تبلیغات
مذهبی فرهنگی - مطالب پرسش و پاسخ

چرا سهم ارث زن کمتر از مرد است؟

پاسخ به شبهات اینترنتی

شبهه نوزدهم

چرا قرآن سهم الارث زنان را نصف سهم مردان قرار داده است ؟ براستی آیا این ظلم بزرگی در حق زنان نیست ؟

جواب

قبل از بیان اصل جواب دو مقدمه را خدمت شما عرض می کنیم

مقدمه اوّل: در روم باستان و همچنین دوره عرب جاهلیت، زنان به هیچ وجه ارث نمی بردند. در ایران باستان هم ارتباط اقتصادی دختران با پدرانشان بعد از ازدواج قطع میشد و فقط در صورتی ارث می بردند که در خانه پدر بوده باشند. { با این قانون اکثر دختران ایران باستان هم ارث نمیبردند چرا که غالبا پدرانشان بعد از ازدواج آنها از دنیا میرفتند } اسلام قوانین روم باستان و عرب جاهلیت و ایران باستان شکست و برای زنان بدون قید و شرط سهم الارث قائل شد

مقدمه دوّم: در اسلام بار اقتصادی خانواده به دوش مردان گذاشته شده است ( سوره نساء آیه 34 ) و باید طبق دستورات، نفقه و خرج خانواده را او بپردازد. در مقابل ؛ زن در نظام خانواده هیچ مسئولیت اقتصادی ندارد { یعنی از دیدگاه اسلام اگر زنی مال فراوانی از خودش داشته باشد هیچ دستوری برای اینکه آن مال را برای خانواده باید خرج کند، وارد نشده است و او می تواند مال خود را برای مسائل شخصی خودش خرج کند }

اصل جواب:

با توجه به اینکه اسلام بار اقتصادی خانواده را به دوش مردان گذاشته است نیاز است که مردان از جهت اقتصادی غنی تر از زنانی باشند که هیچ مسؤلیت اقتصادی را در خانواده ندارند.

دقت کنید! مرد به هنگام تقسیم ارث دو سهم بر می دارد و در مقام عمل یک سهم بیشتر ندارند چرا که باید هر دو سهم را از باب نفقه برای خود و همسر خود خرج کند اما زن به هنگام تقسیم ارث یک سهم بر می دارد و در مقام عمل دو سهم دارد یکی سهمی که از پدر خود به ارث برده و یکی آنچه که از سهم شوهر برای او خرج می شود.

حال خود قضاوت کنید........ آیا این حکم  اسلام ظلم در حق زنان است ؟!

نکته 1:

عده ای می گویند: شاید کسی نخواست ازدواج کند آنوقت آیا آنچه که بین پسر و دختر تقسیم می شود ظلم در حق جامعه زنان به حساب نمی آید؟........ عرض می کنیم: احکامی که برای یک جامعه تدوین میشود طبق  وضعیت غالب افراد  جامعه تدوین می شود. در تمام جوامع خصوصا جوامع اسلامی غالب افراد ازدواج می کنند و تشکیل خانواده می دهند. بر همین اساس بسیاری از احکام در اسلام صادر شده است.

نکته 2:

عده ای می گویند: چرا اسلام مسائل اقتصادی خانواده ( و یا جامعه ) را به عهده زنان نگذاشته است تا آنها دو سهم بردارند. مگر ما در طول تاریخ زنانی نداشتیم که از جهت اقتصادی قوی عمل کردند ؟...... در جواب عرض می کنیم: اصولا سود آوری در مسائل اقتصادی نیاز به یک جنبه تعقل قوی دارد که این فطرتا در مردان نهادینه شده است ( همچنانکه جنبه تعطف در زنان نهادینه شده است ) و اینکه زنانی در طول تاریخ در امر اقتصادی موفق بوده اند، استثنائی از جامعه زنان بوده است چرا که تعداد آنها بالنسبه به مردان بسیار کمتر است.

ماخذ جواب: تفسیر بیان، دکتر محمد علی انصاری، ذیل تفسیر سوره مبارکه نساء، آیه 11


تنظیم برای تبیان: گروه دین واندیشه_شکوری

نوشته شده در تاریخ جمعه 12 تیر 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: پرسش و پاسخ،     | نظرات()

چرا نام امامان در قرآن نیامد؟

والراسخون

در جواب این سؤال كه چرا نام امام در قرآن نیامده است باید دو مقدمه را مطرح كنیم:

مقدّمه اول:

قرآن كتابى است كه براى هدایت مردم نازل شده است و به همراه سنّت نبوى تبین و تفسیر می‌شود. یعنى كتاب و سنت مكمل یكدیگر هستند. در این رابطه باید توجه داشته باشیم كه تمام معارف اسلام اعم از عقاید، احكام و ... اصولشان در قرآن مجید است و شرح و تفسیر آنها در سنّت نبوى است. بدین سبب خداوند متعال اطاعت خود را با اطاعت از رسول اكرم(ص) مقرون ساخت و فرمود: «أَطِیعُوا اللّهَ وَ الرَّسُولَ»(1) و «أَطِیعُوا اللّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ» (2) و «وَ أَطِیعُوا اللّهَ وَ رَسُولَهُ» (3) وهم چنین خداوند متعال معصیت وتخلّف از رسول(ص) را مقارن با معصیت ومخالفت خودنمود و فرمود: «وَ مَن یَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَإِنَّ لَهُ نَارَ جَهَنَّمَ» (4) وهم چنین خداوند متعال اختیار خدا و رسولش را بر اختیار آدمیان برتر و مقدم داشته است: «وَ مَا كَانَ لِمُؤْمِن وَلاَ مُؤْمِنَة إِذَا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَن یَكُونَ لَهُمُ الْخِیَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَ مَن یَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلاَلاً مُّبِیناً» (5) هم چنین خداوند متعال بیان نمود كه رسول اكرم(ص) حجّت خداست بر خلق در قول و فعلش واینكه خداوند متعال او را رهبرى قرار داد كه مردم باید از او پیروى نمایند. براى نمونه چند آیه از آیاتى كه این مضمون را در بردارند ذكر می‌نماییم:

1. «فَآمِنُوا بِاللّهِ وَرَسُولِهِ النَّبِیِّ الْأُمِّیِّ الَّذِی یُؤْمِنُ بِاللّهِ وَكَلِمَاتِهِ وَاتَّبِعُوهُ». (6)

2. «وَ مَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا». (7)

3. «لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ». (8)

4. «وَمَا یَنطِقُ عَنِ الْهَوَى* إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْیٌ یُوحَى». (9)

خداوند متعال از طُرُق ظاهرى و معقول جلوى كسانى كه قصد تحریف قرآن را دارند می‌گیرد بر طبق این عقیده خداوند با عدم تصریح به نام امام جلوى تحریف قرآن را گرفت چرا كه اگر مثلاً نام على بن ابیطالب(ع) به عنوان جانشین پیامبر(ص) عنوان می‌شد قطعاً مخالفین براى حذف آن تمام سعى خود را می‌كردند درحالى كه ما معتقدیم خداوند متعال با عدم ذكر نام كسى كه مخالفین زیادى داشت مانع تحریف قرآن شد

مقدمه دوم:

پیامبر اكرم(ص) اینچنین پیش بینى فرمودند: پس از من مردمى می‌آیند كه می‌گویند: براى ما قرآن بخوانید كه قرآن ما را كفایت می‌كند و این افراد به احادیث رسول(ص) توجه نمی‌كنند. (10) این پیشگویى نبى اكرم(ص) دقیقاً به وقوع پیوست. از اولین كسانى كه این چنین نظریه را مطرح كرد خلیفه دوم عمر بن خطاب بود كه گفت: حسبنا كتاب الله. هم چنین امام شافعى (در قرن دوم) در كتاب الام باب حكایة قول الطائفة التى ردّت الاخبار كلّها از كسانى نام می‌برد كه قائل به تمسّك قرآن بدون توجّه به سنّت بودند. هم چنین جریان معروفى در جهان اسلام رخ داد به نام القرآنیون كه افراد این جریان بیشتر در مصر و هند هستند و معتقدند كه قرآن ما را كفایت می‌كند و نیازى به سنّت نبوى نداریم!

پیامبر اكرم(ص) از روزهاى نخستین تبلیغ دین، به امر تعیین جانشین پس از خود توجه داشت و براى آن تدبیر می‌نمود اما باز هم پیشگویی پیامبر صلی الله علیه و آله درباره افراد دیگر نیز به وقوع پیوست آن گاه نمایندگان مدینه از آن جمله عباده بن صامت قبل از هجرت در عقبه با پیامبر صلی الله علیه و آله هم پیمان شدند؛ كسانى كه قصد بیعت با رسول اكرم(ص) را داشتند، پیامبر اكرم(ص) براى بیعت با آنها مفادى را تعیین می‌نمود تاپس از بیعت به عمل نمودن آنها، متعهد شوند. عبادة بن صامت می‌گوید: بیعت كردیم با رسول الله(ص) برگوش دادن و اطاعت كردن در هرحال (در سختى و آسانى) و در امر دلخواه و امر ناخوشایند (یعنى اطاعت كامل از نبى اكرم(ص) چه امر حضرت دلخواه باشد و چه ناخوشایند) واینكه نزاع نكنیم در هیچ امرى با اهل آن امر. (11) مقصود از اهل آن امر، همان كسانى هستند كه خداوند متعال در قرآن مجیدش فرمود: «أَطِیعُوا اللّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنْكُمْ» (12) اما متأسفانه عباده بن صامت از جمله كسانی بود كه در سقیفه بین ساعده در واگذاری این امر به اهلش نزاع كرد. در حالی كه پیامبر اكرم(ص) مصداق واقعى جانشین واولى الامر پس از خود را مشخص نمودند ونام او را ذكر و وجود مقدسش (على ابن ابیطالب(ع)) را به همگان نشان دادند و دستان اورا بالا بردند و فرموند: «من كنت مولاه فهذا علىّ مولاه». بنابراین در یك جمع بندى مختصر باید بگوییم همانطور كه در قرآن كریم نماز واجب شده و سپس پیامبر اكرم(ص) تعداد ركعت‌هاى نمازها و كیفیّت آنها را براى ما مشخّص نمودند در امر جانشین خود نیز اینگونه عمل كردند یعنى ابتدا خداوند متعال فرمود: از اولى الامر تبعیت كنید پس نبى مكرم اسلام مصداق اولى الامر را مشخص نمود. در واقع قرآن كریم نه تنها در مسئله امامت بلكه در بسیاری از امور، فقط كلیّات را بیان می‌كند. به این نكته نیز توجه شود كه در كتب اهل تسنن روایاتى نقل شده كه پیامبر اكرم(ص) تعداد ائمه پس ازخود را دوازده نفر دانسته و فرموده‌اند كه تمام این دوازده نفر از قریش هستند كه البته این روایات دلیل بر صحّت عقیده شیعیان در ارتباط با امامت است. (13)

معمولاً علماء براى عدم ذكر نام امام در قرآن كریم دلیل دیگرى نیز ذكر می‌كنند كه بدین شرح است: قرآن كریم می‌فرماید: «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ». (14) طبق این آیه تعداد كمى از متكلّمان خصوصاً از متقدمین قائل به صرفه بودند. متكلمان قائل به صرفه عقیده داشتند كه بر طبق آیه فوق الذكر كسی كه میخواهد آیه‌اى را تحریف كند خداوند متعال از طریق غیب جلوى اورا می‌گیرد و موفق به تحریف نمی‌شود مثلاً فرشته‌ای دست اورا می‌گیرد ولى مااین عقیده را قبول نداریم بلكه معتقدیم كه خداوند متعال از طُرُق ظاهرى و معقول جلوى كسانى كه قصد تحریف قرآن را دارند می‌گیرد بر طبق این عقیده خداوند با عدم تصریح به نام امام جلوى تحریف قرآن را گرفت چرا كه اگر مثلاً نام على بن ابیطالب(ع) به عنوان جانشین پیامبر(ص) عنوان می‌شد قطعاً مخالفین براى حذف آن تمام سعى خود را می‌كردند درحالى كه ما معتقدیم خداوند متعال با عدم ذكر نام كسى كه مخالفین زیادى داشت مانع تحریف قرآن شد و قرآنى كه اكنون در دست ماست نه چیزى به آن اضافه و نه چیزى از آن كم شده است.

پی نوشت ها_________

1.  آل عمران: 132.

2. نساء: 59.

3. انفال: 1.

4. جن: 23.

5. احزاب: 36.

6. اعراف: 158.

7. حشر: 7.

8. احزاب: 21.

9. نجم: 3 و4.

10. نجم: 3 و4.

11. متن بیعت عبادة بن صامت از زبان خود او: «بایعنا رسول الله على السمع والطاعة وفی العسر والیسر والمنشط والمكره، وان لا ننازع الامر اهله... » صحیح بخارى، كتاب الاحكام باب كاف یبایع الامام الناس الامام ج1، 4 / 163.

12. نساء: 59.

13. مراجعه شود به صحیح مسلم 6 / 3 و4، باب الناس تبع لقریش ازكتاب الامارة، وط. تحقیق محمّد فؤاد عبدالباقی ح1821، ص1453، هم چنین صحیح بخارى 4 / 165، كتاب الاحكام. وسنن ترمذى، باب ماجاء فى الخلفاء من ابواب الفتن 6 / 66 ـ 67 و سنن ابى داود 4 / 106 و مسندالطیالسى ح767، 1278، ومسند احمد 5 / 86 ـ 90 و93 ـ 101و106 ـ 108، و كنزالعمّال 13 / 26 ـ 27، وحلیة ابى نعیم 4 / 333.

14. حجر: 9.

نویسنده : سید محمد امام


تنظیم: گروه دین و اندیشه_شکوری

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 10 تیر 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: پرسش و پاسخ،     | نظرات()

چند پرسش از رهبر معظم انقلاب پیرامون وسواس و درمان آن

سئوال:

 چند سالى است كه به بیمارى وسواس مبتلا شده‏ام و این موضوع مرا بسیار عذاب مى‏دهد، و روز به روز این حالت در من تشدید مى‏شود تا جائى كه در همه چیز شك مى‏كنم و همه زندگى ام بر پایه شك استوار گشته است. بیشترین شك من درباره غذا و اشیاء مرطوب است، به همین دلیل نمى‏توانم مثل سایر مردم عادى زندگى كنم. وقتى داخل مكانى مى‏شوم فورى جوراب هایم را از پاى خود بیرون مى‏آورم زیرا فكر مى‏كنم جوراب‏هایم عرق كرده و بر اثر تماس با نجس، نجس خواهند شد، حتى من بر سجاده هم نمى‏توانم بنشینم. هر وقت بر آن مى‏نشینم بر اثر وسوسه نفس از روى آن بلند مى‏شوم تا مبادا پرزهاى سجاده به لباسهایم بچسبد و مجبور به شستن آنها شوم. در گذشته چنین نبودم، اكنون از این كار هایم خجالت مى‏كشم و همیشه دوست دارم كسى را در عالم رؤیا ببینم و مشكلاتم را با او در میان بگذارم و یا معجزه‏اى رخ دهد و زندگى‏ام را دگرگون نماید و به حالت گذشته‏ام برگردم. امیدوارم مرا راهنمائى فرمائید؟

جواب:

احكام طهارت و نجاست همان است كه در رساله‏هاى عملیه ذكر شده‏است. از نظر شرعى همه اشیاء محكوم به طهارت هستند، مگر مواردى كه شارع حكم به نجاست آنها كرده و براى انسان هم یقین به آن حاصل شده است. در این صورت رهائى از بیمارى‏وسواس احتیاج‏به‏رؤیا و معجزه‏ندارد، بلكه‏بایدمكلّف‏ذوق‏و سلیقه‏شخصى خود را كنارگذاشته‏و متعبدومؤمن‏به دستورات‏شرع مقدس باشدو چیزى‏را كه‏یقین‏به نجس بودن آن ندارد، نجس نداند. زیرا شما از كجا به نجاستِ در و دیوار و سجاده و سایر اشیائى كه استفاده مى‏كنید، یقین پیدا كرده‏اید. چگونه یقین پیدا كرده‏اید كه پرزهاى سجاده‏اى كه بر روى آن راه مى‏روید یا مى‏نشینید، نجس هستند و نجاست آنها به جوراب و لباس و بدن شما سرایت مى‏كند؟ لذا در این صورت اعتناء به وسواس براى شما جایز نیست. مقدارى عدم توجه به وسوسه نجاست و تمرین عدم اعتنا به شما كمك خواهد كرد تا به خواست و توفیق خداوند خود را از وسواس نجات دهید.

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 9 تیر 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: احكام اسلامی، پرسش و پاسخ،     | نظرات()

پاسخ به شبهات اینترنتی 5

 

شبهات

آیا قران تناقض گفته است؟

 

سوال:

در سوره سجده آیه 5 می گوید : روز قیامت  برابر با هزار سال شما انسانهاست و در سوره معارج آیه 4 می گوید : روز قیامت برابر با پنجاه هزار سال است. آیا این نقض در گفتار نیست؟

جواب

قبل از بیان جواب به نکته ای از لغت عرب اشاره می کنیم:

همچنانكه در کتب لغت عرب گفته شد  کلمه یوم دو معنا دارد . یکی به معنای یک روز که همان دوازده ساعت است و یکی به معنای روزهای زیاد به هر مقدار که باشد  کما اینکه حضرت علی علیه السلام در نهج البلاغه می فرمایند : الدهر یومان یوم لک و یوم علیک فاصطبر علیهما  یعنی روزگار دو روز است ؛ روزی به نفع تو و روزی بر علیه تو پس صبر کن بر هر دوی آنها .... همچنانکه می بینید کلمه یوم در این حدیث  به معنای دوازده ساعت نیست بلکه به معنای سالهای زیاد است . در قرآن هر جا از قیامت تعبیر به یوم کرده است مراد همان روز گار میباشد که به سالهای ما انسانها حدود پنجاه هزار سال میباشد . 

جواب  شبهه : مدت بر پائی قیامت پنجاه هزار سال است که در روایات آمده است در پنجاه موقف صورت می گیرد . بنا بر این آیه 5 سوره سجده در بیان هر موقف است که هزار سال طول می کشد و آیه 4 سوره معارج در بیان تمام مواقف پنجاه گانه است که پنجاه هزار سال طول می کشد .

ملاحظه: یکی دیگر از شبهاتی که سایتهای معاند در زمینه شبهات قرانی مطرح کرده اند اینستکه در سوره قمر آیه 19 گفته شده که : قوم عاد در یوم النحس ( یعنی در یک روز نحس ) به هلاکت رسیدند و در سوره فصلت آیه 16 گفته شده قوم عاد در ایام النحسات ( یعنی در چند روز نحس ) به هلاکت رسیدند . جواب این شبهه همانست که در مقدمه گفتیم یعنی کلمه یوم در آیه 19 سوره قمر به معنای یک روز دوازده ساعته نیست بلکه بمعنای روزهای زیاد است که در سوره فصلت از آن تعبیر به ایام النحسات شده است .

منبع: تفسیر بیان، دکتر محمد علی انصاری، ذیل تفسیر آیه 16، سوره مبارکه مومنون


تنظیم برای تبیان: گروه دین و اندیشه_شکوری

نوشته شده در تاریخ شنبه 16 خرداد 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: قرآن كریم، پرسش و پاسخ،     | نظرات()

آیا فرشته گناهکار خدا منم!؟

فرشته

 

معمولا در باره فرشتگان الهی سوالات فراوانی به ذهن می رسد .به عنوان مثال تعداد فرشتگان چندتاست،جنسیت فرشتگان چیست، آیافرشتگان گناه می کنند، آیاشیطان از فرشتگان بود و...

تلاش ما در این نوشتار پاسخ به این پرسش است که-آیا خدا فرشته گناهکار دارد؟

 

عصیان فطرس ملک

در داستان های مربوط به ولادت امام حسین (علیه السلام)آمده است :

جبرئیل برای تبریك ولادت امام حسین از جزیره ای عبور میكرد.كه در آن جزیره فرشته ای به نام فطرس وجود داشت و از حاملان عرش بود برخورد كرد.فطرس چون در یكی از اوامر الهی تاخیر و سهل انگاری كرده بود در آن جزیره محبوس شده و بالهایش شكسته شده بود وقتی امام حسین به دنیا آمد فطرس 700 سال بود كه در آن جزیره محبوس ومشغول به عبادت خدا بود.

خواهش فطرس از جبرئیل

فطرس وقتی دید جبرئیل كه همراه ملائك به زمین نزول میكنند از او پرسید كه كجا میروید  او گفت خداوند به حضرت محمد نعمتی ارزانی داده و مرا فرستاده تا به او تبریك بگویم. فطرس گفت ای جبرئیل مرا با خود ببر شاید كه آن حضرت بر من دعا كند وخدا از گناهان من بگذرد.

فطرس 700 سال بود كه مشغول به عبادت خدا بود.

آمدن فطرس خدمت پیامبر

جبرئیل همراه فطرس خدمت پیامبر رسید پس از عرض سلام و تبریك شرح حال فطرس را برای پیامبر باز گو نمود .پیامبر فرمودند به او بگو خودش را به این مولود مبارك بمالد و به جایگاه خود باز  گردد.

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 13 خرداد 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: پرسش و پاسخ،     | نظرات()

پاسخ به شبهات اینترنتی 2

 

شبهات

پیامبران ذاتا معصوم نیستند!

 

اشاره:

بنا بر پاره ای تحلیلها و آمارهای منتشر شده، اسلام هراسی در غرب موجب شده تا بیش از ده هزار سایت ضدقرآنی ایجاد و به شبهه افکنی پیرامون حقانیت کتاب مقدس قرآن دامن بزنند.

بااینکه عمیلیات تخریب گرایانه دشمنان علیه اسلام و قرآن، روز به روز گسترده تر و سازمان یافته تر می شود اما دنیای عرب و جهان اسلام همچنان در لاک بی خبری و در کنج عافیت طلبی به سر می برند.

وظیفه هر مسلمان بیدار و آگاه ایجاب می کند تا سر حد توان، با قلم، قدم و دم خویش به یاری اسلام عزیز برخاسته توطئه دشمنان را خنثی و نقشه شومشان را نقش بر آب سازند.

از همین رو سلسله مقالاتی روشنگرایانه متضمن پاسخ به پاره ای شبهات اینترنتی پیرامون کتاب آسمانی قرآن با چنین انگیزه ای تدوین شده است که شماره دوم آن اکنون از منظر نظرتان خواهد گذشت.

شبهه دوم:

در سوره نحل آیه 98 آمده است :

فاذا قراتَ القرآن فاستعذ بالله یعنی ای پیغمبر زمانیکه خواستی قرآن قرائت کنی پس پناه ببر به خدا ( یعنی اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بگو ). از این آیه استفاده میشود که پیغمبر مسلمانان معصوم نبوده چرا که آیه صراحتا میگوید که پیغمبر از شرّ شیطان در امان نیست و باید به خدا پناه ببرد .{ و این را همه میدانند که شیطان در پیغمبران که معصوم هستند راهی ندارد } بنا بر این پیغمبر مسلمانان معصوم نبوده است .

 

جواب اول :

عده ای از مفسرین فرمودند: استعاذه پیغمبر جنبه دعا دارد. توضییح اینکه: پیغمبران ذاتا معصوم نیستند بلکه عصمت آنها به عنایت الهی است. خداوند در این آیه شریفه دستور می دهد تا برای ادامه آن عنایت از خداوند کمک بخواهد. یعنی وقتی پیغمبر قبل از قرائت اعوذ بالله می گوید معنایش آنستکه خدایا؛ تا به حال با عنایت تو از شرّ شیطان محفوظ ماندم ، از تو میخواهم که در آینده نیز مرا از شرّ او حفظ کنی. { موید این مطلب ، فعل اعوذ است که از افعال مضارع بوده و زمان آینده را می رساند }. بنا بر این ، آیه در صدد بیان عدم عصمت پیغمبر نیست. 

نوشته شده در تاریخ شنبه 9 خرداد 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: پرسش و پاسخ،     | نظرات()

چگونه جهان از عدم به وجود آمده است ؟

اولا : ایـن که برخی مى گویند : «علم ثابت کرده است که چیزى از عدم بوجود نمى آید» مربوط به شرائط کنونى است یعنى در این شرائط که امروز زندگى مى کنیم هیچ گاه دیده نشده است که چیزى از عـدم بـه وجـود بـیاید ولى آیا این اصل از قدیم ترین ایام , یک اصل اساسى در عالم هستى بوده است ؟
هرگز دلیلى براى آن نیست ، مـثلا علم مى گوید : در شرائط کنونى هیچ موجود زنده اى در جهان طبیعت از موجودبى جان به وجـود نـمى آید ، حتى جانداران اعم از گیاه و حیوان همگى از موجود جاندارمتولد شده و به وجود مى آیند ، در حـالى که مى دانیم همیشه چنین نبوده است ، زیرا هنگامى که کره زمین از خورشیدجدا شد ، یـک پـارچـه آتش بود و هیچ موجود زنده اى در آن نبود که دیگر موجودات جاندار از آن به وجود آیند
. اگر گفته شود که حیات از کرات دیگر به این کره منتقل شده است همین سخن رادرباره کرات دیـگـر نـیـز تکرار مى کنیم که آنها نیز مدتى بسان کره زمین یکپارچه آتش بودند ، چگونه موجود زنـده اى در آنـهـا پـدید آمد ؟
بنابر این روشن مى شود که در شرائط خاصى موجودات بى جان به صـورت موجودات جانداردرآمده و تغییر شکل داده اند هر چند این کار امروز در این شرائط عملى نیست.

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 30 اردیبهشت 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: پرسش و پاسخ،     | نظرات()

فرشتگان چه نوع موجوداتی هستند و چگونه خلق شده اند؟

متکلمان و عالمان علم کلام گفته اند: فرشتگان اجسام نورانی الهی و نیکوکار و سعیدند که بر تصرفان سریع و افعال و اعمال سخت و حیرت انگیز قادرند و نیز می توانند به صورت های گوناگون درآیند.(1)
جمعی از فلاسفه و حکمای اسلام معتقدند: از آیاتی که دربارهء ملائکه آمده است , استفاده می شود آن ها موجوداتی پیراسته از پیوندهای و مجرد از صفات جسمانی هستند. علامه طباطبایی می گوید: از جمله نصوصی که دلالت بر تجرد فرشتگان می کند, این آیه است : «نزل به الروح الامین على قلبک لتکون من المنذرین ; جبرئیل قرآن را نازل گردانید و آن را بر قلب تو فرود آورد تا خلق رابترسانى.
»(2)
روشن است مقصود از قلب , عضو گوشتی صنوبری که طرف چپ معده قرار دارد نیست , بلکه چیزی است که می فهمد و می اندیشد; یعنی روح .بنابراین نزول قرآن بر قلب , تنها در صورتی صحیح است که مجرد باشد, مانندوجود معنا.(3)
امام خمینی ره می فرماید: حق آن است که از برای ملائکةالله اصنافی کثیره است که بسیاری از آن ها مجردند و بسیاری از آن ها جسمانی برزخی هستند.(4)
شاید بتوان این فرمایش علی (ع)را دلیل بر تجرد فرشتگان دانست : «آن ها دراصلاب پدران و ارحام مادران جاى نگرفته اند و از آب پس آفریده نشده اند و حوادث روزگار, آن ها را متفرق نساخته است».(5)

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 30 اردیبهشت 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: پرسش و پاسخ،     | نظرات()

نگاه اسلام به آشنایی بین دختر و پسر پیش از ازدواج چیست؟

برخی معتقدند باید آشنایی و صمیمیت پیش از ازدواج وجود داشته باشد تا دو فرد یکدیگر را به خوبی بشناسند و پس از آن زندگی مشترک را شروع کنند اما باید بگوییم که عشق واقعی و علاقه مندی حقیقی بین دو جنس ، زمانی ایجاد می شود که دو فرد ارتباط خود با یکدیگر را به سادگی تزلزل پذیر ندانند؛ از سوی دیگر هر یک برای جلب نظر دیگری دست به رفتار نمایشی نزنند. در آشنایی های پیش از ازدواج این مسئله بسیار دیده می شود. امروزه غرب از طریق تجربه کردن این روابط و آشنایی ها ، به نحو چشمگیری نهاد خانواده را متزلزل ساخته است. در غرب ظلم آشکاری به جنس زن می شود، زیرا زنان پیش از این که به سن قانونی و شرعی برای برقراری روابطشان با جنس مخالف برسند، مورد بهره برداری جنسی مرد قرار می گیرند و در بسیاری مواقع پس از آن ، مطرود می شوند.(1)

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 30 اردیبهشت 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: پرسش و پاسخ،     | نظرات()

معیار اصلى در انتخاب همسر چیست؟

یکى از سپرهاى قوى براى حفظ دین، ازدواج است. تسریع در امر ازدواج فایده‏هاى فراوانى دارد و تأخیر آن زیان‏هاى بسیار. کم‏تر عاملى پیدا مى‏شود که به اندازه فساد و انحرافات جنسى، به نوجوانان و جوانان لطمه بزند. این مفاسد لطمه هایى مى‏زند که در کل زندگى و در طول عمر انسان تأثیر نامطلوب دارد. حال که ازدواج مفید و لازم است، باید ببینم معیارهاى یک همسر خوب چیست؟
در انتخاب همسر باید متوجه باشیم مى‏خواهیم کسى را انتخاب کنیم که یک عمر در کنار او زندگى کنیم. نباید این مسئله مهم از روى احساسات و بدون دقت و مشورت انجام گیرد، زیرا اگر انسان دچار همسر ناشایست یا نامتناسب و ناهماهنگ شود، کارش بسیار مشکل خواهد بود. مبادا با خود بگوید: فعلاً ازدواج مى‏کنم و اگر در آینده نتوانستیم با هم زندگى کنیم، می توانیم از هم جدا ‏شویم.
براى انتخاب همسر باید معیارهایى داشته باشیم؛ یعنى دختر و پسر، باید ملاک‏ها و میزان هایى داشته باشند و بدانند چه همسرى، با چه مشخصات و چه صفاتى مى‏خواهد . ملاک ها و خصوصیات و صفاتى که در انتخاب همسر باید در نظر گرفته شود دو نوع هستند:
1_ آن هایى که رکن و اساس اند و براى زندگى سعادتمندانه حتماً لازمند.
2_ آن هایى که شرط کمال هستند و براى بهتر شدن زندگى لازم است.

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 30 اردیبهشت 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: پرسش و پاسخ،     | نظرات()