تبلیغات
مذهبی فرهنگی - مطالب ظهور و نشانه ‌ها

كارنامة سیاه سفیانی در عراق

 حضرت امام صادق(ع) می‌فرماید: «قائم(ع) وارد نجف اشرف می‌شود، سفیانی با یارانش از كوفه حركت می‌كند، حضرت با آنها محاجّه می‌كند... . آنگاه پرچم پیامبر اكرم(ص) را به اهتزاز در می‌آورد، فرشتگان بدر به یاری‌اش فرود می‌آیند... . پس سپاه سفیانی را شكست داده، تا داخل كوفه به عقب‌نشینی وادار می‌كند.



اشاره:

بر اساس تسلسل زمانی، نخستین علامتی كه از علایم حتمی ظهور مبارک امام زمان(ع) رخ می‌دهد، خروج سفیانی است. شیخ صدوق، با سند صحیح از امام صادق(ع) روایت كرده كه فرمود: «پیش از قیام قائم(ع) پنج نشانة حتمی است: یمانی، سفیانی، بانگ آسمانی، قتل نفس زكیّه و خسف سرزمین بیدا».1 حمیری با سند صحیح از امام رضا(ع) روایت كرده كه فرمود: «امر قائم(ع) از سوی خدا حتمی است، خروج سفیانی نیز از سوی خدا حتمی است و هرگز بدون سفیانی قائم(ع) قیام نخواهد كرد».2

در گفت‌وگوهای شماره‌های پیشین موعود، پیرامون خروج سفیانی از وادی یابس، سیطره‌اش بر سه كشور سوریّه، اردن و فلسطین و نبرد قرقیسیا سخن گفتیم، در این شماره پیرامون جنایات خون‌بارش در سرزمین عراق سخن می‌گوییم و گفت‌وگو پیرامون «خسف بیداء» را به فرصتی دیگر موكول می‌كنیم. در آغاز برخی از ویژگی‌های وی را مرور می‌كنیم.

  • كارنامة سیاه سفیانی در عراق
خروج شیصبانی در پیش‌قدم خروج سفیانی
از محضر امام صادق(ع) در مورد خروج سفیانی پرسیدند، فرمود: «سفیانی هرگز خروج نمی‌كند، جز اینكه پیش از او «شیصبانی»1 در سرزمین كوفه خروج كند، سپاهیانش همانند آب كه از زمین می‌جوشد، چون مور و ملخ در اطراف او گرد آیند و جمعیّت شما را هلاك كنند. پس از خروج شیصبانی منتظر خروج سفیانی، سپس ظهور قائم(ع) باشید».2

عراق، تنها هدف سفیانی

نعمانی با سند صحیح از امام باقر(ع) روایت كرده كه سفیانی پس از كشتن ابقع و اصهب، هدفی جز عزیمت به سرزمین عراق ندارد. سپاه سفیانی در قرقیسیا نبرد سختی كرده، یكصدهزار تن از ستمگران را بر خاك مذلّت انداخته، سپاهی هفتاد هزار نفری به سوی كوفه گسیل می‌دارد. آنها اهل كوفه را می‌كشند، به دار می‌زنند و اسیر می‌گیرند.

در آن هنگام، پرچم‌هایی از سوی خراسان شتابان حركت می‌كنند كه شماری از یاران حضرت(ع) در میان آنهاست. سپس یكی از شیعیان كوفه با جمعی از افراد ناتوان خروج می‌كند، كه در میان كوه و حیره به دست سرلشكر سفیانی كشته می‌شود؛3 امام باقر(ع) در حدیثی، كاركرد سفیانی را شرح می‌دهد و در فرازی از آن می‌فرماید: «تنها انگیزة سفیانی و خشم و حرص او شعیان ما می‌باشد».4 امیرمؤمنان(ع) در این رابطه می‌فرماید: «سپاه سفیانی به جست‌وجوی اهل خراسان می‌پردازد، هر كجا شیعه‌ای از شیعیان آل‌محمّد(ع) را پیدا كند به قتل می‌رساند».5

از طریق عمّار یاسر روایت شده كه سپاه سفیانی چون تاریكی شب پیش می‌رود، با هر چه مواجه شود در هم می‌شكند، تا وارد كوفه شده، شیعیان آل محمّد(ع) را به قتل برساند. آنها همه جا به جست‌وجوی اهل خراسان می‌پردازند.6



  • شاخص‌ترین اقدامات سفیانی در عراق
1. سیطرة سفیانی بر شهر كوفه
پیامبر اكرم(ص) به هنگام شمارش «أشراط السّاعة» یعنی حوادث ده‌گانه‌ای كه باید پیش از رستاخیز رخ دهد، از خروج سفیانی و سیطره‌اش بر كوفه سخن گفته است.7 امیرمؤمنان(ع) در این رابطه می‌فرماید: «پسر هند جگرخواره، از تبار ابوسفیان، عثمانْ نام، پسر عنبسه، مردی چهارشانه، بدچهره، سر ستبر، آبله‌رو و كورنما از وادی یابس خروج كرده، در سرزمین كوفه فرود آید، بر منبر آن قرار می‌گیرد».8 امام باقر(ع) در این زمینه فرمود: «آنچه انتظار می‌كشید اتّفاق نمی‌افتد، جز هنگامی كه سفیانی بر فراز منبرِ آن قرار بگیرد. در آن هنگام قائم آل محمّد(ع) از سوی حجاز به طرف شما حركت می‌كند».9


1ـ1. تقارن خروج سفیانی با یمانی و خراسانی: فضل بن شاذان با سند صحیح از امام صادق(ع) روایت كرده كه فرمود: «خروج سه تن: خراسانی، سفیانی و یمانی، در یك سال، یك ماه، و در یك روز خواهد بود».10 نظیر همین تعبیر از امام باقر(ع) نیز روایت شده است.11در فرازی از این حدیث آمده است: «سفیانی و خراسانی، یكی از مشرق و دیگری از مغرب، به سوی آنها (بنی‌العبّاس) خروج می‌كند و مانند دو اسب مسابقه، هم‌زمان وارد كوفه شوند و نابودی بنی فلان ـ بنی‌العبّاس ـ به دست آنها خواهد بود».12


1ـ2. دوازده نیروی مسلّح در كوفه: امام باقر(ع) می‌فرماید: «ابقع خروج كرده، با قومی كه ابزار و ادوات جنگی دارند می‌جنگد، سفیانی خروج كرده با هر دو می‌جنگد. سفیانی اخوَص ملعون13 بر همة آنها پیروز می‌شود. آنگاه منصوریان (یمانی پیروز) با سپاهیانش، با شوكت و قدرت، از صنعا خروج كرده، با پرچم‌های زرد و جامه‌های رنگین با سفیانی درگیر شده، آنها را به شیوة عهد كهن از پای در می‌آورد.

در آن ایّام دوازده پرچم شناخته شده در كوفه نصب می‌شود. مردی از تبار امام حسن یا امام حسین(ع) كه به سوی پدرش فرا می‌خواند، در كوفه كشته می‌شود و مردی از موالیان خروج می‌كند كه وصفش معلوم است و در كشتار اسراف می‌كند و به دست سفیانی كشته می‌شود.14

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 1 مهر 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: ظهور و نشانه ‌ها،     | نظرات()

بصره و رویداد های سال ظهور

 این‌گونه به نظر می‌آید كه شعیب بن صالح، پس از اینكه سفیانی عراق را به اشغال در می‌آورد، به ایران می‌رود تا جهاد ضدّ سفیانی را در آنجا ادامه دهد، زیرا در ایران شرایط و آزادی عمل بیشتری برای این كار وجود دارد و در روایات آمده است كه شعیب از ری خروج می‌كند. نویسندة محقّق، كورانی معتقد است كه شعیب بن صالح، فرماندة كلّ ارتش امام می‌شود و خراسانی برای آزادسازی شهرهایی كه سفیانی اشغال كرده است حركت می‌كند.



اشاره:

بصره از شهرهای مهم در دوران ظهور به شمار می‌آید. برای پرتوافكنی بر این مسئله، باید دو مطلب بسیار مهم را دراین‌باره مورد بحث و بررسی قرار داد: 1. اوضاع سیاسی و نظامی زمان ظهور، 2. تغییر ابعاد اقتصادی و اجتماعی این شهر پس از ظهور. در مقالة پیش رو عنوان دوم را پی می گیریم.

بحث و بررسی در مورد حوادث و رویدادهای سال ظهور امام حجّت(ع)، شامل مطالب زیر می‌باشد:
1. مقاومت بصره در مقابل سفیانی و سهم و نقش آنها در راندن سفیانی از كوفه،
2. امام مهدی(ع) و یارانش از بصره هستند،
3. جنگ بصره، میان امام(ع) و دشمنانش، و پیروزی امام در این جنگ.

1. مقاومت اهل بصره در مقابل سفیانی

همان‌گونه كه از موضع‌گیری‌های اهل بصره در گذشته، نسبت به اهل بیت(ع) می‌دانیم، از زمان فتوحات اسلامی تا دوران حاضر، آنها به هیچ وجه از فداكاری در راه خداوند، دریغ نكرده‌اند و همیشه پایبند خطّ اهل بیت(ع) بوده‌اند. همان‌گونه كه گفته شد، سفیانی، سه بار وارد بصره می‌شود و این مطلب به عدم استقرار وی در این شهر، به دلیل مقاومت اهل بصره در مقابل او و كارهای جنایتكارانه‌اش اشاره دارد. از این روایت، این‌گونه برمی‌آید كه او تلاش می‌كند اشخاص صاحب نفوذ را در این شهر به خدمت خود در آورد امّا در این كار شكست می‌خورد و مجبور می‌شود آنها را به قتل برساند. این سخن امام كه فرموده‌اند: «بزرگان بصره را به قتل می‌رساند»، این مطلب را تأیید می‌كند. این سخن مؤید آن است كه او تصمیم‌گرفته بزرگان بصره را از میان برچیند تا همگی آنها در خدمت او باشند.

در واقع دلاوری و قهرمانی اهل بصره در این مسئله، بی‌مانند است. زیرا آنها به مقاومت در مقابل سفیانی و راندن او، بسنده نمی‌كنند، بلكه پس از شنیدن خبر اشغال كوفه به وسیلة سفیانی، كارهای بسیار زشت و شنیع او، مانند كشتن زنان و كودكان و هتك حرمت به آنها، او را از كوفه بیرون می‌كنند. ابن حماد گفته است: «سفیانی وارد كوفه می‌شود و سه روز به غارت و چپاول در آن می‌پردازد و شصت هزار نفر از اهل آن را به قتل می‌رساند سپس هجده شب در آنجا می‌ماند. پرچم‌های سیاه پیش آمده، بر آب فرود می‌آیند و خبر فرود آمدن آنها در كوفه به یاران سفیانی می‌رسد. آنها می‌گریزند و گروهی از اهل سواد و از كوفه كه جز سلاح مختصری ندارند، خارج می‌شوند. در میان آنها اشخاصی از اهل بصره نیز هستند. آنها به یاران سفیانی می‌رسند و اسرایی را كه در چنگال آنها گرفتار بوده و همچنین اموال مختلفی را كه در كوفه به غارت برده بودند، از آنها می‌گیرند و نجات می‌دهند.17

این مطلب، حاكی از آن است كه بصری‌ها، با غیرت و تلاش برای دفاع از اصل اسلام، جان‌فشانی می‌كنند. معروف است كه اهل سواد، ساكنان منطقه‌ای هستند كه اكنون (بصره، العماره، ناصریه، دیوانیه، السماوه، حلّه، نجف و واسط) نامیده می‌شود.

همچنین این‌گونه به نظر می آید كه ساكنان هورها در این مناطق، بیشترین نقش را در بیرون راندن سفیانی از عراق، به ویژه كوفه دارند و مردم عادی ساده‌دل نیز نقش زیادی در این كار خواهند داشت. در روایات آمده است كه سفیانی پس از آنكه مرتكب جنایت‌های زیادی می‌شود و به مال و ناموس مردم تجاوز می‌كند و كارهای بسیار زشتی انجام می‌دهد، گروهی از سرزمین آجام و از اشخاص ضعیف كوفه بر او می‌شورند و جنگ سختی با او می‌كنند، اسیران را از سفیانی می‌گیرند و بقیة سپاهیان او می‌گریزند.18

سرزمین آجام و قصب نیز همان منطقة شمال بصره (در قرنة و المدینه تا مرزهای العماره و از المَدَینة تا مرزهای شهر ناصریه) است. همچنین روایات یادآور شده‌اند، ضعیفان كوفه در این كار شركت دارند و این خود بیانگر این نكته است كه آنها فقیران كوفه هستند وگرنه، ضعیفان چگونه می‌توانند بر سپاه سفیانی پیروز شوند و اسیرانی را كه سپاه سفیانی از آنها گرفته، بازگردانند، به ویژه اگر آن اشخاص بدون نیرو و قدرت و توان باشند؟ امّا فقیر الزاماً ضعیف نیست. از امام علی(ع) نقل شده است: «[سفیانی] سپس با هفتاد هزار نفر به سوی عراق و كوفه و بصره روانه می‌شود».19

همان‌گونه كه گفته شد، او وارد بغداد می‌شود و همان جنایت‌هایی را كه در كوفه و بصره مرتكب شده بود، در آنجا هم مرتكب می‌شود و در شهرهای عربی و اسلامی دیگر نیز، كه وارد می‌شود، چنین می‌كند. او بیشتر شهرهای اسلامی را به تصرف درمی‌آورد. اینجاست كه باید یك فرماندة بسیار توانمند و یك رهبر بزرگ، مسئولیت مقابله با او و از بین بردن ستم و بی‌داد و جایگزین كردن عدالت و داد را بر عهده بگیرد. آن رهبر بزرگ، امام مهدی(ع) است.

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 1 مهر 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: ظهور و نشانه ‌ها،     | نظرات()

كوفه مركز حكومت مهدوی

«گویا من سفیانی (سركردة دشمنان حضرت امام عصر(ع)) را می‌بینم كه در زمین‌های سرسبز شما در كوفه اقامت گزیده، ندا می‌دهد كه هر كس سر یك تن از شیعیان علی(ع) را بیاورد، هزار درهم پاداش اوست. در این هنگام، همسایه به همسایه دیگر حمله می‌كند و می‌گوید: این شخص از شیعیان است. او را می‌كشد و هزار درهم جایزه می‌گیرد».



كوفه یكی ازشهرهای عراق است كه در جنوب این كشور، در 10 كیلومتری شمال شرق نجف اشرف قرار دارد. این شهر در كنار رود فرات ساخته شده، آب و هوای معتدلی دارد و از دیرباز سرسبز و خرّم بوده است.1

شهر كوفه، از مهم‌ترین شهرهای جهان اسلام به شمار می‌آید. تاریخ بنای ابتدایی شهر به طور دقیق معلوم نیست. شهر كوفه در سال 17 ق. پس از فتح قادسیه و مدائن به دستور خلیفة دوم، توسط سعد وقّاص تجدید بنا شده است. از این پس، این شهر، دارالهجرة مسلمانان بوده و به قبّـ[ الاسلام معروف شده است. كوفه سال‌ها مركز علم و فرهنگ و سیاست بوده و طبق روایات، مدفن بسیاری از انبیا، اوصیا، اولیا، صلحا و علما است. كوفه در طول تاریخ اسلام، حوادث تلخ و شیرین فراوانی به خود دیده است.2

در بسیاری از روایات از معصومان(ع) در مدح و تعظیم شهر كوفه سخنانی بیان شده است. امام صادق(ع) فرمود: «ما در هیچ شهری به اندازة كوفه، دوست نداریم. خداوند شما (اهل كوفه) را به امری هدایت فرمود كه نادان‌ها به آن آگاه نبودند... ولایت ما بر آسمان‌ها و زمین و كوه‌ها و شهرها عرضه شد و هیچ كدام، مانند كوفه آن را نپذیرفتند».3

نیز فرمود:
«مكّه، حرم الهی و مدینه، حرم نبوی و كوفه، حرم علی(ع) است». اوج شهرت و عزّت و افتخار شهر كوفه، زمانی است كه امام علی(ع) در سال 36 ق. (657 م.) این شهر را مركز خلافت اسلامی قرار داد. این امر، كوفه را مركزی مهم برای فعّالیّت‌های سیاسی و اجتماعی و اقتصادی قرار داد و باعث توجّه و روی‌آوری بیش از پیش طوایف و قبایل جامعة اسلامی به این شهر شد.4

از دیگر ارزشمندی‌های شهر كوفه، تأثیر آن در آخرالزّمان و در عصر طلایی ظهور حضرت حجّت(ع) می‌باشد. در دوران پیش از ظهور، در مورد لشكركشی‌های سفیانی روایات بسیاری در مورد كوفه وجود دارد كه به عنوان مثال به تعدادی از آنها اشاره می‌كنیم: امیرمؤمنان علی(ع) در مورد جنایات وی به كوفیان فرمود: «بدا به حال كوفه! سفیانی چه جنایاتی در آنجا انجام می‌دهد! به حریم شما تجاوز می‌كند، كودكان را سر می‌برد و ناموس شما را هتك می‌كند».

در جای دیگری امام باقر(ع) می‌فرماید: «گویا من سفیانی (سركردة دشمنان حضرت امام عصر(ع)) را می‌بینم كه در زمین‌های سرسبز شما در كوفه اقامت گزیده، ندا می‌دهد كه هر كس سر یك تن از شیعیان علی(ع) را بیاورد، هزار درهم پاداش اوست. در این هنگام، همسایه به همسایه دیگر حمله می‌كند و می‌گوید: این شخص از شیعیان است. او را می‌كشد و هزار درهم جایزه می‌گیرد».5

روایاتی نیز هست كه به این موضوع اشاره دارد كه مردم كوفه در زمان پیش از ظهور توسط سپاه سفیانی قتل عام می‌شوند و ابنیه‌اش تخریب می‌شود. از آن جمله می‌توان به این روایت اشاره كرد: «سپاه سفیانی وارد كوفه می‌شوند و احدی را فرو نمی‌گذارند جز اینكه به قتل می‌رسانند».6
همچنین: «سفیانی سپاهی را به سوی كوفه گسیل می‌دارد كه تعدادشان هفتادهزار نفر می‌باشند، اهل كوفه را می‌كشند، به دار می‌زنند و اسیر می‌گیرند».7

از این رو می‌توان گفت ساكنان كوفه‌ای كه مركز حكومت قرار می‌گیرد، اهالی سابق آن نیستند بلكه مؤمنانی هستند كه از اقصا نقاط جهان به مركز حكومت حضرت ولی‌عصر(ع) می‌آیند. چنان‌كه حدیث شریف می‌فرماید: «هنگامی كه قائم(ع) وارد كوفه شود، هیچ مؤمنی نمی‌ماند، جز اینكه در آنجا باشد یا به سوی آن عزیمت نماید».8

اوّلین جایی كه كوفه پس از ظهور نقش پررنگ‌تری می‌یابد، در جنگ میان اعوان شیطان و یاران امام عصر(ع) می‌باشد. ابلیس پس از آنكه در ماجرای خلقت حضرت آدم(ع) بر او سجده نكرد و از درگاه الهی رانده شد درصدد انتقام از این مخلوق تازة خداوند برآمد. او با توجّه به معرفتی كه به خداوند داشت به عزّت او قسم خورد كه به جز مخلصان، دیگر انسان‌ها را گمراه كند و برای همین امر از خداوند تا روز قیامت مهلت خواست. خداوند تا موعد مشخّصی (یوم الوقت المعلوم) به او مهلت داد.

در روایات متعدّدی كه ذیل این آیه آمده، آن موعد مشخّص را ظهور امام عصر(ع) بیان نموده‌اند.9 پس از ظهور امام عصر(ع) طیّ نبردی ابلیس به همراه اعوان و انصار جنّی و انسی‌اش در برابر امام و یارانشان صف‌آرایی می‌كنند. نتیجة این نبرد نیز شكست شیطان و یاران اوست و در پایان این جنگ، در مسجد كوفه، شیطان در حالی كه با زانوی خود راه می‌رود، به آنجا می‌آید و می‌گوید: ای وای بر من از امروز! پس حضرت مهدی(ع) موی پیشانی او را می‌گیرد و گردنش را می‌زند و آن هنگام، روز وقت معلوم است كه مهلت شیطان به پایان می‌رسد».10

آنچه كه باعث مزید فضیلت سرزمین كوفه گردیده، وجود مكان‌های خاصّی نظیر «مسجد سهله» و «مسجد كوفه» است كه روایات فراوانی نیز در فضیلت این دو مكان مقدّس در خصوص این اماكن وارد شده است؛ از جمله امام صادق(ع) ضمن حدیث مفصّلی دربارة حضرت ولی عصر(ع) به مفضّل فرمودند: «مركز حكومت او كوفه، مركز قضاوتش مسجد كوفه و مركز بیت‌المال و محلّ تقسیم غنایم مسلمانان، مسجد سهله و محلّ خلوت و مناجات‌هایشان تپه‌های سپید و نورانی نجف اشرف است».11

مسجد كوفه، مسجدی نقش‌آفرین است تا زمانی كه غیبت كبرا به سر می‌آید و فرودگاه حضرت ولی‌عصر(ع) می‌شود. در روایات اسلامی مسلّم ما آمده است كه ایشان با جمعی از یاران، در نُه قبّة نورانی در مسجد كوفه فرود می‌آیند و همین محل را محلّ حكومت خود قرار می‌دهند و پایتخت دولت كریمة ایشان، این مسجد انتخاب می‌شود و همة ملل برای دیدن حضرت به این شهر می‌آیند و طول و عرض این شهر گسترش پیدا می‌كند و تا كیلومترها وسعت می‌یابد. این مسجد در تمام دوران دولت كریمه باقی می‌ماند و پایتخت تمام ائمه(ع) بعد از امام زمان(ع) است از جمله مركز حكومت كریمة حضرت امام حسین(ع) كه سیصد سال بعد از امام مهدی(ع) به حكومت می‌رسند و از اینجا جهان را اداره می‌كنند تا قیامت آن واقعة عظیم ـ رخ می‌دهد.12


مریم پاك‌آیین
ماهنامه موعود شماره 103

پی‌نوشت‌ها:

1. كتابخانة الكترونیكی ظهور.
2. نورپرتال.
3. سفینة البحار، ج 7، ص 543.
4. دایر↕المعارف الاسلامیـ[ الشیعه، ج 20.
5. سایت موعود عصر، ذیل بخش مقالات، عنوان: دوران ظهور از كلام امام باقر(ع).
6. بحارالانوار، ج 52، ص 219.
7. همان، ج 52، ص 239.
8. شیخ طوسی، كتاب الغیبه، ص 455، به نقل از سایت موعود عصر، ذیل پرسش شما پاسخ موعود، عنوان چرا كوفه به عنوان مركز حكومت امام مهدی(ع) برگزیده شده است؟
9. سایت موعود عصر(ع) ذیل بخش مقالات، عنوان از ظهور تا قیامت.
10. تفسیر عیاشی، ج 2، ص 243 به نقل از سایت مستور، ذیل پرسش و پاسخ.
11. بحارالانوار، ج 53، ص 11.
12. شفیعی سروستانی، اسماعیل، مثلث مقدّس، ص 133.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 23 شهریور 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: ظهور و نشانه ‌ها،     | نظرات()

نجف، شهر پرچم های سفید

 شهر نجف در 160 كیلومتری بغداد، پایتخت عراق، با 585 هزار و ششصد نفر واقع شده است.1 این شهر مركز قدرت سیاسی شیعیان عراق است و به شهر كوفه بسیار نزدیك است. در مورد این شهر كه مدفن امام علی(ع) پیشوای نخست شیعیان است، در باب آخرالزّمان، روایات بسیاری وجود دارد كه در زیر به برخی از آنها اشاره می‌كنیم:
امام حسن عسكری(ع) می‌فرمایند: «سپس ظاهر می‌شود، گویا با چشم خود می‌بینم كه پرچم‌های سفید در نجف كوفه (نجف اشرف) بالای سرش در اهتزاز است».2

لازم به توضیح است كه لفظ كوفه، شامل نجف اشرف نیز هست و شاید این مطلب به مراجع تقلید نجف اشرف اشاره داشته باشد.3

امام باقر(ع) فرموده‌اند: «گویی قائم(ع) را در پشت نجف به چشم خود می‌بینم كه زره رسول خدا را پوشیده و دامنش را جمع كرده است. از آن نوری می‌درخشد و اطرافش را فرا می‌گیرد و جامه‌ای از دیباج به تن دارد و بر اسب سبز رنگی متمایل به مشكی، سوار است كه در بدنش سفیدی هست و در میان دو چشمش سفیدی خیره‌كننده‌ای است كه نور آن از شهرهای دوردست دیده می‌شود و اهل هر شهری آن نور را می‌بیند و خیال می‌كند كه آن حضرت در میان آنهاست و این یكی از معجزات اوست».

این مضمون از امام علی(ع)، امام صادق(ع) و امام رضا(ع) نیز رسیده است.
در روایت دیگری از ایشان آمده است:

«هنگامی كه در مكّه قیام كرده، عازم حركت به سوی كوفه شود. منادی ندا می‌كند كه هیچ خوردنی و آشامیدنی با خود برندارد. آنگاه سنگ حضرت موسی را بر شتری حمل كرده و با خود می‌برند. در هر محلّی كه منزل كنند، از آن سنگ چشمه‌ها جاری شود، افراد سپاه از آن می‌خورند و هر كس گرسنه باشد سیر می‌شود، چارپایان نیز از آن خورده، سیر می‌شوند. آن توشة آنهاست تا وقتی كه در پشت كوفه وارد نجف شوند. در آنجا ده هزار و اندی خارج می‌شوند و از آن حضرت اظهار برائت می‌كنند و می‌گویند: از هر كجا آمده‌ای برگرد! ما را به اولاد فاطمه نیازی نیست! آنگاه شمشیر می‌كشد و همه را طعمة شمشیر می‌كند. هر كسی را كه بعد از مشاهدة آن همه آیات و بیّنات دچار تردید شود، می‌كشد و هر كسی را كه در برابر آن حضرت شمشیر بكشد، طعمة شمشیر می‌كند، آنگاه در نجف اشرف فرود می‌آید».

ممكن است تمام آن ده هزار نفری كه رو در روی آن حضرت می‌ایستند و اعلان برائت می‌كنند، از اهالی نجف یا كوفه نباشند، بلكه از دور و نزدیك، به قصد جلوگیری از پیشروی سپاه حق در آن نقطه گرد آمده باشند.5

پی‌نوشت‌ها:

1. سایت ویكیپدیا.
2. كامل سلیمان، روزگار رهایی، ج 1، ص 346.
3. همان، ص 396.
4. همان، صص 473ـ474.
5. همان، ص 486.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 23 شهریور 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: ظهور و نشانه ‌ها،     | نظرات()

فرود مسیح از آسمان

 بر اساس این روایات ابن حماد، مسیح پشت سر امام مهدی(ع) نماز می‌گزارد و هر سال به حجّ خانة خدا مشرّف می‌شود. مسلمانان به همراه او به نبرد با یهود، ‌روم و دجّال می‌پردازند. آن بزرگوار پس از چهل سال زندگی رحلت می‌كند و مسلمانان پیكر او را به خاك می‌سپارند.



فرود آمدن حضرت روح‌الله، عیسی مسیح(ع) از آسمان، در آخرالزّمان، مورد اتّفاق تمام مسلمانان است. بیشتر مفسّران این آیه را كه می‌فرماید: «هیچ یك از اهل كتاب (تورات و انجیل) نیست مگر آنكه پیش از مرگ، به او (عیسی) ایمان آورد و او نیز روز قیامت بر آن گواه باشد»،1 به همین معنا تفسیر كرده‌اند. مؤلّف كتاب «مجمع البیان» این تفسیر را از ابن عبّاس و دیگران نقل نموده، می‌گوید: طبری نیز این تفسیر را پذیرفته است. علّامه مجلسی این تفسیر را از امام باقر(ع) روایت كرده است كه فرمود: «پیش از قیامت، (عیسی) به دنیا فرود آید و هیچ یك از ملّت‌های یهود و مسیح نماند، مگر آنكه قبل از مرگ به او ایمان آورد و آن حضرت پشت سر مهدی(ع) نماز گزارد».2

روایات فرود آمدن مسیح در منابع شیعه و سنّی فراوان است؛ از جمله این روایتِ مشهور از پیامبر(ص) كه فرمود: «چگونه خواهید بود آنگاه كه عیسی بن مریم در میان شما فرود آید و پیشوای شما از خود شما باشد».3 این روایت را جمعی از علمای اهل سنّت، از جمله بخاری و دیگران در باب «فرود آمدن عیسی» آورده‌اند.4

ابن حماد حدود سی روایت را تحت عنوان «فرود عیسی بن مریم(ع) و روش او» و تحت عنوان «مدّت حیات مسیح بعد از فرود» آورده است؛ از جمله روایتی كه از پیامبر(ص) نقل شده است: «سوگند به آنكه جانم به دست اوست، به یقین عیسی بن مریم(ع) به عنوان داوری عادل و پیشوای دادگر در میان شما فرود آید. او صلیب را بشكند، خوك را بكشد و مالیات را بردارد، اموال مردم به قدری زیاد شود كه دیگر كسی مالی قبول نكند».5

و در همین مأخذ آمده است: «پیامبران به دلایلی با یكدیگر برادرند. آیینشان یكی و مادرانشان مختلف است. نزدیك‌ترینشان به من عیسی بن مریم است، زیرا بین من و او پیامبری نیست. او در میان شما فرود خواهد آمد پس او را بشناسید، مردی چهارشانه و سرخ و سفید گونه است، خوك را می‌كشد، صلیب را می‌شكند، مالیات را برمی‌دارد و به جز اسلام آیینی را قبول نمی‌كند. دعوت او فقط در راستای پروردگار جهانیان است».

در شماری از روایت‌های ابن حماد به اماكن متعدّدی به عنوان محلّ فرود عیسی(ع) اشاره شده است، از جمله قدس شریف، پل سفید بر دروازة دمشق، كنار مناره‌ای در محلّ دروازة شرقی دمشق و دروازة لدّ در فلسطین.

بر اساس این روایات ابن حماد، مسیح پشت سر امام مهدی(ع) نماز می‌گزارد و هر سال به حجّ خانة خدا مشرّف می‌شود. مسلمانان به همراه او به نبرد با یهود، ‌روم و دجّال می‌پردازند. آن بزرگوار پس از چهل سال زندگی رحلت می‌كند و مسلمانان پیكر او را به خاك می‌سپارند.

در روایتی از اهل بیت(ع) آمده است كه امام زمان(ع) مراسم دفن او را به طور آشكار و در برابر دیدگان مردم برگزار می‌كند تا دیگر مسیحیان حرف‌های گذشته را دربارة او بر زبان نیاورند و پیكر او را با پارچه‌ای كه دستباف مادرش حضرت مریم(س) است كفن نموده،  در قبر مریم در قدس به خاك می‌سپارند.

با توجّه به آیة قرآن كه: «هیچ كس نیست مگر اینكه به او ایمان آورد» می‌توان گفت همة ملل مسیحی و یهودی پس از نزول مسیح به او ایمان می‌آورند. شاید فلسفة عروج او به آسمان و طولانی شدن عمرش برای ایفای نقش بزرگی است كه در مرحلة حساس و تاریخی ظهور امام زمان(ع) بر عهده می‌گیرد تا مسیحیان عالم كه احتمالاً بزرگ‌ترین قدرت جهانی و جدّی‌ترین مانع برپایی حكومت و تمدّن الهی حضرت مهدی(ع) اند، از سر راه برداشته شوند.

نوشته شده در تاریخ جمعه 2 مرداد 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: ظهور و نشانه ‌ها،     | نظرات()

فلسطین؛ تاریخ آینده و آزادی

 پس از اینكه اوضاع سیاسی در سه منطقة ایران، عراق و حجاز آرام می‌شود و همه فرمان‌بردار امام مهدی(ع) می‌شوند و امام(ع) كوفه را به عنوان پایتخت خویش برای حركت به سوی بقیّة نقاط جهان برمی‌گزیند، باقی‌مانده‌های شكست خوردة‌ سپاه سفیانی در سرزمین شام تجمّع می‌كنند. البتّه در این كار، دست قدرت‌های بزرگ در كار است و آنها پشت پرده‌اند. قدرت‌هایی كه به دلیل جنگ جهانی‌ای كه پیش از ظهور روی داده، ضعیف، فرسوده و بی‌رمق شده‌اند.

 سفیانی خطّ مقابله و سپر برای این دولت‌هاست؛ به ویژه در فلسطین كه كانون بحران در خاورمیانه، پیش از ظهور است و این گردهمایی باعث ایجاد فتنه‌انگیزی و بحران‌هایی در مرزهای شمالی عراق می‌شود. به همین دلیل امام مهدی(ع) لشكریانش را برای مقابله با آنها مهیّا می‌كند. امام در منطقة «مرج العذراء» اردوگاه می‌زند و بعید به نظر نمی‌رسد كه شورش و انقلابی مردمی در سرزمین شام منجر به عقب‌نشینی و برگشت سفیانی به فلسطین شود و او همراه با سپاهیانش در آنجا تجمّع كنند تا برای جنگ بزرگ فتح قدس آماده شوند، زیرا روایات می‌گویند كه امام در «مرج عذراء»1 اردو می‌زند و در آن حال سفیانی در رمله است.

امام باقر(ع) می‌فرمایند: «سپس مهدی(ع) به همراه یارانش به «مرج العذراء» می‌آید. در این زمان مردم زیادی به او پیوسته‌اند و سفیانی در این هنگام در رمله است تا اینكه این دو سپاه به هم می‌رسند و آن، روزِ جای‌گزینی و عوض و بدل است. شماری از شیعیانی كه با سفیانی بودند، به سپاه امام می‌پیوندند. شماری از كسانی كه با آل محمّد(ص) بودند به سفیانی می‌پیوندند. هر یك به اردوگاه خود می‌پیوندند و زیر پرچم‌های خود می‌روند و آن، روزِ عوض و بدل و جای‌گزینی است».2

امام(ع) برای اینكه حجّت بر آن لشكریان تمام شود، تلاش می‌كند كه با آنان گفت‌وگو كند تا شاید برخی از آنها هدایت شوند و پایه‌های جبهة‌ داخلی آنها به لرزه درآید. به همین دلیل سفیانی را دعوت به مذاكره می‌كند. ابن حماد می‌گوید: «سفیانی دعوت مهدی(عج) را می‌پذیرد و با ایشان مذاكره می‌كند. كارها را به ایشان می‌سپارد و با ایشان بیعت می‌كند. هنگامی كه سفیانی نزد یاران خود بازمی‌گردد، [بنی] كلب او را پشیمان می‌كنند و او می‌خواهد پیمان خود را بشكند. امام سپاه خود را برای جنگ با او آماده می‌كند و او را شكست می‌دهد و خداوند به وسیلة‌ او روم را شكست می‌دهد».3
عبارت پایانی این حدیث، یعنی عبارت: «خداوند به وسیلة او روم را شكست می‌دهد», اشاره به این دارد كه نیروهای روم و یهودیان و دیگران برای مقابله با موج گسترش اسلام، از سفیانی حمایت می‌كنند. اسلامی كه از شبه جزیره و سرزمین شام آغاز شده است و آسیاب جنگ‌هایی وحشتناك میان دو طرف (بین مسلمانان از یك جهت و باقی‌مانده‌های لشكر كفر از روم و یهودیان و دیگر مردمان) به حركت درمی‌آیند و به خاطر این, در حدیثی كه «مسلم», «ترمذی» و «احمد بن حنبل» آن را از رسول الله(ص) روایت كرده‌اند، آمده است كه ایشان فرمود: «قیامت برپا نمی‌شود، مگر اینكه مسلمانان و یهودی‌ها به جنگ بپردازند و مسلمانان، آنان را به قتل برسانند».4

خداوند متعال در قرآن كریم می‌فرماید: «و قضینا إلى بنی إسرائیل فی الكتاب لتفسدنّ فی الأرض مرّتین و لتعلنّ علوّاً كبیراً ٭ فإذا جاء وعد أولاهما بعثنا علیكم عباداً لّنا أولی بأسٍ شدیدٍ فجاسوا خلال الدّیار و كان وعداً مّفعولاً ٭ ثمّ رددنا لكم الكرّة علیهم وأمددناكم بأموالٍ و بنینٍ وجعلناكم أكثر نفیراً ٭ إن أحسنتم أحسنتم لأنفسكم و إن أسأتم فلها فإذا جاء وعد الآخرة لیسوؤوا وجوهكم و لیدخلوا المسجد كما دخلوه أوّل مرّةٍ و لیتبّروا ما علوا تتبیراً؛5 و در كتاب [آسمانی‌شان] به فرزندان اسرائیل خبر دادیم كه قطعاً دو بار در زمین فساد خواهید كرد و قطعاً به سركشی بسیار بزرگی برخواهید خواست، پس آنگاه كه وعدة [تحقّق] نخستین آن دو فرا رسد، بندگانی را از خود, كه سخت نیرومندند، بر شما می‌گماریم تا میان خانه‌ها[یتان برای قتل و غارت شما] به جست‌وجو درآیند و این تهدید، تحقّق یافتنی است. پس از چندی, دوباره شما را بر آنان چیره می‌كنیم و شما را با اموال و پسران یاری می‌دهیم و [تعداد] نفرات شما را بیشتر می‌گردانیم. اگر نیكی كنید، به خود نیكی كرده‌اید و اگر بدی كنید، به خود [بد نموده‌اید] و چون تهدید آخر فرا رسد [بیایند] تا شما را اندوهگین كنند و در معبد[تان] چنان‌كه بار اوّل داخل شدند [به زور] درآیند و به هر چه دست یافتند، یكسره [آن را] نابود كنند».

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 1 مرداد 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: ظهور و نشانه ‌ها،     | نظرات()

اورشلیم

 در زمان ظهور، بهترین اقامت‌گاه‌ها مكّه و بیت‌المقدّس است . امام باقر(ع) نیز دراین‌باره می‌فرمایند: «بهترین اقامتگاه‌ها در آن روز، بیت‌المقدّس است. برای مردم زمانی پیش می‌آید كه هركسی آرزو می‌كند كه ای كاش آنجا می‌بود و آن در عهد سفیانی است».
 
 
بیت‌المقدّس یا اورشلیم، بزرگ‌ترین و پرجمعیّت ترین شهر و مرکز فلسطین است که بر کوه‌های «موریا» بنا شده و کوه‌های صهیون و زیتون از شرق و غرب آن را احاطه کرده‌اند. این شهر محلّ اوّلین قبلة مسلمانان، دومین مسجد اسلام، سومین حرم شریف (بعد از مکّه و مدینه) و بنا به فرموده‌ای از امام علی(ع) یکی از چهار قصر بهشتی در دنیاست که این چهار قصر عبارتند از: مسجدالحرام، مسجدالنبی(ص)، مسجد بیت‌المقدّس و مسجد کوفه.

اورشلیم از دو کلمة «اور» و «شلیم» تشکیل یافته است. در زبان عبری «اور» به معنای آتش، روشنایی و مقدّس و «شلیم» به مفهوم شهر، صلح و آرامش است، و بر روی هم به معنی شهر مقدّس، شهر روشنایی، صلح و آرامش است. یهودی‌ها آن را «بیت همیقداش» به معنی خانة مقدّس نیز می‌گویند و تا قبل از ظهور اسلام ایلیا نیز خوانده شده است. بعد از ظهور اسلام، به تدریج اسامی بیت القدس، بیت‌المقدّس، قدس و مدینة مقدّسه برآن اطلاق شد.

دایرت المعارف تشیع ذیل واژة بیت‌المقدّس آورده است:
دربارة فضایل این شهر بسیار گفته و نوشته‌اند: این شهر را انبیا بنا کرده‌اند. داوود(ع) و سلیمان(ع)، در این شهر حکومت داشتند، خداوند زکریّا(ع) را به یحیی(ع)، در همین جا بشارت داد. جبال و طیر را در بیت‌المقدّس برای داوود(ع) مسخّر ساخت، هاجر از کوثا به بیت‌المقدّس هجرت کرد، موسی(ع) در اینجا به نور پروردگار نگریست و در همین‌جا با خدا تکلّم کرد، مریم عَذرا در بیت‌المقدّس وفات یافت. عیسی در همین‌جا زاده شد و عروج کرد، محشر و منشر حساب روز جزا و صراط در همین‌جا برپا خواهد شد و اوّلین بقعه‌ای که در روی زمین ساخته شده همان است که بر صخرة بیت‌المقدّس بنا گردیده است.

همچنین حضرت ابراهیم(ع) فرزندش اسماعیل را برای قربانی کردن به بالای صخره برد و حضرت محمّد(ص) نیز از این کوه به معراج رفتند.

بدین ترتیب با شهری روبه‌رو هستیم که برای هر سه دین بزرگ آسمانی، بسیار مقدّس به حساب می‌آید.

تاریخ، بیانگر آن است که این شهرِ صخره‌ای، دست‌کم در طیّ قرون، بیست بار تحت محاصرة شدید واقع شده، دو بار به دست مهاجمان به کلّی ویران گشته و بر جایش شخم زده‌اند؛ هجده بار تجدید ساختمان شده و سه بار معبد آن بازسازی و مرمّت گردیده است و مردمش شش بار وادار به تغییر دین و مذهب خود شده‌اند. 

  • معبد سلیمان
همان‌گونه که گفته شد، اورشلیم در فلسطین واقع است. نام قدیم فلسطین «کنعان» بود و تاریخِ آن به سه تا چهار هزار سال پیش از میلاد مسیح(ع) می‌رسد. تقریباً در قرن سوم پیش از میلاد، حضرت ابراهیم(ع) به این سرزمین آمد. فرزندان ایشان در این مکان سکنا گزیدند، تا آنکه در زمان یعقوب(ع) سیر حوادث، یوسف(ع) را در مصر به قدرت رساند. بر اثر قحطی گسترده، پای فرزندان یعقوب برای گرفتن آذوقه به مصر باز شد. یوسف(ع) برادران را شناسایی کرد و بدین ترتیب خانوادة یعقوب(ع) و فرزندان او (بنی اسرائیل) به مصر منتقل شدند.

بنی اسرائیل تا زمان زنده بودن یوسف(ع) در مصر با احترام زندگی می‌کردند امّا پس از مرگ او، وضع دگرگون شد. یوسف(ع) پیش از مرگ، همه را جمع کرد و از سختی‌ای که به آنان می‌رسد خبر داد. او گفت که مردان کشته خواهند شد، شکم زنان آبستن دریده و کودکان ذبح خواهند شد تا اینکه خداوند حق را به دست یکی از فرزندان لاوی بن یعقوب ظاهر کند. بنی اسرائیل پس از مرگ یوسف 400 سال غیبت سختی را تحمل کردند و همواره در انتظار منجی خود بودند.

ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 31 تیر 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: ظهور و نشانه ‌ها،     | نظرات()

رانش كوه با روستاى لبد چه كرد؟

اشاره: در یكى از روایتهایى كه در باب علائم آخر الزمان وارد شده مى‏خوانیم:
سیكون فى اخر الزمان خسف و قذف و مسخ‏در آخر الزمان خسف، قذف، و مسخ واقع خواهد شد. (1)

خسف: به معناى فرو رفتن در زمین است و قذف: به معناى پرتاب چیزى از مكانى به مكان دیگر است، كه از آن جمله است پرتاب سنگ. معناى مسخ نیز دگرگونى سیرت و صورت چیزى است‏به شكلى جز آنچه هست. مثلا تبدیل شدن انسان به حیوانى همچون خوك و یا میمون. (2)

در اینكه اینگونه وقایع در آخر الزمان رخ مى‏دهد جاى تردید نیست، زیرا این موضوع در روایات بسیارى مورد اشاره قرار گرفته است. اما اینكه چه وقایعى را مى‏توان به عنوان مصادیق این روایات ذكر كرد محل تامل است; و واقعا نمى‏توان گفت كه فلان واقعه طبیعى كه در فلان منطقه رخ داده مصداق واقعه پیش بینى شده در روایات یاد شده است‏یا خیر؟ اما توجه به حوادث و رویدادهایى كه هر از چند گاه در گوشه و كنار جهان رخ مى‏دهد و برخى از آنها نیز در نوع خود بى نظیر هستند خالى از فایده نیست و حداقل مى‏تواند ما را به تامل بیشتر در موضوع آخرالزمان و نشانه‏هاى ظهور وا دارد.

با این مقدمه توجه شما عزیزان را جلب مى‏كنیم به گزارش رویدادى كه در یكى از مناطق كشورمان رخ داده و در مطبوعات منعكس شده است.

در مشاهدات علم زمین‏شناسى هر گاه جنس لایه‏هاى تحتانى كوه سست‏تر از طبقات فوقانى آن باشد، این عامل بر اثر آب و رطوبت و همچنین فشار لایه‏هاى فوقانى آن، در جائى كه مشرف به دره باشد باعث‏حركت این قسمت‏خواهد شد یعنى طبقات بالایى كوه به سمت پایین آن سقوط كرده و جا به جا مى‏شود كه اصطلاحا به آن رانش كوه مى‏گویند و نمونه بارز آن یكى دو سال قبل در یكى از روستاهاى اطراف شهرستان بانه اتفاق افتاد كه بر اثر رانش كوه چندین خانه كه در دامنه كوه بنا شده بود زیر خروارها سنگ و خاك مدفون گشت و نمونه دیگر آن در سال‏76 در جاده هراز به وقوع پیوست كه باعث تخریب قسمتى از جاده شده و تعدادى ساختمان را نیز در خود مدفون نمود. اما در 12/1/77 در روستاى لبد از توابع شهرستان فارسان در دامنه كوه كى‏نو (چهار محال بختیارى) وضعى متفاوت از سایر نقاط و حتى جهان اتفاق افتاد كه علم زمین‏شناسى از تفسیر آن عاجز است.

ساعت 45/6 بعدازظهر و هنگامه غروب است. آفتاب در پشت كوههاى غرب پنهان گشته و هوا رو به تاریكى است و در خانه‏هاى روستایى منطقه كوهستانى، فانوسها روشن مى‏شود، گوسفندان از چرا برگشته و در آغلهاى خود آرمیده‏اند و مرغها به لانه‏هاى خود خزیده و در آبادى سگها با عوعوى خود ضمن اعلام حضور مشغول نگهبانى از روستا مى‏باشند. روستاییان در حالى كه روز پر تلاشى را پشت‏سر گذاشته‏اند در كلبه‏هاى خود جا خوش كرده احتمالا همسران خانواده در تدارك شام مختصر اعضاى خانه مى‏باشند و تعدادى هم خسته از كار روزانه در حالى كه به پشتى‏هاى خود تكیه داده‏اند و در افكار خود مسائلى را كه در روز بر آنان گذشته است مرور مى‏كنند و لابد براى فرداى خود نقشه مى‏كشند، كسى چه مى‏داند، شاید فردایى نباشد.

نوشته شده در تاریخ شنبه 13 تیر 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: ظهور و نشانه ‌ها،     | نظرات()

یاران دجا........!!!!!!!!!!!!!!

روایتی وجود دارد در کتاب شریف بحارالانوار در مورد یاران دجال که یکی از نشانه های آنان شال سبز است که آن را نشان خود می دانند، به احتمال زیاد دجال و یاران وی، برای فریب مردم از این نماد و نشانه اهل بیت (ع) استفاده خواهند کرد.

 بستن نماد اهل بیت به دست یک پسر توسط یک دختر! در جمع حامیان میرحسین موسوی


... براساس روایتی منسوب به امام علی(ع) بیشتر یاران «دجال» که به جنگ و ستیز با حضرت ولی عصر(عج) خواهد پرداخت، از افراد ناصالح و آلوده خواهند بود و آنان شال و ردایی سبز رنگ بر سر و شانه های خود خواهند افکند:



« الا و ان اکثر اشیاعه... و اصحاب الطیالسة الخضر.» بحار الانوار، ج52، ???


بسیاری از یاران دجال کسانی هستند که شال سبز بر سر و شانه های خود افکنده اند.


برای کسب اطلاعات بیشتر علمی در این زمینه بد نیست از سایت "حوزه" این مطلب را بخوانید که: "با توجه به معنای لغوی «دجال‏» ، مقصود از آن نام شخص معینی نیست; بلکه هر کسی که با ادعاهای پوچ و بی‏اساس و با تمسک به انواع اسباب حیله‏گری و نیرنگ در صدد فریب مردم باشد، دجال است؛ بر این اساس، دجال‏ها متعدد خواهند بود . وجود روایاتی که در آن سخن از دجال‏های متعدد رفته است، این احتمال را تقویت می‏کند; مانند: «قال رسول الله (ص): یکون قبل خروج الدجال نیف علی سبعین رجالا;  پیش از خروج دجال، بیش از هفتاد دجال خروج خواهند کرد»"  


 و امروز در خیابان‌های تهران نماد حامیان میرحسین موسوی رنگ سبز است؛ حجاب این سبز پوشان و درگیری‌های خیابانی که این سبزپوشان در شهر درست می کنند ما را وادار می‌کند تا علی‌رغم میل باطنیمان شباهت‌هایی در بین آن‌چه در شهر می‌بینیم و احوالات دجال ایجاد نماییم اما من بازهم نمی‌توانم باور کنم! و نمی خواهم؛


 در این‌جا قضاوتی نمی‌کنم و تنها دو مطلب را در کنار هم به شما عرضه می‌کنم. امیدوارم تهمت "تهمت زدن" را بنده ندهید. ظاهر شخص آقای موسوی بد نیست  و  همچنین ظاهر برخی صحبت‌هایشان زیبا و اسلامی است(و برخی دیگر مانند تهمت "دروغ" به آقای احمدی نژاد زشت و غیراسلامی) اما از پشت پرده چه کس خبر دارد؟ من و شما نمی‌دانیم، احتیاط شرط عقل است و من تنها یک "نگرانی"‌ام را در این‌جا مطرح کردم. ان شاء الله  که چنین نباشد.


اکنون سوال از آقای موسوی این است که: آیا صحنه‌هایی که این روزها در خیابان‌ها و برخی مکان‌های استقبال و ستادهای شما در حال وقوع است با کدام یک از منطق و سیره و روش اجدادمان قابل جمع است؟  چرا تاکنون تذکری به طرفدارانتان در این زمینه نداده اید؟ 


  راستی که شما جمله "امید فردا، فرزند زهرا" را یکی از شعارهای خود انتخاب کردید، چگونه حاضر شدید در یکی از نشریاتتان شهادت مظلومانه مادر سادات را "وفات" بخوانید؟ برای جلب آرای چه کسانی؟ به چه قیمتی؟بازی با نماد اهل بیت(علیهم السلام) 


شال و سربند و کلاهی سبز بر سرهایشاننماد سبز برای...  (!)   --   سوء استفاده‌ها برای رسیدن به قدرت تا کجا؟


مانتوهای سبز تنگ و نیمه بر اندامشان


با همایش‌های خود خون در دل مولا کنند


اینچنین تبلیغ رنگ سبز سیدها کنند!


موسوی، این‌گونه خواهی دولتی احیا کنی؟


این‌چنین تو همرهی با حضرت زهرا(س) کنی؟


وبلاگ نگرانی

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 26 خرداد 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: مقالات تخصصی، ظهور و نشانه ‌ها، سیاسی،     | نظرات()

مراحل ظهور

غیبت‌ صغرا آن زمانی مطرح شد كه‌ شیعیان‌ پس‌ از مدت‌ها ارتباط‌ مستقیم‌ و از نزدیك با امام‌ خویش‌(ع‌) هنوز چندان آمادگی فهم و قبول‌ بحث غیبت و ندیدن ایشان را نداشتند؛ زیرا نمی‌دانستند بدون‌ حضور امام‌ چگونه می‌توان از سویی‌ با یكدیگر همگام و متحد بود و از سوی دیگر به احكام شرعی دست پیدا كرد، علاوه بر این ده‌ها مطلب‌ دیگری بود كه آنها را به‌ سوی امامشان متوجه می‌كرد و باید در عصر غیبت،‌ خود بر عهده‌ می‌گرفتند.




همان‌گونه‌ كه غیبت حضرت ولی عصر(ع‌) به‌ دو بخش صغرا و كبرا‌ تقسیم شده است در مورد ظهور حضرتش هم، ظهور اصغر و ظهور اكبر (فجر مقدس‌) را می‌توان دید.

 برای‌ واضح‌تر شدن این مطلب باید گفت‌:
غیبت‌ صغرا آن زمانی مطرح شد كه‌ شیعیان‌ پس‌ از مدت‌ها ارتباط‌ مستقیم‌ و از نزدیك با امام‌ خویش‌(ع‌) هنوز چندان آمادگی فهم و قبول‌ بحث غیبت و ندیدن ایشان را نداشتند؛ زیرا نمی‌دانستند بدون‌ حضور امام‌ چگونه می‌توان از سویی‌ با یكدیگر همگام و متحد بود و از سوی دیگر به احكام شرعی دست پیدا كرد، علاوه بر این ده‌ها مطلب‌ دیگری بود كه آنها را به‌ سوی امامشان متوجه می‌كرد و باید در عصر غیبت،‌ خود بر عهده‌ می‌گرفتند.

 هر چند در عصر غیبت‌ صغرا‌ این طور نبود كه‌ هر كس‌ بتواند به‌ خدمت‌ حضرت‌ مهدی‌(ع) برسد لیكن‌ با وجود چهار نایب‌ خاص، ارتباط‌ شیعیان‌ همچنان‌ با امامشان‌ برقرار بود، تا مبادا به‌ خاطر این تغییر وضعیت، ناگهانی دچار حیرت‌ و سردرگمی شوند. در طول این مدت كه حدود 70 سال به طول انجامید، تا حدی موضوع غیبت برای شیعیان جا افتاد و از لحاظ‌ ذهنی‌ و فكری‌ برای‌ حضور در عصر غیبت‌ كبرا‌ آماده شدند.

همانند این جریان را در آن‌ سوی قضیه هم خواهیم داشت‌؛ یعنی‌ عصر ظهور نیز به‌ دو بخش اصغر و اكبر (فجر مقدس‌) تقسیم می‌گردد. در ظهور اصغر، هر چند مردم‌ توفیق زیارت امام(ع) را پیدا نمی‌یابند لیكن‌ حوادثی‌ را مشاهده‌ می‌كنند كه‌ مقدمات‌ ظهور اكبر به‌ شمار می‌آیند و مردم‌ را برای‌ زندگی در آن‌ زمان‌ آماده می‌كنند.

این تقسیم‌بندی را می‌توان از برخی‌ روایات‌ برداشت‌ كرد. مثلاً در برخی‌ احادیث‌ حضرت‌ را به‌ خورشید فروزان‌ تشبیه نموده‌اند. به‌ خوبی‌ می‌دانیم‌ كه‌ پیش از غروب‌ خورشید اشعه‌های‌ آفتاب تا مدت معینی می‌ماند و پس‌ از آن‌ سیاهی شب بر آسمان سایه می‌افكند و طلوع‌ خورشید هم‌ سریعاً واقع‌ نمی‌شود بلكه‌ پس‌ از آنكه‌ زمان‌ اذان‌ صبح شد به‌ مرور هوا روشن‌ شده، در پی‌ آن‌ شعاع‌های‌ نورانی‌ خورشید در آسمان پدیدار می‌شود. حضرت‌ مهدی‌(ع‌) هم‌ كه‌ خورشید تابان آسمان امامتند، خواهی‌نخواهی‌، پیش از آنكه‌ وجود مقدسشان بخواهد بر همگان ظاهر و آشكار گردد، باید ظهور اصغری داشته باشند كه‌ زمینه‌ساز آن‌ ظهور اكبر گردد.

 البته نباید توقع‌ داشت‌ كه‌ شرایط غیبت صغرا با ظهور اصغر یكسان باشد. همان‌طور كه‌ آنچه‌ از خورشید پیش از غروب‌ و پس‌ از طلوعش می‌بینیم یكسان نیست‌.

 برخی‌ از مسائلی‌ كه‌ شاید در عصر ظهور اصغر دیده‌ شوند از این قرار است‌:

 1. بالا رفتن‌ سطح فهم عمومی و پیشرفت‌ دانش‌ و فناوری‌: در این عصر، پیشرفت‌های‌ علمی‌ عظیم‌ و اكتشافات‌ محیر العقولی از بشریت دیده می‌شود كه‌ پیش از آن‌ سابقه نداشته است‌. همان‌ انسانی‌ كه‌ تا دو قرن قبل بر چهارپایان سوار می‌شد و به‌ این سوی و آن‌ سو می‌رفت‌ این روزها از اتومبیل و هواپیما استفاده می‌كند و تلفن‌، تلویزیون‌، رادیو، كامپیوتر و... جزئی‌ از زندگی روزمره‌اش شده است‌. منابع نفتی و معادن فلزات مختلف را استخراج كرده و تا آنجا كه‌ بتواند برای‌ استفاده خود به‌ كار می‌برد. این تحولات به قدری است كه به اندازة كل تحولات علوم و فنون‌ بشری‌ تا قرن نوزدهم كه ابتدای آن است برابری می‌كند.

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 26 خرداد 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: ظهور و نشانه ‌ها،     | نظرات()