فراماسونری: دجال آخرالزمان- بخش هفتم (قسمت چهارم)

4 – تعداد  اندکی  از  پیشگویی های  نوستراداموس  نیز،  تا  حدودی  صحیح هستند و یا به عبارت بهتر نمی توان آن ها را رد کرد.
 
تعدادی از پیشگویی های نوستراداموس، به ظاهر صحیح به نظر می رسند. این پیشگویی ها عمدتاً در دو مقوله ی زیر هستند:
 

A)      بخشی از این پیشگویی ها در مورد وقایع فرانسه، بالاخص انقلاب کبیر فرانسه می باشند.

یکی از مهمترین دلایلی که باعث شده است تا پیشگویی های نوستراداموس در مورد انقلاب کبیر فرانسه، تا حدودی به واقعیت نزدیک باشند، این است که در اصل این پیشگویی ها، پیشگویی نیستند؛ بلکه  نوستراداموس در پیشگویی هایش به برنامه هایی اشاره کرده است که قرار  بوده  توسط  تشکیلات  کابالایی و ماسونی  فرانسه  انجام  شود. بدین ترتیب که کابالیست های اروپا در زمان نوستراداموس، به دلیل افول باورهای مذهبی مردم اروپا در آن زمان، کم کم خود را آماده می کردند تا تشکیلات منسجم تری تشکیل دهتد و به عرصه ی فعالیت های سیاسی وارد شوند. البته این رویای کابالیست ها در طی یکی دو قرن بعد، محقق شد و فراماسونر ها که جانشینان خلف کابالیست ها بودند، توانستند به جای گروه های کابالایی، تشکیلات قدرتمند فراماسونری را بنیان نهند. تشکیلات قدرتمند فراماسونری فرانسه، انقلاب کبیر فرانسه را راه اندازی کرد و با شعار (آزادی–برابری–برادری!) توانست عامه ی مردم را فریب داده و  حکومتی  به  ظاهر  دموکراتیک  را  بنیان  نهد؛(321)  اما در عمل تنها به اهداف شوم خود جامه ی عمل پوشاند.

با تمام این اوصاف، تشکیلات فراماسونری فرانسه هیچ گاه نتوانست همانند آمریکا و اسراییل نفوذ همه جانبه ای بر حکومت داشته باشد؛ اما در هر حال، قویترین گروهی بود که باعث ایجاد انقلاب کبیر فرانسه شد. در حال حاضر نیز تشکیلات فراماسونری فرانسه، نفوذ زیادی در ساختار  حکومتی  فرانسه  دارد،(322)  اما  این  نفوذ،  همانند  نفوذ فراماسون ها در  حکومت  آمریکا  و  اسراییل  نیست.  پس  همان طور  که دیدیم، فراماسون ها که وارث کابالیست ها بودند، انقلاب کبیر فرانسه را بنیان نهادند و آن را رهبری کردند.
 
با توجه به مطالب گفته شده درمی یابیم که نوستراداموس نیز برای پیشبرد اهداف تشکیلات کابالایی فرانسه، بخشی از برنامه های این تشکیلات  برای  در دست گرفتن  حکومت  فرانسه  را  در  غالب پیشگویی های خود بیان کرد، تا مردم آینده ی فرانسه بتوانند خیلی آسان تر با انقلاب کبیر فرانسه کنار آیند و این انقلاب را به عنوان واقعیت محتومی که یک پیشگوی معروف آن را پیشگویی کرده، بپذیرند. با این ترفند و زمینه سازی توسط نوستراداموس، فراماسون ها (که وارثٍ خلف کابالیست ها بودند)، توانستند با استناد به این پیشگویی ها مردم عادی را با خود همراه کنند و بدین ترتیب به آرزوی نوستراداموس، کابالیست ها  و  فراماسون ها  جامه ی  عمل  بپوشانند.  بنابراین  بهتر است بگوییم  که  فراماسون های  فرانسوی،  برنامه های  تشکیلات کابالایی–ماسونی را که نوستراداموس کابالیست نیز در پیشگویی های خود آورده بود اجرا کرده اند، نه اینکه نوستراداموس کارهای آن ها را حدس زده باشد.

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 20 آبان 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: فراماسونری،     | نظرات()

فراماسونری: دجال آخرالزمان- بخش هفتم (قسمت سوم)

البته بعضی از عزیزان و بزرگواران مسلمان، اشتباه کرده و قطعه ی مذکور سانتوری نوستراداموس را به صورت غلط ترجمه کرده اند. در زیر  یکی  از  این  ترجمه ها  را  مشاهده  می کنید  که  این  ترجمه،  از  کتاب  فارسی  « تحلیلی بر پیشگویی نوستراداموس »  اقتباس شده است:(304)

 

 
 

همان طور که مشاهده می کنید، مصراع سوم قطعه ی فوق، به صورت عبارت (پایان آن در فرانسه آغاز می شود.) ترجمه شده است. این اشتباه در ترجمه باعث اشتباه بیشتر مترجم و نویسنده ی کتاب مذکور و خوانندگان شده است. هر چند که این ترجمه ی اشتباه نیز به سهولت رد می شود. زیرا:

1) عبارت (پایان آن در فرانسه آغاز می شود)، از نظر دستور زبان صحیح نیست؛ زیرا پایان هر کاری در یک لحظه اتفاق می افتد و چنین نیست که پایان کارها طول بکشد. به همین  دلیل در زبان انگلیسی، فعل (پایان دادن : Finish)، هیچ گاه (ing) نمی گیرد و نمی توان این فعل را به صورت ممتد (Finishing) به کار برد. زیرا (Finish) به معنای پایان دادن است و پایان دادن در یک لحظه بوده و نمی تواند امتداد داشته باشد. بدین ترتیب عبارت (پایان آن در فرانسه آغاز می شود) که در ترجمه ی کتاب مذکور آمده است، صحیح نمی باشد.

1)      حتی اگر قوانین دستور زبان را نادیده بگیریم، باز این مطلب که بگوییم پایان حرکت انقلابی ایران از فرانسه آغاز شده است، صحیح نمی باشد. زیرا امام خمینی (ره) در مهر ماه سال 1357 به پاریس هجرت کردند، اما قیام های پی در پی مردم ایران در سال 1357، از قبل از مهر ماه آغاز شده بود. برای مثال قیام خونین 17 شهریور 1357، در شهریور ماه که امام خمینی (ره) هنوز در عراق بودند، شکل گرفت و به عنوان نقطه ی شروعی برای قیام های پیاپی سال  1357  بود  که  سرانجام  این  قیام ها به پیروزی  انقلاب  اسلامی  ایران  انجامید.(305) بنابراین  آغاز  آخرین قیام های منجر به انقلاب، نیز در سال 1357 در زمانی شکل گرفت که امام خمینی هنوز در عراق بودند. بدین ترتیب فرانسه در این مورد نیز سهمی ندارد.

از سوی دیگر اگر به صورت دقیق تر به رویداد های انقلاب بنگریم، حرکت نهایی انقلاب اسلامی ایران، از سال 1356 آغاز شد که در دی ماه این سال، مردم سراسر ایران به صورت یکپارچه و به منظور اعتراض به مقاله ی توهین آمیز روزنامه ی اطلاعات، قیام کردند که این قیام در قم به خاک و خون کشیده شد. قیام مذکور، سرآغاز یک سری قیام های زنجیره ای در کشور بود که هر کدام از این قیام ها به مناسبت بزرگداشت چهلم شهدای قیام قبلی انجام می شدند. دامنه ی این قیام ها بدین ترتیب به سال 1357 نیز کشیده شد که در این سال، انقلاب اسلامی ایران به پیروزی رسید.(306) بدین ترتیب اگر از این زاویه نیز به انقلاب اسلامی نگاه کنیم، باز هم خواهیم دید که حرکت نهایی انقلاب اسلامی، از قم و در زمان حضور امام در عراق (نجف) شروع شده است، نه فرانسه.

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 19 آبان 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: فراماسونری،     | نظرات()

فراماسونری: دجال آخرالزمان- بخش هفتم (قسمت دوم)

b) مطلب مهم دیگری که نشان می دهد قطعه ی 97 سانتوری 6 نوستراداموس شباهتی به واقعه ی 11 سپتامبر ندارد، این است که شهر جدیدی که نوستراداموس از آن نام می برد، نیویورک نیست؛ بلکه احتمالاً منظور او از « شهر جدید » یا « شهر نوین »، شهر (Villeneuve-sur-Lot) در فرانسه و یا شهر (Villanova d'Asti) در ایتالیا می باشد. زیرا شهر (Villeneuve-sur-Lot) در مدار (44.5) درجه، و شهر (Villanova d'Asti) دقیقاً در مدار (45) درجه واقع شده است.(283) البته شهر های مذکور به نسبت شهر های کوچکی هستند و می توان آن ها را در محدوده ی کوچکی از عرض جغرافیایی جای داد و مانند نیویورک محدوده ی وسیعی ندارند. به همین دلیل است که در مورد آن ها محدوده ی وسیعی از عرض جغرافیایی را ذکر نکردیم. نکته ی مهم این که این شهر ها در زمان نوستراداموس نیز وجود داشتند و با محل زندگی وی که کشور فرانسه بوده است، فاصله ی چندانی نداشتند. بنابراین احتمالاً منظور نوستراداموس از شهر جدید، یکی از این دو شهر بوده است.

همچنین بسیار جالب است که بدانیم عبارت (Ville neuve) در زبان فرانسوی به معنای شهر جدید، و (Villa nova)  نیز  به  همین  معنا می باشد که این مطلب نیز احتمال اشاره ی نوستراداموس به این دو شهر را بالا می برد.(284)

در تصویر ماهواره ای زیر که از برنامه ی Google earth گرفته شده است، شما می توانید تصاویر دو شهر مذکور و موقعیت جغرافیایی آن ها را مشاهده کنید: (تصویر اول مربوط به شهر (Villeneuve-sur-Lot)  در کشور فرانسه، و تصویر دوم مربوط به شهر (Villanova d'Asti) در کشور ایتالیا می باشد.)


 تصویر ماهواره ای شهر (Villeneuve-sur-lot) در مدار (44.5) درجه ی عرض جغرافیایی شمالی


 
تصویر ماهواره ای شهر (Villanova d'Asti) در مدار (45) درجه ی عرض جغرافیایی شمالی
 

c) سومین  نکته ای  که  ارتباط  قطعه ی 97 سانتوری 6  را  با واقعه ی 11 سپتامبر رد می کند، این است که در این قطعه ی نوستراداموس، گفته  شده  که  « آتش به شهر جدید نزدیک می شود »،  اما  در واقعه ی 11 سپتامبر، آتش به برج های دوقلو نزدیک نشد، بلکه دو هواپیما به برج های مذکور  نزدیک  شدند و باعث  آتش گرفتن برج ها  شدند. این مطلب نیز، تاییدی بر عدم ارتباط این قطعه ی سانتوری مذکور با پیشگویی های نوستراداموس است.

بدین ترتیب  همان طور  که  دیدیم،  حادثه ی  ساختگی  و  دروغین 11 سپتامبر به هیچ عنوان قابل انطباق با پیشگویی نوستراداموس نیست. در واقع این تعبیر و تفسیر غلط از (سانتوری 6 – قطعه ی 97) به صورت عمدی ارایه شده و هدف از ترویج آن در کتب و سایت های مختلف، این است که نوستراداموس را پیشگوی بزرگی معرفی کنند و از این حربه بهره گیرند تا بقیه ی پیشگویی های نوستراداموس را که در آن ها مسلمانان به عنوان انسان های جنگ طلب و خونخوار معرفی گردیده اند، واقعی جلوه دهند.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 18 آبان 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: فراماسونری،     | نظرات()

فراماسونری: دجال آخرالزمان- بخش هفتم (قسمت اول)

 ادامه ی تمهیدات فراماسونری برای تشکیل حکومت جهانی شیطانی

 19 – استفاده ی  مکرر  از  پیشگویی های  نوستراداموس  علیه  ایران  و  کشورهای اسلامی:

میشل نوستراداموس، پزشکی  یهودی  الاصل  و  اهل  فرانسه  بوده که در قرن 16 میلادی می زیسته است.(266) نوستراداموس در علوم سحر و جادوگری نیز تبحر داشته و بدون هیچ گونه شک و شبهه ای یک کابالیست  بوده است.(267)  در کتاب هایی که توسط وی نگاشته شده و اصطلاحاً پیشگویی های نوستراداموس نامیده می شود، مطالب بسیاری در رابطه با آینده ی جهان و به خصوص وقایع آخرالزمان، بیان شده است. این پیشگویی ها در قالب 10 سانتوری یا 10 (بخش) صدتایی نوشته شده اند که مجموعاً شامل 1000 عدد دوبیتی می شوند. سانتوری های نوستراداموس، مهمترین و معروف ترین بخش از سروده های وی می باشند.


 
میشل نوسترآداموس: پیشگو, کابالیست و پزشک معروف یهودی الاصل فرانسوی.
 

« فریبکارترین پیشگوی تاریخ » شاید لقب برازنده ای برای این پیشگوی حیله گر باشد؛  زیرا  که  وی،  افراد  بسیاری  را  در  سراسر  جهان و در  طول  تاریخ  فریب داده است. شاید شما خوانندگان عزیز، از این توصیف بسیار تعجب کرده  و با آن به شدت مخالف باشید؛ زیرا امروزه در بسیاری از سایت های اسلامی صحبت از پیشگویی های نوستراداموس می شود و حتی گهگاه به پیشگویی های وی استناد می گردد؛ اما قبل از هرگونه اظهار نظر در این رابطه، لطفاً به توضیحات و مستندات زیر توجه فرمایید:

منظور  ما  از « فریبکارترین  پیشگوی  تاریخ »  این  نیست  که  همه ی پیشگویی های نوستراداموس دروغ بوده است؛ بلکه منظور این است که تعداد زیادی از پیشگویی های وی مبهم بوده، تعداد زیادی اشتباه بوده و اندکی نیز شاید درست بوده است که احتمالاً این پیشگویی ها ی درست، بدلی بوده و از منابع دیگری اقتباس شده اند.

در هر حال،  شواهد مهمی وجود دارند که نشان می دهند نوستراداموس و پیشگویی هایش، بخش مهمی از توطئه ی شبکه ی جهانی کابالایی–ماسونی بوده اند. (البته در زمان نوستراداموس، هنوز تشکیلاتی با نام فراماسونری وجود نداشتند، بلکه تشکیلات بسیار مشابهی به شکل انجمن های مخفی و کابالایی وجود داشتند که هم از نظر عقاید و هم از نظر اهداف، کاملاً شبیه تشکیلات امروزی فراماسونری عمل می کردند. در واقع همان طور که در ابتدای مقاله ذکر کردیم، تعالیم الحادی کابالا، پایه و اساس فراماسونری امروز را تشکیل می دهند(268) و می توان کابالا را مادر فراماسونری امروز نامید.)

از جمله شواهد و دلایلی که نشان می دهند پیشگویی های نوستراداموس بخشی از نقشه ی شیطانی  دستگاه  جهانی کابالایی–ماسونی می باشد، می توان به موارد زیر اشاره کرد:

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 17 آبان 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: فراماسونری،     | نظرات()

فراماسونری: دجال آخرالزمان- بخش ششم (قسمت سوم)

_ادامه قسمت دوم

البته اگر بخواهیم آرماگدون را با روایات اسلامی مقایسه کنیم، این نبرد بیشتر شبیه « فتنه ی روم » است، نه «قرقیسیا ». هر چند که آرماگدون با« فتنه ی روم » نیز اختلافات فاحشی دارد و مقایسه ی این دو نبرد که یکی دروغین و تبلیغاتی است (آرماگدون)، و دیگری جنگی واقعی است (فتنه ی روم)، کاری عبث خواهد بود.

« فتنه ی روم » نبردی است که بر طبق روایات، پس از پیمان شکنی روم (آمریکا و متحدانش) با حضرت مهدی (عج) در می گیرد. بدین صورت که رومیان با وساطت حضرت مسیح (ع)، با حضرت مهدی (عج) پیمان صلح می بندند، اما بعد از  2  یا  3  سال  پیمان  خویش  را  می شکنند  و  به  جنگ  با  مسلمانان می پردازند.(240)  این نبرد که از آن با عنوان « فتنه ی روم » یاد می شود، با نبرد دروغین آرماگدون تفاوت های چشمگیری دارد که مهمترین آن ها عبارتند از:

1 – در آرماگدون محل نبرد بنا بر ادعای صهیونیست ها، دشت هرمجدون است، اما در فتنه ی روم، محل نبرد مطابق روایات، منطقه ای بین صور (در لبنان) تا عکا (در فلسطین) می باشد.(241)

2     – بنابر ادعای صهیونیست ها، نبرد آرماگدون یک جنگ هسته ای و عمدتاً بر عهده ی نیروهای زمینی است، اما در فتنه ی روم مطابق روایات، علاوه بر نیروهای زمینی، نیروهای هوایی و دریایی نیز نقش مهمی دارند و حتی نقش نیرو های دریایی دشمن بسیار برجسته است.(242) (این مطلبی است که با شرایط امروزه ی جهان بسیار مطابقت دارد.

3     – بنابر ادعای صهیونیست ها، در نبرد آرماگدون حضرت عیسی (ع) رهبری صهیونیست ها را بر عهده دارند، اما در فتنه ی روم روایات اسلامی، حضرت عیسی (ع) در ابتدا نقش میانجی صلح را ایفا کرده و پس از پیمان شکنی رومیان نیز به لشکر مسلمانان پیوسته و به عنوان یکی از سرداران حضرت مهدی (عج)، به جنگ با ارتش روم می پردازند.(243)

بنابراین همان طور که ملاحظه کردید، فتنه ی روم روایات اسلامی، شباهت چندانی با جنگ دروغین آرماگدون ندارد

از دیگر جنگ هایی که ممکن است شبیه به نبرد آرماگدون به نظر آید، جنگ حضرت مهدی (عج) و حضرت مسیح (ع) با دجال است. جنگ مذکور گر چه به احتمال زیاد در فلسطین روی می دهد، اما تفاوت های اساسی با آرماگدون دارد. بعضی از این تفاوت ها عبارتند از:

1 – بنابر ادعای صهیونیست ها، نبرد آرماگدون یک جنگ هسته ای است؛ اما نبرد حضرت مهدی (عج) و حضرت عیسی (ع) با دجال، لزوماً هسته ای نیست.

2 – بنابر ادعای صهیونیست ها، در نبرد آرماگدون حضرت عیسی (ع) رهبری صهیونیست ها را بر عهده دارند؛ اما در فتنه ی دجال، حضرت عیسی (ع) به عنوان یکی از یاران بزرگ حضرت مهدی (عج) در نبرد با دجال شرکت کرده و حضرت مهدی (عج) آن ملعون را می کشند؛ البته بنابر برخی  روایات،  حضرت عیسی (ع)  به  نیابت  از  حضرت مهدی (عج)  دجال  را می کشند.(244) با توجه به این که در قسمت های قبلی مقاله ذکر کردیم که فراماسونری و خدمتگزار همیشگی اش (صهیونیسم) به احتمال زیاد دجال آخرالزمان هستند، به نظر می رسد که صهیونیست ها و بسیاری از یهودیان،  در سپاه دجال و در لشکر  مقابل  حضرت عیسی (ع)  قرار  داشته باشند، نه در رکاب ایشان. این مطلب، دقیقاً بر خلاف ادعای صهیونیست ها در رابطه با حضرت عیسی (ع) و نقش ایشان در آرماگدون است.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 23 مهر 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: فراماسونری،     | نظرات()

فراماسونری: دجال آخرالزمان- بخش ششم (قسمت دوم)

_ادامه از قسمت اول

این شبکه متأسفانه تا حدودی به اهداف خود رسیده و عده ای از ساده لوحان را فریب داده است که البته جمعیت بسیار ناچیزی می باشند.(222) بدین ترتیب که جمعیت اندکی در نواحی مختلف شهر تهران و حتی بعضی روستاها مسیحی نوانجیلی شده اند.  البته  اکثریت  این  افراد  از  طبقات  فقیر جامعه بودند و به  دلیل  کمک های  مالی  موسسات  مخفی  نوانجیلی  تغییر  مذهب داده اند. هرچند که افراد ابله و هوسران دیگری نیز هستند که به دلایلی همچون سهل انگاری مسیحیت در مورد شرابخواری  و ...  به  صورت  پنهانی  مسیحی  نوانجیلی  شده اند.  (برای مثال، نگارنده ی این سطور، در اتوبوس به صورت اتفاقی با یکی از این افراد مواجه شده، و شخص مذکور که از طبقه ی اجتماعی پایین بوده است، دلیل نوانجیلی شدن خود را همراهی مراسم دعای اوانجلیکالی با رقص و موسیقی ذکر نموده است؟! لازم به ذکر است که شخص مذکور (که هیچ نام و نشانی نیز از خود ارایه نکرد)، نحوه ی آشنایی خود با تعالیم اوانجلیکالی را مشاهده ی مراسم دعای همراه با رقص اوانجلیکال ها، در شبکه ی ماهواره ای « محبت » ذکر کرده بود.)

متأسفانه دامنه ی این تبلیغات،حتی به شهر مشهد مقدس نیز رسیده است و کتابچه های نوانجیلی در این شهر به دست زایران داده شده است. بدین ترتیب که در دی ماه و بهمن ماه  سال  1385 شمسی،  کتابچه ای  16 صفحه ای با عنوان  « اسم او عجیب خواهد بود »، به دست افراد ناشناس در پایانه های مسافربری و مکانهائی که زائران تردد می کنند، توزیع شد. نکته ی مهم این که در پشت جلد این کتابچه،  قسمت هایی از انجیل یوحنا (انجیلی که بیش از بقیه ی انجیل ها مورد تأیید اوانجلیکال ها و صهیونیست های مسیحی است)، چاپ شده بود که مردم را دعوت به مسیحیت می نمود.(223)

البته  خوشبختانه  به  دلیل  عشق  فراوان  مردم  ایران  به  اسلام،  قرآن  و  معصومین (ع)، حرکت های تبلیغاتی مسیحیت نوانجیلی در ایران با شکست  مواجه  شده است؛ هر چند این مسأله به معنای این نیست که ما برنامه ریزی برای مقابله با این حرکت ها را فراموش کنیم.

در  حال  حاضر،  حرکت های  تبلیغاتی  مسیحیت نوانجیلی،  بیش  از  همه  در جمهوری های تازه استقلال یافته ی شوروی سابق، با موفقیت جریان دارد.(224) علت این مسأله نیز  فقر  اکثریت جمعیت این  کشور ها  است،  که  موجب شده است  تا سازمان های نوانجیلی  در  قالب  کمک های  مالی  و  اقدامات بشر دوستانه؟!  به  تبلیغ  عقاید  افراطی  خود  بپردازند.  این  مسأله  نشان می دهد که یکی از مهمترین راه های مقابله با این حرکت های شیطانی، مبارزه با فقر است و برای مبارزه با این حرکت ها، مسئولین کشورهای اسلامی باید به حل معضلات اقتصادی و اجتماعی نیز اهتمام ورزند.

 

17 – تبلیغ جنگ هسته ای کذایی آرماگدون.

آرماگدون یکی از حربه های مجمع ماسونی جهانی است که از آن برای فریب مسیحیان و همراه کردن آنها با خود، استفاده  می کند.

آرماگدون،  جنگی  هسته ای  است که  طبق  ادعای  اوانجلیکال ها  و صهیونیست های یهودی، در دشت آرماگدون (هرمجدون) که در شمال اسرائیل و نزدیک شهر حیفا (اطراف مدار 33 درجه) واقع شده است، رخ خواهد داد. از نظر صهیونیست های مسیحی و یهودی، این جنگ بین دو سپاه خیر (یهودیان و مسیحیان معتقد!؟) و سپاه شر (ایران، روسیه، سوریه، و سایر کشورهای مسلمان؟!) در می گیرد و در آن، سپاه خیر به رهبری حضرت مسیح(ع) پیروز می گردد. با این پیروزی، حکومت 1000 ساله ی مسیح آغاز می گردد و یهودیان باقیمانده نیز مسیحی می شوند!(225)

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 22 مهر 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: فراماسونری،     | نظرات()

فراماسونری: دجال آخرالزمان- بخش ششم (قسمت اول)

 امروزه سران قدرتمند در اکثر کشورها، یا بخشی از تشکیلات فراماسونری هستند و یا تحت تأثیر کشور های ماسونی قرار دارند. این مطلب در مورد کشورهای خاورمیانه مانند ترکیه، عراق، عربستان و ... نیز صدق می کند. برای مثال در ترکیه لژها و مجلات ماسونی همچون « معمار سینان » علناً فعالیت می کنند(209) و بسیاری از سیاستمداران این کشور نیز ماسون می باشند.(210) همچنین در ماه May سال 2007 (سال جاری) فراماسونرهای عراقی جشن تأسیس اولین لژ خود را برگزار کردند.



 
تمهیدات فراماسونری برای تشکیل حکومت جهانی شیطانی


در قسمت های قبلی مقاله، تا حدود زیادی با ماهیت پلید فراماسونری و خصوصیات شیطانی این دجال احتمالی آخرالزمان، آشنا شدیم. در این قسمت مقاله به تمهیداتی که این تشکیلات پلید، برای تشکیل حکومت جهانی شیطانی از آن ها بهره جسته است، اشاره می نماییم.

تمهیداتی که فراماسونری برای رسیدن به اهداف خود مورد استفاده قرار داده است، عبارتند از:

1 – تلاش برای بدست گیری قدرت سیاسی همه ی کشورهای جهان.
 
امروزه سران قدرتمند در اکثر کشورها، یا بخشی از تشکیلات فراماسونری هستند و یا تحت تأثیر کشور های ماسونی قرار دارند. این مطلب در مورد کشورهای خاورمیانه مانند ترکیه، عراق، عربستان و ... نیز صدق می کند. برای مثال در ترکیه لژها و مجلات ماسونی همچون « معمار سینان » علناً فعالیت می کنند(209) و بسیاری از سیاستمداران این کشور نیز ماسون می باشند.(210) همچنین در ماه May سال 2007 (سال جاری) فراماسونرهای عراقی جشن تأسیس اولین لژ خود را برگزار کردند.(211) کشورهایی مثل عربستان نیز که لژ ندارند، عملاً تحت سیطره ی کشورهای ماسونی مانند آمریکا و اسراییل قرار دارند. به جرأت می توان گفت که تنها کشوری که در مقابل تشکیلات شیطانی فراماسونری ایستادگی کرده و به عنوان بزرگترین دشمن فراماسونری به شمار می رود، ایران اسلامی است. لازم به ذکر است که در کنار ایران، مجاهدان حماسه ساز لبنانی و فلسطینی نیز قرار دارند، اما حکومت کشورهای مذکور در دست مجاهدان نیست.  البته  در  ایران  زمان پهلوی،  تعداد زیادی از نخست وزیران،  فراماسون بوده اند. مانند: امیر عباس هویدا که بییشترین مدت نخست وزیری را داشته و شریف امامی که استاد اعظم فراماسونری بوده است.(212) ارتباط محمد رضا پهلوی نیز با فراماسونری بسیار زیاد بوده است.(213) بحمدالله با پیروزی انقلاب اسلامی ایران، کشور اسلامی ما از لوٍث وجود این تشکیلات شیطانی پاک شده است.

2 – ایجاد دو کشور قدرتمند آمریکا و اسراییل به عنوان دو بازوی سیاسی و نظامی مهم که قبلاً مفصلاً به آن ها اشاره کردیم.

3 – ایجاد سازمان ملل متحد به عنوان یک دستگاه ماسونی.

در بخش های قبلی این مقاله ذکر کردیم که سازمان ملل متحد با فریب افکار عمومی و در قالب شعار ایجاد صلح و ثبات در جهان، فعالیتهای خود را در جهت منافع فراماسونری انجام می دهد. در مورد ارتباط سازمان ملل متحد با فراماسونری، شواهد بسیار زیاد و محکمی وجود دارد که ما به بخشی از آن ها اشاره کردیم. علاوه بر شواهد مذکور، اگر به جهت گیری های سازمان ملل متحد و شورای امنیت این سازمان در طی سال های قبل توجه کنیم، به حرکت های موذیانه ی  سازمان ملل متحد  در  جهت اجرای  اهداف  ماسونی  پی می بریم. حرکت های موذیانه ی سازمان ملل متحد به نحوی است که حق مسلم ایران را برای رسیدن به فناوری صلح آمیز هسته ای کتمان می کند، اما حتی کوچکترین تنبیهی برای آمریکا و اسراییل به دلیل داشتن سلاح های هسته ای در نظر نمی گیرد؛ این مثال و مثال های دیگری از جمله عملکرد ضعیف شورای امنیت سازمان ملل متحد در قبال تهاجم اسراییل به فلسطین اشغالی و لبنان و نیز صدها نمونه ی دیگر از این قبیل، نشان می دهد که سازمان ملل متحد  نیز  بخشی  از  تشکیلات  شیطانی  فراماسونری  بوده  و بازیچه ی سردمداران این تشکیلات می باشد.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 20 مهر 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: فراماسونری،     | نظرات()

فراماسونری: دجال آخرالزمان- بخش پنجم(قسمت سوم)

بدین ترتیب همان گونه که ملاحظه فرمودید، تشکیلات فراماسونری با روایات اسلامی مذکور درباره ی دجال، مطابقت زیادی دارد.

 

6 – دجال از مادری یهودی زاده می شود.

در روایات ذکر شده در مورد دجال، بیان شده است که وی از مادری یهودی زاده شده و اصلیتی یهودی دارد.(172)  این مطلب نیز انطباق دجال را بر  فراماسونری نشان می دهد.

همان گونه که در ابتدای مقاله اشاره کردیم، شالوده ی فراماسونری بر پایه ی تعالیم  یهودی  کابالا بنا نهاده شده است و قوم بنی اسراییل، اولین قومی بودند که تعالیم کابالا را گسترش دادند. در واقع می توان گفت که رابطه ی یهود و فراماسونری، همیشگی بوده است.

بدین ترتیب می توان گفت که این توصیف ذکر شده در روایات درباره ی دجال،  مطابقت زیادی با خصوصیات فراماسونری دارد.
 

7 – زنا زادگان،  شراب خواران،  آواز خوانان،  شیطان ها  و  یهودیها  از  پیروان  دجال هستند.(173)

به نظر نمی رسد که این مطلب نیاز به توضیح داشته باشد! زیرا که در قسمت های مختلف مقاله به این مطلب اشاره شده است که فراماسونری، مهمترین و قویترین حامی گروه های شیطان پرست، فاسد و ... و قویترین پشتیبان یهودیان صهیونیست است. گروه های مذکور نیز متقابلاً از فراماسونری حمایت کرده و سربازان خط مقدم آن به شمار می روند. از این مسأله نتیجه می شود که توصیف فوق درباره ی دجال، با ویژگی های فراماسونری مطابقت دارد.


8 – خورشید با او سیر می کند.

حضرت علی (ع)  در  پاسخ  به  سوال  یکی   از  یارانشان  درباره ی  دجال، می فرمایند:

« ... و تسیر معه الشمس ... »(174)

« ... و خورشید با او سیر می کند ... »

همان گونه که از متن حدیث پیداست، این روایت نمی تواند بر یک انسان یا موجود زنده دلالت کند. زیرا از یک سو موجود زنده ای وجود ندارد که بتواند همواره و بدون خستگی با خورشید سیر کند. از سوی دیگر،  کسی که دایماً در حال سیر با خورشید است، نمی تواند به فریبکاری مردم بپردازد و اعمال خود را انجام دهد. (همچون دجال)

چنین تعبیری، احتمالاً برای بیان وسعت عملکرد دجال به کار رفته است و منظور از آن، این است که دجال در تمام نقاط دنیا فعالیت می کند. برای فهم بهتر این مطلب، به یک ضرب المثل معروف انگلیسی توجه فرمایید:

« در امپراطوری بریتانیا، خورشید هیچ گاه غروب نمی کند. »(175)

مفهوم این ضرب المثل این است که امپراطوری بریتانیا به قدری وسیع است که اگر در انگلستان (مرکز بریتانیا) خورشید غروب کند، در یکی از  مستعمره هایش  خورشید طلوع خواهد کرد!

نوشته شده در تاریخ شنبه 20 تیر 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: فراماسونری،     | نظرات()

فراماسونری: دجال آخرالزمان- بخش پنجم(قسمت دوم)

به نظر بنده ی حقیر، تشکیلات  جهانی  فراماسونری،  دجال  آخرالزمان  است.  زیرا شباهت های بسیاری با توصیفات نمادینی که از دجال در روایات  آمده  است،  دارد. همچنین فتنه ای که این تشکیلات جهانی به  راه  انداخته  است،  به حق  بزرگترین فتنه ی تاریخ است؛ تا آن جا که بزرگترین فتنه گران تاریخ  از جمله  اسراییل،  آمریکا، یهود، بهاییت و... همگی جزیی از این تشکیلات شیطانی هستند.

البته نظر ما در مورد دجال بودن فراماسونری،  با نظر علمای بزرگی همچون  آیت الله مکارم شیرازی و مقام معظم رهبری مغایر نیست؛ زیرا تشکیلات فراماسونری،  دقیقآً منطبق بر « استکبار جهانی » و « نظام سلطه »  است.  در واقع  در  این  مقاله، تلاش داریم تا صحت این ادعا را اثبات کنیم و تطبیق روایات پیرامون دجال را با فراماسونری (استکبار جهانی)، بررسی نماییم.

در هر صورت انسان جایزالخطا است  و  خطا کردن جزیی از  ذات  انسان  می باشد؛ بنابراین ما نیز از این قانون مستثنی نیستیم. در مورد  تطبیق  دجال  با  فراماسونری نیز باید ذکر کنیم که ما این مسأله را به  صورت  احتمال  قوی  ذکر  می کنیم،  اما  ادعا نمی کنیم که این مطلب صد در صد قطعی است. اگر این تطبیق  صحیح  نباشد  نیز قصور از جانب ما بوده است و اشکالی بر روایات مترتب نیست.

البته ترس از اشتباه نباید سبب شود تا از  مطالعه  در  نشانه های  ظهور  خودداری کنیم؛ زیرا ممکن است که ما نشانه ها را نشناخته و این نشانه ها به  وقوع  بپیوندند و ما نادانسته گرفتار فتنه های آخرالزمان شویم. اما در طی این  مطالعات،   باید  دقت کنیم که نشانه های ظهور را بدون مطالعه و  بی مهابا  بر  حوادث  اطرافمان  تطبیق ندهیم؛ بلکه در شرایطی این تطبیق را انجام دهیم  که  دقیقاً  نشانه ها  بر  حوادث منطبق باشند و ما خودمان آن ها را به یکدیگر ربط ندهیم! از سوی دیگر حتی اگر نشانه ها را بر حوادث اطرافمان تطبیق دادیم، باید مسؤلیت این مسأله را خودمان بر عهده بگیریم و از اشکال گرفتن بر روایات بپرهیزیم؛ زیرا این روایات نبودند که ما را  به تطبیق وا داشتند، بلکه ما خودمان این کار را انجام دادیم! با رعایت این مسایل،  هم  می توانیم نشانه های ظهور را به خوبی مطالعه کنیم و  ان شاء الله  بدین ترتیب  از افتادن در دام فتنه های آخرالزمان بپرهیزیم، هم از افتادن در اشتباهی که عده ای از پیشینیان ما انجام دادند (و به دلیل تطبیق نا به جای نشانه ها بر حوادث  اطرافشان عجله کردند و با عدم وقوع ظهور نا امید شدند)، خودداری کنیم.

بعد از ذکر این مقدمه ی طولانی،  به  بیان  شباهت های  فراماسونری  با  دجال  در روایات اسلامی  می پردازیم.  این  نکته  را  باید  متذکر  شویم  که  در  اینجا  سعی نموده ایم تا  عده ای  از  نشانه ها را ذکر کنیم که در اکثر روایات، مشترک  بوده اند.  نشانه های مهمی که در اکثر  روایت  پیرامون  دجال  ذکر  شده اند  و  با  تشکیلات  فراماسونری مشابهت دارند، عبارتند از:

1 – یک چشم بودن دجال و وجود چشم مذکور در وسط پیشانی.

یکی از مهمترین ویژگی های دجال که در روایات متعددی به آن اشاره شده است، یک چشم بودن دجال می باشد:

پیامبر (ص) درباره ی دجال فرمودند:

« ... ما من نبى إلا و قد أنذر قومه و لكن سأقول فیه قولاً لم یقله نبى لقومه تعلمون إنه أعور ... »(152)           

« ... هیچ پیامبرى نیست جز اینكه از او برحذر داشته است. ولى من به شما چیزى مى گویم كه هیچ پیامبرى به قوم خود نگفته است: مى دانید كه او أعور (یک چشم) است ... »

همچنین  حضرت علی (ع)  در پاسخ به سوال یکی از یارانشان درباره ی  دجال، می فرمایند:

« ... عینه الیمنى ممسوحة والأخرى فی جبهته تضیء كأنها كوكب الصبح، فیها علقة كأنها ممزوجة بالدم ...  »(153)

« ... چشم راست ندارد و چشم دیگر در پیشانی اوست و مانند ستاره ی صبح می درخشد. چیزی در چشم اوست که گویی آمیخته به خون است ... »

بدین ترتیب می توان گفت که یک چشم بودن دجال، نشانه ی مهمی است که می توان با توجه به آن، دجال را شناخت.

اما نکته ی شگفت انگیز این که یکی از معروفترین و مهمترین نماد های فراماسونری، علامت یک چشمی « هرم و چشم جهان بین » است که این نماد، دقیقاً مشابه توصیفات معصومین (ع) درباره ی دجال است.

نماد بسیار معروف « هرم و چشم جهان بین »  فراماسونری،  یک چشم  است  که در وسط رأس هرم قرار گرفته است؛ از سوی دیگر،  معنای  دیگر  رأس  در  عربی، « سر » می باشد. همانند توصیف  روایات که می گویند: « ... او أعور (یک چشم) است ... » و « ... چشم راست ندارد و چشم دیگر در پیشانی اوست ... »،  نماد « هرم و چشم جهان بین » فراماسونری نیز یک چشم دارد که این چشم  در  وسط  قسمت  انتهائی  هرم (قسمت رأسی : سری) قرار گرفته است.  بنابراین  این  علامت  معروف  فراماسونری،  با توصیف روایات درباره ی دجال، مطابقت کامل دارد.

نوشته شده در تاریخ شنبه 20 تیر 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: فراماسونری،     | نظرات()

فراماسونری: دجال آخرالزمان- بخش پنجم

 فراماسونری برای نفوذ در اسلام به طرق مختلفی اقدام کرد،  ولی  به خواست خدا نتوانست خللی در اسلام وارد کند. یکی از گروه های فراماسونری که جهت نفوذ  در اسلام شکل گرفته است، فراماسونری طیف Shriner در آمریکا می باشد. این طیف که نام دیگر آن «Ancient Arabic Order of the Nobles of the Mystic Shrine »  یا « آیین عربی باستانی نجیب زادگان معبد سری »  می باشد  و  به  اختصار (A.A.O.N.M.S)  نامیده  می شود،   در  جهت  احیای  آیین های  الحادی و بت پرستی اعراب جاهلی تأسیس شده است.
اعضای گروه ماسونی Shriner  قبل از عضویت در این گروه، می بایست در گروه های دیگر ماسونی شرکت کرده و مدارج بالای ماسونی را کسب نمایند؛ به طوری که تنها ماسون های درجه ی 32 به بالا می توانند وارد طیف Shriner شوند. (از این مطلب می توان نتیجه گرفت که ماسون های طیف Shriner، علاوه بر اعتقاد به قوانین این طیف، به قوانین سایر گروه های ماسونی نیز پایبندند.). 

 همان گونه که در ابتدای مقاله ذکر کردیم، فراماسون ها الهه های ملل باستان را  بزرگ می دارند. در این راستا، فراماسونر های طیف Shriner همانند اعراب جاهلی عربستان در زمان قبل از بعثت حضرت محمد (ص)، بت هایی همچون  لات  و  عزی و ...  را  مورد  تقدیس  قرار می دهند. اعضای این طیف، در  دعا های خود کلمه ی « الله »  را به کار می برند. زیرا آن ها « الله » را اسم مذکر اللات (نام بت بزرگ زمان جاهلیت)  می دانند و کلمه ی الله را در دعاهای خود به عنوان « الهه ی ماه » استفاده می کنند، نه خدای یکتا.(130)

از دیگر علامت هایی که فراماسونر های این طیف استفاده می کنند، علامت « ماه و ستاره »، و « کلاه عثمانی » است.(131)

علاوه بر این، در نماد های فراماسونر های طیف Shriner، مجسمه ی فرعون نیز به چشم می خورد.(132)  (حضور  مجسمه ی  فرعون در نماد طیف  Shriner  نشان می دهد که اعضای این طیف، علاوه بر اعتقاد به الهه های اعراب جاهلی، کماکان به  بقیه ی  نماد ها  و  آداب  و  سنن  ماسونی  پایبندند.  به  نحوی  که  همچون فراماسونر های گروه های ماسونی دیگر، از نماد های مصر باستان نیز  استفاده می نمایند.)


 
علامت های ماسونی طیف Shriner .به علامت های«ماه و ستاره», شمشیر عربی و کلاه عثمانی توجه کنید. همچنین به مجسمه ی فرعون که جزئ لاینفک تمامی گروه های ماسونی است توجه فرمایید.
 

به نظر می رسد فراماسونر های طیف  Shriner  از  این  توطئه ها  برای  بدنام کردن اسلام  استفاده می کنند. برای مثال این حرکت آنان  موجب شده  است  تا  بعضی مسیحیان از موقعیت سو ء استفاده کرده و به اسلام تهمت زده و  اسلام  را  مرتبط  با فراماسونری معرفی کنند؟! برای نمونه در بعضی از سایت های مسیحی گفته شده است که  شاید فراماسونری با اسلام ارتباط داشته باشد، چرا که در طیف Shriner از کلمه ی « الله » و علایم « ماه و ستاره » استفاده  می شود. اما نکته ای که بیش از همه موجب تأسف است، این است که ما مسلمانان هنوز جوابی به این ادعاهای پوچ نداده ایم!؟

پاسخی که می توان به این ادعا های سخیف داد، بدین ترتیب است:

1 – یکی از مسایلی که سبب شده است تا مسیحیان مغرض، به دین مبین اسلام تهمت زنند و اسلام را با فراماسونری مرتبط دانند، استفاده ی فراماسون های طیف Shriner از کلمه ی « الله » در دعاهایشان می باشد.

نوشته شده در تاریخ شنبه 20 تیر 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: فراماسونری،     | نظرات()