرمود: «چه می‌شود، اگر من نیز در كار خود جان دهم!».
روزگار بر همین گونه می‌گذشت تا دولت مستعجل استاد نیز بگذشت. دیگر پیمانه او به جرعه آخر رسیده بود و همینکه پایان شام تار، طلوع سپیده را نوید داد، استاد غزل خداحافظی را خواند و رفت:
پیمانه ام به جرعه آخر رسیده است
پایان شام تار و طلوع سپیده است

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 6 فروردین 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: علما و بزرگان،     | نظرات()