تبلیغات
مذهبی فرهنگی - مطالب اخلاق اسلامی

كمال جویی

كمال خواهی»، فطری انسان
سخن در باب تزكیه نفس بود و آیات ابتدای سوره شمس را مطلع سخن قرار دادیم. گفتیم از این آیات شریفه استفاده می شود كه نفس انسان، هم استعداد ترقّی و تكامل، و هم استعداد سقوط و تنزل دارد. اگر آن را «تزكیه» كردیم، رشد می كند و بارور می شود،‌ و اگر آن را «تدسیه» كردیم، رو به ضعف و سستی رفته فاسد می گردد. در این میان، همه انسان ها به طور فطری طالب كمال هستند. هیچ انسانی نیست كه نقص وجودی را خوش داشته باشد. هر انسانی به طور غریزی و فطری به دنبال آن است كه روز به روز كامل تر شود. حتی یك نفر نیز پیدا نمی شود كه تمایل قلبی اش این باشد كه تكاملش متوقف گردد و یا هر روز از روز پیش وضعش بدتر شود! اگر انسان بداند كه امكان نیل به مرتبه ای از كمال برای او وجود دارد، آرزو می كند كه به آن مرتبه نایل شود. این علاقه و میل فطری به كمال، موهبتی است كه خدای متعال در وجود انسان قرار داده و یكی از نعمت های بزرگ الهی است. تصور كنید اگر چنین گرایشی در نهاد انسان نبود، همیشه خمود و بی حال گوشه ای نشسته بودیم و چندان حركتی نمی كردیم. این، گرایش به كمال است كه موتور محرك ما برای سعی و تلاش بیشتر است. هدف خداوند از آفرینش انسان این بوده كه به اراده خود مسیر تكامل را بپیماید؛ از همین رو چنین گرایشی را در فطرت او قرار داده است.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 17 اردیبهشت 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخلاق اسلامی،     | نظرات()

كلام نیكو

آداب سخن گفتن
در اسلام باب وسیعی برای این مسأله گشوده شده، از جمله اینكه: تا سخن گفتن ضرورتی نداشته باشد سكوت از آن بهتر است. چنانكه در حدیثی از امام صادق ـ علیه السلام ـ می خوانیم: السكوت راحه للعقل؛ سكوت مایه آرامش فكر است.
[1]
و در حدیثی از امام علی بن موسی الرضا ـ علیه السلام ـ آمده است من علامات الفقه: العلم و الحلم و الصمت، ان الصمت باب من ابواب الحكمه؛ از نشانه های فهم و عقل، داشتن آگاهی و بردباری و سكوت است، سكوت دری از درهای حكمت است.
[2]
البته در روایات دیگر تأكید شده است، در مواردی كه سخن گفتن لازم است مؤمن باید هرگز سكوت نكند پیامبران به سخن گفتن دعوت شدند نه به سكوت، وسیله رسیدن به بهشت و رهایی از دوزخ، سخن گفتن به موقع است.
[3]
زبان یا منشأ سی گناه كبیره
علمای اخلاق گفته اند: زبان پربركت ترین عضو بدن، و مؤثرترین وسیله طاعت و هدایت و اصلاح است،‌ و در عین حال خطرناكترین و پرگناهترین عضو بدن محسوب می شود، تا آنجا كه حدود سی گناه كبیره از همین عضو كوچك صادر می گردد.
[4]

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 17 اردیبهشت 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخلاق اسلامی،     | نظرات()

كسب مال حلال

یكی از ویژگی هایی كه امیرالمؤمنین علی ـ علیه السّلام ـ برای پارسایان بیان می كنند، تلاش برای روزی حلال است(...وَ طَلَباً فی حَلالٍ[1]). بدیهی است اولین و مهم ترین گام در جهت زدودن «فقر و نیازمندی» و وابستگی فردی و اجتماعی به دیگران، این است كه انسان سهم خود و خانواده، نزدیكان، همسایگان و نیز جامعه خود را از سفره گسترده طبیعت فراموش نكند.
طلب حلال در قرآن
با نگاه به آیات قرآن در می یابیم كه قرآن هرگز ما را به چشم پوشی از مواهب الهی دعوت نكرده و فقر را ارزش و نعمت به حساب نیاورده است.
حتی در سوره جمعه كه توصیه آن به شركت در نماز جمعه و ذكر خداست، می فرماید: هنگامی كه نماز پایان یافت، شما آزادید در زمین پراكنده شوید و فضل خدا را بطلبید (به دنبال روزی بروید) و خدا را بسیار یاد كنید، شاید رستگار شوید!
[2] از این آیه استفاده می كنیم كه حتی روز تعطیل و به جا آوردن اعمال عبادی در روز جمعه، مانعی برای فعالیت های اقتصادی سازنده نیست.
توازن نیازهای مادی و معنوی
اصل تعادل و توازن حكم می كند كه در نیایش های خود هم به نعمت های دنیا توجه داشته باشیم و هم به آخرت و این براساس آموزه های قرآنی است:

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 17 اردیبهشت 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخلاق اسلامی،     | نظرات()

عفت و پاکدامنی

یکی از وظایف و تکالیف هر مرد و زنی خصوصاً مسلمانان حفظ عفت و پاکدامنی است . چرا که دین اسلام ، بلکه هر دین آسمانی به پنج موضوع اجتماعی اهمیت  زیادی داده و حفظ و نگهداری آن را از واجبات شمرده اند و حتی برای کسی که مخالفت ورزد ، مجازات تعیین کرده است . یکی از آن پنج موضوع حفظ نسب و حلال زادگی است که در صحت روابط زناشویی و داشتن عفت وپاکدامنی صادق است .

از نظر اسلام هر انحرافی که در این رابطه انجام گیرد از گناهان کبیره است و آنچه مقدمات این کار را فراهم می کند نیز حرام شمرده شده است .

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 17 اردیبهشت 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخلاق اسلامی،     | نظرات()

عیادت بیمار

یكی از نكته های اخلاقی و نشانه های اخلاق حسنه و حسن سلوك با مردم، عیادت بیمار است كه در شرع مقدس اسلام در این باره اصرار فراوان شده است. عیادت بیمار از حقوقی است كه مسلمانان بر یكدیگر دارند كه لازم است نسبت به ادای آن خود را موظف بدانند.
حضرت علی ـ علیه السّلام ـ از قول رسول خدا ـ صل الله علیه و آله و سلم ـ نقل می كند كه آن حضرت فرمود:
«للمسلم علی اخیه ثلاثون حقّاً لا برائه له منها الّا بالاداء اَوِ العفو یغفر زلّتَهُ و یرحم عبرته... و یعود مرضته... .»
[1]
هر مسلمانی نسبت به مسلمان دیگر سی حق دارد كه باید آنها را انجام دهد و از این حقوق رهایی نخواهد یافت جز اینكه آنها را ادا كند و یا آنكه برادر مسلمانش از او درگذرد... و از جمله آنها این است كه هنگام بیماری از او دیدن كند... .
در حدیث دیگری می خوانیم كه معلّی بن خنیس می گوید: به امام صادق ـ علیه السّلام ـ عرض كردم: حق مسلمان بر مسلمان چیست؟ فرمود:
برای او هفت حق است كه همه آنها بر عهده برادرش واجب است و اگر چیزی از آن حقوق را ضایع كند و وظیفه‎اش را انجام ندهد از ولایت و اطاعت خدا بیرون رفته و از بندگی خدا بهره ای نبرده است. عرض كردم: قربانت گردم، آن حقوق كدام است؟ فرمود: ای معلّی! من بر تو نگرانم؛ می ترسم این حقوق را ضایع كنی و مراعات ننمایی، بدانی و عمل نكنی. عرض كردم: نیرویی جز از خدا نیست (امید آن دارم كه با كمك خداوند بتوانم به وظیفه ام عمل كنم. امام صادق ـ علیه السّلام ـ در این روایت هفت حق را برای او برشمرد و) فرمود: آسانترین آن حقوق این است كه آنچه برای خود دوست داری برای او هم دوست داشته باشی و آنچه برای خود نمی پسندی برای او نیز نپسندی... و حق هفتم آن است كه قَسمش را ادا كنی (یعنی حقّی (كفّاره) كه به وسیله قسم بر عهده او قرار گرفته است ادا نمایی) و دعوتش را بپذیری و در هنگام بیماری از او عیادت كنی.
[2]

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 17 اردیبهشت 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخلاق اسلامی،     | نظرات()

عزاداری

با نظری به آیات و روایات روشن می‌شود كه عزاداری و برپایی مجالس عزا نه تنها با قرآن مخالفت و ناسازگاری با مبانی دینی ما ندارد، بلكه از مصادیق شعایر الهی، مودّت و محبّت به اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ و مبارزه با ظلم و ستم می‌باشد كه در قرآن به آنها سفارش شده است.
نمونه عینی عزا و گریه در قرآن كریم ، سوگواری و گریه حضرت یعقوب ـ علیه السّلام ـ در فراق یوسف است، كه بنا بر نقل زمخشری هفتاد سال گریه كرد و پاداش آن گریه‌ها برابر با پاداش هفتاد شهید می‌باشد. بنابراین عزاداری و گریه در مصائب برگزیدگان الهی و اهلبیت ـ علیهم السّلام ـ مورد تأیید روایات بوده و ممدوح قرآن كریم و در قرآن و روایات هیچگونه نهی و مذمتی از آن نشده است.
در حجم زیادی از روایات این مطلب آمده كه پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله ـ در سوگ مصائب آینده حسین ابن علی ـ علیه السّلام ـ اشك ریختند، مانند گریه حضرت، هنگام ولادت امام حسین ـ علیه السّلام ـ ، سوگواری حضرت در منزل ام سلمه، زینب، عایشه و همین طور گریه رسول خدا در خانه امام علی ـ علیه السّلام ـ هنگام روبرو شدن با بنی‌هاشم و گریه امیرالمؤمنین علی ـ علیه السّلام ـ و ابن عباس در هنگام عبور از سرزمین كربلا و...

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 17 اردیبهشت 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخلاق اسلامی،     | نظرات()

عدالت

عدل و ظلم از جمله واژه هایی هستند كه بحث درباره آنها، دامنه ای وسیع دارد. رفتار انسان، از وظایفی كه نسبت به خداوند دارد، تا جزئی ترین فعلی كه از او در ارتباط با خود با دیگران سر می زند، می تواند مصداق عمل عادلانه و یا ظالمانه باشد.
با این وجود علمای اخلاق بیش از آنكه پیرامون ابعاد نفسانی و آثار فردی این دو صفت بحث كنند، درباره آثار اجتماعی آنها سخن گفته اند. چرا كه این دو از اوصاف اولیه نظامهای حكومتی و بیانگر وضع امنیت و آسایش مردم در روزگار سیستم اجتماعی و حكومتی عادلانه و یا ظالمانه است.
روایاتی نیز كه از ائمه معصومین ـ علیهم السّلام ـ نقل شده، نشانگر اهمیت اجرای عدل و پرهیز از ظلم از جانب حكّام و متصدیان امور و مردم است.
در این درس به سیری گذرا در آیات و روایات می پردازیم. به امید آنكه قدمی هر چند كوتاه در راه آراستن هر چه بیشتر فرد و جامعه به زیور عدل باشد.
معنای عدالت
عدل در لغت و اصطلاح، معانی مختلفی دارد كه به برخی از آنها اشاره می شود: «نهادن هر چیزی به جای خود»، «حد متوسط میان افراط و تفریط در قوای درونی»
[1]، «به تساوی تقسیم كردن»[2] ، «رعایت برابری در پاداش و كیفر دادن به دیگران، اگر عمل نیك است پاداش، و اگر بد است است كیفر داده شود.»[3]

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 17 اردیبهشت 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخلاق اسلامی،     | نظرات()

قناعت

امام امیرالمؤمنین ـ علیه السّلام ـ، یكی از صفات و علایم متقین (پرهیزكاران) را دوری از طمع ورزی دانسته و می فرماید:
«وَ تَحَرُّجاً عَن طَمَعٍ؛
[1] از طمع دوری می كنند».
«طمع» یكی از صفات ناپسندِ اخلاقی است، كه در مقابل آن «قناعت»، یكی از صفات پسندیده اخلاقی قرار دارد. طمع داشتن یكی از بیماری های خطرناك اخلاقی است، كه مفاسد مادی و معنوی فراوانی داشته و انسان را به انواع آلودگی ها و زشتی ها گرفتار می سازد. در مقابل، قناعت ورزیدن، باعث عزّت، سربلندی، آرامش خاطر انسان در دنیا بوده و سبب تكامل فكری، روحی و سعادت وی در عالم آخرت می گردد. در این گفتار، به صورت اختصار درباره این دو صفت؛ یعنی «طمع ورزی» و «قناعت» توضیح خواهیم داد:
طمع چیست؟ قناعت یعنی چه؟
طمع در لغت، به معنای حرص بر چیزی
[2]، چشم داشت، فریفته بودن و مال دوستی است در اصطلاحِ علمای اخلاق عبارت است از: توقع داشتن در اموال مردم.[3] به عبارت دیگر، كسی كه به خدا و خودش متكی نبوده و به آن چه دارد قانع و راضی نباشد و همیشه خود را در نقصان و كمبود و محرومیت پنداشته و به مال، مقام، تجملات دیگران چشم بدوزد و پیوسته در صدد بهره برداری از دیگران باشد.[4]
قناعت در لغت، به معنای راضی بودن به آن چه قسمت و روزی انسان است
[5]، یا راضی بودن به قلیل و كم.[6]
و قناعت در اصطلاح، حالتی است برای نفس كه باعث اكتفا كردن آدمی به قدر حاجت و ضرورت است.
[7] همچنین گفته شده: قناعت در اصطلاح، عبارت از این است كه انسان بیش از هر چیز به خداوند متعال متكی بوده و به هرچه در اختیار دارد خشنود و سازگار باشد و با عزت نفس و آبرومندی به سر برده و هیچ گاه چشم داشتی به دیگران نداشته و از نداشتن امور مادی و كمبودها اندوه گین و حسرت زده نباشد.[8]

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 17 اردیبهشت 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخلاق اسلامی،     | نظرات()

صدقه

چیزی مانند زكات كه انسان از مال خود در راه خدا می دهد را صدقه گویند؛ ولی در واقع، صدقه هم شامل واجب می شود و هم مستحب.
علامه بزرگوار ابن فهد برای صدقه پنج قسم بیان كرده است:
صدقه در مال، در جاه، در عقل، در زبان، ‌در علم.
[1]
صدقه در مال، معلوم است و اما در جاه: تصورش به این است كه برای دیگری در راه خدا شفاعت كند، و در عقل: در مشورت كمك نماید، و در زبان:‌در میان مردم به اصطلاح برخیزد، و در علم: روشنگر افكار مردم شود.
و باید متوجه بود كه صدقه در مال، تنها پنج ریال یا یك تومان دادن به فقیر و مسكین نیست، بلكه جامعه از این مال یا به نحو وجوب و یا بطور استحباب، حقی دارد؛ بنابراین از این اموال، شخص مسلمان باید جامعه را بهره مند سازد، كتابهای دینی چاپ كرده، در دسترس قرار دهد، كتابخانه، بیمارستان، زایشگاه، پل، جاده، و حمام بسازد و صدها امر دیگر كه در خدمت بندگان خدا قرار می گیرد، انجام دهد.
معنای فقیر و مسكین:
فقیر: كسی است كه محتاج است، ولی سؤال (درخواست) نمی كند، اما مسكین؛ كسی است كه سؤال می نماید و بر این معنی از امام باقر ـ علیه السلام ـ روایتی نقل شده است.
[2]
و آیه مباركه: « لِلْفُقَراءِ الَّذِینَ أُحْصِرُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ لا یَسْتَطِیعُونَ ضَرْباً فِی الْأَرْضِ یَحْسَبُهُمُ الْجاهِلُ أَغْنِیاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسِیماهُمْ لا یَسْئَلُونَ النَّاسَ إِلْحافاً»
[3] روشنگر این مدعاست.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 17 اردیبهشت 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخلاق اسلامی،     | نظرات()

صداقت و راستگویی

راستگویی از اعمال نیكوی انسانی و نزد دین و خرد از جایگاه ویژه ای برخوردار است. فطرت پاك انسان ایجاب می كند كه آدم سالم و متعادل، دل و زبانش یكسو و هماهنگ باشد، ظاهر و باطنش یكی باشد و آنچه را باور دارد بر زبان جاری كند.
دیدگاه اسلام
اسلام دینی فطری است و راستی نیز خواست فطرت است، پس این دو پیوندی ناگسستنی دارند و در روایات اسلامی با تعابیر گوناگونی بر راستگویی مسلمانان تأكید شده و آن را از اصول ایمان و تدیّن به حساب آورده اند.
رسول اكرم ـ صلی الله علیه و آله ـ می فرماید:
«الصّدْقُ مُبارَك وَ الكِذْبُ مَشْؤُومٌ»
[1]
راستی، مبارك و دروغ نامیمون است.
امیرمؤمنان صلوات الله علیه، راستگویی را قویترین پایه ایمان، ملاك دین و الهام از سوی خدا دانسته، می فرماید:
«اَلصدقُ اقوی دَعائِمِ الایمانِ»
[2]
راستی قویترین ركن ایمان است.
«شَیْئانِ هُما مِلاكُ الدّین؛ الصِّدْقُ وَ ‌الْیَقینُ»
[3]

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 17 اردیبهشت 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخلاق اسلامی،     | نظرات()