تبلیغات
مذهبی فرهنگی - مطالب مهدویت

حكایت دیدار اسماعیل هرقلی

جمعی از برادران مورد اطمینان من، خبر دادند كه در اطراف شهر حلّه، شخصی به نام «اسماعیل بن عیسی بن حسن هرقلی» در قریه‌ای به نام هرقل زندگی می‌كرد. او در زمان حسن وفات نمود و من خود او را ندیدم. امّا فرزند او، شمس‌الدین را دیدم و او حكایت پدرش را برای من این‌گونه نقل كرد كه:


گاهی یك بیماری یا یك گرفتاری در زندگی شخصی، موجب اشتغال ذهن و گرفتاری‌هایی می‌شود كه حال عبادت و لذت مناجات را از انسان می‌گیرد. به همین دلیل است كه دستور داده شده وقتی انسان می‌خواهد به عبادت مشغول شود آن‌چنان خود را فارغ كند كه گویا هیچ كاری ندارد و توجهی به هیچ كس جز خدای متعال ندارد. در آن صورت است كه فكر آزاد می‌شود و مجال ارتباط با خداوند و اتصال به او را می‌یابد.

«اسماعیل هرقلی» در ایام جوانی‌اش، غدّه‌ای در ران چپ او بیرون آمده بود كه در فصل بهار می‌تركید و خون و چرك از آن خارج می‌شد، و او را از كار و عبادت باز می‌داشت. داستان تشرف او خدمت عصر(ع) و شفا گرفتن پایش را، عالم فاضل علی بن عیسی اربلی كه معاصر با اسماعیل بوده است در كتاب «كشف الغمـة» چنین نقل می‌كند:

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 19 فروردین 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: مهدویت،     | نظرات()

هنوزم که هنوز است

دل عشق ترک خورد، گل زخم نمک خورد، زمین مرد، زمان بر سر دوشش غم و اندوه به انبوه فقط برد، فقط برد، زمین مرد، زمین مرد، خداوند گواه است، دلم چشم براه است، و در حسرت یک پلک نگاه است، ولی حیف نصیبم فقط آه است و همین آه، خدایا برسد کاش به جایی، برسد کاش صدایم به صدایی...


هنوزم که هنوز است ...
عصر یک جمعه‌ی دلگیر، دلم گفت بگویم بنویسم که چرا عشق به سامان نرسیده است؟ چرا آب به گلدان نرسیده است؟ چرا لحظهء باران نرسیده است؟ و هر کس که در این خشکی دوران به لبش جان نرسیده است، به ایمان نرسیده است و غم عشق به پایان نرسیده است. بگو حافظ دلخسته زشیراز بیاید بنویسد که هنوزم که هنوز است، چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده است؟ چرا کلبه‌ی احزان به گلستان نرسیده است؟

دل عشق ترک خورد، گل زخم نمک خورد، زمین مرد، زمان بر سر دوشش غم و اندوه به انبوه فقط برد، فقط برد، زمین مرد، زمین مرد، خداوند گواه است، دلم چشم براه است، و در حسرت یک پلک نگاه است، ولی حیف نصیبم فقط آه است و همین آه، خدایا برسد کاش به جایی، برسد کاش صدایم به صدایی...

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 19 فروردین 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: دست نوشته ها، مهدویت،     | نظرات()

حكومتی كه پس از ظهور مستقر می‌شود، چند سال به طول می‌انجامد؟

یكی از پرسش‌هایی كه ذهن بسیاری را به خود مشغول داشته، این است كه حكومت امام زمان(ع) یا به طور كلی حكومتی كه پس از ظهور مستقر می‌شود، چند سال به طول می‌انجامد؟ در این مقاله ابتدا روایت‌های موجود در این زمینه، بررسی و در ادامه نتیجه به دست آمده از جمع روایات بیان شده است.

در روایت‌های شیعه و سنی مدت زمان‌های متفاوتی برای حكومت مهدوی ذكر شده كه كمترین آنها هفت سال و بیشترین آنها 309 سال (به مقدار توقف اصحاب كهف در غار) است. در اینجا ابتدا برخی از روایت مرتبط با این موضوع را نقل می‌كنیم و در ادامه به تحلیل و بررسی وجه تفاوت مدت زمان‌‌های ذكر شده در روایات و در صورت امكان جمع بین آنها می‌پردازیم.


1. مدت زمان‌های بیان شده در روایات
هفت سال، هشت سال، نه سال، ده سال، نوزده سال، بیست سال، چهل سال و 309 سال مدت زمان‌هایی هستند كه در روایات از آنها به عنوان مدت حكومت قائم(ع) یاد شده است. هر یك از دانشمندان اسلامی نیز یكی از این زمان‌ها را ترجیح داده و در كتاب‌های خود آورده‌اند. روایت‌هایی كه مستند مدت‌های یاد شده هستند از نظر تعداد و اعتبار یكسان نیستند، ولی در هر حال برای هر یك از آنها می‌توان روایت یا روایت‌هایی را نقل كرد.

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 19 فروردین 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: مهدویت،     | نظرات()

شیوه هاى یارى قائم آل محمّد

دربیان كیفیّات نصرت و یارى حضرت ولىّ الله (علیه السلام) در امر دین


نصرت و یارى حضرت قائم علیه السّلام با صفت تقوا

نصرت و یارى حضرت ولى الله (علیه السلام)در امر دین ; به عناوینى چند حاصل مى شود ، كه در اینجا به دوازده كیفیّت از مهمترین و لازم ترین آنها بر وجه اختصار اشاره مى كنیم :
كیفیّت اوّل ; تقوا است . و بر این مطلب ــ یعنى بر اینكه با تقوا یارى امام(علیه السلام)حاصل مى شود ــ شواهد بسیارى داریم ، كه اجمالا بعضى از آنها را متذكّر مى شویم :
اوّل : فرمایش حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام)در  نهج البلاغه  در ضمن نامه اى كه به عثمان بن حنیف ــ عامل ایشان در بصره ــ نوشته اند :
 ألا و إنّ لكلّ مأموم إماماً یقتدی به ، و یستضیئ بنور علمه ، ألا و إنّ إمامكم قد اكتفى من دنیاه بطمریه ، و من طُعمه بقُرصیه ، ألا و إنّكم لا تقدرون على ذلك ، و لكن أعینونی بورع و اجتهاد و عفّة و سداد .( [1] )
یعنى : آگاه باشید ! همانا از براى هر كسى باید امام و پیشوائى باشد كه در اعمال و احوال خود از او پیروى كند ، و به روشنائى نور علم او هدایت بیابد .

آگاه باشید ! همانا امام و آقاى شما به تحقیق از دنیاى خود و از زینتهاى آن به دو جامه كهنه و از طعام آن به دو قرص نان اكتفا و قناعت كرده .
آگاه باشید ! همانا شما توانائى بر این نوع قناعت ندارید ، و لكن مرا به اجتناب از آنچه حرام است وبه كوشش در فرائض و واجبات الهى و به كفّ نفس از حاجت و تملّق از اهل دنیا و به سعى در آنچه راه صحیح و درست است یارى كنید.
دوّم : در كتاب  كافى  از حضرت امام محمّد باقر (علیه السلام)روایت نموده كه حضرت فرمود :
 أعینونا بالورع ، فإنّه من لقى الله عزّوجلّ بالورع كان له عند الله عزّوجلّ فرجاً ، إنّ الله عزّوجلّ یقول : (مَنْ یُطِعِ الله وَ رَسُولَهُ فَاُولئِكَ مَعَ الَّذینَ اَنْعَمَ الله عَلَیْهِم مِنْ النَّبیینَ وَ الصِّدیقینَ و الشُّهَداءَ و الصّالحِینَ وَ حسنَ اُولئِكَ رَفیقاً)( [2] ) فمنّا النبىّ و منّا الصّدیق و الشهداء و الصالحون .( [3] )
یعنى : ما را به اجتناب نمودن از محارم الهى یارى نمائید ، پس همانا هر كس خداوند عزّوجلّ را با حال ورع ملاقات نماید ، براى او نزد خداوند فرج كامل از شدائد است ، بدرستیكه خداوند در كلام مجید مى فرماید : كسانیكه خدا و رسول او را اطاعت نمایند ; پس اینان با كسانى كه در جوار قرب الهى و رحمتهاى خاصّه او در بهشت كه خداوند بر آنها انعام فرموده است از نبیّین و صدیقین و شهداء و صلحاء ساكن خواهند بود .
سوّم : در كتاب  كافى  از حضرت صادق صلوات الله علیه روایت شده كه حضرت فرمود :
 إنّ شیعة علیّ خمص البطون ، ذبل الشفاة ، و أهل رأفة و علم و حلم ، یعرفون بالرهبانیة فأعینوا على ما أنتم علیه بالورع و الاجتهاد .( [4] )
یعنى : همانا شیعیان على صلوات الله علیه شكمهاى خالى و لبانى خشك دارند یعنى از جهت شدّت گرسنگى و زیادى روزه دارى ــ و آنان اهل رأفت و علم و بردبارى هستند ، و آنان به شدّت اعراض از اهل دنیا و از احوال و اعمال آنها شناخته مى شوند ، پس براى محافظت از آنچه بر آن هستید از ولایت اولیاء معصومین و ائمّه طاهرین (علیهم السلام)با اجتناب نمودن از محارم الهى و كوشش زیاد در انجام واجبات كمك و یارى كنید .
چهارم : آنچه در ضمن جمله اى از توقیع حضرت صاحب الأمرصلواة الله علیه رسیده ، كه مى فرماید :
 إنّا غیر مهملین لمراعاتكم و لاناسین لذكركم ، ولولا ذلك لنزل بكم البلاء و استطلمكم الأعداء ، فاتّقوا الله جلّ جلاله و ظاهرونا على انتباثكم من فتنة قد أناقت علیكم .( [5] )
یعنى : ما اهمال در مراعات شما نكرده ایم و یاد شما را فراموش ننموده ایم ، و اگر این نبود ; هر آینه به شما بلاى سخت نازل مى شد ، و دشمنان شما را مستاصل مى كردند ، پس بپرهیزید از خداوند و تقوا پیشه كنید ، و ما را بر بیرون آوردن شما از فتنه ایكه بر شما مشرف شده است ; یارى كنید  .

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 2 فروردین 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: مهدویت،     | نظرات()