تبلیغات
مذهبی فرهنگی - مطالب ظهور و نشانه ‌ها

دروازة لُد، محل فرود مسیح

 در شماری از روایت‌های ابن حماد آمده است که محلّ فرود آمدن عیسی(ع) در قدس خواهد بود و در برخی دیگر آمده که در محلّ پل سفید بر دروازة دمشق و در بعضی دیگر، در کنار مناره‌ای در محلّ دروازة شرقی دمشق، بر طبق پاره‌ای از روایات در دروازة لد در فلسطین می‌باشد. امّا نظر مشهور این است که آن حضرت نخست در قدس فرود می‌آید و سپس رهسپار شام و دیگر نقاط می‌شود.


«لد»، روستایی در نزدیکی بیت‌المقدّس، در سرزمین فلسطین است.1
دروازة لد که با نام «باب لد» نیز شناخته می‌شود، در برخی روایات و احادیث محلّ فرود آمدن حضرت عیسی(ع) معرفی شده است، امّا علّت عمدة شهرتش بدین جهت است که با توجه به احادیث، محلّ به هلاکت رسیدن دجّال می‌باشد.2

در شماری از روایت‌های ابن حماد آمده است که محلّ فرود آمدن عیسی(ع) در قدس خواهد بود و در برخی دیگر آمده که در محلّ پل سفید بر دروازة دمشق و در بعضی دیگر، در کنار مناره‌ای در محلّ دروازة شرقی دمشق، بر طبق پاره‌ای از روایات در دروازة لد در فلسطین می‌باشد. امّا نظر مشهور این است که آن حضرت نخست در قدس فرود می‌آید و سپس رهسپار شام و دیگر نقاط می‌شود.3

در زمینة فرود آمدن حضرت عیسی(ع) احتمال قوی این است که با توجه به گفتار خداوند متعال در قرآن کریم: «هیچ کس از اهل کتاب نیست مگر اینکه به او ایمان می‌آورد».

می‌توان گفت همة ملل مسیحی و یهودی به او ایمان می‌آورند. فلسفة عروج او به آسمان و طولانی شدن عمر آن حضرت این است که خداوند او را برای ایفای نقش بزرگ وی در مرحلة حساس تاریخی که امام مهدی(ع) ظهور می‌کند و مسیحیان بزرگ‌ترین قدرت جهانی را تشکیل می‌دهند، ذخیره نموده است.4

در روایات آمده است که حضرت مسیح، دجّال را در دروازة لد می‌کشد. هر چند برخی احادیث گویای این مطلب‌اند که حضرت مهدی(ع)، خود، این کار را انجام می‌دهد، به طور مثال:

در حدیث نوروز از معلی بن خنیس از حضرت صادق(ع) فرمود: «نوروز آن روزی است که قائم ما در آن روز ظاهر می‏شود و خداوند او را بر دجّال ظفر خواهد داد، پس او را در کناسة کوفه به دار آویزد».

با این حال، این حدیث چون در کتب قدیمی نیامده است چندان اعتباری ندارد و حدیثی که بیانگر این است که دجّال به دست حضرت عیسی به هلاکت می‌رسد قوی‌تر است. 5

توضیح دربارة شخصیت دجّال و اینکه آیا او نمادین است یا مصداق خارجی دارد، یا ویژگی‌های ظاهری او در این مقال نمی‌گنجد امّا آنچه مسلّم است اینکه دجّال در آخرالزّمان ظهور می‌کند و ابزار‌های پیچیده‌ای برای مقابله با حقیقت اسلام دارد.

در مورد دجّال از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است: «چون دجّال خروج کند، طوفانی چون قوم عاد و بانگی چون بانگ قوم صالح و مسخی چون مسخ اصحاب رس واقع شود. وی از مشرق، از دهکده‌ای به نام « دارس» خروج می‌کند، بر مرکبی نابینا و سُم شکسته سوار می‌شود که تا سینه‌اش در آب فرو می‌رود، به هر شهری وارد شود جز چهار شهر: مکّه، مدینه، قدس و طرسوس. آنگاه حضرت عیسی(ع) نازل می‌شود و دجّال به دست او کشته می‌شود، با وسیله‌ای که با خود موقع نزول می‌آورد. دجّال چهل روز در زمین می‌گردد که یک روز آن چون یک سال و یک روزش چون یک ماه و دیگر روزهایش چون روزهای معمولی است. حضرت عیسی(ع) او را در باب لد می‌کشد».6

مریم پاك‌آیین
ماهنامه موعود شماره 101


پی نوشت‌ها:

1. مراصد الاطلاع، ج 3، ص 1202، به نقل از: مجتبی تونه‌ای، موعود نامه، ص 152.
2. منتخب الاثر، صص 316 و 318، به نقل از: موعود نامه، ص 152.
3. کورانی، علی، عصر ظهور، ص 342.
4. همان.
5. خراسانی، محمّد جواد و میر شفیعی خوانساری، سیّد جواد، مهدی منتظر، ص 278.
6. ینابیع المودة، ج 3، ص 136؛ الزام الناصب، ص 228؛ بشار\ الاسلام، ص 274، به نقل از روزگار رهایی، ج1، ص 552.

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 10 آذر 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: ظهور و نشانه ‌ها،     | نظرات()

طالقان، گنج‌های نهان

 خوشا به حال طالقان؛ به درستی كه خداوند متعال در آنجا گنج‌هایی قرار داده كه از جنس طلا و نقره نیست، بلكه این گنج‌ها مردان مؤمنی هستند كه خدا را شناخته و حقّ خداوند را به جا می‌آورند، و آنها یاران حضرت مهدی(ع) در آخرالزّمان هستند». همین‌طور كتب شیعی دیگری، مانند تاریخ محمّدبن جریر طبری یاران حضرت را از طالقان تا 24 نفر شمارش می‌كند و می‌گوید: «و مِنْ طالقان أربعة و عشرون رجل».


موقعیّت جغرافیایی طالقان


طالقان یكی از بخش‌های شهرستان ساوجبلاغ از توابع استان تهران می‌باشد كه از شمال به رامسر و تنكابن، از شرق به شهرستان كرج،‌ از جنوب به هشتگرد و از غرب و جنوب غربی به قزوین محدود می‌شود.

مهم‌ترین رودخانة طالقان، «طالقان رود» است كه از حاشیة جنوبی شهر می‌گذرد و به شاهرود می‌ریزد. مهم‌ترین كوه‌های آن عبارتند از:‌ پیناش (3200 متر ارتفاع) كه در 5/2 كیلومتری جنوب شرقی، زردگل چای (2800 متر ارتفاع) كه در 4 كیلومتری جنوب، قلاچكی و برزولك كه جزء رشته كوه البرز می‌باشند و ارچنگ كه (3800 متر ارتفاع) در 5 كیلومتری جنوب غربی مركز بخش واقع‌اند. كانی‌های این منطقه عبارتند از: دو معدن مس به نام زرین مس در روستای نساء، معدن سنگی چینی گته ده در جنوب روستای گته ده (غیر فعال)، معدن سرب خورانك در جنوب روستای خورانك (غیر فعال) و معدن گچ جبال در روستای لمبران با میزان استخراج روزانه 300 تن. آب و هوای طالقان به طور كلی سرد و نیمه خشك می‌باشد. و حداكثر گرمای هوا به طور متوسط در تابستان 36 درجه و حداقل سرمای هوا در زمستان 20 درجه زیر صفر است.1

در كتاب «سرزمین و مردم گیل و دیلم» نوشتة آقای میرابوالقاسمی راجع به موقعیّت جغرافیایی طالقان چنین آمده است: «طالقان قزوین، یا دیلم كه اینك آنرا باید طالقان كرج نامید، درة باریكی است كه آبادی‌های آن در طرفین رودخانة شاهرود قرار دارد و «شهرك» مركز این دهستان می‌باشد. حدّ شرقی آن كوه عسلك و گردنه‌های انگران و كلانك و حدّ شمالی آن كوه‌های عقیق و صاد و حدّ جنوبی آن كوه كاهار و گردنة مامشكه در (مامشتر) و كوه ارژنگ است».2

بنا به نقل عبّاسی، طالقان سرزمین مستطیلی شكلی است به عرض 50 كیلومتر مربع و به طول 120 كیلومتر كه مجموع مساحت آن در حدود 6000 كیلومتر مربع است. مسافت طالقان تا قزوین 6 فرسخ، تا رودبار الموت 3 فرسخ، تا ساوجبلاغ 3 فرسخ، تا كلاردشت 3 فرسخ و تا تنكابن 6 فرسخ می‌باشد.3 امّا ملك‌زاده می‌نویسد: «مساحت طالقان در حدود 800 كیلومتر مربع است و طول آن 40 كیلومتر و عرض آن 20 كیلومتر است. مسافت تهران تا طالقان (شهرك) 144 كیلومتر است».4

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 9 آذر 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: ظهور و نشانه ‌ها،     | نظرات()

شهر قم؛ مرکز انقلاب

اشاره:
در میان روایات رسیده از پیامبر و امامان معصوم(ع)، بخش قابل توجّهی به پیش‌گویی وقایع آینده اختصاص دارد. در میان روایات آینده شناسانه، تأكید خاصّی بر ویژگی‌های آخرالزّمان و عصر منتهی به ظهور حجّت خدا، امام زمان(ع) مشاهده می‌شود. در مقالة حاضر كه از نگاشته‌های استاد فقید مرحوم محمّد دشتی است، به نقش قم در روایات آخرالزّمان پرداخته شده است.

در تداوم بینش آینده‌گرایی معصومان(ع) سخن از شهر قم به میان می‌آید و نقش آن در زمینه‌سازی انقلاب جهانی حضرت مهدی(ع) مورد ارزیابی قرار می‌گیرد.

امام صادق(ع) می‌فرماید: «به زودی کوفه از مؤمنان خالی می‌شود و علم از آن می‌گریزد و پنهان می‌شود، آن‌گونه که مار در سوراخش پنهان می‌گردد، سپس علم در شهری به نام «قم» ظاهر می‌گردد و شهر قم کانون علم و فضل شده، چنان دنیا را به حقایق آشنا می‌سازد که در روی زمین، مستضعفی در دین باقی نماند؛ حتّی زن‌ها در حجله‌ها. چنین زمانی نزدیک ظهور قائم آل محمّد(ص) است، سپس خداوند قم و اهل او را قائم مقام حجّت خدا قرار می‌دهد، که اگر چنین نشود، زمین بر اهل خودش خراب می‌گردد و حجّتی باقی نمی‌ماند. آنگاه علم (علوم اسلامی) از قم به تمام دنیا می‌رسد و مشرق و مغرب عالم را فرامی‌گیرد، پس حجّت خدا بر خلق تمام می‌گردد، زیرا در تمام روی کرة زمین کسی باقی نمی‌ماند که دین و علم به او ابلاغ نشده باشد و آنگاه امام زمان(ع) ظاهر می‌شود».1 آن حضرت در سخن دیگری فرمودند: «خداوند قم و اهلش را در دست مستکبران ضعیف و ناتوان نمی‌گذارد، بلکه آنها را موفّق و پیروز می‌کند، ... مصیبت و بلاها از قم و اهل آن دفع می‌گردد و به زودی زمانی فرا رسد که قم و اهل آن حجّت بر همة مردم دنیا شوند و این در زمان غیبت قائم ما و نزدیک ظهور اوست، که اگر چنین نشود، زمین بر اهلش خراب می‌گردد. فرشتگان خدا همواره بلاها و خطرات را از قم و اهل آن برطرف می‌سازند و هیچ ستمگری، قصد نابودی قم را نمی‌کند، مگر آنکه خدا نابودش می‌سازد و او را به مشکلات و مصیبت‌ها و درگیری‌های خصمانه با دشمنانش، مشغول می‌سازد و خداوند یاد قم و مردمش را از خاطرة آنان می‌زداید چنان‌که آنان خدا را از یاد برده‌اند».2

امام علی(ع) فرمودند: «سلام خدا بر مردم قم و رحمت خدا بر آنان باد، آنان اهل رکوع و سجود و خشوع و نماز و روزه‌اند. آنان فقیهان، عالمان و هوشمندان‌اند، آنان دین‌دار، دوستدار خاندان پیامبر(ص) و اهل عبادت‌های شایسته‌اند؛ درود خدا و رحمت و برکات او بر آنان باد». امام صادق(ع) نیز فرمودند: «آنگاه که بلاها و دشواری‌ها به شما رسید، به شهر قم روی آورید که قم جایگاه امن فرزندان فاطمه(س) است».3 امام صادق(ع) در کلام دیگری فرمود: «بدانید که شهر قم حرم من و حرم فرزندانم پس از من است».

امام رضا(ع) فرمود: «بهشت را هشت در است که یکی از آن درها از آنِ مردم قم است، خوشا به حال آنان، خوشا به حال آنان، خوشا به حال آنان».4 امام صادق(ع) فرمود: «خاک قم مقدّس است و مردم آن از ما خاندان پیغمبر(ص) هستند و ما نیز از آنان هستیم، هیچ ستمگری قصد آزار قم نمی‌کند جز آنکه به زودی عقوبت می‌شود، مادامی که مردم قم به برادران خود خیانت نکنند. که اگر خیانت را پیشة خود سازند، خداوند جبّاران و ستمگران زشتکار را بر آنان مسلّط می‌گرداند، بدانید که آنان یاران قائم ما و مبلّغان حقّ ما هستند».5

امام موسی بن جعفر(ع) فرمود: «قم خانة آل‌محمّد(ص) و جایگاه پیروان آنان است، لیکن گروهی از جوانان آنان به خاطر نافرمانی از پدران و مسخره کردن و سبک گرفتن سالخوردگان و بزرگانشان هلاک می‌شوند، امّا با وجود این‌گونه مسائل، خداوند شرّ دشمنان را از شهر قم کوتاه می‌کند و هر بدی را دور می‌سازد».6 امام رضا(ع) فرمود: «اگر مردم قم نباشند دین اسلام از بین می‌رود یا کهنه شده و فراموش می‌گردد».7 امام صادق(ع) فرمود: «قم را به این جهت قم نامیدند که مردم آن در کنار قائم آل محمّد(ع) گرد می‌آیند و در راه او استقامت می‌ورزند و او را یاری می‌کنند».8

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 9 آذر 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: ظهور و نشانه ‌ها،     | نظرات()

بزرگ‌ترین فتنة آخرالزّمان

 خطر دجّال برای جوامع بشری چنان گسترده و ویرانگر است که همة پیامبران الهی دربارة آن هشدار داده و پیروان خود را از او برحذر داشته‌اند. پیامبر گرامی اسلام در این زمینه می‌فرماید: «هیچ پیامبری نبوده است مگر اینکه پیروانش را از دجّال بر حذر داشته است».10
اشاره:
در روایات اسلامی، به ویژه روایاتی که به طریق اهل‌سنّت از پیامبر گرامی اسلام(ص) نقل شده از فتنه‌ای سخن به میان آمده که به تعبیر روایات بزرگ‌ترین فتنة آخرالزّمان است و از آغاز آفرینش آدم تا روز قیامت فتنه‌ای به مانند آن نیامده است. از این رویداد بزرگ و فتنة سهمگین در روایات به «خروج دجّال» تعبیر شده است.

با وجود آنکه روایات فراوانی در زمینة ویژگی‌های دجّال و اعمال و رفتار او نقل شده است،1 ولی باید اعتراف کرد که درک همة وجوه این موضوع به راحتی امکان‌پذیر نیست و نمی‌توان به تصویری کامل و بدون ابهام از این پدیدة عجیب و بی‌مانند دست یافت. با این حال، با توجّه به ضرورت شناخت این رویداد آخرالزّمانی و اهمیّت آماده شدن برای رویارویی با این فتنة جهان‌گستر، در این مقاله با بهره‌گیری از روایات به تبیین برخی از وجوه فتنة دجّال می‌پردازیم.

1. معنا و مفهوم دجّال

«دجّال» بر وزن فعّال صیغة مبالغه است که در ادبیات عرب برای دلالت بر زیادی انجام کار از سوی فاعل به کار می‌رود. در کتاب‌های لغت، احتمال‌های متعددی برای ریشه و معنای این واژه مطرح شده است که در اینجا به برخی از آنها اشاره می‌کنیم:

الف) واژة دجّال از «دُجَیل» به معنای «قَطْران»2 گرفته شده است، گفتنی است اعراب در گذشته، بدن شتران خود را برای پوشاندن عیوب آنها با ماده سیاه‌رنگی به نام قطران می‌پوشاندند و در عرف عرب به پوشاندن کامل بدن شتر با این ماده «تَدجیل» می‌گفتند. از آنجا که دجّال نیز چون قطران سراسر زمین را می‌پوشاند، از او با این عنوان یاد می‌شود.

ب) واژة یاد شده از «دَجْل» به معنای «دروغ»و «فریب» مشتق شده و دلیل نام‌گذاری دجّال به این نام این است که او ادّعای پروردگاری می‌کند و این کار از بزرگ‌ترین دروغ‌هاست.

ج) ریشة لغت دجّال، «دَجْل»، به معنای «در نوردیدن» است و از این رو این نام به دجّال اطلاق می‌شود که او بیشتر مناطق جهان را  درمی‌نوردد و تحت سلطة خود درمی‌آورد.

د) دجّال از «تَدجیل» به معنای «پوشاندن» ریشه گرفته است و به این دلیل دجّال را با این نام می‌خوانند که او با کفرش مردم را می‌پوشاند یا زمین را با فراوانی لشکریانش می‌پوشاند یا اینکه حق را با باطل می‌پوشاند.

هـ‍ ) این واژه از «تَدجیل» گرفته شده که به معنای «زراندود کردن» برای فریب است. بنابر این قول، دلیل نام‌گذاری دجّال به این نام این است که او با دروغ و نیرنگ خود و همچنین با بیان کردن خلاف آنچه در دل دارد، باطل را حق جلوه می‌دهد و موجب فریب مردم می‌شود.

و) لغت دجّال از «دُجال» به معنای «طلا» یا «آب طلا» مشتق شده است؛ چون دجّال در هر جا که قدم می‌گذارد گنج‌های طلا نیز با او همراه است.

ز) ریشة این لغت «دَجّاله» به معنای «گروه بزرگ هم‌سفران» است و به این دلیل دجّال را به این اسم نام‌گذاری کرده‌اند که او سراسر زمین را با هواداران فراوان خود می‌پوشاند.
ح) این واژه از لغت «دَجال» به معنای «سرگین»، گرفته شده است؛ زیرا دجّال نیز مانند سرگین گسترة زمین را با اعمال خود آلوده می‌کند.3

مؤلف لغت‌نامة «تاج العروس» پس از نقل اقوال یاد شده می‌نویسد: «مصنّف همة وجوه محتمل را به خوبی بیان کرد، ولی درست‌ترین و بهترین وجه آن است که گفت: دجّال به معنای بسیار دروغ‌گوست و دروغ او سحر، فریب، تهمت، حق‌پوشی و اظهار مطالبی است که در دل او وجود ندارد».4 گفتنی است، نویسندة کتاب اعلام قرآن وجه دیگری برای ریشة کلمة دجّال بیان کرده که قابل تأمّل است. او دراین‌باره‌ می‌نویسد: «در نظر نگارنده دجّال کلمه‌ای است مرکّب و الف و لام آن همان الف و لامی است که در نام‌های دانیال و حزقیال هم وجود دارد و به معنی خدا است. جزء اوّل آن هرچه باشد به معنی ضدّ و خصم و دشمن است و دور نیست که با «دژ»، «دشمن» و «دشوار» هم‌ریشه باشد».5 اگرچه در این وجه، نکات بدیعی وجود دارد، ولی به دشواری می‌توان در میان اهل لغت مؤیدی برای آن پیدا کرد.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 8 آذر 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: ظهور و نشانه ‌ها،     | نظرات()

پرچمدار خراسانی كیست؟‌

 در روایات ظهور، به نهضت و حركت شخصی به نام خراسانی برمی‌خوریم كه از ناحیة شرق به یاری امام زمان(ع) برمی‌خیزد و سپاه وی فرمانده‌ای دارد. حال پرسش این است كه پرچمدار و فرماندة سپاه خراسانی كیست؛
 

در روایات ظهور، به نهضت و حركت شخصی به نام خراسانی برمی‌خوریم كه از ناحیة شرق به یاری امام زمان(ع) برمی‌خیزد و سپاه وی فرمانده‌ای دارد. حال پرسش این است كه پرچمدار و فرماندة سپاه خراسانی كیست؛ در پاسخ  باید بگوییم كه خروج سفیانی در برخی روایات، از نشانه‌های ظهور خوانده شده است؛ در همان سالی كه سفیانی قیام می‌كند، سیّد خراسانی از سمت مشرق قیام كرده، به سمت كوفه می‌رود. در روایات، این شخص به خوبی معرفی نشده؛ ولی ظاهراً پرچمدار حق است كه برای مبارزه با ظلم قیام می‌كند.

نویسندة كتاب «عصر ظهور» در این رابطه می‌نویسند: «اندكی پیش از ظهور حضرت مهدی(ع) در میان ایرانیان شخصی با عنوان سیّد خراسانی ظاهر شده كه رهبری سیاسی مردم را به عهده می‌گیرد. شعیب بن صالح نیز پرچمداری را عهده‌دار می‌شود. ایرانیان تحت رهبری این دو تن، نقش مهمّی را در حركت ظهور آن حضرت ایفا می‌كنند. سیّد خراسانی و شعیب، جنگ را در مرزهای ایران، تركیه و عراق هدایت می‌كنند و نیروهای مستقر در شام، خود را به پیش رانده و در همان زمان، از دو جناح عراق و شام آمادة پیشروی بزرگ به سوی فلسطین و قدس می‌شوند».1

پرچم خراسانی


از سخنان معصومان(ع) به دست می‌آید كه پرچم‌های متعدّدی از شرق یعنی بلاد شرقی ایران تا سرحدّ چین قیام می‌كنند كه ظاهراً محلّ اجتماع آنها خراسان است و خراسانی نیز كه پرچم مستقلّی دارد با كمك آنان، حركت خود را آغاز می‌نماید، پرچم خراسانی مهم‌ترین آن پرچم‌هاست. و به این اعتبار از همة آنها به رایات شرقی تعبیر شده كه دارای پرچم‌های سیاه هستند.

نكتة دیگر اینكه در روایات به سه پرچم از خراسان اشاره شده است كه در سه مرتبه قیام می‌كنند كه دو مورد از آنها تحقّق یافته؛ یكی «بیرق‌های سیاه ابومسلم خراسانی» كه برای تشكیل دولت بنی‌العبّاس بوده است و دوم «پرچم مغول» كه از ناحیة خراسان آمد و دولت بنی‌العبّاس را بر هم زد، لیكن پرچم سوم باقی مانده و اوست كه متصّل به ظهور امام زمان ـ ارواحنا فداه ـ خواهد بود و با سفیانی خواهد جنگید. حضرت باقر(ع) فرمودند: «آنگاه كه لشكر سفیانی در كوفه مشغول قتل و غارت باشند، بیرق‌هایی از طرف خراسان برسند كه منزل‌ها را به سرعت طی كنند و با ایشان، چند نفر از اصحاب قائم ـ ارواحنا فداه ـ باشد».

رسول خدا(ص) در روایتی این‌گونه فرمودند: «خداوند برای ما اهل بیت آخرت را بر دنیا برگزیده است. همانا پس از من دودمانم آواره و مطرود واقع خواهند شد؛ تا آنگاه كه پرچم‌های سیاه از سوی مشرق پدیدار شود. پس آنان حق را طلب كنند لیكن به ایشان داده نشود، پس می‌رزمند و پیروز می‌شوند پس هر كس از شما و نسل شما ایشان را درك كرد باید خود را به آنان رساند اگرچه بر روی یخ‌ها بخزد آنان امر را به مردی از خاندان من می‌سپارند كه زمین را از عدل و داد لبریز می‌سازد پس از آنكه از ظلم و جور مالامال شود.

براساس روایاتی كه در منابع حدیثی شیعه (مانند «غیبت» نعمانی و طوسی) در خصوص این شخص وارد شده است، احتمال دارد بتوان خراسانی را یاور خراسانیان، رهبر آنان و فرماندة لشكر خراسان تفسیر كرد. گاهی نیز از او تحت عنوان هاشمی یاد شده است. با این حال در روایات، از پرچمدار سپاه ایران سخن به میان آمده و آن شعیب بن صالح است.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 8 آذر 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: ظهور و نشانه ‌ها،     | نظرات()

نقش ایران در نقشه ظهور

چند وقت پیش، وهّابیان مدّعی شدند فردی غیر هاشمی از بُرَیده صفاتش بر حضرت مهدی(ع) تطبیق می‌کند و او را نزد «بن باز» مفتی مشهور عربستان بردند. او هم از این مطلب استقبال کرد. بعد خودشان گفتند که در روایات آمده قیام مهدی از مشرق شروع شده، پس او را به افغانستان می‌بریم تا او از آنجا برنامه‌هایش را شروع کند.

گفت‌وگو با حجت‌الاسلام والمسلمین شیخ علی كورانی

اشاره:

استاد نویسندة محقّق حجّت‌السلام والمسلمین شیخ علی كورانی، از جمله صاحب‌نظران معدودی هستند كه در حوزة سرزمین‌های درگیر در عصر ظهور دارای اثر می‌باشند. خوانندگان گرامی پیش از این نیز گفت‌وگوهایی در همین موضوع را با این شخصیّت علمی و محقّق در مجلّه خوانده‌اند.
این بار دربارة موضوع مهم نقش ایران در واقعة مبارك ظهور به خدمتشان رسیدیم و صمیمانه به گفت‌وگو نشستیم كه ماحصل آن را به حضور همة خوانندگان عزیز موعود تقدیم می‌كنیم، باشد كه مورد قبول و استفاده واقع شود.


  • با تشکر از اینکه وقت خود را در اختیار ما گذاشتید. لطفاً برای آغاز گفت و گو بفرمایید در روایات چه نقشی برای ایرانیان یاد شده است؟

با تشکر از شما و مجلة محترم موعود؛ به طور مختصر ملاحظه می‌کنیم که در احادیث نبوی صحیح السند و مسلّم از ایرانیان تعریف و تمجید شده و دربارة نقش ایرانیان در فتوحات اسلام، رساندن اسلام به مردم جهان و عصر امام مهدی(ع) روایات متعدّدی وارد شده است. جالب اینجاست که در منابع اهل سنّت روایات بیشتری در این رابطه نقل شده است.

پیامبر اکرم(ص) در سال ششم هجری برای کسریٰ، خسروپرویز، نامه نوشتند. او عصبانی شد و نامة حضرت را پاره کرد. در برابر این ماجرا، پیامبر(ص) علیه کسری و نه ایران و ایرانیان صحبت نمودند، فرمودند: «مزّق الله ملکه کما مزّق کتابی؛ خداوند همان طور که نوشتة مرا پاره کرد حکومتش را پاره پاره کند». امّا آن حضرت(ص) دربارة مردم ایران هیچ نفرمودند، بلکه در روایات و نوبت‌های دیگری از ایرانیان به تعریف و تمجید یاد كردند. برای نمونه ابونعیم اصفهانی در حدیث صحیحی از ایشان روایت می‌کند که فرمودند: «خواب دیدم گوسفندان سیاهی در اطرافم بودند و پس از آن گوسفندان سفید زیادی آمدند به حدّی که گوسفندان سیاه گم شدند». ابوبکر این خواب را چنین تعبیر کرد که اوّل اعراب تابع شما می‌شوند و پس از آن ایرانیان. بنا بر نقل سنّیان، پیامبر(ص) فرمودند ابراهیم(ع) نیز خوابم را چنین تعبیر نمود.
 
حدیث «لو کان العلم و الإیمان بالثّریا لتناله رجالٌ من فارس؛ اگر علم و ایمان به ثریا درآویخته باشد، مردانی از فارس بدان دست خواهند یافت» را منابع بسیاری از اهل سنّت نقل کرده‌اند.1 احمد بن حنبل در مسندش می‌آورد: وقتی این آیه از سورة جمعه نازل شد که: «و آخرین منهم لمّا یلحقوا بهم و هو العزیز الحكیم؛2 و [نیز آن پیامبر را برانگیخت به سوی] دیگران از ایشان ـ مؤمنان ـ كه هنوز بدیشان نپیوسته‏اند و اوست توانای بی‏همتا و دانای با حكمت». یکی از اصحاب از رسول خدا(ص) پرسید این افرادی که هنوز نیامده‌اند چه کسانی هستند؟ حضرت پاسخ دادند: «لو کان الإیمان عند الثریّا لتناله رجالٌ من هولاء». در «صحیح» بخاری،3 «صحیح» مسلم4 و بسیاری دیگر منابع آمده که حضرت به شانة سلمان دست زدند و فرمودند: «قوم این شخص» و آنگاه از او و ایرانیان تعریف کردند.

همچنین این پیشگویی از ایشان نقل شده که فرمودند: شما ایران را فتح خواهید کرد امّا پس از تغییر و تحوّلاتی، آنان پرچم اسلام و تبلیغ اسلام را از دست شما خواهند گرفت». و امثال این احادیث از رسول خدا(ص) دربارة نقش ایرانیان و یمنی‌ها بسیار زیاد است که در این میان احادیث مربوط به ایرانیان بیشتر است.

دسته‌ای دیگر از روایات نیز از تفضیل و برتری ایرانیان نسبت به اعراب سخن گفته اند. به یاد اوّلین سال پس از پیروزی انقلاب امام خمینی (قدّس الله نفسه) افتادم که در آن ایّام یک نویسندة مصری در «روزنامة الصباح» نوشت: «النّبی یرشّح الفرس بقیادة الاُمّة الإسلامیّة؛ رسول اکرم(ص) ایرانیان را کاندیدای رهبری امّت اسلامی کرد».

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 8 آذر 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: ظهور و نشانه ‌ها،     | نظرات()

مأخذشناسی دجّال

مرضیه بیات

اشاره:

دجّال، (antichrist) یا ضدّ مسیح، فردی است که خروجش یکی از علایم قیامت کبرا محسوب می‌شود امّا در برخی از روایات، خروج او را جزو نشانه‌های ظهور امام عصر(ع) می‌بینیم.

برای دجّال صفات و خصوصیات مختلفی برشمرده‌اند از جمله: او مردی کافر است با یک چشم که آن چشم هم در پیشانی‌اش واقع شده و مانند ستاره‌ای می‌درخشد؛ در پیشانی او کلمة کافر نوشته شده است،‌ کوهی از طعام و شهری از آب همیشه با اوست و بر الاغ سفیدی سوار می‌شود که هر گامش یک میل راه است، دجّال ‌ادّعای خدایی می‌کند و در آخرالزّمان از قریة یهودیّة اصفهان خروج می‌کند،‌ بیشتر پیروانش یهود و زنازادگان هستند.
تمامی انبیای پس از حضرت نوح(ع) قوم خود را از فتنة ‌دجّال ترسانده‌اند و پیامبر اکرم(ص) نیز فتنة‌ او را بزرگ‌ترین فتنه معرفی کرده‌اند و برای محفوظ ماندن از شرّ او، ما را به خواندن آیات اولیة سورة‌ حشر توصیه کرده‌اند.

البتّه در اینکه دجّال یک شخصیت حقیقی یا سمبلیک است نظرات متفاوتی وجود دارد و با توجه به اینکه این موضوع در کتاب مقدّس نیز آمده و اهل سنّت خیلی به موضوع دجّال تکیه کرده‌اند به طوری که انکار خروج او را مساوی با کفر دانسته‌اند؛ بر آن شدیم تا در این مقاله منابعی را که در این باره نوشته شده خدمتتان معرفی كنیم.

این منابع در دو بخش اختصاصی و عمومی دسته‌بندی می‌شوند: 1.کتبی که به طور کامل به موضوع دجّال یا مسیح دجّال پرداخته‌اند. 2.کتبی که در کنار معرفی نشانه‌های آخرالزّمان و قیامت (اشراط الساعـ[) به موضوع دجّال و خروج وی ‌پرداخته‌اند.

الف ـ کتب مستقل دربارة دجّال:

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 12 آبان 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: ظهور و نشانه ‌ها،     | نظرات()

اصهب كیست؟

اصهب» در لغت به معنای شتر سرخ موست و به رومیان نیز از جهت رنگ چهره و دشمنی با اسلام گفته می‌شود1 و به معنای خاص، نام یکی از از دو مدّعی قدرت و رقیب سفیانی است. بر اساس روایات «اصهب و ابقع» دو رهبر مخالف سفیانی‌اند که سفیانی در منطقة شام با آنها به نزاع برمی‌خیزد و بر آنان چیره می‌شود. (ابقع كسی است كه پوست بدنش سیاه و سفید باشد) روایات دربارة او و اصهب با اجمال بسیار سخن گفته‌اند. در این باره به حدیثی از امام باقر(ع) برمی‌خوریم که می‌فرمایند: «از شرّ اصهب ابرص پرهیز کن! پرسیدند: اصهب کیست؟ فرمود: ابقع. پرسیدند: ابقع کیست؟ فرمود: ابرص. سپس فرمود: از شرّ سفیانی نیز پرهیز کن» در این حدیث اصهب و ابقع یک نفر معرفی شده2 امّا بر اساس بیشتر احادیث اصهب و ابقع نام دو نفر است.

احتمالاً اصهب غیر مسلمان است؛ زیرا برخی از روایات او را با صفت «علج» معرفی کرده‌اند و این تعبیر معمولاً دربارة «سربازان کافر» به کار می‌رود. امّا از روایاتی که ابقع و اصهب را نکوهش کرده‌اند چنین برمی‌آید که مواضع سیاسی آنان مخالف اسلام و طرفدار دشمنان دین و کافرند. بنابراین معنی اختلاف و درگیری دو گروه نظامی ‌در سرزمین شام که در روایات آمده همان اختلاف دو زمامدار برسر زمامداری منطقه است. به نظر می‌رسد که فرماندهی ابقع، در پایتخت قرار دارد. چون روایات دلالت دارند که قیام اصهب از خارج پایتخت یا مرکز آغاز می‌شود. هیچ یک از این دو فرمانده نمی‌توانند بر دیگری پیروزی قاطعی به دست آورند. سفیانی از این فرصت استفاده کرده، از خارج پایتخت دست به یورش می‌زند و هر دو نفر را تار و مار می‌کند.3

امام علی(ع) فرموده‌اند: «از شام سه پرچم برافراشته می‌شود: پرچم اصهب، ابقع و سفیانی».4 امام رضا(ع) نیز می‌فرمایند:«از نشانه‌های ظهور آن حضرت ویرانی شام به هنگام برخورد سه لشكر در زیر پرچم‌های سفیانی، اصهب و ابقع است». 5

سفیانی ابتدا به جنگ با ابقع می‌پردازد و پس از آن اصهب را سرکوب می‌کند و بر شام استیلا می‌یابد. چنان‌که امام باقر(ع) در حدیث معتبری فرموده‌اند: «اوّلین سرزمینی که خراب می‌شود، سرزمین شام است. در این هنگام سه پرچم (لشكر) با یکدیگر به نزاع برمی‌خیزند: پرچم اصهب و ابقع و سفیانی. سفیانی با ابقع مواجه می‌شود و با یکدیگر می‌جنگند. سفیانی او و یارانش را می‌کشد و پس از آن اصهب را می‌کشد».6 هم چنین در روایتی دیگر آمده است: «هنگامی ‌که کافر در شام به هلاکت برسد، اصهب کافر قیام می‌کند وتسخیر مرکز (شام) بر او سخت می‌شود و طولی نمی‌کشد که او نیز کشته می‌شود و حکومت به اتراک می‌رسد و در شام گرانی پدید آید و رویدادها پشت سر هم روی می‌دهد و در هر قدمی‌جنگ برپا می‌شود».7

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 12 آبان 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: ظهور و نشانه ‌ها،     | نظرات()

قیام خراسانی در آستانة ظهور

 اندک زمانی پیش از ظهور حضرت مهدی(ع) در بین ایرانیان دو شخصیّت، با عنوان سیّد خراسانی، رهبر سیاسی و شعیب بن صالح، رهبر نظامی ظاهر خواهند شد و ایرانیان تحت رهبری این دو تن، نقش مهمّی را در حرکت ظهور آن حضرت ایفا خواهند نمود. خراسانی، اگر چه چندان تصریح به محتومیّتش نشده، امّا اخبار دربارة او از یمانی بیشتر است. حتّی از طریق عامه نیز روایات بسیاری دربارة پرچم خراسانی آمده است.
 

به هر حال حضرت باقر و صادق(ع) فرمودند: «خروج این سه ـ سفیانی، خراسانی و یمانی ـ در یک روز، یک ماه و یک سال خواهد بود.1 حضرت صادق(ع) فرمود: «یمانی و سفیانی مانند دو اسب مسابقه است (چون در یک روز خروج می‌کنند و هر دو به جانب کوفه می‌شتابند)».2 و امیرالمؤمنین(ع) فرمود: «یمانی و خراسانی مانند دو اسب مسابقه بر یکدیگر سبقت گیرند، تا در کوفه با بر لشکر سفیانی بتازند و بر وی ظفر یابند».3 سیّد خراسانی از خراسان خروج می‌کند. به او سیّد خراسانی می‌گویند و سابقاً از بعد از تهران تا آن طرف بلخ و بخارا را خراسان می‌گفته اند حالا اینکه او از کدام قسمت خراسان خروج می‌کند، نمی‌دانیم.

سیّد حسنی هم کسی است که از اولاد امام حسن مجتبی(ع) است، البتّه سیّد حسینی هم گفته‌اند. ممکن است از طرف پدر حسینی و از طرف مادر حسنی باشد. همچنین شخص مورد بحث ممکن است هم سیّد حسنی باشد و هم حسینی و هم خراسانی اکثر ساداتی که اهل خراسان هستند همین طورند یعنی هم سیّد حسنی هستند، هم حسینی و هم خراسانی.

البتّه خروج او از علائم حتمی نیست که فکر شود حتماً باید سیّد حسنی یا حسینی یا خراسانی خروج کند تا امام زمان(ع) ظهور نماید. او قبل از ظهور هم هست. منتها وقتی ظهور می‌شود بروز می‌کند یعنی حرکت می‌کند و با جمع اصحابش به امام زمان(ع) ملحق شده، آنجا شناخته می‌شود که این آقا سیّد حسنی است. شاید قبل از ظهور هیچ کس او را نشناسد.

سپس لشکر خراسانی و سفیانی در بین شهر حیره و کوفه با یکدیگر درگیر می‌شوند. سپس سفیانی متوجّه خواهد شد که مهدی موعود(ع) ظهور کرده است و آن حضرت در حال حرکت به سوی مکّه می‌باشد، به همین جهت گروه عظیمی را جهت تعقیب آن حضرت روانه می‌کند.

پس چون لشکر سفیانی هنگامی که در محلّی به نام بیداء ـ بین مکّه و مدینه ـ برسند و فرود آیند، ندایی از آسمان به زمین خطاب می‌شود که: تمامی نیروهای سفیانی را به جز سه نفر در خود فرو بِبَر، که اثری از آنها باقی نباشد.

و امّا خداوند متعال، صورت‌های آن سه نفر را به پشت بر می‌گرداند و به قیافة سگ در می‌آیند و مسخ می‌شوند.

سپس در چنین زمانی حضرت ولیّ عصر، امام زمان(ع) در کنار کعبة الهی قرار گرفته، بر دیوار آن تکیه زده، به اهل زمین خطاب می‌نماید و می‌فرماید: «ای مردم! ما برای یاری دین خدا آمده‌ایم و هرکس مایل باشد، می‌تواند به گروه ما بپیوندد». و به دنبال آن می‌افزاید: «ما اهل بیت پیغمبر(ص) هستیم؛ و از هر فردی نسبت به خداوند متعال و رسولش نزدیک‌تر و اولی می‌باشیم، پس هرکس بخواهد که نسبت به حضرت آدم، نوح و ابراهیم؛ و همچنین نسبت به تمامی پیامبران الهی، حتّی حضرت محمّد(ص) با من مذاکره و احتجاج کند، آماده‌ام».

پس از آن می‌فرماید: «آیا خداوند متعال در قرآن نفرموده است: «إنّ الله اصطفی آدم و نوحاً و آل إبراهیم و آل عمران علی العالمین ذریّةً بعضها من بعض والله سمیعٌ علیمٌ».4 من تداوم بخش و خلف آدم و نوح هستم، من برگزیدة ابراهیم و محمّد(ص) هستم، هر که می‌خواهد پیرامون قرآن یا پیرامون سنّت حضرت رسول اکرم(ص) با من احتجاج و مناظره نماید، آماده‌ام؛ چون از هرکس دیگری به آنها نزدیک تر و به آنها آشناتر هستم». بعد از آن، در ادامة فرمایشات خود می‌افزاید: «آنهایی که کلام مرا شنیدند و متوجّه شدند، خداوند آنها را هدایت نماید. ضمناً شنوندگان حاضر، این مطالب و مسایل را به دیگران که غایب هستند گزارش دهند...».

امام محمّد باقر(ع) فرمود: «در چنین موقعیّتی خداوند متعال اصحاب و یاران حضرت حجّت(ع) را که تعداد آنها سیصد و سیزده نفر می‌باشند، جمع می‌فرماید، همان‌طور که در قرآن چنین فرموده است: «أینما تکونوا یأت بکم الله جمیعاً إنّ الله علی کلّ شیءٍ قدیرٌ».5 سپس این تعداد افراد با امام زمان(ع) بیعت می‌کنند؛ و عهد و میثاق حضرت رسول(ص) نزد اوست که از پیامبران یکی پس از دیگری به ارث نهاده شده است».

حضرت باقر العلوم(ع) در پایان افزود: «امام زمان(ع) از فرزندان حسین بن علی(ع) می‌باشد که خداوند متعال قضیة قیام آن حضرت را در یک شب تنظیم و اصلاح می‌نماید و نام مبارک و گرامی او همانند نام جدّش رسول خدا(ص) خواهد بود.6

ماهنامه موعود شماره 105
حمید محمدی

پی‌نوشت‌ها:

1. إعلام الوری بأعلام الهدی، ص 458.
2. معجم احادیث الامام المهدی(ع)، ج 3، ص1043؛ الزام الناصب، ج2، ص 131؛ بحارالأنوار، ج 52، ص 253، ب 25، ح 143.
3. معجم احادیث الامام المهدی(ع)، ج5، ص 255، ح 1680؛ مختصر بصائر الدرجات، ص 200. (از خطبة محزون حضرت امیر المومنین(ع)).
4. سورة آل عمران (3)، آیة 33 و 34.
5. سورة بقرة (2)، آیة 148.
6. اختصاص شیخ مفید، صص 255ـ257؛ بحارالانوار، ج 52، ص 305،
ح 78.

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 12 آبان 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: ظهور و نشانه ‌ها،     | نظرات()

خطبة حضرت سلمان(ع)؛ علائم ظهور و فتنة مشرق

علامة مجلسی در «بحارالأنوار» و شیخ علی حائری یزدی در کتاب «الزام الناصب» از «احتجاج» طبرسی نقل کرده‌اند که سلمان فارسی پس از سه روز بعد از رحلت رسول خدا(ص) برای مردم خطبه‌ای خواند و در آن خطبة خطاب به مردم چنین گفت:
 


«ستایش خدای را که مرا بعد از آنکه حق را انکار می‌نمودم، به دین خود هدایت فرمود، چه آنکه من آتش کفر را شعله ور می‌ساختم و آن را بالا می‌بردم و از آن بهره‌ای داشتم تا اینکه خدای عزّوجلّ محبّت تُهامه (یعنی سرزمین مکّه) را به دلم انداخت. پس در حالی که گرسنه و تشنه بودم، قومم مرا طرد کرده بودند، دستم خالی بود، مرکبی نداشتم که بر آن سوار شوم و مالی در دستم نبود که مرا توانایی بخشد، بیرون آمدم و حالم آن گونه بود که بود، تا به حضور رسول خدا(ص) شرفیاب شدم و آنچه را که می‌دانستم شناختم و علائمی را که دربارة رسول خدا اطّلاع داشتم، دیدم. پس خداوند به وسیلة او مرا از آتش نجات داد و در دنیا به آن معرفتی که به وسیلة آن به دین مبین اسلام داخل شدم، رسیدم.

آگاه باشید ای مردم، حدیث مرا بشنوید و سپس در آن تعقّل کنید. به من علم و دانش فراوانی داده شده و اگر همة آنچه را که می‌دانم به شما اطّلاع دهم گروهی خواهند گفت او دیوانه است و گروه دیگری خواهند گفت: خدایا، کشندة سلمان را بیامرز. آگاه باشید که برای شما مرگ و میرها و مقدراتی است که به دنبال آن بلاهایی خواهد بود [تا اینکه گفت:]

آگاه باشید که در سرزمین تهامه (حجاز و مکّه) دو گروه به هم می‌رسند که هر دو گروه کافرند. آگاه باشید که برای قبیلة کلب (لشکریان سفیانی) فرو رفتنی است در زمین و اگر چیزی نبود (و موانعی ایجاب نمی‌کرد) من محلّ به خاک افتادن آنها را به شما نشان می‌دادم ولی بدانید که آن سرزمین «بیداء» است، و پس از آن، کسی را که باید بشناسید خواهد آمد. آگاه باشید که من کار خود را ظاهر نمودم و گفتنی‌ها را گفتم و به پروردگار ایمان آوردم و به پیامبرم تسلیم شدم و از مولای خود و مولای هر مسلمانی پیروی نمودم [تا اینکه گفت:] ای مردم ناخن‌هایتان را از روی دشمنانتان برندارید (و پیوسته با آنان بستیزید) و دوستانتان را کنار نگذارید که شیطان بر شما چیره می‌شود. به خدای بزرگ سوگند که به زودی به بلایی دچار خواهید گشت که نتوانید آن را با دست‌هایتان تغییر دهید مگر اینکه به وسیلة ابروهایتان به آن اشاره کنید. سه تای آن را با آنچه در آن است بگیرید و چهارمش را نیز انتظار بكشید و پس از آن امید دیدن او را داشته باشید. كه برافروزندة پرچم ستم، علم ستمگری را برافروزد و شكم زن‌های آبستن و بچّه‌دار را پاره كند و كودكان خردسال را بر روی نیزه‌ها بردارد و مردان را در دیگ‌ها بجوشاند.1آگاه باشید که من از شهادت نفس زکیه و ریخته شدن خون او که در میان رکن و مقام و به سان گوسفند سرش را می‌برند خبر می‌دهم. ای وای (بر اسیران زنان کوفه) که آنها را به «ثویه» (در حوالی نجف) به اسارت می‌برند و شب هنگام آزاد می‌گردند.

و وعدة میان شما (و خروج سفیانی و کشته شدن نفس زکیّه) فتنه‌ای است که از شرق پیدا می‌شود و هاتفی از طرف مغرب فریاد می‌کشد و مردم را به یاری می‌طلبد. شما او را یاری نکنید و اجابتش ننمایید (که خدا او را یاری ننماید) و جنگ و کشتار بزرگی است میان مردم تا آنکه کشته‌ها همانند کشته شده‌ای که در پشت کوفه ـ یعنی در نجف اشرف ـ به قتل رسیده، باشند و آن کوفان است. و نزدیک است که پل کوفه (پلِ روی شط) ساخته شود و دو طرف آن ساختمان گردد تا اینکه زمانی فرا رسد که مؤمنی در هیچ جای عالم نباشد مگر اینکه در آنجا باشد و به سوی آن رهسپار شود. آری این فتنه، فتنه‌ای است تقدیر شده که هیچ کس نمی‌تواند آن را خاموش کند یا از آن جلوگیری نماید و خانه‌ای از خانه‌های عرب پیدا نمی‌شود مگر اینکه این فتنه در آن داخل می‌شود.2


ماهنامه موعود شماره 104

پی‌نوشت‌ها:

1. این جملات اشاره به خروج سفیانی است.
2. بحارالأنوار، ج 22، ص 387؛ الزام الناصب، ج 2، صص 154-152.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 26 مهر 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: ظهور و نشانه ‌ها،     | نظرات()