تبلیغات
مذهبی فرهنگی - مطالب اخلاق اسلامی

سلسله مباحث اخلاقی آیت‌الله مصباح یزدی:چه کنیم که در نماز خاضع باشیم؟

در ادامه بحثمان از روایت نوف بکالی كه بیان ویژگی‌های شیعیان از دیدگاه امیرالمؤمنین‌(ع) بود، به این جمله رسیدیم: « بَخَعُوا لِلَّهِ تَعَالَى بِطَاعَتِهِ وَ خَضَعُوا لَهُ بِعِبَادَتِهِ فَمَضَوْا غَاضِّینَ أَبْصَارَهُمْ عَمَّا حَرَّمَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ وَاقِفِینَ أَسْمَاعَهُمْ عَلَى الْعِلْمِ بِدِینِهِمْ » در نهج‌البلاغه هم عبارتی آمده که از لحاظ مضمون شبیه به این است،1 ولی ما به همان روایت نوف تكیه مى‌كنیم؛ چون كامل‌تر و پرمحتواتر است.

تسلیم محض

حضرت مى‌فرمایند: آنان (شیعیان) کسانی هستند که در مقام اطاعت خدا تسلیم کامل هستند. در این فراز از واژه «بخع» استفاده کرده است. این کلمه هم به صورت لازم و هم متعدی استعمال مى‌شود. متعدی آن به معنای خراب کردن و کشتن است: در قرآن مى‌فرماید: «فَلَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَّفْسَكَ عَلَى آثَارِهِمْ»2 ، گویا مى‌خواهی خودت را از غصه این‌که چرا کفار ایمان نمى‌آورند، بكشی. «بَاخِعٌ نَّفْسَكَ » متعدی و به معنای کشتن و هلاک کردن است. ولی همین كلمه وقتی به صورت لازم استعمال مى‌شود، به معنای تسلیم مطلق است. در عربی برای كسی كه در مقابل دیگری هیچ نوع مقاومتی نشان ندهد، به طوری که اگر به او امر ‌کند، دقیقاً خواسته‌هایش را عمل کند و به طور كامل تسلیم فرمان او باشد از كلمه «بخع» استفاده مى‌شود.

ویژگی شیعیان اهل بیت این گونه است که وقتی به امر و نهی خداوند توجه پیدا مى‌کنند، در مقابل آن تسلیم محض هستند. یعنی، همین که بفهمند خدای متعال چه دوست دارد، آنان سعی مى‌کنند آن را به نیكویی انجام دهند و همین که بفهمند خدا از چه بیزار است، سعی مى‌کنند آن را ترک کنند. شیعیان در برابر اوامر خداوند هیچ مقاومتی از خود نشان نمى‌دهند.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 24 اردیبهشت 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخلاق اسلامی،     | نظرات()

دروغ مصلحت آمیز و توریه

دروغ و توریه

دروغ ذاتاً كار فوق‎العاده ناپسندی است و بسیارى از مشكلات و بدبختى‎ها و نابسامانى‎هاى اجتماع كنونى ما بر اثر همین دروغ است. و در بعضى از فرمایشات ائمه اطهار(علیهم‎السلام)، دروغ، كلید سایر گناهان شمرده شده است!

متاسفانه در عرف امروز ما اینگونه جا افتاده که هر کی می‎خواهد دروغی بگوید آن را مصلحتی، نام‎گذاری می‎کند. غافل از این که در دین اسلام روی دروغ گفتن حساسیت خاصی دیده می‎شود تا جایی که حتی توصیه شده‎ایم که در مزاح و شوخی‎هایمان نیز دقت داشته باشیم که دروغ نگوییم .

ولى در عین حال در پاره‎اى از موارد استثنایى، پیش آمدهایى رخ مى‎دهد كه اگر انسان در آن جا راست بگوید فتنه و فساد بزرگى برپا مى‎شود. در حالى كه اگر راست نگوید آتش فتنه خاموش مى‎گردد. به عنوان مثال اگر بین دو نفر اختلاف شدیدى باشد و یكى از آنها پشت سر دیگرى بدگویى كند و ما هم بشنویم. اگر در برابر سؤالاتى كه از ما پرسیده مى‎شود؛ راست بگوییم و بدگویى‎هاى او را فاش كنیم، آتش فتنه‎اى برپا مى‎شود كه ممكن است تلفات و خسارات مهمى به بار آورد؛ بدیهى است در چنین موردى، راست گفتن كار غلطى است و هیچ عاقلى نمى‎تواند بگوید در چنین موردى هم باید راست گفت. این یك قانون مسلّم عقلى است كه هرگاه فساد چیزى از اصلاح آن بیشتر باشد، ما باید از آن دوری کنیم.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 21 اردیبهشت 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخلاق اسلامی،     | نظرات()

نیكی به پدر و مادر

نیكی به پدر و مادر، وظیفه ای اخلاقی است كه در واجب بودن شكر مُنعم ریشه دارد. انسان فطرتاً شاكر و سپاسگزار كسی است كه به او نیكی كرده است. سپاسگزاری از پدر و مادر، نشانه و گواه سلامت فطرت است و كسی كه به پدر و مادر خود نیكی می كند، از فطرت خود پاسداری كرده است. اهمیّت سپاسگزاری از پدر و مادر، چنان است كه خداوند پس از امر به شكرگزاری از خود، شكر پدر و مادر را آورده است:
وَ وَصَّیْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَیْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْناً عَلی وَهْنٍ وَ فِصالُهُ فِی عامَیْنِ أَنِ اشْكُرْ لِی وَ لِوالِدَیْكَ إِلَیَّ الْمَصِیرُ ؛
[1]
و انسان را درباره پدر و مادرش سفارش كردیم. مادرش (به هنگام بارداری) او را با ناتوانی روی ناتوانی حمل كرد و دوران شیرخوارگی او در دو سال پایان می یابد (آری او را سفارش كردیم) كه شكرگزار من و پدر و مادرت باش كه بازگشت (همه) به سوی من است.
و همانطور كه كسی نمی تواند شكر پروردگار به جای آورد، شكرگزاری از پدر و مادر نیز بسیار دشوار و در حدّ محال است. از پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ روایت شده است:
لن یجزی ولد عن والده حتی یجده مملوكاً فیشتریه و یعتقه؛
[2]
هرگز فرزندی پاداش پدرش را ادا نمی كند، مگر آنكه پدر مملوك باشد و فرزند او را بخرد و آزاد سازد.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 17 اردیبهشت 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخلاق اسلامی،     | نظرات()

اهمیت نماز


نماز و اهمّییّت آن
نماز از اركان دین شمرده شده و در اسلام هیچ عملی پس از خداشناسی به پای آن نمی رسد.
[1]همچنین پذیرش عبادات دیگر بستگی به پذیرفته شدن نماز دارد.[2]و نماز همچون نهر آبی است كه آلودگی گناه را از قلب می زداید.[3]حضرت علی ـ علیه السلام ـ درباره اهمّیّت نماز فرمود:
«اوصیكم بالصلوه و حفظها، فإنّها خیر العمل»
[4]
شما را به نماز و حفظ آن سفارش می كنم كه بهترین عمل است.
بدیهی است كه با چنین اهمّیّتی كه این عبادت بزرگ دارد، خدا، پیامبر و ائمه معصومین ـ علیهم السلام ـ بطور جدّی و پی در پی مسلمانان را به بزرگداشت آن فرا خوانند و رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ و امامان معصوم ـ علیهم السلام ـ خود بدان سخت پایبند باشند.
آنچه در زیر می آید، گوشه ای از تأكید فراوان اسلام پیرامون نماز است:
الف ـ سفارش قرآن
قرآن مجید در آیات فراوانی ـ حدود هشتاد آیه ـ با تعبیر های گوناگون درباره اقامه نماز یا حدود و احكام آن سخن گفته است یا از نمارگزاران تمجید نموده و بی نمازان را سخت توبیخ كرده. بطور مثال به رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ دستور می دهد:
« وَ أْمُرْ أَهْلَكَ بِالصلوه وَ اصْطَبِرْ عَلَیْها »
[5]
كسان خود را به نماز فرمان بده و بر نماز پایداری كن.
در آیه دیگر مؤمنان را سفارش به نماز می كند و می فرماید:
«قُلْ لِعِبادِیَ الَّذِینَ امَنُوا یُقِیمُوا الصلوه»
[6]
به بندگان من كه ایمان آورده اند بگو نماز را به پا دارند.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 17 اردیبهشت 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخلاق اسلامی،     | نظرات()

مهمانی و ضیافت


آداب میهمانی
اسلام اهمیت خاصی برای مسأله میهمان نوازی قائل شده تا آنجا كه در حدیثی از پیغمبر گرامی اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ می خوانیم:‌ الضیف دلیل الجنه؛ میهمان راهنمای راه بهشت است!
[1].
اهمیت و احترام میهمان به اندازه ای است كه در اسلام به عنوان یك هدیه آسمانی تلقی شده، رسولخدا ـ صلی الله علیه و آله ـ می فرماید: اذا اراد الله بقوم خیرا اهدی الیهم هدیه، قالوا: و ما تلك الهدیه؟ قال:‌الضیف، ینزل برزقه،‌و یرتحل بذنوب اهل البیت؛ هنگامی كه خداوند اراده كند نسبت به جمعیتی نیكی نماید هدیه گرانبهائی برای آنها می فرستد، عرض كردند ای پیامبر خدا! چه هدیه ای؟ فرمود: میهمان، با روزی خویش وارد می شود، و گناهان خانواده را با خود می برد (و بخشوده می شوند)
[2]
جالب اینكه كسی نزد پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ عرض كرد: پدر و مادرم فدای تو باد، برنامه من این است كه وضو را به طور كامل انجام می دهم نماز را بر پا می دارم، زكات را به موقع می پردازم، و از میهمان با آغوش باز و به خاطر خدا پذیرائی می كنم.
فرمود: بخ بخ بخ ما لجهنم علیك سبیل، ان الله قد برأك من الشح ان كنت كذلك؛ آفرین،‌ آفرین، آفرین بر تو باد! جهنم راهی به سوی تو ندارد، اگر چنین باشی خداوند تو را از هر گونه بخل پاك ساخته است! در این زمینه سخن بسیار است اما برای اختصار به همین مقدار قناعت می كنیم.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 17 اردیبهشت 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخلاق اسلامی،     | نظرات()

معرفت (خودشناسی و خداشناسی)

از آنجا كه دانشمندان علم اخلاق، هدف نهایی این علم را تهذیب نفس و خوشبختی و سعادت انسان می دانند و رسیدن به این هدف امكان ندارد جز از را ه خودشناسی، از این رو، توجه شما را به اهمّیت این موضوع از دیدگاه اسلام جلب می‎كنیم.
لیكن قبل از شروع بحث این سؤال مطرح می شود: كدام نفس است كه معرفت آن مقدّمه تهذیب و تزكیه و وسیله شناخت پروردگار متعال است؟
آیا همان نفخه الهیه است كه ملاك برتری انسان بر فرشتگان است و از آن تعبیر به «روح الله» می شود؟
[1]
آیا نفس مُلهَمَه
[2] است كه خدا به آن سوگند یاد فرموده و فجور و تقوا را به آن الهام كرده است؟
آیا نفس امّاره به سوء
[3] است كه همواره انسان را به بدی می خواند؟
آیا نفس لوّامه
[4] است كه انسان را از فساد و تباهی باز می دارد و انسان بزهكار را همواره سرزنش می كند؟
آیا نفس مطمئنّه
[5] است كه به ندای «ارْجِعِی إِلی رَبِّكِ راضِیَهً مَرْضِیَّهً» مفتخر می شود؟
آیا نفس فانیه
[6] است كه سرانجام طعم مرگ را می چشد؟
و آیا فطره الله است
[7] كه خداوند انسان را بر آن سرشته است؟
خلاصه این كدام نفس است كه شناخت آن شناخت خدا است؟

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 17 اردیبهشت 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخلاق اسلامی،     | نظرات()

مشورت

موضوع مشاوره در اسلام از اهمیت خاصی برخوردار است چنانچه پیغمبر اكرم اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ با قطع نظر از وحی آسمانی آنچنان فكر نیرومندی داشت كه هیچگاه نیاز به مشاوره پیدا نمی‌كرد، ولی برای اینكه از یك سو مسلمانان را به اهمیت مشورت متوجه سازد تا آن را جزء برنامه‌های اساسی زندگی خود قرار دهند و از سوی دیگر نیروی فكر و اندیشه را در افراد پرورش دهد، در امور عمومی مسلمانان كه جنبه‌ی اجرای قوانین الهی داشت (نه قانونگزاری) جلسه‌ی مشاوره تشكیل می‌داد و مخصوصاً برای رأی افراد صاحب نظر ارزش خاصی قائل بود تا آنجا كه گاهی به احترام آنها از رأی خود صرف نظر می‌كرد، چنانكه نمونه‌ی آن در جنگ «احد» اتفاق افتاد و می‌توان گفت كه یكی از عوامل موفقیت پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ در پیشبرد اهداف اسلامی همین بود.
در این بحث به پنج موضوع توجه فرمائید:
1ـ آیات و روایات پیرامون شورا.
2ـ با چه اشخاصی می‌توان مشورت كرد؟
3ـ نتایج ثمر بخش مشورت.
4ـ وظیفه‌ی مشاور.
5ـ مذمت استبداد.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 17 اردیبهشت 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخلاق اسلامی،     | نظرات()

محبت خداوند

بدون شك جاذبه‎ها و دافعه‎های انسان تحت تأثیر محبت‎ها و نفرت‎های او شكل می‎گیرد. آدمی در حالی كه محبت وعشق می ورزد، احساس لذت و خوشبختی می كند و در هنگامی كه در حال كراهت و نفرت است، احساس گرفتگی و درد و رنج دارد. شاید به همین دلیل است كه برخی از حكیمان بزرگ و فیلسوفان اخلاق غایت انسان و هدف اخلاق را سعادتمندی، یعنی زندگی لذت بخش و بدون درد و رنج دانسته اند و تحقق این هدف را فقط در سایه زندگی محبت آمیز به خصوص مرحله عالی آن یعنی حیات عاشقانه میسّر می دانند. می توان سرّ این همه ارزشمندی برای واژگان «محبت» و «عشق» را در همین حقیقت جُست. امّا آنچه از اصل محبت و عشق مهم تر است، شأن و منزلت محبوب و معشوق است. میزان سعادتمندی انسان وابسته به درجه محبت او است و سطح محبت و عشق او را در اندازه های كمال و جمال محبوب باید جست و جو كرد و دوام و قوام آن را نیز ظهور و غروب جمال محبوب رقم می زند.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 17 اردیبهشت 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخلاق اسلامی،     | نظرات()

گذشت و بخشش

در صحنه زندگی اجتماعی بشر، كمتر كسی را می توان یافت كه از عیب پاك بوده و از لغزش مصون باشد. اگر هم چنین افرادی پیدا شوند، بسیار نادرند؛ زیرا انسان همواره گرفتار كشمكش غرایز حیوانی و تمایلات عالی انسانی خویش است و هر كاری هم كه از او سر می زند، فرایند نزاع این دو نیروست. پس به طور طبیعی، نمی توان انتظار داشت همه كارهای یك فرد درست و پسندیده باشد. هر كس به مقتضای حال خود كم و بیش لغزش هایی دارد.
زیان ناشی از این لغزشها، همیشه منحصر به خود انسان نمی شود، بلكه در مواردی گریبان دیگران را نیز می گیرد و موجودیّت و منافع آنان را به خطر می اندازد.
به نظر شما با این گونه لغزشها كه گهگاه از این و آن سر می زند چه باید كرد؟
اگر قرار باشد همه خطاكاران با هر وضعیّتی كه دارند مجازات شوند و هر كس بخواهد آزار و اذیّت دیگری را تلافی كند و دیر یا زود از او انتقام بگیرد، چه پیش خواهد آمد و صحنه زندگی بشر را چه جهنّم سوزانی از خشم، كینه و نفرت فرا خواهد گرفت؟ اینجاست كه سخن از مكارم اخلاقی و فضایل عالی انسانی به میان می آید و ارزش والای آنها مشخص می شود.
عفو و گذشت یكی از این مكارم والا و بلكه به قول امام علی ـ علیه السلام ـ تاجی زینت بخش بر سر همه آنهاست:
«العفوُ تاجُ المكارِمِِ»
[1]
گذشت زینت بزرگواریهاست.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 17 اردیبهشت 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخلاق اسلامی،     | نظرات()

كمك به دیگران

واژه «خدمت»، مفهوم گسترده ای دارد و همه امور اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی را در برمی گیرد و به گذشت، فداكاری، ایثار و تحمّل رنج و سختی در همه این امور، خدمت و خدمتگزاری، صدق می كند.
كاری كه شكل آن مفید و برخوردار از روح معنویت بوده و وسیله تقرّب به خدا باشد، در فرهنگ اسلامی خدمت نامیده می شود.
بنابراین خدمتی كه مقدمه قرب الهی و در راستای رضای خدا نباشد، عبادت نیست و از اجر الهی سهمی ندارد.
خدمت عبادی علاوه بر انگیزه الهی و تقرّب به خدا، دارای شرایط زیر است:
ـ در راه خدا باشد.
ـ مخلصانه انجام گیرد.
ـ خیرخواهانه بوده و فاعلش، نیّت و هدف خیر داشته باشد.
ـ داد و ستد و به منظور به دست آوردن مال و منال و شهرت و مقام نباشد.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 17 اردیبهشت 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخلاق اسلامی،     | نظرات()