خروج یمانی؛ نشانه حتمی ظهور

ابوذر یاسری


اشاره:
روایات اهل بیت(ع) از پرچم یمانی، به عنوان پرچم جهاد مسلّحانه با دشمنان قیام‌كنندة آل محمد(ص)، مهدی موعود(ع) نام برده‌اند. رسول اعظم(ص) در حالی كه یمنیان را می‌ستود چنین فرمود: «[ایشان] قومی رقیق القلب و با ایمان راسخ‌اند كه «یاری‌كننده» از آنان است؛ [او] با همراهی هفتاد هزار نفر قیام می‌كند و جانشین من و جانشین وصیّ‌ام را یاری می‌كند».
مقالة حاضر به معرّفی یمانی و دسته‌بندی روایات مربوط به قیام او و بیان اهمیت حركت این شخصیت عصر ظهور می‌پردازد.

اهمیت و جایگاه قیام یمانی

در روایاتی از امامان معصوم ما، به وقوع نهضتی اسلامی در آخرالزّمان در یمن، قبل از ظهور امام عصر(ع) اشاره شده كه هدف آن، یاری آن حضرت و زمینه‌سازی ظهور مبارك ایشان است. در خصوص بررسی سندی و اعتبار حدیثی این دسته از روایات، طبق نقل نویسندة كتاب «عصر ظهور»1 و بنابر آنچه در روایات مربوط به امام مهدی(ع) آمده است، سند تعدادی از آنها صحیح2 و وقوع این قیام حتمی است، و امامان اهل بیت(ع) آن را از جملة پنج نشانة قطعی ظهور مهدی موعود(ع) بر شمرده‌اند. در برخی از روایت‌ها پرچم یمانی هدایت‌بخش‌ترین پرچم‌ها یاد شده؛ تا آنجا كه بر ضرورت پیوستن و دفاع از آن، بیش از پرچم شرقی ایرانی (به رهبری خراسانی) تأكید شده است. آغاز قیام یمانی مقارن شورش سفیانی
ـ اصلی‌ترین دشمن امام مهدی(ع) ـ در ماه رجب قبل از ظهور و محلّ آن صنعا، توصیف شده است. در اینجا به روایات مربوط به قیام یمانی و ویژگی‌های ذكر شده برای آن دقّت می‌كنیم.
الف) از نشانه‌های حتمی ظهور: امام صادق(ع) در بیانی راجع به حتمی بودن علامت قیام یمانی برای ظهور امام عصر(ع) فرمودند: «قبل از قیام قائم(ع) وقوع پنج علامت حتمی است: [خروج] یمانی، سفیانی، صیحة آسمانی، كشته شدن نفس زكیّه و فرو رفتن در بیداء»،3 حضرت امام رضا(ع) نیز در خصوص كسی كه ادّعا می‌كرد، امام زمان(ع) است، فرمودند: «قبل از ظهور، سفیانی، یمانی، مروانی و شعیب بن صالح خواهند آمد، پس او چگونه چنین ادّعایی می‌كند؟»4
ب) شكنندة چشم سفیانی: در سخنی از امام ششم شیعیان نقل شده است كه آن حضرت(ع) ضمن اشاره به جایگاه قیام یمانی، از او به عنوان شكنندة چشم سفیانی ـ دشمن امام مهدی(ع) ـ یاد می‌كنند: «سفیانی كجا خواهد بود؟ و حال آنكه هنوز شكنندة چشم او از صنعای یمن خروج نكرده است».5
ج) هم‌زمانی با سفیانی و خراسانی: حضرت رضا(ع) در سخنی دیگر، حركت یمانی را هم‌زمان با شورش سفیانی و خراسانی در یك سال، یك ماه و یك روز بیان می‌كنند و می‌فرمایند: «خروج سفیانی، یمانی و خراسانی در یك سال، یك ماه و یك روز و ترتیب آنها همچون رشته مهره‌ها پشت سر هم خواهد بود. سختی از هر سو پدید آید، وای بر كسی كه با آنها مخالفت و دشمنی كند».6
د) هدایت‌بخش‌ترین پرچم‌ها: در ادامة روایت پیشین، امام صادق(ع) می‌فرمایند: «در میان درفش‌ها (پرچم‌ها)، هدایت‌گرتر از درفش یمانی وجود ندارد، چون درفش حق است و شما را به سوی صاحبتان دعوت می‌كند».7
ه‍) تخلف از او، جایز نیست: در روایتی كه ذكر شد، امام صادق(ع) در ادامة سخن بیان می‌فرمایند كه، «وقتی یمانی قیام می‌كند، فروش اسلحه به مردم حرام است. پس به سوی او بشتابید كه درفش او درفش هدایت است. بر هیچ مسلمانی سرپیچی از او جایز نیست و اگر كسی چنین كند، اهل آتش است، زیرا او مردم را به حق دعوت می‌كند».8
و) یمانی، پیرو علی(ع): از هشام بن حكم نقل شده است كه چون «طالب حق» خروج كرد، به امام صادق(ع) گفته شد: آیا امیدوارید این شخص یمانی باشد؟ حضرت فرمودند: «خیر، یمانی پیرو علی(ع) است، در حالی كه این شخص از آن حضرت بیزاری می‌جوید».9 نویسندة كتاب «الفجر المقدس و ارهاصات الیوم الموعود»10 یمانی را از فرزندان زیدبن علی الحسین(ع) دانسته است.11

 
 
 نام و نسب یمانی
در نشانه‌های ظهور، ویژگی‌های پیچیده‌ای دربارة شخصیّت رهبر قیام یمانی بیان شده و روایات، در خصوص نام او گوناگون است. در یك سخن، نام او مردّد بین حسن یا حسین آمده12 و در دیگری سعید نامیده شده و او را «نصر» نیز خوانده‌اند.13 دربارة دلیل نامیدن وی به نصر، از رسول اكرم(ص) نقل شده كه زیرا خداوند را یاری می‌رساند.14 چنان‌كه در روایات نخستین این نوشتار، عنوان «منصور» برای او انتخاب شده بود كه به سبب یاری رسانی‌اش نسبت به قیام امام عصر(ع) بود.15 همچنین در روایاتی دیگر به نقل از عبدالله بن عمرو بن عاص از رسول خدا(ص) آمده است كه پدر وی، قریشی است. در كتاب «فتن» ابن حماد آمده است: «ای اهل یمن، می‌گویند كه منصور از شماست. سوگند به كسی كه جانم در دست اوست، پدرش قریشی است و اگر بخواهم (قصد كنم) كه نسب او را تا دورترین جدّش نام ببرم، چنین كنم».16 از این روایت برمی‌آید كه «منصور» صرفاً كنیة یمانی است، نه نام او. به نقل نویسندة كتاب «رایات الهدی و الضّلال فی عصر الظّهور» دلایلی قطعی در دست است كه ثابت می‌كند، رهبر یمانی از اهل بیت(ع) و خصوصاً از نسل امام حسین(ع) است.17

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 4 اسفند 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: ظهور و نشانه ‌ها،     | نظرات()

یمانی و واقعة ظهور كبری

یمانی یكی از اشخاص مهم است كه روایات دوران ظهور، از او ستایش كرده‌اند. در این روایات، پیوسته همراه با نام یمانی، نام یك شخصیت دیگر ذكر می‌شود كه دشمن سرسخت امام مهدی(عج) است. او دست به جنایت‌های زیادی می‌زند و دشمنی زیادی، به ویژه با اهل بیت(ع) و شیعیان دارد و گفته شده او در پی نبش قبر حضرت فاطمه(س) است. نام او سفیانی است.
 
 
 
روایات مربوط به یمانی
پژوهشگران در مورد شخصیت یمانی با دو مشكل اصلی روبه‌رو هستند: 1. كم بودن روایات مربوط به این شخص؛ 2. رمزگونه بودن روایات.

در مورد رمزگونه بودن این روایات، باید گفت كه این مسئله در مبحث ملاحم و فتن امری شایع است و این خود علل مختلفی دارد؛ از جمله اینكه مسئلة تقیه و پوشیده نگاه داشتن حقایق، یكی از علل این امر از جانب راویان بوده است. اهل بیت(ع) به خاطر حفظ جان و دور ساختن خطر‌ها از یمانی با عدم ذكر نام و صفات متمایزكننده‌اش، توجه داشته‌اند مبادا دشمنان با استفاده از آن نشانه‌ها او را شناسایی و نابود كنند. همچنین اهل بیت(ع) نام‌های مختلفی برای این‌گونه شخصیت‌ها برشمرده‌اند تا نیروهای مخالف، نتوانند آنها را شناسایی كنند و به عنوان مثال یمانی در برخی روایات، «قحطانی» نامیده شده و در برخی دیگر المنصور و در برخی دیگر، خلیفة یمانی و در برخی دیگر «پادشاه یمانی» (الملك الیمانی) و در برخی «حارث خراسانی» و در برخی روایات «حسنی» و در برخی دیگر «هاشمی» و در برخی دیگر از روایات «صاحب پرچم‌های سیاه» نامیده شده است.

امّا در مقابل شخصیت‌هایی كه نقش منفی در ظهور دارند، به عنوان خطری كه حقیقت را تهدید می‌كنند، دقیقاً معرفی شده‌اند تا مردم آنها را به خوبی بشناسند و در جرگة یاران آنها در نیایند. به عنوان مثال، در مورد سفیانی در روایات آمده است:

نام او عثمان بن عنبسه است، او اموی است و نسبت او به خالد بن یزید بن معاویه می‌رسد. برخی از روایات هم می‌گویند او حرب بن عنبسـة بن مرة بن كلب بن سلمـة بن یزید بن خالد بن یزید بن معاویه بن ابی سفیان بن صخر بن امیه بن عبدالشمس است.1 برخی روایات نیز قائل به وجود دو سفیانی هستند. با دقت در روایات مربوط به سفیانی متوجه می‌شویم كه ائمه و بزرگان دین، تمایل زیادی به شناساندن این شخص داشته‌اند.


یمانی و نشانه‌های ظهور

نشانه‌ها و علامات ظهور، اهمیّت خاصی در فرهنگ مهدویت دارند، به ویژه اینكه این نشانه‌ها، شخصیت‌های دوران ظهور را به ما می‌شناسانند. این نشانه‌ها در حقیقت یك لطف بزرگ الهی است كه جهان به وسیلة آن خود را برای استقبال از آن رویداد سرنوشت‌ساز و بسیار مهم آماده می‌كند. نشانه‌هایی كه روی داده یا در آینده روی خواهد داد، خود اشاره به این امر دارد كه انسان می‌تواند در زمان‌های مختلف، گرایش‌ها و تفكرات و وابستگی‌های خود را به جریان‌های مختلف مشخص كند و بداند چه در انتظار اوست. یكی از این نشانه‌های حتمی، یمانی است.


یمانی، از نشانه‌های حتمی ظهو
ر
یمانی یكی از اشخاص مهم است كه روایات دوران ظهور، از او ستایش كرده‌اند. در این روایات، پیوسته همراه با نام یمانی، نام یك شخصیت دیگر ذكر می‌شود كه دشمن سرسخت امام مهدی(عج) است. او دست به جنایت‌های زیادی می‌زند و دشمنی زیادی، به ویژه با اهل بیت(ع) و شیعیان دارد و گفته شده او در پی نبش قبر حضرت فاطمه(س) است. نام او سفیانی است. و این اقدامات سفیانی باعث برانگیخته شدن حسّ نفرت مردم از او می‌شود و مردم هر جنبش و حركتی را كه ضدّ سفیانی باشد، را یاری می‌كنند.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 28 دی 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: ظهور و نشانه ‌ها،     | نظرات()

خراسان، دیار زمینه ‌سازان

 ثوبان روایات کرده است که پیغمبر اکرم(ص) فرمود: «هرگاه دیدید که پرچم‌های سیاه از طرف خراسان (یعنی: از ایران برای نبرد) خارج شد، پس شما به سوی آنها بشتابید اگرچه با دست و زانو (مانند کودکان خردسال) بر روی برف راه بروید زیرا خلیفة خدا، مهدی(ع) در میان آنها یا با آنهاست».1

برای اینکه معلوم شود هدف روایات از مشرق، ایران اسلامی است، چند نمونه از احادیثی را که در رابطه با حرکت پرچم‌های سیاه از خراسان روایت شده و حدود جغرافیایی منطقة قیام زمینه‌سازان را به نحو شایسته‌ای از میان کلیة مناطق شرقی جهان مشخّص ساخته است، در اینجا نقل می‌كنیم:

1. سیّد بن طاووس(ره) در کتاب «الملاحم و الفتن» در مورد خروج پرچم‌های سیاه از خراسان، حدیثی را از رسول خدا(ص) بدین صورت آورده است: ثوبان روایات کرده است که پیغمبر اکرم(ص) فرمود: «هرگاه دیدید که پرچم‌های سیاه از طرف خراسان (یعنی: از ایران برای نبرد) خارج شد، پس شما به سوی آنها بشتابید اگرچه با دست و زانو (مانند کودکان خردسال) بر روی برف راه بروید زیرا خلیفة خدا، مهدی(ع) در میان آنها یا با آنهاست».1

یوسف بن یحیای شافعی، صاحب کتاب «عقدالدرر» پس از آنکه این حدیث را از رسول گرامی اسلام نقل و مدارک و مآخذ آن را ذکر کرده است، دربارة معنای این جمله، از حدیث پیغمبر اکرم(ص) که فرموده است: «زیرا خلیفة خدا، مهدی(ع) در میان آنهاست»؛ می‌نویسد: «ممکن است معنای آن جمله این باشد که صاحبان آن پرچم‌ها قدرت و سلطه‌ای به دست می‌آورند و زمینة حکومت و سلطنت حضرت مهدی(ع) را فراهم می‌آورند».

2. جلال الدین سیوطی، در کتاب «الحاوی للفتاوی» در مورد خروج پرچم‌هایی سیاه از خراسان و اهداف صاحبان پرچم‌ها در روایتی از ابوهریره از رسول خدا(ص) چنین آورده است: «پیغمبر اکرم(ص) فرمود: پرچم‌های سیاهی از خراسان (برای نبرد) بیرون می‌آید که هیچ چیز نمی‌تواند جلو آنها را بگیرد تا اینکه در بیت المقدّس نصب می‌شود».2

آنگاه سیوطی دربارة این پرچم‌ها چنین می‌نویسد: «ابن کثیر دربارة این پرچم‌ها گفته است كه این پرچم‌ها نه آن پرچم‌های سیاهی است که ابومسلم خراسانی با آنها آمد و دولت بنی‌امیه را سرنگون ساخت بلکه این پرچم‌ها، پرچم‌های سیاه دیگری است که برای یاری دادن و ملحق شدن به مهدی(ع) می‌آیند و قیامشان به قیام حضرت مهدی(ع) متّصل است».

3. در «غیبت» نعمانی دربارة خروج پرچم‌های سیاه از خراسان، حدیثی از امیرالمؤمنین(ع) بدین صورت نقل شده است: «امام باقر(ع) فرمودند که، از امیرالمؤمنین(ع) دربارة این آیة شریفة: «فاختلف الأحزاب من بینهم»3 سؤال شد، حضرت فرمودند: با دیدن سه علامت منتظر فرج باشید. عرض شد: یا امیرالمؤمنین(ع) آن سه علامت چیست؟ فرمود: یکی اختلافی است که در میان شامیان، یعنی اهل شام، پیدا می‌شود، و دیگری آمدن پرچم‌های سیاه از خراسان است، و سومی وحشتی است که در ماه مبارک رمضان پدیدار می‌گردد.

عرض شد: یا امیرالمؤمنین، وحشت در ماه رمضان چیست؟ فرمود: مگر نشنیده اید گفتار خدای تعالی را که در قرآن کریم می‌فرماید «و إن نشأ ننزّل علیهم من السّماء آیةًً فظلّت أعناقهم لها خاضعین؛4 اگر بخواهیم نشانه‌ای از آسمان برای آنها می‌فرستیم که گردن‌هایشان در برابر آن کج شود و خاضع گردند». نشانة آن صدایی است که از آسمان شنیده می‌شود به طوری که دختران پشت پرده را از خانه بیرون می‌کشد، خفتگان را بیدار می‌کند و اشخاص بیدار را هراسناک می‌گرداند».5

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 11 آذر 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: ظهور و نشانه ‌ها،     | نظرات()

سفیانی و قرقیسیا در گذر تاریخ

همچنین آن حضرت در فرازی از یك حدیث طولانی فرمود: «لشكر سفیانی از قرقیسیا عبور می‌كند، در آنجا به نبرد می‌پردازد و 100 هزار نفر از سركشان و ستم‌پیشگان را به قتل می‌رساند». امام صادق(ع) در این رابطه فرمود: «برای خداوند منّان فراخوان همگانی و سفرة گسترده‌ای در قرقیسیا هست، كه منادی از آسمان بانگ برمی‌آورد: هان! ای مرغان هوا و ای درندگان صحرا، برای سیر شدن از گوشت ستمگران سركش بشتابید».
 


گفت‌وگو با حجّت‌الاسلام و المسلمین علی‌اكبر مهدی‌پور


اشاره:
در شمارة 98 موعود گفت‌وگویی پیرامون «شام در گذر تاریخ» با استاد گرامی حجّت‌الاسلام و المسلمین جناب آقای مهدی‌پور، محقّق و نویسندة ارجمند ترتیب داده بودیم كه تقدیم خوانندگان شد. در ادامة موضوع، در این شماره، مبحث قرقیسیا و فرجام سفیانی را پی می‌گیریم. پیشاپیش از اینكه استاد محترم، ما را به حضور پذیرفتند از ایشان سپاسگزاریم. در این شماره گفت‌وگویی پیرامون «قرقیسیا» داریم كه از شهرهای شامات، در شمال سوریه و محلّ وقوع بزرگ‌ترین نبرد جهانی در آستانة ظهور می‌باشد.

  •  لطفاً در آغاز گفت‌وگو اشاره‌ای به مفهوم واژة «قرقیسیا» و موقعیّت جغرافیایی این منطقه داشته باشید.
 قرقیسیا معرّب «كركیسیا»؛ به نوعی اسب تازی گفته می‌شود، كه در عربی به آنها «حلّاب» گویند.1
قرقیسیا شهری در شمال سوریه، در طول جغرافیایی 64 درجه و 45 دقیقه و عرض جغرافیایی 35 درجه، ـ براساس تحدید بطلمیوس ـ است.2 این شهر در شش فرسخی رَحبة مالك بن طَوْق، در نزدیكی «رَقّه» در استان الجزیره، بر كرانة رود خابور قرار دارد.3 خابور بزرگ‌ترین رودخانة الجزیره است، كه از دو طرف كوه «قراجه داغ» واقع در جنوب دیار بكر تركیه سرچشمه می‌گیرد. این رود پس از عبور از بستری به طول 350 كیلومتر در محلّ قرقیسیا به فرات می‌ریزد.4
قرقیسیا در 35 كیلومتری جنوب شرقی «دیر»5 بر كرانة غربی فرات، در محلّ التقای فرات و خابور قرار دارد.6

  •  این شهر از چه زمانی بنا شده، چه پیشینة تاریخی دارد و موقعیّت فعلی آن چگونه است؟
 سابقة تاریخی قرقیسیا به دوران سلاطین داستانی پیشدادی می‌رسد.7 این شهر كه قبلاً «كركیسیون» نام داشت، در سال 363 میلادی تحت حاكمیّت سلاطین ایرانی بود و لذا به نام «قرقیسیا» فرزند «تهمورث» به قرقیسیا تغییر نام داد.9

به سال 16 ق. سعد بن ابی وقّاص سپاهی به فرماندهی عمرو بن مالك زهری به هَیْت و قرقیسیا فرستاد. به سال 19 ق. عیاض بن غنم، الجزیره را فتح كرد و حبیب بن مسلمه را به قرقیسیا فرستاد. اهالی قرقیسیا بدون جنگ و خونریزی به آغوش اسلام آمدند و حبیب «عمیر بن سعد» را به عنوان والی قرقیسیا تعیین كرد.10 مردم قرقیسیا با معارف اسلامی آشنا شدند و آنجا را مركز نشر تعالیم اسلامی قرار دادند، محدّثان و حافظان بسیاری در این شهر پرورش یافتند كه اسامی شماری از آنها را سمعانی آورده است.11

هنگامی كه معاویه با خاندان عصمت و طهارت به مخالفت برخاست و بر فراز منبر، صریحاً امیرمؤمنان(ع) را سبّ كرد، جمعی از دوستداران اهل بیت(ع) به سوی قرقیسیا مهاجرت كردند، كه از آن جمله بود: عدیّ بن حاتم، جریر بن عبدالله بجلی و حنظلـة الكاتب.12 محدّثان منسوب به قرقیسیا را با عناوینی چون: قرقسانی، قرقسایی13 و قرقسیانی می‌خوانند.14

قرقیسیا در صدر اسلام، شهری آباد و فرهنگی بود و در سفرهای بازرگانی بین شام و عراق نقش مهمّی ایفا می‌كرد.15

از اینكه سمعانی در قرن ششم، یاقوت و ابن اثیر در قرن هفتم از آن به عنوان «شهر» یاد كرده‌اند معلوم می‌شود كه تا آن زمان موقعیّت شهری قرقیسیا محفوظ بوده است، ولی بعدها به كلّی ویران شد و اینك قصبه‌ای بر ویرانه‌های آن به نام «ابوسرای» وجود دارد.16

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 11 آذر 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: ظهور و نشانه ‌ها،     | نظرات()

فلسطین

اشاره:
آنچه که در مجامع بین‌المللی به عنوان «فلسطین» شناخته شده، نوار غزه و کرانة باختری است و سرزمین‌های اشغال شده توسط صهیونیست‌ها تحت عنوان اسرائیل شناخته می‌شود. امّا با توجه به اعتقاد ما مبنی بر اینکه صهیونیست‌ها سرزمین فلسطین را اشغال کرده‌اند هرگاه در ضمن این مقاله کلمة فلسطین به کار برده شود منظور تمام خاک فلسطین پیش از تقسیم است. به امید روزی که فلسطین تمامیّت ارضی خود را باز یابد و اسرائیل از نقشة جهان محو گردد. إن‌شاءالله

جغرافیای فلسطین

فلسطین منطقه‌ای عربی است که از طرف غرب به دریای مدیترانه؛ از طرف شمال، به جمهوری لبنان؛ از جانب شرق به نهر اردن و جمهوری سوریه و از ناحیة جنوب، به شبه جزیرة سینا که قسمتی از مصر است، محدود می‌باشد.1 وسعت تمام فلسطین 27024 کیلومتر مربع است. 2 از رودهای فلسطین می‌توان رودهای اردن، المقطع و العوجا را نام برد. فلسطین دارای سه دریاچه به نام‌های حوله، دریای مرده و طبریه است. دریای مرده دارای املاح زیادی است که مهم‌ترین آنها «پتاس» است. همچنین این دریاچه از نظر مواد منگنز، سدیم و برومین بسیار غنی است. دریاچة طبریّه نیز نقش مهمّی در حوادث آخرالزّمان دارد که به آن خواهیم پرداخت. این کشور در منطقة معتدل واقع است، ولی آب و هوای آن در همة نقاط یکسان نیست. 3

اماکن مذهبی

در شهر بیت‌المقدّس، اماکن وجایگاه‌های مقدّس، فراوان است. مهم‌ترین جایگاه‌های مقدّس از نظر مسلمانان، مسجدالاقصی ومسجدالصّخره است. فاصلة مسجدالاقصی از مسجدالصّخره، حدود پانصد متر می‌باشد و پیرامون آنها مجموعه‌ای از اماکن وجایگاه‌های مقدّس قرار دارد. به همین دلیل، تمام این منطقه را که بیش از صد هزار متر مربع است، «حرم شریف» می‌گویند. پس از آنکه مسلمانان در سال پانزدهم هجری، بیت‌المقدّس را فتح کردند، ساختمان اصلی مسجدالاقصی را بنا نمودند. در آن زمان که مسلمانان وارد شهر بیت‌المقدّس شدند، از پرستش‌گاه و اماکن مقدّس قدیمی تقریباً چیزی به جا نمانده و در اثر گذشت زمان و حوادث مختلف از بین رفته بود. به همین دلیل، مسلمانان پس از تحقیق، محلّ اصلی پرستش‌گاه حضرت سلیمان را یافتند و مسجدالاقصی را در آن محل بنا کردند. 4 در بیت‌المقدّس ابواب گوناگونی وجود دارد، که هریک به نوعی با زندگی پیامبران ارتباط داشته است. مانند «باب التوبه» که خداوند توبة حضرت داوود(ع) را در آنجا پذیرفت. «باب السّکینه» که محراب حضرت مریم(س) دختر عمران در آنجا واقع است، نیز جایگاه مقدّسی است که فرشتگان برای مریم(س) میوة بهشتی آوردند.5 همچنین محراب زکریّا(ع) که فرشتگان تولّد یحیی(ع) را به وی بشارت دادند.6

نگاهی به گذشتة فلسطین

حدود 2500 سال قبل از میلاد، چند قبیلة سامی، به منطقة فلسطین فعلی مهاجرت کردند و در آن سکنا گزیدند که بعدها «کنعانیان» نامیده شدند. تقریباً 1805 سال قبل از میلاد، حضرت ابراهیم خلیل(ع) از شهر «اور» عراق به سرزمین کنعان (فلسطین) مهاجرت فرمودند. در همین جا حضرت اسحاق متولد شد و از اسحاق، حضرت یعقوب به دنیا آمد و به اسم «اسرائیل» نامیده شد. یهود را به جهت انتساب به حضرت یعقوب، بنی اسرائیل می‌نامند.7 این آغاز عصر عبرانیان در فلسطین است. در این عصر فلسطین عرصة تاخت و تاز و کشمکش‌های فراوان بود؛ تا اینکه در سال 70 میلادی «تیتوس» فرزند امپراتور روم با هشتاد هزار سرباز، اورشلیم را محاصره کرد و پس از چند روز مقاومت یهودیان، سرانجام رومیان فاتح شدند و قوم یهود دوباره آواره گشت. در زمان خسرو دوم ساسانی میان امپراتوری ایران و روم جنگ درگرفت که به پیروزی ایرانیان انجامید و اورشلیم فتح شد امّا پس از مرگ خسرو پرویز این سرزمین دوباره به دست مسیحیان افتاد.8
در زمان خلیفة اوّل، وی سپاهی را روانة سوریه و فلسطین کرد که با درگذشت او، در زمان خلیفة دوم، سوریه و بیت‌المقدّس به دست مسلمانان افتاد. اهالی شهر مقاومت زیادی کردند امّا طولانی شدن محاصره، مشکل غذا و... آنان را مجبور به تسلیم کرد و قرارداد صلح منعقد شد. از آن زمان فلسطین در دست مسلمانان بود.9
از سال 1095میلادی با تهاجم اروپاییان علیه مسلمانان، جنگ‌های صلیبی آغاز شدکه حدود دو قرن ادامه یافت. اگرچه این جنگ علت‌های گوناگونی داشت امّا مورخان یکی از علت‌های آن را مسئلة فلسطین و شهر بیت‌المقدّس ذکر می‌کنند.10 علاوه بر عامل مهم و اساسی عواطف مذهبی، عوامل دیگری هم ایجاب می‌کرد که مردم اروپا این دعوت را بپذیرند: ارتشی‌ها به امید فتح وکشورگشایی، تجّار و کسبه به آرزوی درآمد سرشار و مجرمان زیادی برای گرفتن عفو و بخشش.11 صلیبی‌ها پس از نبردی سخت و محاصرة طولانی بیت‌المقدّس، وارد شهر شده، دست به قتل عام زدند و همه چیز را به عنوان غنیمت غارت کردند. در مراحل پایانی جنگ دوم صلیبی، صلاح‌الدّین ایّوبی صلیبیون را تار و مار کرد و بیت‌المقدّس را باز پس گرفت. پس از هفتمین جنگ صلیبی و مرگ آخرین پادشاه سلسلة ایّوبی، ممالیک حدود سه قرن زمام امور را در دست گرفته، بیت‌المقدّس را نیز در اختیار داشتند. آنها با سپاه مغول جنگیدند و آنها را شکست دادند و بازماندگان صلیبی‌ها را در عکّا نابود ساختند.12 تا اینکه سلطان سلیم عثمانی به شهر‌های فلسطین حمله برد و آنها را تصرّف کرد و فلسطین به حوزة حکومت عثمانی درآمد.13

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 10 آذر 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: ظهور و نشانه ‌ها،     | نظرات()

دروازة لُد، محل فرود مسیح

 در شماری از روایت‌های ابن حماد آمده است که محلّ فرود آمدن عیسی(ع) در قدس خواهد بود و در برخی دیگر آمده که در محلّ پل سفید بر دروازة دمشق و در بعضی دیگر، در کنار مناره‌ای در محلّ دروازة شرقی دمشق، بر طبق پاره‌ای از روایات در دروازة لد در فلسطین می‌باشد. امّا نظر مشهور این است که آن حضرت نخست در قدس فرود می‌آید و سپس رهسپار شام و دیگر نقاط می‌شود.


«لد»، روستایی در نزدیکی بیت‌المقدّس، در سرزمین فلسطین است.1
دروازة لد که با نام «باب لد» نیز شناخته می‌شود، در برخی روایات و احادیث محلّ فرود آمدن حضرت عیسی(ع) معرفی شده است، امّا علّت عمدة شهرتش بدین جهت است که با توجه به احادیث، محلّ به هلاکت رسیدن دجّال می‌باشد.2

در شماری از روایت‌های ابن حماد آمده است که محلّ فرود آمدن عیسی(ع) در قدس خواهد بود و در برخی دیگر آمده که در محلّ پل سفید بر دروازة دمشق و در بعضی دیگر، در کنار مناره‌ای در محلّ دروازة شرقی دمشق، بر طبق پاره‌ای از روایات در دروازة لد در فلسطین می‌باشد. امّا نظر مشهور این است که آن حضرت نخست در قدس فرود می‌آید و سپس رهسپار شام و دیگر نقاط می‌شود.3

در زمینة فرود آمدن حضرت عیسی(ع) احتمال قوی این است که با توجه به گفتار خداوند متعال در قرآن کریم: «هیچ کس از اهل کتاب نیست مگر اینکه به او ایمان می‌آورد».

می‌توان گفت همة ملل مسیحی و یهودی به او ایمان می‌آورند. فلسفة عروج او به آسمان و طولانی شدن عمر آن حضرت این است که خداوند او را برای ایفای نقش بزرگ وی در مرحلة حساس تاریخی که امام مهدی(ع) ظهور می‌کند و مسیحیان بزرگ‌ترین قدرت جهانی را تشکیل می‌دهند، ذخیره نموده است.4

در روایات آمده است که حضرت مسیح، دجّال را در دروازة لد می‌کشد. هر چند برخی احادیث گویای این مطلب‌اند که حضرت مهدی(ع)، خود، این کار را انجام می‌دهد، به طور مثال:

در حدیث نوروز از معلی بن خنیس از حضرت صادق(ع) فرمود: «نوروز آن روزی است که قائم ما در آن روز ظاهر می‏شود و خداوند او را بر دجّال ظفر خواهد داد، پس او را در کناسة کوفه به دار آویزد».

با این حال، این حدیث چون در کتب قدیمی نیامده است چندان اعتباری ندارد و حدیثی که بیانگر این است که دجّال به دست حضرت عیسی به هلاکت می‌رسد قوی‌تر است. 5

توضیح دربارة شخصیت دجّال و اینکه آیا او نمادین است یا مصداق خارجی دارد، یا ویژگی‌های ظاهری او در این مقال نمی‌گنجد امّا آنچه مسلّم است اینکه دجّال در آخرالزّمان ظهور می‌کند و ابزار‌های پیچیده‌ای برای مقابله با حقیقت اسلام دارد.

در مورد دجّال از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است: «چون دجّال خروج کند، طوفانی چون قوم عاد و بانگی چون بانگ قوم صالح و مسخی چون مسخ اصحاب رس واقع شود. وی از مشرق، از دهکده‌ای به نام « دارس» خروج می‌کند، بر مرکبی نابینا و سُم شکسته سوار می‌شود که تا سینه‌اش در آب فرو می‌رود، به هر شهری وارد شود جز چهار شهر: مکّه، مدینه، قدس و طرسوس. آنگاه حضرت عیسی(ع) نازل می‌شود و دجّال به دست او کشته می‌شود، با وسیله‌ای که با خود موقع نزول می‌آورد. دجّال چهل روز در زمین می‌گردد که یک روز آن چون یک سال و یک روزش چون یک ماه و دیگر روزهایش چون روزهای معمولی است. حضرت عیسی(ع) او را در باب لد می‌کشد».6

مریم پاك‌آیین
ماهنامه موعود شماره 101


پی نوشت‌ها:

1. مراصد الاطلاع، ج 3، ص 1202، به نقل از: مجتبی تونه‌ای، موعود نامه، ص 152.
2. منتخب الاثر، صص 316 و 318، به نقل از: موعود نامه، ص 152.
3. کورانی، علی، عصر ظهور، ص 342.
4. همان.
5. خراسانی، محمّد جواد و میر شفیعی خوانساری، سیّد جواد، مهدی منتظر، ص 278.
6. ینابیع المودة، ج 3، ص 136؛ الزام الناصب، ص 228؛ بشار\ الاسلام، ص 274، به نقل از روزگار رهایی، ج1، ص 552.

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 10 آذر 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: ظهور و نشانه ‌ها،     | نظرات()

طالقان، گنج‌های نهان

 خوشا به حال طالقان؛ به درستی كه خداوند متعال در آنجا گنج‌هایی قرار داده كه از جنس طلا و نقره نیست، بلكه این گنج‌ها مردان مؤمنی هستند كه خدا را شناخته و حقّ خداوند را به جا می‌آورند، و آنها یاران حضرت مهدی(ع) در آخرالزّمان هستند». همین‌طور كتب شیعی دیگری، مانند تاریخ محمّدبن جریر طبری یاران حضرت را از طالقان تا 24 نفر شمارش می‌كند و می‌گوید: «و مِنْ طالقان أربعة و عشرون رجل».


موقعیّت جغرافیایی طالقان


طالقان یكی از بخش‌های شهرستان ساوجبلاغ از توابع استان تهران می‌باشد كه از شمال به رامسر و تنكابن، از شرق به شهرستان كرج،‌ از جنوب به هشتگرد و از غرب و جنوب غربی به قزوین محدود می‌شود.

مهم‌ترین رودخانة طالقان، «طالقان رود» است كه از حاشیة جنوبی شهر می‌گذرد و به شاهرود می‌ریزد. مهم‌ترین كوه‌های آن عبارتند از:‌ پیناش (3200 متر ارتفاع) كه در 5/2 كیلومتری جنوب شرقی، زردگل چای (2800 متر ارتفاع) كه در 4 كیلومتری جنوب، قلاچكی و برزولك كه جزء رشته كوه البرز می‌باشند و ارچنگ كه (3800 متر ارتفاع) در 5 كیلومتری جنوب غربی مركز بخش واقع‌اند. كانی‌های این منطقه عبارتند از: دو معدن مس به نام زرین مس در روستای نساء، معدن سنگی چینی گته ده در جنوب روستای گته ده (غیر فعال)، معدن سرب خورانك در جنوب روستای خورانك (غیر فعال) و معدن گچ جبال در روستای لمبران با میزان استخراج روزانه 300 تن. آب و هوای طالقان به طور كلی سرد و نیمه خشك می‌باشد. و حداكثر گرمای هوا به طور متوسط در تابستان 36 درجه و حداقل سرمای هوا در زمستان 20 درجه زیر صفر است.1

در كتاب «سرزمین و مردم گیل و دیلم» نوشتة آقای میرابوالقاسمی راجع به موقعیّت جغرافیایی طالقان چنین آمده است: «طالقان قزوین، یا دیلم كه اینك آنرا باید طالقان كرج نامید، درة باریكی است كه آبادی‌های آن در طرفین رودخانة شاهرود قرار دارد و «شهرك» مركز این دهستان می‌باشد. حدّ شرقی آن كوه عسلك و گردنه‌های انگران و كلانك و حدّ شمالی آن كوه‌های عقیق و صاد و حدّ جنوبی آن كوه كاهار و گردنة مامشكه در (مامشتر) و كوه ارژنگ است».2

بنا به نقل عبّاسی، طالقان سرزمین مستطیلی شكلی است به عرض 50 كیلومتر مربع و به طول 120 كیلومتر كه مجموع مساحت آن در حدود 6000 كیلومتر مربع است. مسافت طالقان تا قزوین 6 فرسخ، تا رودبار الموت 3 فرسخ، تا ساوجبلاغ 3 فرسخ، تا كلاردشت 3 فرسخ و تا تنكابن 6 فرسخ می‌باشد.3 امّا ملك‌زاده می‌نویسد: «مساحت طالقان در حدود 800 كیلومتر مربع است و طول آن 40 كیلومتر و عرض آن 20 كیلومتر است. مسافت تهران تا طالقان (شهرك) 144 كیلومتر است».4

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 9 آذر 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: ظهور و نشانه ‌ها،     | نظرات()

شهر قم؛ مرکز انقلاب

اشاره:
در میان روایات رسیده از پیامبر و امامان معصوم(ع)، بخش قابل توجّهی به پیش‌گویی وقایع آینده اختصاص دارد. در میان روایات آینده شناسانه، تأكید خاصّی بر ویژگی‌های آخرالزّمان و عصر منتهی به ظهور حجّت خدا، امام زمان(ع) مشاهده می‌شود. در مقالة حاضر كه از نگاشته‌های استاد فقید مرحوم محمّد دشتی است، به نقش قم در روایات آخرالزّمان پرداخته شده است.

در تداوم بینش آینده‌گرایی معصومان(ع) سخن از شهر قم به میان می‌آید و نقش آن در زمینه‌سازی انقلاب جهانی حضرت مهدی(ع) مورد ارزیابی قرار می‌گیرد.

امام صادق(ع) می‌فرماید: «به زودی کوفه از مؤمنان خالی می‌شود و علم از آن می‌گریزد و پنهان می‌شود، آن‌گونه که مار در سوراخش پنهان می‌گردد، سپس علم در شهری به نام «قم» ظاهر می‌گردد و شهر قم کانون علم و فضل شده، چنان دنیا را به حقایق آشنا می‌سازد که در روی زمین، مستضعفی در دین باقی نماند؛ حتّی زن‌ها در حجله‌ها. چنین زمانی نزدیک ظهور قائم آل محمّد(ص) است، سپس خداوند قم و اهل او را قائم مقام حجّت خدا قرار می‌دهد، که اگر چنین نشود، زمین بر اهل خودش خراب می‌گردد و حجّتی باقی نمی‌ماند. آنگاه علم (علوم اسلامی) از قم به تمام دنیا می‌رسد و مشرق و مغرب عالم را فرامی‌گیرد، پس حجّت خدا بر خلق تمام می‌گردد، زیرا در تمام روی کرة زمین کسی باقی نمی‌ماند که دین و علم به او ابلاغ نشده باشد و آنگاه امام زمان(ع) ظاهر می‌شود».1 آن حضرت در سخن دیگری فرمودند: «خداوند قم و اهلش را در دست مستکبران ضعیف و ناتوان نمی‌گذارد، بلکه آنها را موفّق و پیروز می‌کند، ... مصیبت و بلاها از قم و اهل آن دفع می‌گردد و به زودی زمانی فرا رسد که قم و اهل آن حجّت بر همة مردم دنیا شوند و این در زمان غیبت قائم ما و نزدیک ظهور اوست، که اگر چنین نشود، زمین بر اهلش خراب می‌گردد. فرشتگان خدا همواره بلاها و خطرات را از قم و اهل آن برطرف می‌سازند و هیچ ستمگری، قصد نابودی قم را نمی‌کند، مگر آنکه خدا نابودش می‌سازد و او را به مشکلات و مصیبت‌ها و درگیری‌های خصمانه با دشمنانش، مشغول می‌سازد و خداوند یاد قم و مردمش را از خاطرة آنان می‌زداید چنان‌که آنان خدا را از یاد برده‌اند».2

امام علی(ع) فرمودند: «سلام خدا بر مردم قم و رحمت خدا بر آنان باد، آنان اهل رکوع و سجود و خشوع و نماز و روزه‌اند. آنان فقیهان، عالمان و هوشمندان‌اند، آنان دین‌دار، دوستدار خاندان پیامبر(ص) و اهل عبادت‌های شایسته‌اند؛ درود خدا و رحمت و برکات او بر آنان باد». امام صادق(ع) نیز فرمودند: «آنگاه که بلاها و دشواری‌ها به شما رسید، به شهر قم روی آورید که قم جایگاه امن فرزندان فاطمه(س) است».3 امام صادق(ع) در کلام دیگری فرمود: «بدانید که شهر قم حرم من و حرم فرزندانم پس از من است».

امام رضا(ع) فرمود: «بهشت را هشت در است که یکی از آن درها از آنِ مردم قم است، خوشا به حال آنان، خوشا به حال آنان، خوشا به حال آنان».4 امام صادق(ع) فرمود: «خاک قم مقدّس است و مردم آن از ما خاندان پیغمبر(ص) هستند و ما نیز از آنان هستیم، هیچ ستمگری قصد آزار قم نمی‌کند جز آنکه به زودی عقوبت می‌شود، مادامی که مردم قم به برادران خود خیانت نکنند. که اگر خیانت را پیشة خود سازند، خداوند جبّاران و ستمگران زشتکار را بر آنان مسلّط می‌گرداند، بدانید که آنان یاران قائم ما و مبلّغان حقّ ما هستند».5

امام موسی بن جعفر(ع) فرمود: «قم خانة آل‌محمّد(ص) و جایگاه پیروان آنان است، لیکن گروهی از جوانان آنان به خاطر نافرمانی از پدران و مسخره کردن و سبک گرفتن سالخوردگان و بزرگانشان هلاک می‌شوند، امّا با وجود این‌گونه مسائل، خداوند شرّ دشمنان را از شهر قم کوتاه می‌کند و هر بدی را دور می‌سازد».6 امام رضا(ع) فرمود: «اگر مردم قم نباشند دین اسلام از بین می‌رود یا کهنه شده و فراموش می‌گردد».7 امام صادق(ع) فرمود: «قم را به این جهت قم نامیدند که مردم آن در کنار قائم آل محمّد(ع) گرد می‌آیند و در راه او استقامت می‌ورزند و او را یاری می‌کنند».8

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 9 آذر 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: ظهور و نشانه ‌ها،     | نظرات()

بزرگ‌ترین فتنة آخرالزّمان

 خطر دجّال برای جوامع بشری چنان گسترده و ویرانگر است که همة پیامبران الهی دربارة آن هشدار داده و پیروان خود را از او برحذر داشته‌اند. پیامبر گرامی اسلام در این زمینه می‌فرماید: «هیچ پیامبری نبوده است مگر اینکه پیروانش را از دجّال بر حذر داشته است».10
اشاره:
در روایات اسلامی، به ویژه روایاتی که به طریق اهل‌سنّت از پیامبر گرامی اسلام(ص) نقل شده از فتنه‌ای سخن به میان آمده که به تعبیر روایات بزرگ‌ترین فتنة آخرالزّمان است و از آغاز آفرینش آدم تا روز قیامت فتنه‌ای به مانند آن نیامده است. از این رویداد بزرگ و فتنة سهمگین در روایات به «خروج دجّال» تعبیر شده است.

با وجود آنکه روایات فراوانی در زمینة ویژگی‌های دجّال و اعمال و رفتار او نقل شده است،1 ولی باید اعتراف کرد که درک همة وجوه این موضوع به راحتی امکان‌پذیر نیست و نمی‌توان به تصویری کامل و بدون ابهام از این پدیدة عجیب و بی‌مانند دست یافت. با این حال، با توجّه به ضرورت شناخت این رویداد آخرالزّمانی و اهمیّت آماده شدن برای رویارویی با این فتنة جهان‌گستر، در این مقاله با بهره‌گیری از روایات به تبیین برخی از وجوه فتنة دجّال می‌پردازیم.

1. معنا و مفهوم دجّال

«دجّال» بر وزن فعّال صیغة مبالغه است که در ادبیات عرب برای دلالت بر زیادی انجام کار از سوی فاعل به کار می‌رود. در کتاب‌های لغت، احتمال‌های متعددی برای ریشه و معنای این واژه مطرح شده است که در اینجا به برخی از آنها اشاره می‌کنیم:

الف) واژة دجّال از «دُجَیل» به معنای «قَطْران»2 گرفته شده است، گفتنی است اعراب در گذشته، بدن شتران خود را برای پوشاندن عیوب آنها با ماده سیاه‌رنگی به نام قطران می‌پوشاندند و در عرف عرب به پوشاندن کامل بدن شتر با این ماده «تَدجیل» می‌گفتند. از آنجا که دجّال نیز چون قطران سراسر زمین را می‌پوشاند، از او با این عنوان یاد می‌شود.

ب) واژة یاد شده از «دَجْل» به معنای «دروغ»و «فریب» مشتق شده و دلیل نام‌گذاری دجّال به این نام این است که او ادّعای پروردگاری می‌کند و این کار از بزرگ‌ترین دروغ‌هاست.

ج) ریشة لغت دجّال، «دَجْل»، به معنای «در نوردیدن» است و از این رو این نام به دجّال اطلاق می‌شود که او بیشتر مناطق جهان را  درمی‌نوردد و تحت سلطة خود درمی‌آورد.

د) دجّال از «تَدجیل» به معنای «پوشاندن» ریشه گرفته است و به این دلیل دجّال را با این نام می‌خوانند که او با کفرش مردم را می‌پوشاند یا زمین را با فراوانی لشکریانش می‌پوشاند یا اینکه حق را با باطل می‌پوشاند.

هـ‍ ) این واژه از «تَدجیل» گرفته شده که به معنای «زراندود کردن» برای فریب است. بنابر این قول، دلیل نام‌گذاری دجّال به این نام این است که او با دروغ و نیرنگ خود و همچنین با بیان کردن خلاف آنچه در دل دارد، باطل را حق جلوه می‌دهد و موجب فریب مردم می‌شود.

و) لغت دجّال از «دُجال» به معنای «طلا» یا «آب طلا» مشتق شده است؛ چون دجّال در هر جا که قدم می‌گذارد گنج‌های طلا نیز با او همراه است.

ز) ریشة این لغت «دَجّاله» به معنای «گروه بزرگ هم‌سفران» است و به این دلیل دجّال را به این اسم نام‌گذاری کرده‌اند که او سراسر زمین را با هواداران فراوان خود می‌پوشاند.
ح) این واژه از لغت «دَجال» به معنای «سرگین»، گرفته شده است؛ زیرا دجّال نیز مانند سرگین گسترة زمین را با اعمال خود آلوده می‌کند.3

مؤلف لغت‌نامة «تاج العروس» پس از نقل اقوال یاد شده می‌نویسد: «مصنّف همة وجوه محتمل را به خوبی بیان کرد، ولی درست‌ترین و بهترین وجه آن است که گفت: دجّال به معنای بسیار دروغ‌گوست و دروغ او سحر، فریب، تهمت، حق‌پوشی و اظهار مطالبی است که در دل او وجود ندارد».4 گفتنی است، نویسندة کتاب اعلام قرآن وجه دیگری برای ریشة کلمة دجّال بیان کرده که قابل تأمّل است. او دراین‌باره‌ می‌نویسد: «در نظر نگارنده دجّال کلمه‌ای است مرکّب و الف و لام آن همان الف و لامی است که در نام‌های دانیال و حزقیال هم وجود دارد و به معنی خدا است. جزء اوّل آن هرچه باشد به معنی ضدّ و خصم و دشمن است و دور نیست که با «دژ»، «دشمن» و «دشوار» هم‌ریشه باشد».5 اگرچه در این وجه، نکات بدیعی وجود دارد، ولی به دشواری می‌توان در میان اهل لغت مؤیدی برای آن پیدا کرد.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 8 آذر 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: ظهور و نشانه ‌ها،     | نظرات()

پرچمدار خراسانی كیست؟‌

 در روایات ظهور، به نهضت و حركت شخصی به نام خراسانی برمی‌خوریم كه از ناحیة شرق به یاری امام زمان(ع) برمی‌خیزد و سپاه وی فرمانده‌ای دارد. حال پرسش این است كه پرچمدار و فرماندة سپاه خراسانی كیست؛
 

در روایات ظهور، به نهضت و حركت شخصی به نام خراسانی برمی‌خوریم كه از ناحیة شرق به یاری امام زمان(ع) برمی‌خیزد و سپاه وی فرمانده‌ای دارد. حال پرسش این است كه پرچمدار و فرماندة سپاه خراسانی كیست؛ در پاسخ  باید بگوییم كه خروج سفیانی در برخی روایات، از نشانه‌های ظهور خوانده شده است؛ در همان سالی كه سفیانی قیام می‌كند، سیّد خراسانی از سمت مشرق قیام كرده، به سمت كوفه می‌رود. در روایات، این شخص به خوبی معرفی نشده؛ ولی ظاهراً پرچمدار حق است كه برای مبارزه با ظلم قیام می‌كند.

نویسندة كتاب «عصر ظهور» در این رابطه می‌نویسند: «اندكی پیش از ظهور حضرت مهدی(ع) در میان ایرانیان شخصی با عنوان سیّد خراسانی ظاهر شده كه رهبری سیاسی مردم را به عهده می‌گیرد. شعیب بن صالح نیز پرچمداری را عهده‌دار می‌شود. ایرانیان تحت رهبری این دو تن، نقش مهمّی را در حركت ظهور آن حضرت ایفا می‌كنند. سیّد خراسانی و شعیب، جنگ را در مرزهای ایران، تركیه و عراق هدایت می‌كنند و نیروهای مستقر در شام، خود را به پیش رانده و در همان زمان، از دو جناح عراق و شام آمادة پیشروی بزرگ به سوی فلسطین و قدس می‌شوند».1

پرچم خراسانی


از سخنان معصومان(ع) به دست می‌آید كه پرچم‌های متعدّدی از شرق یعنی بلاد شرقی ایران تا سرحدّ چین قیام می‌كنند كه ظاهراً محلّ اجتماع آنها خراسان است و خراسانی نیز كه پرچم مستقلّی دارد با كمك آنان، حركت خود را آغاز می‌نماید، پرچم خراسانی مهم‌ترین آن پرچم‌هاست. و به این اعتبار از همة آنها به رایات شرقی تعبیر شده كه دارای پرچم‌های سیاه هستند.

نكتة دیگر اینكه در روایات به سه پرچم از خراسان اشاره شده است كه در سه مرتبه قیام می‌كنند كه دو مورد از آنها تحقّق یافته؛ یكی «بیرق‌های سیاه ابومسلم خراسانی» كه برای تشكیل دولت بنی‌العبّاس بوده است و دوم «پرچم مغول» كه از ناحیة خراسان آمد و دولت بنی‌العبّاس را بر هم زد، لیكن پرچم سوم باقی مانده و اوست كه متصّل به ظهور امام زمان ـ ارواحنا فداه ـ خواهد بود و با سفیانی خواهد جنگید. حضرت باقر(ع) فرمودند: «آنگاه كه لشكر سفیانی در كوفه مشغول قتل و غارت باشند، بیرق‌هایی از طرف خراسان برسند كه منزل‌ها را به سرعت طی كنند و با ایشان، چند نفر از اصحاب قائم ـ ارواحنا فداه ـ باشد».

رسول خدا(ص) در روایتی این‌گونه فرمودند: «خداوند برای ما اهل بیت آخرت را بر دنیا برگزیده است. همانا پس از من دودمانم آواره و مطرود واقع خواهند شد؛ تا آنگاه كه پرچم‌های سیاه از سوی مشرق پدیدار شود. پس آنان حق را طلب كنند لیكن به ایشان داده نشود، پس می‌رزمند و پیروز می‌شوند پس هر كس از شما و نسل شما ایشان را درك كرد باید خود را به آنان رساند اگرچه بر روی یخ‌ها بخزد آنان امر را به مردی از خاندان من می‌سپارند كه زمین را از عدل و داد لبریز می‌سازد پس از آنكه از ظلم و جور مالامال شود.

براساس روایاتی كه در منابع حدیثی شیعه (مانند «غیبت» نعمانی و طوسی) در خصوص این شخص وارد شده است، احتمال دارد بتوان خراسانی را یاور خراسانیان، رهبر آنان و فرماندة لشكر خراسان تفسیر كرد. گاهی نیز از او تحت عنوان هاشمی یاد شده است. با این حال در روایات، از پرچمدار سپاه ایران سخن به میان آمده و آن شعیب بن صالح است.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 8 آذر 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: ظهور و نشانه ‌ها،     | نظرات()