حجت السلام پناهیان: عاقبت به شری تصادفی نیست

حجت الاسلام پناهیان گفت: از حالا تا وقت ظهور حضرت حجت، از سقوط هیچ کس تعجب نکنید، در جست و جوی دلیل آن هم نباشید، بیشتر نگران خودتان باشید. دلیل سقوط در آخرالزمان، دین است. کسانی که بصیرت اولویت خوبی ها را ندارند، بیشتر در معرض عاقبت به شری هستند. بدانید عاقبت به شری افراد تصادفی نیست و قواعد پیچیده ای دارد.

 
به گزارش برنا، حجت الاسلام علیرضا پناهیان در مراسم اعتکاف مسجد دانشگاه تهران، گفت: اگر پیش از ترسیدن از سوء عاقبت، دنبال راه حل ها بروید، به مشکل بر می خورید. چون راه حل ها نباید نگرانی از سوء عاقبت را از بین ببرد.

وی ادامه داد: ما موجوداتی هستیم که دوست نداریم نگران باشیم و این تمایل گاهی ما را بدخت می کند. اگر چه از نگرانی ها خوشمان نمی آید، نباید نگرانی های واقعی را دفن کنیم. این خیانت است؛ بلکه باید دنبال رفع آنها باشیم.

وی تصریح کرد: آرامش نباید از نوع آرامش چهارپایان باشد؛ آرامش شایسته انسان، آرامشی است که از رسیدن به هدف، حاصل می شود. البته این آرامش در دنیا بر مومن حرام است و فقط به یک آرامش می توان دلخوش بود و آن خوشحالی از "در مسیر بودن" است.

پناهیان به بیماری عُجب اشاره کرد و گفت: هر قدر آرامش عمل درست، بیش از حد باشد، معلوم می شود که دچار بیماری عجب شدیم. باید معلوم شود کدام آرامش برای ما مطلوب است. اگر از رسیدن به یک مطلوب بیش از حد خوشحال هستیم، نورانیت حاصل از آن عمل از بین می رود. فقط باید از در مسیر بودن خوشحال باشیم. چون عجب چیزی است که به سادگی گرفتار آن می شویم.

این استاد دانشگاه گفت: انسان شایسته این دو آرامش است، یکی آرامش به مقصد رسیدن که البته مومن باید آن را بر خود حرام کند و دومی آرامش در مسیر بودن است. اما نوع دیگر آرامش که خوب است، آرامش از خوبی خداست. یعنی من از خود نگرانم، ولی از خدا و محبت او اطمینان دارم.

پناهیان با تاکید بر اینکه انسان در دنیا به دلیل اطلاعات هیچ وقت آرام نخواهد بود، گفت: چه بهتر که ناآرامی انسان از جنس معنوی باشد؛ این آرامش وقتی از انسان سلب می شود، مایه تکامل اوست. اساسا بندگان خوب خدا پرپر زدن برای خدا را دوست دارند. این ناآرامی را دوست دارد. عبد دوست دارد برای مولایش هلاک شود. عبد از امر لذت می برد. عبد از تهدید خدا لذت می برد. آنها که عبد نیستند برای خدا هم گردن کشی می کنند. بعضی ها عمری نماز می خوانند ولی عبد نمی شوند چون نمی دانند این رابطه باید چگونه باشد. نمی فهمد که عبد در برابر مولا بی اختیار است.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 7 تیر 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخلاق اسلامی،     | نظرات()

آیت الله مصباح: مومن ادعای حق

آیت الله مصباح یزدی در درس اخلاق گفت: مومن در محبت معصیت نمی کند و در دشمنی عدالت را کنار نمی گذارد.

به گزارش رسا، درس اخلاق آیت الله مصباح یزدی، استاد عالی حوزه علمیه قم، سیزدهم آبان با حضور گسترده جوانان در دفتر مقام معظم رهبری در قم برگزار شد.

در این جلسه آیت الله مصباح با اشاره به این که مومن در محبت معصیت نمی کند و در دشمنی عدالت را کنار نمی گذارد، ابراز داشت: معلم باید شاگردان خود را به یک چشم ببیند و نسبت به استحققاق او نمره بدهد و دوستی و دشمنی در دادن نمره تاثیری نداشته باشد.

وی با بیان این که مومن ادعای حق دروغین ندارد و حتی در زمانی که حکم قضایی بر علیه او داده شود در دل نیز ناراحت نمی شود، خاطرنشان کرد: مومن باید در برابر پیامبر اکرم(ص)، ائمه معصومین(ع) و ولی فقیه تسلیم محض باشد و در دل نیز از حکم قضایی حکومت اسلامی ناراحت نشود.

عضو مجلس خبرگان رهبری در ادامه تصریح کرد: مخالفت با امر و حکم و قضاوت ولی فقیه طبق تعبیر روایت در حد شرک است.

وی با بیان این که پیامبر اکرم(ص) نیز طبق شهادت عدلین حکم می دانند و طبق سخن خود احتمال اشتباه است و هرکس مالی را گرفته باشد و حق او نباشد تکیه آتش برای او خواهد شد، تاکید کرد: حکم دادگاه اسلامی همیشه به معنای مطابقت با واقع نیست و لکن وظیفه مسلمان پذیرش حکم بدون ناراحتی است.

گفتنی است، طبق روال سال های گذشته، چهارشنبه هر هفته بعد از نماز مغرب و عشا درس اخلاق آیت الله مصباح یزدی در دفتر مقام معظم رهبری در قم واقع در خیابان صفاییه برگزار می شود.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 14 آبان 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخلاق اسلامی،     | نظرات()

بررسی مسائل اخلاقی و اجتماعی موجود در آثار شهید مطهری

مطهری

 

 

چكیده

 یكی از عوامل و موثر بر تحولات اساسی در تعلیم و تربیت در قرن حاضر، تاثیر اندیشه های متفكران و مربیان بزرگ و فرآیندهای تربیتی می باشد. اندیشمندان مسلمان در پرتو تعالیم انسان ساز اسلام به موضوع انسان و كمال و سعادت او و راههای وصول به كمال، بسیار پرداخته اند و نظامهایی فكری را برای پاسخگویی به سوالات مربوط به انسان و تربیت او بنا گذارده اند. از دانشمندان معاصری كه یادش همواره جاودانه است. شهید آیت الله مرتضی مطهری است. ضعف پژوهش در حوزه تعلیم و تربیت بویژه در قلمرو ((تربیت اخلاقی))، بی توجهی به اهداف اساسی و بنیادی اختلاق و نقش قابل توجه تربیت اخلاقی در ساماندهی و بهبود وضعیت خشك و بی روح حاكم بر جهان ماشینی امروز، همگی لزوم پرداختن به این تحقیق و مقایسه دیدگاههای مكاتب اسلام بر جهان ماشینی امروزه، همگی لزوم پرداختن به این تحقیق و مقایسه دیگاههای مكاتب اسلام و غرب را ضروری می می نماید. همچنین بحران معنوی و اخلاقی حاكم بر جوامع بشری به خصوص در كشورهای پیشرفته و صنعتی غرب از یك طرف و مشخص نبودن مرزهای تعلیم و تربیت و تربیت اخلاقی و نظامهای تربیت و جوامع اسلامی از طرف دیگر، بحث و بررسی پیرامون اهداف، معیارها و شیوه های تربیت اخلاقی از منظر شهید مطهری در این تحقیق مشخص تر می سازد. 
هر فعل اختیاریِ انسان می‏تواند موضوع گزاره‏های اخلاقی قرارگیرد؛ خواه آن فعل ارزش محسوب شود مثل عدالت، و یا ضد ارزش باشد مثل ظلم.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 30 مهر 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخلاق اسلامی، علما و بزرگان،     | نظرات()

آداب باطنی رمضان در نگاه آیت‌الله مجتبی تهرانی

اگر انسان، یک ماه تمام مراقب اعضا و جوارح جسمانی و نفسانی و عقلی و ملکوتیش باشد، به ملکه تقوا دست می‎یابد و «مصونیت» پیدا می کند: و واعدنا موسی ثلاثین لیله.

به گزارش شبکه ایران آنچه می‎خوانید گزیده ای از سخنان آیت الله شیخ مجتبی تهرانی در اولین جلسه از جلسات سی شبه ماه مبارک رمضان است که در سال‌های پیش ایراد کرده بودند. جلسات امسال نیز هر شب از ساعت 21 در خیابان ایران، پایین‌تر از کوچه شهید مهدوی پور، دبیرستان نور برگزار می‎شود:

روایت‏ها و دعاهای موجود نشان می‎دهد که ماه مبارک رمضان، ماه دیدار با دلدار و نه تنها صرف دیدار، که خلوت با یار است و بهترین کار در این شهر و در این ماه، رعایت آداب خلوت با یار است.

ادب اول، «فراغت وقت» و ادب دوم، «فراغت قلب» است و اینکه زمان را برای او خالی کنی و جز به یار به چیز دیگر و کس دیگر نیندیشی و کس دیگری جز او در دلت نباشد، همان گونه که گفته‎اند زمانی را برای نماز اختصاص بده که در آن زمان، اگر دنیا و مافیها را به تو بدهند برایت فرق نکند.

از امام صادق «ع» نقل شده است که: «فی التورات مکتوب: یابن آدم! تفرق لعبادتی؛ املا قلبک غنی و لا اکلک علی طلبک و علی ان اسد فاقتک و املا قلبک خوفا منی.» در تورات نوشته شده است که خداوند فرمود: ای فرزند آدم! فارغ کن وقتت را و قلبت را برای عبادت من،‌ تا:

۱- دلت را از بی نیازی پر کنم و نگذارم محتاج هیچ کسی بشوی؛

۲- تو را به خواسته های نفسانیت وا نمی گذارم تا اسیر آنها بشوی؛

۳- بر خودم واجب می دانم که راه نیازمندیهایت را ببندم و هر حاجتی و کاری که داشته باشی خودم برایت انجام می‎دهم؛

۴- قلبت را از خوف خودم سر شار می کنم تا از هیچ کس و هیچ چیز دیگر ترسی نداشته باشی. (راستی خجالت دارد که خداوند بفرماید من خدمتگار تو می شوم تا نیازهایت را رفع کنم و ما همچنان رو به سوی دیگران داشته باشیم و حاجاتمان را از غیر او بخواهیم یا در وقت حضور ، حواسمان به کسی جز محبوب باشد)!

در روایت دیگری از پیامبر اکرم «ص» است که خداوند متعال در هر شب از ماه مبارک رمضان خودش -بی واسطه منادی- سه بار ندا می کند که: هل من سائل فاعطیه ؟ هل من تائب فاتوب الیه ؟ هل من مستغفر فاغفر الیه؟ ( آیا کسی هست که تقاضایی از من کند تا خواسته اش را به او هدیه بدهم؟ آیا توبه کننده ای هست تا پشیمانیش را بپذیرم ؟ آیا کسی هست که از من مغفرت بخواهد تا بیامرزمش؟)

در پایان خطبه معروف شعبانیه پیامبر خدا «ص»، حضرت علی «ع» بلند می‌شود و می‎ایستد و از رسول خدا می‎پرسد : ما افضل الاعمال فی هذا الشهر؟ (بهترین اعمال در این ماه چیست؟) و پیامبر می‎فرماید: الورع من محارم الله: تقوا و پرهیز از محرمات الهی.

تقوا محصول ایمان مستمر و عمل مکرر است. عمل، در صورت تکرار به «ملکه » و عادت تبدیل می شود که سختی انجام آن از بین می رود و در روح رسوخ می کند و انجام آن آسان و راحت می شود. اما برای اینکه عملی به ملکه تبدیل شود چه مقدار تکرار لازم است باید گفت این تکرار، عددی نیست که گفته شود ۱۰ بار یا ۲۰ بار یا بیشتر و کمتر؛ بلکه بر اساس آنچه در آیات قرآن هم آمده است تکرار عددی نیست بلکه تکرار زمانی است و زمان آن هم یک ماه و ۳۰ روز است: شهر رمضان .... لعلکم تتقون.

در حقیقت اگر انسان، یک ماه تمام مراقب اعضا و جوارح جسمانی و نفسانی و عقلی و ملکوتیش باشد، به ملکه تقوا دست می‎یابد و «مصونیت» پیدا می کند: و واعدنا موسی ثلاثین لیله. البته اگر انسان بخواهد محکم کاری کند به گونه‎ای که دیگر این ملکه عمیقا در روح و قلبش نفوذکند باید ۱۰ روز به این مقدار اضافه کند : و اتممناها بعشر. این همان چله ای است که اهل معرفت از آن سخن می گویند و در احادیث مکرر هم آمده است که اگر کسی چهل روز اعمال خود را برای خداوند متعال خالص کند، چشمه های حکمت از قلبش به زبانش جاری می شود: و تمت میقات ربه اربعین لیله.

نوشته شده در تاریخ شنبه 31 مرداد 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخلاق اسلامی،     | نظرات()

متدینین سكولار هر جا توان داشتند جامعه را به دنیامحوری سوق دادند

دكتر حسن رحیم‌پور ازغدی
متدینین سكولار هر جا توان داشتند جامعه را به دنیامحوری سوق دادند
 
 

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی به پدیده متدینین سكولار طی یكصد سال اخیر اشاره كرد و گفت: زمانی 2 دسته انسان وجود داشت، یك عده متدین بودند و می‌خواستند مبنای نظام اجتماعی،‌ سیاسی و فرهنگی زندگی‌اشان را دین قرار دهند، اما دسته دیگر سكولار بودند و می‌خواستند بر اساس مولفه‌های دنیوی كار کنند که اگر چنین باشد، تکلیف مشخص است اما آن چه در 100 سال اخیر به وجود آمده است، پدیده‌ای با عنوان متدین سكولار با رفتار و ظاهر دینی و مذهبی اما ساختار فكری غیردینی و سكولار است.

به گزارش رجانیوز، دكتر حسن رحیم‌پور ازغدی كه در مراسم اختتامیه اختتامیه سیزدهمین همایش هم‌اندیشی فرهنگیان بسیجی در مشهد سخن می‌گفت، افزود: برخی جناح‌های سیاسی و اشخاص آلوده به تفکر و فرهنگ سکولاریسم با ظاهر دینی تلاش می‌کنند این امر را در جامعه نهادینه کنند که افراد می‌توانند متدین باشند ولی ضرورتی برای ایجاد نظام سیاسی، اجتماعی و اقتصادی و آموزش و پرورش مبتنی بر مبانی دینی وجود ندارد.

وی ادامه داد: این دسته افراد بر این باورند که کشور را باید مبتنی بر دنیا محوری و نه دین محوری و عنایت به مسائل دینی ساخت و یا آن را اداره کرد.

او اضافه کرد: بخشی از دعواهای سیاسی در کشور از تعصب و دنیامحوری افراد و جریان‌ها نشأت می گیرد.

وی گفت: در ابتدای پیروزی انقلاب و در دهه 60، نظام جمهوری اسلامی با جریان‌های سکولار که با عملیات مسلحانه در صدد ضربه زدن به آرمان‌های انقلاب و نظام بودند، برخورد کرد.

این استاد دانشگاه خاطر نشان کرد: دعوای میان متدین دین‌دار و متدین سکولار که از 20 سال گذشته آغاز شده، همچنان ادامه دارد و متدینین سکولار به عناوین مختلف در صدد ترویج این سری افکار در جامعه هستند و باید برابر ترفندها و القائات منفی آنان هوشیار بود.

او بیان کرد: برخی جناح‌های سیاسی آلوده به این تفکر در کشور با ظاهر دین‌دار طی 30 سال گذشته هرجا توان داشتند و امکان برای آنان به وجود آمد، سعی کردند شئون جامعه به‌خصوص در بخش‌های تعلیم و تربیت و آموزش و پرورش و اقتصاد و خانواده را به این سمت سوق دهند.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی اضافه کرد: اشخاصی که طی دهه گذشته بر اساس قانون اساسی، مسئولیت‌هایی را در کشور بر عهده گرفتند و بر ما حاکم شدند، هم اکنون تحت تأثیر استحاله فکری دشمنان قرار گرفتند.

رحیم‌پور ازغدی گفت: این دسته افراد حتی طی سال‌های نخستین انقلاب و دفاع مقدس فداکاری‌های بسیاری برای دفاع از سرحدات کشور برابر معاندان انجام داده و با گروه‌های منحرف مقابله و یا علیه آنان بیانیه صادر می‌کردند.

این استاد دانشگاه گفت: بعضی از همین افراد ریش‌اشان از ما بلندتر و سابقه جبهه‌اشان بیشتر بود، 20 سال قبل، آن‌ها از ما حزب‌اللهی‌تر بودند و همیشه به دین ما و حزب‌اللهی بودن ما شك داشتند، اما بعدها در نقد قرآن مقاله نوشتند.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی افزود: در جامعه ما هستند كسانی كه به ظاهر مذهبی‌اند و ریش و انگشتر عقیق دارند اما ساختار فكری‌اشان كاملاً سكولار است.

او ادامه داد: كسانی كه در همین مملكت با همین قانون اساسی مدت‌ها بر ما حاكم بودند، 30 سال پیش خودشان علیه این جریان‌ها مقاله می‌نوشتند و در صف امام و انقلاب بودند. این در حالی است که هم‌اکنون که در آستانه دهه چهارم انقلاب که دهه عدالت و پیشرفت هستیم، این اشخاص گفته‌هایی را بیان می‌کنند که 30 سال قبل با آن مبارزه می‌کردند.

رحیم‌پور ازغدی هم‌چنین با اشاره به دوران جنگ اظهار كرد: زمان جنگ هم این مسائل را داشتیم و گاه كسانی كه گمان می‌كردیم، ترس بسیاری داشتند، اما بعضی دیگر كه برایمان جای سؤال داشت چرا به جبهه آمده‌اند، بسیار محكم ایستادگی كردند.

وی ادامه داد: در 150 سال اخیر بر اساس دین‌شناسی غربی نوع مسلمانی مدرن به وجود آمده كه بر اساس آن، افراد به حداقلی كردن دین با شعار حفظ قداست دین می‌پردازند. در دهه 60 ما ظاهراً با سكولارها خداحافظی كردیم، اما در حقیقت دعوای بین سكولارها و متدین‌ها همچنان ادامه دارد.

وی افزود: آموزش و پرورش سکولار یک حیوان متمدن و آموزش و پرورش دینی یک انسان واقعی تربیت می‌کند.

این استاد دانشگاه درباره تعلیم و تربیت نیز اظهار كرد: مخاطب آموزش و پرورش انسان است و ما در پاسخ به این سؤال كه انسان كیست و چه كسی باید باشد دقت بسیاری باید بكنیم؛ زیرا تفاوت در نظام‌های آموزش و پرورش سکولار و دینی از تفاوت در پاسخ به همین سوال‌ها ناشی می‌شود.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی هم‌چنین با تأکید بر این که آموزش و پرورش سكولار تنها 50 یا 60 سال آینده‌ افراد را می‌بیند اما آموزش و پرورش دینی باید دنیا و آخرت را با هم مد نظر قرار دهد، گفت: عده‌ای انسان را به اسم آنالیز علمی با چاقوی بنیادگرایی تجربی تكه تكه كردند و هر كدام از اجزای احساس، عقل و... را به یك سو فرستادند و به طور افراطی از آن جانب‌گرایی می‌كنند.

رحیم‌پور ازغدی درباره انسان‌شناسی نیز گفت: بعضی انسان‌شناسی دینی را در مقابل انسان‌شناسی عقلی قرار دادند اما باید بدانند كه انسان یك بخش فیزیكی دارد و یك بخش متافیزیكی که هیچ کدام را نباید تحقیر كرد؛ زیرا هر كدام جایگاه خاص خود را دارد و تقابل فیزیك و متافیزیك نوعی تفكر سكولار است.

وی خاطرنشان کرد: هم‌چنین عده‌ای تعریف نیوتنی ابداع كرده‌اند و به مبارزه با متافیزیك به اسم خرافه‌ستیزی می‌پردازند؛ این‌ها به حاشیه‌رفتن دین را تعقل مدرن می‌نامند و متأسفانه بعضی از جناح‌های سیاسی ما نیز به این تفكر آلوده شده‌ و در این 30 ساله هم هر كجا توانسته‌اند تلاش كردند افكار را به این سمت هدایت كنند.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی بر این امر كه گاه این افراد قصد خیر داشته‌اند نیز تأكید و اظهار كرد: به‌رغم این قصد خیر و این امر كه این افراد گمان می‌كردند پیشرفت برابر است با غربی و سكولار شدن می‌دانیم که این تفکر اشتباه بود.

نوشته شده در تاریخ شنبه 31 مرداد 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخلاق اسلامی،     | نظرات()

مناجات چیست؟ چرا از مناجات لذت نمى‏بریم؟

درس گفتارهای آیت الله مصباح یزدی در تفسیر مناجات خمس عشره/ 1
مناجات چیست؟ چرا از مناجات لذت نمى‏بریم؟

آنچه در ادامه می‌آید درس‌گفتارهای آیت‌الله محمد تقی مصباح یزدی در تفسیر مناجات خمس عشره است که سال گذشته در دفتر قم مقام معظم رهبری ایراد شده است و به‌مناسبت ایام ماه مبارک رمضام، متناوباً طی روزهای آینده تقدیم کاربران گرامی خواهد شد:

وَالصّلاةُ وَ السّلامُ عَلى سَیدِ الانبیاءِ وَ المّرسَلین، حَبیبِ اِلهِ العالَمین اَبى‌الْقاسِم مُحمّد، وَ عَلى آلِهِ الطّیّبینَ الطّاهرین المَعصومین.

خداى متعال را شاكریم كه توفیقى عنایت فرمود بار دیگر ماه رمضان را درك كنیم و از این خوان گسترده‏ى الهى بهره‏مند شویم. امیدواریم خداى متعال به ما هم توفیق توبه نصوح و استفاده از بركات این ماه شریف مرحمت بفرماید.

مناجات یعنى چه؟

شاید در عرف ما مناجات همین مراسمى باشد كه سحرهاى ماه رمضان در بلندگوها یا در مأذنه‏ها، كسانى با صداى بلند، اشعار و دعاهایى مى‏خوانند؛ ولى این كیفیت‏ها منظور نیست. كلمه‏ى مناجات كه با كلمه‏ى نجوا هم‏خانواده است، در اصل لغت به معناى در گوشى گفتن، راز گفتن و خصوصى صحبت كردن است. بعضى اصل مناجات را رازگویى قرار داده‏اند. بعضى روى خلوت بودنش تكیه كرده‏اند و گفته‏اند اصل معنا همان در خلوت‏بودن و خصوصى‏بودن صحبت است. اما وقتى در میان جمعى دو نفر مى‏خواهند خصوصى صحبت كنند كه دیگرى نشنود ناچار آرام صحبت مى‏كنند؛ پس آرام صحبت كردن یا سرّى صحبت كردن اصل مناجات نیست. اصلش این است كه گفتگو خصوصى باشد كه از یك طرف لازمه‏اش در خلوت بودن است، و از یك طرف آهسته صحبت كردن.

مناجات خواندن یا مناجات كردن؟!

بنابراین مناجات با آهسته صحبت كردن بیشتر مناسبت دارد تا فریاد كشیدن و آواز خواندن. آنها خواندن مناجات است نه مناجات كردن. مثل اینكه دعاهایى كه مى‏خوانیم دعا كردن نیست؛ بیشتر خواندن دعاست. یعنى دعایى است كه پیامبر9 و ائمه‏ى اطهار: و اولیاء خدا آن دعا را در یك موقعیت خاصى گفته‏اند و ما آن را مى‏خوانیم و غالباً به صورت حكایت است و قصد انشاء در بسیارى از موارد نیست. بسیارند كسانى كه دعا مى‏كنند یا اصلاً معنى‏اش را نمى‏دانند یا توجه به معنایش ندارند. یعنى دعا مى‏خوانند؛ نمى‏شود گفت دعا مى‏كنند. مناجات‏ها هم كه بلند خوانده مى‏شود و گاهى به معنایش هم توجهى نیست، مناجات كردن نیست؛ این مناجات نامه خواندن است.

مناجات با...؟

مناجات مى‏تواند بین دو انسان، بین انسان و خدا و مى‏تواند بین خدا و انسان باشد. در قرآن شریف آیاتى داریم مربوط به در گوشى گفتن مردم با همدیگر. زمانى كسانى براى اینكه خودشان را نزدیك به پیامبر اكرم(ص) نشان بدهند، براى خودشان یك تعیّنى قائل بودند، مى‏آمدند نزدیك به پیغمبر مى‏نشستند تا خصوصى با پیغمبر اكرم صحبت كنند. كسانى هم بودند كه ایمان واقعى نداشتند یا منافق بودند مى‏خواستند حرف‏هایى بزنند كه سایر مؤمنین اطلاع نداشته باشند. گاهى هم علیه مؤمنین توطئه‏هایى مى‏كردند. آنها هم آرام صحبت مى‏كردند تا دیگران نشنوند، مؤمنان هم از این درگوشى گفتن‏ها ناراحت مى‏شدند. در آن موردى كه مى‏خواستند با پیغمبر اكرم(ص) خصوصى صحبت كنند، آیه‏اى نازل شد: كسانى كه مى‏خواهند با پیغمبر درگوشى صحبت كنند، باید صدقه‏اى بدهند. آن وقت اجازه داده مى‏شود كه با پیغمبر صحبت كنند؛ «فَقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیْ نَجْواكُمْ صَدَقَةً1» اما هیچ كس به این آیه عمل نكرد...

نوشته شده در تاریخ شنبه 31 مرداد 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخلاق اسلامی،     | نظرات()

اعمال ماه شعبان

شعبان

 

آن چند امر است :

اوّل : هر روز هفتاد مرتبه بگوید اَسْتَغْفِرُاللّهَ وَ اَسْئَلُهُ التَّوْبَةَ

دوّم : هر روز هفتاد مرتبه بگوید اَسْتَغْفِرُاللّهَ الَّذى لا اِلهَ اِلاّ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحیمُ الْحَىُّ الْقَیّوُمُ وَ اَتُوبُ اِلَیْهِ  و در بعضى روایات الْحَىُّ الْقَیُّومُ پیش از الرَّحْمنُ الرَّحیمُ است و عمل به هر دو خوبست و از روایات مستفاد مى شود كه بهترین دعاها و ذكرها در این ماه استغفار است و هركه هر روز از این ماه استغفار كند هفتاد مرتبه مثل آنست كه هفتاد هزار در ماههاى دیگر استغفار كند .

سوّم: تصدّق كند در این ماه اگرچه به نصف دانه خرمایى باشد تا حق تعالى بدن او را برآتش جهنّم حرام گرداند از حضرت صادق علیه السلام منقول است كه از آن جناب سؤ ال كردند از فضیلت روزه رجب فرمود چرا غافلید از روزه شعبان راوى عرض كرد یابن رَسول الله چه ثواب دارد كسى كه یك روز از شعبان را روزه بدارد فرمود به خدا قسم بهشت ثواب اوست عرض كرد یابن رسول الله بهترین اعمال در این ماه چیست فرمود تصدّق و استغفار هر كه تصدّق كند در ماه شعبان حق تعالى آن را تربیت كند همچنانكه یكى از شما شتر بچّه اش را تربیت مى كند تا آنكه در روز قیامت برسد به صاحبش در حالتى كه بقدر كوه اُحُد شده باشد

چهارم: در تمام این ماه هزار بار بگوید لا اِلهَ اِلا اللّهُ وَلانَعْبُدُ اِلاّ اِیّاهُ مُخْلِصینَ لَهُ الدّینَ وَ لَوُ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ كه ثواب بسیار دارد از جمله آنكه عبادت هزار ساله در نامه عملش بنویسند .

ویژه نامه نیمه شعبان سال 1383

پنجم: در هر پنجشنبه این ماه دو ركعت نماز كند در هر ركعت بعد از حمد صد مرتبه توحید و بعد از سلام صد بار صلوات بفرستد تا حق تعالى برآورد هر حاجتى كه دارد از امر دین و دنیاى خود و روزه اش نیزفضیلت دارد و روایت شده كه در هر روز پنجشنبه ماه شعبان زینت مى كنند آسمانها را پس ملائكه عرض مى كنند خداوندا بیامرز روزه داران این روز را و دعاى ایشان را مستجاب گردان و در خبر نبوى است كه هر كه روز دوشنبه و پنجشنبه شعبان را روزه دارد حقّتعالى بیست حاجت ازحوائج دنیا وبیست حاجت ازحاجتهاى آخرت او را برآورد .

ششم: در این ماه صلوات بسیار فرستد.

نوشته شده در تاریخ جمعه 2 مرداد 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخلاق اسلامی،     | نظرات()

به بهانه آغاز ایام البیض (اعتکاف)/آداب و فواید اعتکاف

 

اشاره

یکی از شیوه ­های اسلامی برای تربیت نفس و درمان سرکشی­های آن معتکف شدن در مساجد است که در ایامی خاص بسیار مورد توصیه قرار گرفته است. این کار که از آن به اعتکاف یاد می­شود آداب و شرایطی دارد که التزام به آنها باعث ثمربخشی این عمل عبادی می­شود و فواید و نتایجی روحی و اخلاقی را برای فرد به ارمغان می­آورد. در این مقاله بعد از تعریف اعتکاف برخی از این آداب و ثمرات حاصل از آنها از قول بزرگان اسلام ذکر می­شود.

معنای اعتکاف

نکته: «[اعتکاف از ریشه] عکوف، در لغت اقامت است، پائیدن به درنگ و آرام و در شرع پائیدن است در مسجد بروجه طاعت، و قربت نیت در آن شرطست. که قربت بی­نیت درست نیاید، و مسجد در آن شرطست که گفت: «وَأَنتُمْ عَاكِفُونَ فِی الْمَسَاجِدِ.»[1] بدان که معتکف چنان فرا نموده است که من از جهان گریخته­ام، و کرده همه سال را درمان­ساز آمده­ام، و درگاه [خدا] را لزوم گرفته­ام، و آستانه بالین کرده­ام و خاک بستر، تا نیامرزی بازنگردم ازین در، لاجرم در خبر می­آید که چون معتکف بیرون آید، او را گویند بیرون آی از گناه خویش چنان­که آن روز از مادر زادی».[2]

فوائد و آثار اعتکاف

حکمت: «از حضرت رسول ‌ـ صلی الله علیه و آله‌ـ روایت شده است که «خدا دوست دارد بنده پرهیزكار پنهان را» و فرمود: «بهترین مردمان مؤمنی است که با مال و جان خود در راه خدا جهاد نماید و بعد از او مردی است که در بیشه­ای از بیشه­ها گوشه­نشینی اختیار کند». از راه نجات از آن حضرت پرسیدند، فرمود: «در خانه خود بنشینید و دین خود نگاه دارید و بر گناه خود گریه کنید». از حضرت امام جعفر صادق(ع) منقول است که فرمود: «گوشه­نشین در حصن خدا متحصّن است و در حفظ و حمایت او محفوظ است. پس خوشا به حال او اگر در ظاهر و باطن از همه کس جدا و بیگانه باشد».[3]

نکته: «ربیع بن خثیم گوید که «اگر توانی در موضعی باشی که تو کسی را نشناسی و کسی هم تو را نشناسد چنان کن. و در گوشه­نشینی محافظت اعضاء و جوارح است از معاصی، و استراحت دل است، و سلامتی زندگانی است، و شکستن اسلحه شیطان است، و دوری از هر بدی است، و فراغت خاطر است، و هیچ پیغمبری و وصی پیغمبری نیست مگر اینکه در زمانی گوشه­نشینی و عزلت اختیار کرده، یا در ابتدای زمان خود، یا در آخر آن». [عزلت فوائد دیگری هم دارد] چون فراغت از برای عبادت و ذکر خدا و یاد او و انس به مناجات خدا و سیر در ملکوت آسمان­ها و زمین و خلاصی از کثرت معاصی و آموختن اخلاق بد از مردم و استخلاص از فتنه و فساد مردم و مخاصمه و شرّ و ایذای ایشان و قطع طمع مردم از او و...».[4]

فایده تحمل گرسنگی در اعتکاف

نکته: «از برای گرسنگی ثمرات بسیار و ثمرات بی­شماری است: دل را نورانی و روشن می­گرداند، و آن را صفائی و رقّتی می­بخشد. و ذهن را تند می­کند. و آدمی به واسطه آن به لذّت مناجات پروردگار می­رسد، و از ذکر و عبادات، مبتهج و شادمان می­شود. و رَحم بر ارباب فقر و فاقه می­آورد، و گرسنگی روز قیامت را متذکّر می­گردد. و شکسته‌نفسی در او ظاهر می­شود. و مواظبت بر عبادت و طاعت سهل و آسان می­گردد. و شهوت معصیت را کم می­کند. و خواب را که باعث تضییع روزگار و عمر... است کم می­کند. و آدمی را خفیف‌المؤونه و سبکبار می­گرداند، و به آن جهت فارغ ­البال و متمکّن از تهیه اسباب سفر قیامت می­شود. و بدن را صحیح و امراض را دفع می­کند».[5]

اعمال و آداب اعتکاف

نکته: «تفکّر در اعمال و رفتار گذشته و نظر به افق­های آینده از دیگر اعمال و آداب اعتکاف است و فوائدی دارد:

«كَذَلِكَ یُبیِّنُ اللّهُ لَكُمُ الایَاتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ».[6]

تفکّر سه قسم است: یکی حرام، یکی مستحب، یکی واجب؛ آنکه حرام است تفکّر است در ذات و صفات ربّ‌العزّه و در چرایی کار وی. این تفکر حرام است و تخم حیرت و نقمت است، از آن جز تاریکی و گمراهی نزاید، و آنچه مستحب است تفکر در صنایع صانع است و در اقسام آلاء وی. از این تفکر روشنایی دل زاید و قوت ایمان. و آنچه واجب است تفکر در کردار و گفتار خویش است، بیندیشد که کردارش چونَست و گفتارش چیست؟ بر وفق شرع است یا بر وفق طبع؟ اتّباع است یا ابتداع،[7] اخلاص است یا ریا؟ این تفکر است که در خبر می­آید «تفکر ساعة خیر من عبادة سنة» و روایت شده من عبادة سبعین سنة یعنی تفکر یک ساعت بهتر از عبادت 70 سال است».[8]

قرب به خدا در سایه دعا

حکمت: «وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ...»[9] می­گوید چون بندگان من مرا از تو پرسند، آن بندگانی که به حلقه حرمت ما درآویختند، و در کوی ما گریختند، هر چه دون ماست گذاشتند و خدمت ما برداشتند، با ما گرویدند و از اسباب بپریدند، عمامه بلا بر سر پیچیدند و مهر ما به جان و دل خریدند، عاشق در وجود آمدند و با عشق بیرون شدند. این چنین بندگان، و این چنین دوستان چون مرا از تو پرسند و نشان ما از تو طلبند، بدان که من به ایشان نزدیکم ناخوانده و ناجسته. من به بندگان نزدیکم، نزدیکان را دوست دارم، خوانندگان را پاسخ کُنم، جویندگان را به خود راه دهم، متقربان را بپسندم. بنده من! به من نزدیک شو تا به تو نزدیک شوم، بنده من! تو مرا می­خوانی من اجابت می­کنم. من نیز تو را بر نصرت دین خود می­خوانم، اجابت کن، بنده من! دری برگشای تا دری برگشایم، درِ دعا برگشای تا درِ اجابت برگشایم، درِ إنابت[10] برگشای تا درِ بشارت برگشایم، درِ مجاهدت برگشای تا درِ هدایت برگشایم، درِ توکل برگشای تا در کفایت برگشایم، در استغفار برگشای تا در مغفرت برگشایم».[11]

حکایت: «[حضرت موسی(ع) چون ندای ربّ‌العالمین در وادی طور شنید] بی­قرار شد، طاقتش برسید و صبرش برمید ـ صبر با مهر کی برآید، جاوید دست مهر صبر رباید ـ موسی(ع) از سر سوز و وله و بی­طاقتی گفت خواننده را شنوانیدی، کجایت جویم؟ ندا آمد که ای موسی چنان­که خواهی می­جوی، که من با توأم، نزدیک­ترم به تو از جان تو در کالبد تو، و از رگ جان تو به تو وز سخن تو به دهن تو».[12]

[1] . بقره: 187.

[2] . کشف الاسرار و عدة الابرار، ج 1، صص 506 و507.

[3] . معراج السعادة، صص 620 و621.

[4] . همان، ص 621.

[5]. همان، ص 247.

[6] بقره: 219. این چنین خداوند نشانه‌هایش را برای شما آشكار می‌كند تا باشد كه تفكر كنید.

[7]. ابتداع: بدعت.

[8]. کشف الاسرار، ج 1، ص 726.

[9]. بقره: 186. هرگاه بندگان من درباره من از تو سؤال كنند [بگو: ]كه من نزدیكم و خواندن خواهانم را هنگامی كه مرا می‌خواند اجابت می‌كنم.

[10]. انابت: توبه و بازگشت.

[11]. کشف الاسرار و عدة الأبرار، ج 1، ص 507و509.

[12]. همان، ج 1، ص 508.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 14 تیر 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخلاق اسلامی،     | نظرات()

شب پاکی

دست دعا

 

این روزها احساس می کنم روحم به یک حمام گرم نیاز دارد می دانی چرا؟

در طول این دو سه هفته چه بسیار سخن ها که نباید می گفتم اما با توجیه روشنگری و دانستن حق است برزبان راندم.

چه بسیار صورت های محرم ونا محرم را مشاهده کردم با توجیه اینکه حضور سبز و سرخ مردم را دریابم.

چه بسیار نوا ها و نغمه های نادرست را شنیدم و در رد آن هیچ نگفتم .

چه بذر بغض ها و کینه ها در قلب خویش نشاندم وبا آب بد گمانی و تهمت بارور ساختم.

خدایا دیگر از تحمل و بدوش کشیدن این بارهای سنگین وسیاه خسته و شرمنده ام .

احساس می کنم ،نه  از احساس گذشته است حقیقتا باور می کنم در این مدت به خودم خیلی ظلم کرده ام.اکنون با تمام وجود فریاد می زنم:ظلمت نفسی وتجرات بجهلی.

یانور یا قدوس ،ای خدای سراسر پاکی ونور آیا می شودگناهان را که پاکی مرا زدود درگذری؟

آِیا می شود  این بار سیاه گناه که نعمت های گوارایت را از من گرفته وبلا و سختی بر من نازل کرده با یک بارقه نورانی ات برطرف سازی؟

خدایا امشب این بنده تو از زبان علی (علیه السلام)تورا می خواند و برای همه بندگان تو طلب بخشش و مغفرت می کند .پس این شب را شب پاکی و ازادسازی او از بدیها وپروا زدر آسمان بیکران رحمت خویش قرار ده.  آمین

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در تاریخ جمعه 29 خرداد 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخلاق اسلامی،     | نظرات()

از کجا بدانیم خدا از ما راضی‌ست؟

خدا

آثار ذكر در سازندگى روحى و اخلاقى - قسمت سوم

 

اشاره:

ذكر و یاد خدا آثار سازنده روحى و اخلاقى فراوانى دارد كه یاد متقابل خدا از بنده، روشنى دل، آرامش قلب، ترس از(نافرمانى) خدا، بصیرت و شناخت شیطان، بخشش گناهان، و علم و حكمت از جمله آنهاست.

یكى از زیباترین جلوه هاى ارتباط عاشقانه با خدا و اساسى‏ترین راه‏هاى سیر و سلوك، ذكر است؛ یعنى مترنم بودن زبان و قلب انسان به اسمإ حسناى الهى و شاداب نگه داشتن گل روح در زیر باران یاد حق.

ذكر خدا ارتباط معنوى عبد سالك با رب مالك است و این انسان است كه نباید خود را وقف زندگى مادى كند و مقصد را در خود و دنیاى خود محدود سازد، بلكه باید خود را براى سفر پر فراز و نشیب ابدیت آماده و مهیا كند.

ذكر خداوند آثار و ثمرات اعجاب‏آور و با شكوهى دارد كه هریك از آنها در سازندگى روحى و اخلاقى انسان تإثیر به سزایى دارد. عمده‏ترین این آثار و ثمرات به شرح زیر است:

 

آنچه گذشت:

قسمت اول- آثار ذكر در سازندگى روحى و اخلاقى: 1. یاد خدا نسبت به بنده - 2. روشنى دل - 3. آرامش قلب

قسمت دوم-  آثار ذكر در سازندگى روحى و اخلاقى: 4. خشیت و ترس از خدا - 5. بصیرت یافتن و شناخت شیطان - 6. بخشش گناهان - 7. حكمت و علم

 

8. باطن بینى

در پرتو تداوم در ذكر خدا مى توان دیده ملكوت بین پیدا كرد و درهاى آسمان معنى را به روى خود گشود: «و فتحت لهم ابواب السمإ...» [1] نور ذكر، باطن امور را بر ما مى گشاید حتى به حقایق آخرت و جهان دیگر مى‏توان آگاهى یافت. حضرت على(علیه السلام) در خطبه اى كه صفات اهل ذكر است صریحا این حقیقت را بیان فرموده است: «گویا دنیا را به پایان رسانده و به آخرت درآمده و مشاهده كننده صحنه آخرت هستند و گویا بر احوال پنهان اهل برزخ در مدت اقامتشان در آنجا آگاهند و قیامت تاى وعده‏هاى خویش را جلو چشم ایشان محقق ساخته و در همان حال كه هنوز در دنیا هستند پرده غیب از جلو چشمشان كنار رفته به طورى كه مى‏بینند آنچه را كه دیگر مردم نمى‏بینند و مى‏شنوند آنچه را كه دیگران قادر به شنیدن آن نیستند». [2]

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 26 خرداد 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخلاق اسلامی،     | نظرات()