بهره بانكی همان رباست(قسمت دوم)
یوسف قرضاوی / مترجم: نصرا خلیلی
چرا قرض ربوی هر روز افزایش یافته و هیچگاه كم نمیشود؟
در وام هر دو بلا جمع است هم غلبه بدهی و هم قهر مردمان، همانطور كه با چشمان خود قهر صندوق بینالمللی پول و قهر وام دهندگانی را میبینیم كه بر ضروریات غذایی ما و به دنبال آن بر اراده سیاسی و اقتصادی ما حكم میرانند. چقدر قابل تأمل است حدیث نبوی كه این دو امر را قرین هم ساخت و در یك راستا قرار داد: «غلبه بدهی و قهر مردمان».
ربا چیست؟
برخی میگویند: فقها در تعریف ربا به حدیث «كل قرض جر نفعاً فهو ربا»،11 اعتماد میكنند در حالی كه همانطور كه صاحب كشفالخفأ و دیگران گفتهاند، این حدیث ثابت نشده است. روش بعضی در مباحثات این گونه است كه قول ضعیفی را كه طرف مقابل نگفته به وی نسبت میدهند تا ابطال و نقض آن آسان باشد.
فقها برای این حدیث سندی نقل نمیكنند و آنچه در بعضی از كتابها نقل شده قابل اعتماد نیست؛ زیرا همة فقها قرضی را كه بدون شرط در عقد، نفعی را به دنبال داشته باشد، اجازه میدهند و معتقدند قرضگیرنده اضافه را از باب مكارمالاخلاق میبخشد.
این چیزی است كه نبیاكرم9 بارد قرض ربوی پایه آنرا گذارد و فرمود: «خیركم احسنكم ادأً»؛12 بنابراین «كل قرض جر نفعاً فهو ربا» كلام درستی نیست بلكه صحیح این است: «كل قرض اشترط فیه النفع مقدماً فهو ربا».13 تكیه اصلی فقها در تعریف ربا خود قرآن است، آنجا كه میفرماید: «ای كسانی كه ایمان آوردهاید! از خدا بپرهیزید و آنچه از ربا باقی مانده رها كنید، اگر ایمان دارید ... و اگر توبه كنید، سرمایههای شما، از آنِ شماست، نه ستم میكنید و نه بر شما ستم وارد میشود».14
این آیه كریمه دلالت دارد بر این كه مازاد بر سرمایه چه كم باشد چه زیاد، رباست. پس هر مازاد بر سرمایهای كه در مقابل مدت بوده و در ابتدای عقد به صورت شرط مطرح گردد، رباست.
ربایی كه قرآن حرام كرده به شرح و تفسیر نیاز ندارد. معنا ندارد خداوند چیزی را بر مردم حرام كرده و به سختترین وجه بر فعل آن وعید داده باشد در عین حال مردم معنایش را ندانند. خداوند میفرماید: «و احل ا البیع و حرم الربا»15، حرف تعریف - ال - در لفظ ربا در آیه فوق برای عهد باشد یا جنس یا استغراق، به روشنی بر حرمت انواع ربا دلالت دارد. اگر معنایش پیچیده بود خداوند بیان میفرمود و به تأخیر انداختن بیان از وقت نیاز بر شارع حكیم جایز نیست.
ربا مسئله شناخته شدهای بود، عرب عصر جاهلی و دیگران با آن سروكار داشتند، یهود از دیرباز با آن آشنا بود و قرآن ربا را در پرونده جرایم یهود ثبت كرد.16
اگر ربا مسئله پیچیدهای بود، به یقین صحابه درباره آن سؤال میكردند تا آن را بشناسند؛ زیرا در شناخت دین خود حریصترین مردم بودند. این كه طبق برخی نقلها بعضی از صور ربا بر تعدادی از اصحاب پوشیده مانده، ربای فضل است نه ربای نسیئه؛ ربای معاملی است نه ربای دیون. سخن ما در ربای نسیئه و ربای دیون است كه امروزه معركه آرا شده است. آنچه بانكهای تجاری متعارف با آن سروكار دارند ربای دیون است و بحث از ربای فضل در این هنگام بیمحتوا كردن قضیه و خروج از محل نزاع است.
رابطه بانك با سپردهگذار
از مطالب عجیبی كه در این روزها خوانده و شنیدهام این است كه آنچه به بانكها به قصد بهره گرفتن داده میشود نه قرض است و نه بدهی؛ زیرا به خاطر سپردهگذار قرضدادن خطور نمیكند؛ معنا ندارد سپردهگذار فقیر به بانك غنی قرض دهد؟ و توهم میكنند آنچه مشتریان به بانك میسپارند ودیعه است نه قرض.
نباید صرف نامگذاری ما را از واقعیات منحرف سازد. ودیعه اصطلاح بانك امروزی است نه اصطلاح فقهی شرعی.
مدیر : 