تبلیغات
مذهبی فرهنگی - مطالب اقتصاد اسلامی

‌جایگاه‌ دولت‌ در اقتصاد اسلامی‌(قسمت دوم)

‌ناصر جهانیان‌

3 - لزوم‌ تشكیل‌ دولت‌ اسلامی‌

            ‌گفته‌ شد كه‌ بر اساس‌ دیدگاه‌ شهید صدر، دولت‌ مظهر اعلای‌ وحدت‌ سیاسی‌ موجود بین‌ مردم‌ یك‌ جامعه‌ و نماد قدرت‌ اجتماعی‌ اصیل‌ در زندگی‌ انسان‌ است. ایشان‌ معتقدند وحدت‌ فكریِ‌ ناشی‌ از داشتن‌ ایده‌آل‌ مشترك‌ جمعی‌ موجب‌ وحدت‌ سیاسی‌ و در نتیجه‌ تشكیل، تداوم‌ و مشروعیت‌ یك‌ دولت‌ می‌گردد. هر گاه‌ جامعه‌ای‌ ایده‌آلی‌ نداشته‌ یا پیوند دوستی‌ خود را با ایده‌آلش‌ از دست‌ داده‌ باشد، دچار اختلاف‌ و پراكندگی‌ شده‌ و در این‌ صورت، تاریخ‌ سه‌ نوع‌ برنامه‌ اجرایی‌ جلو روی‌ این‌ جامعه‌ قرار داده‌ یا می‌دهد؛ یا در اثر حمله‌ نظامی‌ از خارج‌ متلاشی‌ می‌شود (مانند حمله‌ مغول‌ به‌ كشورهای‌ اسلامی‌ و سقوط‌ تمدن‌ اسلامی)؛ یا مجذوب‌ و مرعوب‌ ایده‌آل‌ بیگانه‌ و وارداتی‌ می‌شود (مانند نفوذ فرهنگ‌ مادی‌ غرب‌ به‌ جهان‌ سوم‌ و جهانی‌ شدن‌ اقتصاد و سیاست‌ و فرهنگ‌ غربی)؛ سومین‌ راه‌ این‌ است‌ كه‌ به‌ خود بیایند و به‌ خویشتن‌ خویش‌ بازگردند و ایده‌آل‌ اصیل‌ و حقیقی‌ در آن‌ها بذرافشانی‌ شود.32

            ‌بنابراین، بعد از بازگشت‌ به‌ خویش، اولین‌ مرحله‌ از حركت‌ انقلابی‌ یا اصلاحی‌ هر جامعه‌ رسیدن‌ به‌ وحدت‌ فكری‌ است. لذا «انقلاب‌ فرهنگی‌ و تربیتی» (جهاد اكبر) اولین‌ قدم‌ ضروری‌ است‌ كه‌ البته‌ وجودش‌ در مراحل‌ بعد نیز ضرورت‌ دارد. مراحل‌ بعدی‌ «انقلاب‌ سیاسی‌ - اجتماعی»، «استقراردولت‌ جدید»، و «استمرار، حفظ، تقویت‌ و گسترش‌ مشروعیت‌ دولت» می‌باشد.

            ‌بدین‌ ترتیب، هر گاه‌ جامعه‌ای‌ از مسیر «خلافت‌ عمومی» خداوند خارج‌ شده‌ و دچار اختلاف‌ و پراكندگی‌ شود، یا ایده‌آلی‌ ندارد و یا ایده‌آل‌های‌ بیگانه‌ و محدود و منافی‌ با فطرت‌ الهی‌ انسان‌ اختیار كرده‌ است. در این‌ صورت، وظیفه‌ انسان‌های‌ كامل، بیدار كردن، آگاهاندن، اصلاح‌ و در نهایت‌ «انقلاب»33 با یاری‌ و مساعدت‌ مردم‌ است. این‌ قاعده‌ای‌ كلی‌ است‌ كه‌ شهید صدر با استفاده‌ از متون‌ دینی‌ آن‌ را برای‌ كل‌ تاریخ‌ جوامع‌ بشری‌ استخراج‌ و استنباط‌ می‌كند.

            ‌شهید صدر، بر اساس‌ مبانی‌ فوق، تشكیل‌ دولت‌ اسلامی‌ را به‌ دو جهت‌ تكوینی‌ و تشریعی‌ ضروری‌ می‌داند:

            ‌الف‌ - ضرورت‌ تكوینی: دولت‌ بهترین‌ وسیله‌ برای‌ تحقق‌ خلافت‌ عمومی‌ بشر در زمین، و تنها راه‌ بشریت‌ برای‌ رسیدن‌ به‌ یك‌ جامعة‌ متكامل، متحد، صالح‌ و با سعادت، ایجاد دولت‌ بر اساس‌ مبانی‌ اسلامی‌ است.

            ‌ب‌ - ضرورت‌ تشریعی: از این‌ دیدگاه، دولت‌ اسلامی‌ برای‌ اقامة‌ حدود الهی، ادامة‌ خط‌ نبوت‌ و امامت‌ و حفظ‌ و گسترش‌ دین‌ الهی‌ ضروری‌ است؛ زیرا بدون‌ وجود دولت‌ اسلامی‌ نهادها و هنجارهای‌ غیردینیِ‌ مسلط، اجازة‌ شكل‌گیری‌ هنجارها و روابط‌ اجتماعی، اقتصادی‌ و سیاسی‌ دینی‌ را نمی‌دهد و به‌ همین‌ دلیل، حركت‌ انبیا همواره‌ حركتی‌ انقلابی‌ در جهت‌ دگرگون‌ ساختن‌ ارزش‌ها، نهادها، ساختارهای‌ فرهنگی، سیاسی، اقتصادی‌ و اجتماعی‌ بوده‌ است‌ و در این‌ راه، خود اولین‌ دولت‌ها را با كمك‌ مردم‌ ایجاد كرده‌اند و تعداد زیادی‌ از آن‌ها مانند داود و سلیمان8 خود مسئول‌ دولت‌ بودند و برخی‌ از پیامبران‌ نیز نظیر حضرت‌ موسی7، همة‌ زندگی‌ خود را در تلاش‌ برای‌ این‌ منظور به‌ سر رساندند.

            ‌شهید صدر می‌نویسد:

حضرت‌ محمد6 توانست‌ كوشش‌های‌ اسلاف‌ پاك‌ خویش‌ را به‌ ثمر رساند و بهترین‌ و پاك‌ترین‌ نمونة‌ دولت‌ را در طول‌ تاریخ‌ ایجاد كند. دولتی‌ كه‌ به‌ حق، نقطة‌ عطف‌ بزرگی‌ در تاریخ‌ بشریت‌ شد و تجسم‌ كامل‌ مبادی‌ یك‌ دولت‌ صالح‌ گردید.34

ب) نظریه‌ دولت‌ از دیدگاه‌ شهید صدر؛

            ‌در ابتدای‌ این‌ مقاله‌ گفته‌ شد رابطه‌ صحیح‌ برقرار كردن‌ بین‌ طبع‌ بشر و دولت، در تبیین‌ نظریه‌ای‌ منطقی‌ درباره‌ دولت‌ (به‌ عنوان‌ نماد قدرت‌ عمومی‌ جامعه) نقش‌ اساسی‌ دارد. نظریه‌پردازانی‌ كه‌ به‌ سرشت‌ بشر بی‌اعتماد و نسبت‌ به‌ توانایی‌های‌ طبع‌ انسان‌ بدگمان‌ هستند، معمولاً‌ بر تمركز سیاسی، نظم‌ سیاسی، حاكمیت‌ و اقتدار فراگیر دولت‌ تأكید می‌كنند، اما نظریه‌پردازانی‌ كه‌ بر مفاهیمی‌ چون‌ حاكمیت‌ مردمی‌ و مشاركت‌ آنان‌ در چهارچوب‌های‌ سیاسی‌ نامتمركز تأكید دارند، معمولاً‌ دربارة‌ طبع‌ انسان، دارای‌ نظر خوش‌بینانه‌تری‌ هستند.

            ‌چنین‌ متفكرینی‌ بر این‌ باورند كه‌ آدمیان‌ می‌توانند بدون‌ وجود دستگاه‌ اجبار فراگیر، به‌ صورتی‌ خودمختارانه، مسئولانه‌ و پرهیزگارانه‌ زندگی‌ كنند.35 بی‌شك شهید صدر با تبیین‌ «نظریه‌ خلافت‌ و جانشینی‌ عمومی‌ انسان‌ در جهان‌ به‌ نمایندگی‌ از جانب‌ خداوند»، مردم‌ را در اوج‌ قدرت‌ و دارا بودن‌ حقوق‌ سیاسی، اقتصادی، فرهنگی‌ قرار می‌دهد و با واقع‌بینی، زندگی‌ خودمختارانه، مسئولانه‌ و پرهیزگارانه‌ را، بدون‌ هدف‌گیری‌ الگوی‌ حقیقی‌ برتر و بدون‌ وجود «خط‌ شهادت‌ و گواهی» و بدون‌ جهاد اكبر در كنار جهاد اصغر و بدون‌ لحاظ‌ «امانت» بودن‌ حاكمیت‌ مردم، خیالی‌ باطل‌ می‌داند (تاریخِ‌ دو قرنِ‌ اخیرِ‌ جامعه‌هایِ‌ غربیِ‌ مد‌عیِ‌ حاكمیتِ‌ مردمی، واقع‌بینی‌ این‌ شهید بزرگوار را به‌ وضوح‌ به‌ اثبات‌ می‌رساند).

1 - نقد نظریه‌ لیبرالی‌ دولت‌

            ‌جوامع‌ غربی‌ كه‌ الگوی‌ محدود «بهشت‌ مادی» و «رفاه» را به‌ عنوان‌ هدف‌ نهایی‌ خود برگزیده‌اند، نظریة‌ دولت‌ خویش‌ را بر اساس‌ اقتصاد سیاسی‌ كلاسیك‌ كه‌ میراث‌ آدام‌ اسمیت‌ و دیگران‌ است‌ قرار داده‌اند. دولت‌های‌ لیبرال‌ كلاسیك‌ قرن‌ نوزدهم‌ تحت‌ تأثیر شدید «اقتصاد سیاسی» كلاسیك‌ قرار داشتند. اقتصاد سیاسی‌ در این‌ دوران‌ (با توجه‌ به‌ گسترش‌ طبقه‌ بورژوایی‌ صنعتی‌ و تجاری‌ و قدرت‌ فرهنگ‌سازی‌ مادی‌ آن) به‌ تعبیر كارل‌ ماركس‌ یك‌ جنبه‌ را تشكیل‌ نمی‌داد، بلكه‌ اقتصاد سیاسی‌ خود «آناتومی» جامعه‌ مدنی‌ بود؛ یعنی‌ در این‌ دورانِ‌ سرمایه‌داری، «اقتصاد» در داخل‌ فضای‌ اجتماعی، به‌ عنوان‌ یك‌ «عامل» در میان‌ عوامل‌ دیگر یا یك‌ هماهنگ‌ كننده‌ در میان‌ بقیه‌ عوامل، عمل‌ نمی‌كرد، بلكه‌ به‌ گونة‌ خطرناكی‌ همه‌ چیز را به‌ تابعی‌ از خود تبدیل‌ می‌كرد و از استقلال‌ و اهمیت‌ تمامی‌ عوامل‌ دیگر از جمله‌ مذهب، خانواده، نظام‌ منزلت‌ و ارزش‌ افراد، آموزش‌ و پرورش، تكنولوژی، علم‌ و هنر می‌كاست.36

            ‌نظام‌ بازار آزاد و دست‌ نامرئی‌ آن‌ به‌ گمان‌ آدام‌ اسمیت‌ و اقتصاددانان‌ كلاسیك، فرآیند همه‌ رفتارهای‌ انسانی‌ را قانونمند و تابع‌ نظم‌ و انضباط‌ خود قرار می‌دهد و منافع‌ فردی‌ و مصالح‌ اجتماعی‌ را به‌ هماهنگی‌ مطلوب‌ خود می‌رساند. بدین‌ ترتیب، یكی‌ از وظایف‌ اساسی‌ دولت‌ها در طول‌ تاریخ‌ كه‌ حفظ‌ همبستگی، هماهنگی، و همگن‌سازی37 و به‌ زیر سیطره‌ درآوردن‌ اتباع‌ خویش‌ بوده‌ و می‌باشد، در این‌ نظریه‌ به‌ جامعه‌ مدنی‌ بورژوایی‌ و ابزار آن‌ یعنی‌ «نظام‌ طبیعی‌ بازار آزاد»، واگذار می‌شود و جای‌ این‌ سؤ‌ال‌ باقی‌ است‌ كه‌ در این‌ صورت‌ وظیفه‌ دولت‌ چیست؟

            ‌اقتصاد سیاسی‌ كلاسیك‌ وظایف‌ دولت‌ را در سه‌ اصل: عدالت‌ منفی38 (دادگستری)، امنیت‌ و امور عمومی‌ (كالاهای‌ عمومی) محدود می‌كرد. اصل‌ «آزادی‌ اقتصادی» و نظام‌ طبیعی‌ بازار، مستلزم‌ اصل‌ «عدم‌ مداخله‌ دولت» در فرآیندهای‌ تولیدی‌ و اقتصادی‌ بود. مدیریت‌ و تصدی‌گری‌ اقتصادی‌ دولت‌ كه‌ در قرون‌ شانزدهم‌ تا هجدهم‌ شیوع‌ یافته‌ بود، در قرن‌ نوزدهم‌ به‌ ویژه‌ اواسط‌ آن‌ كاهش‌ یافت. با وجود این، دولت‌های‌ لیبرال‌ كلاسیك‌ اروپا در اواخر قرن‌ نوزدهم‌ و اوایل‌ قرن‌ بیستم‌ با بحران‌ مشروعیت‌ مواجه‌ شدند. البته‌ آنان‌ در كوتاه‌ مدت‌ توانستند با تكیه‌ بر دست‌آوردهای‌ جهان‌گشایانه‌ و استعماری‌ یا جنگ‌ جهانی‌ اول‌ (كشمكش‌های‌ دولت‌های‌ اروپایی‌ با یكدیگر) كشتی‌ مشروعیت‌ خود را به‌ ساحل‌ امن‌ بكشانند؛ اما در بلندمدت، چارة‌ كار، دولت‌های‌ مداخله‌گر در امور اقتصادی‌ یعنی‌ دولت‌های‌ «رفاه‌ اجتماعی» بود.

            ‌دلایل‌ افزایش‌ نقش‌ دولت‌ در كشورهای‌ غربی، بحران‌های‌ اجتماعی، اقتصادی‌ و سیاسی‌ای‌ بوده‌ است‌ كه‌ لازم‌ است‌ به‌ طور مختصر توضیح‌ داده‌ شود:

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 19 فروردین 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: اقتصاد اسلامی،     | نظرات()

‌جایگاه‌ دولت‌ در اقتصاد اسلامی‌

‌ناصر جهانیان‌

مقدمه‌

            ‌نظریه‌پردازی‌ درباره‌ دولت، به‌ معنی‌ تأمل‌ دربارة‌ غایات‌ زندگی‌ اجتماعی‌ و تغییر آن‌ها است.1 اگر به‌ طور مثال، استدلال‌ كنیم‌ كه‌ غایت‌ دولت‌ دستیابی‌ به‌ زندگی‌ سعادتمندانه‌ برای‌ همة‌ شهروندان‌ است‌ و این‌ نیز مستلزم‌ تأمین‌ خواست‌های‌ مادی‌ و فرهنگی‌ آن‌ها باشد، چنین‌ استدلالی‌ تأثیرات‌ و پیامدهای‌ پردامنه‌ای‌ در نحوة‌ برداشت‌ ما از سیاست‌های‌ دولت‌ و نهادهای‌ لازم‌ برای‌ اجرای‌ آن‌ها و مآلاً‌ در حیات‌ فرد خواهد داشت. بنابراین، نظریه‌پردازی‌ درباره‌ دولت‌ نیازمند درك‌ ماهیت‌ زندگی‌ اجتماعی‌ و عنصر اساسی‌ تشكیل‌دهندة‌ آن‌ یعنی‌ انسان‌ است.

            ‌اگر اندیشمندی‌ بتواند میان‌ طبع‌ بشر و دولت‌ رابطة‌ صحیحی‌ برقرار كند، به‌ تحقیق، مهم‌ترین‌ كوشش‌ را از دیدگاه‌ نظریه‌پردازی‌ سیاسی‌ انجام‌ داده‌ است. دانكن‌ می‌نویسد: «كوشش‌ برای‌ برقراری‌ رابطه‌ای‌ میان‌ طبع‌ بشر - به‌ هر معنا - و دولت، مهم‌ترین‌ كوشش‌ نظریة‌ سیاسی‌ است.»2 بی‌شك، در میان‌ اندیشمندان‌ مسلمان، آیة‌ا سید محمدباقر صدر؛ از جمله‌ كسانی‌ بود كه‌ به‌ خوبی‌ به‌ این‌ امر پرداخت‌ و توانست‌ بین‌ انسان‌ اجتماعی‌ و دولت، رابطة‌ منطقی‌ و جذ‌ابی‌ مبتنی‌ بر قرآن‌ و سنت‌ تصویر نماید. وی‌ منظومه‌ای‌ فلسفی، اجتماعی‌ و اقتصادی‌ تدوین‌ نمود كه‌ از جامعیت‌ و شمول‌ و سازگاری‌ برخوردار است‌ و از این‌ جهت‌ می‌توان‌ ایشان‌ را به‌ عنوان‌ یك‌ نظریه‌پرداز مطرح‌ كرد.

الف) مبانی‌ نظریه‌

            ‌مفهوم‌ دولت‌ و طبع‌ انسان، در هر نظریه‌ دولت، از مفاهیم‌ كلیدی‌ به‌ شمار می‌روند، بنابراین، ابتدا مفهوم‌ دولت‌ را از منظر شهید صدر بررسی‌ نموده، سپس‌ نظریه‌ ایشان‌ را درباره‌ انسان‌ و نقش‌ خطیرش‌ در جانشینی‌ خدا در زمین، تحلیل‌ و تفسیر می‌كنیم.

1 - مفهوم‌ دولت‌ از دیدگاه‌ شهید صدر؛

            ‌در اصطلاح‌ سیاسی، دیدگاه‌های‌ مختلفی‌ درباره‌ دولت‌ و مفهوم‌ آن‌ وجود دارد. برخی‌ بین‌ دولت‌ و هیئت‌ حاكمه‌ تفاوتی‌ قائل‌ نیستند و مفهوم‌ حكومت‌ یعنی‌ «فرمان‌ راندن» را به‌ صورت‌ هم‌معنا و مترادف‌ با مفهوم‌ دولت‌ به‌ كار می‌برند. اما بیش‌تر نظریه‌پردازان، دولت‌ را عبارت‌ از كیفیتی‌ از خود ملت‌ دانسته‌اند؛ نیرویی‌ كه‌ از اجتماع‌ مردم‌ متشكل‌ در سرزمین‌ معین، آزاد می‌شود. دولت، قدرت‌ عمومی‌ كاملی‌ است‌ كه‌ به‌ حكومت‌ شأن‌ و حیثیت‌ می‌بخشد. البته‌ حكومت‌ هم‌ مجری‌ و حامل‌ اقتدار دولت‌ است‌ و این‌ اقتدارِ‌ مستمر، فراتر و برتر از حكام‌ و اتباع‌ بوده‌ و به‌ كشور و سازمان‌ سیاسی‌ آن‌ تداوم‌ و همبستگی‌ می‌بخشد.3 دولت، با این‌ تعریف، مادامی‌ كه‌ خود مردم‌ و نظام‌ اجتماعی‌ آن‌ها تداوم‌ داشته‌ باشد، زوال‌ناپذیر است. بركناری‌ حكومت‌ها موجب‌ زوال‌ دولت‌ها نمی‌شود، لذا هر تغییری‌ در حكومت‌ به‌ معنای‌ بروز بحران‌ در دولت‌ نیست. بودن‌ یا نبودن‌ دولت‌ بستگی‌ به‌ بودن‌ یا نبودن‌ جامعه‌ و مشروعیت‌ نظام‌ اجتماعی‌ آن‌ جامعه‌ دارد و تا وقتی‌ نظام‌ اجتماعی‌ تداوم‌ و مشروعیت‌ دارد، دولت‌ هم‌ خواهد بود؛4 زیرا هر نظام‌ اجتماعی‌ به هر شكلی‌ كه‌ باشد، احتیاج‌ به‌ استقرار نظم، عدالت‌ و امنیت‌ خواهد داشت‌ و هیچ‌ جامعه‌ای‌ فارغ‌ از احتیاج‌ به‌ این‌ سه‌ ركن‌ زندگی‌ اجتماعی، نخواهد بود.5

            ‌بنابراین، دولت‌ بیانگر جامعه‌ای‌ است‌ كه‌ در آن‌ قدرت‌ سیاسی‌ واحدی‌ تحقق‌ یافته‌ و نهادهایی‌ از جمله‌ «حكومت» برای‌ تحقق، حفظ‌ و استفاده‌ مطلوب‌ از آن‌ قدرت‌ در جهت‌ رساندن‌ جامعه‌ به‌ خیر و سعادت‌ مورد نظر، به‌ وجود آمده‌ است. دولت‌ و نظام‌ كلی‌ سیاسی‌ - اجتماعی‌ در این‌ مفهوم‌ حالتی، ایستا و پایدار دارد، هر چند نهادها و ساختارش‌ دستخوش‌ تغییر و تبدیل‌ گردند. از آن‌ جا كه‌ دولت‌ در این‌ مفهوم‌ عام‌ دارای‌ چهار عنصر اساسی: قلمرو، جمعیت، حاكمیت‌ و حكومت‌ است، ممكن‌ است‌ میزان‌ جمعیت‌ یا قلمرو تغییر یابد، یا توان، اقتدار و قدرت‌ سیاسی‌ دستخوش‌ تحول‌ گردد، یا شكل‌ و نوع‌ حكومت‌ها عوض‌ شود، ولی‌ دولت‌ و نظام‌ سیاسی‌ - اجتماعی‌ ثابت‌ باشد.

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 19 فروردین 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: اقتصاد اسلامی،     | نظرات()

‌مبانی‌ نظری‌ ساختار مالكیت‌ از دیدگاه‌ قرآن(قسمت دوم)

‌علی ‌اصغر هادوی‌نیا

مالكیت‌ اعتباری‌ خداوند

دربارة‌ مالكیت‌ حقیقی‌ خداوند، اختلاف‌ نظری‌ مشاهده‌ نشد؛ اما برخی، مالكیت‌ اعتباری‌ او را نپذیرفته‌اند. برخی‌ بر این‌ نوع‌ مالكیت، اشكال‌ ثبوتی‌ داشته، اعتبار آن‌ را لغو و باطل‌ می‌دانند؛ زیرا با برخورداری‌ خداوند از مالكیت‌ حقیقی‌ مطلق، تمام‌ آثاری‌ كه‌ برای‌ مالكیت‌ اعتباری‌ شمرده‌ شده، تحقق‌ یافته‌ است‌ و به‌ مالكیت‌ اعتباری‌ نیازی‌ نیست؛ درحالی‌ كه‌ در هر اعتباری‌ باید اثر یا آثار عقلایی‌ كه‌ بتواند بر اعتبار مزبور مترتب‌ شود، وجود داشته‌ باشد. مرحوم‌ محقق‌ اصفهانی‌ در این‌ باره‌ می‌گوید:

اعتبار ثبوت‌ شیء هنگامی‌ صحیح‌ است‌ كه‌ به‌وسیلة‌ ثبوت‌ آن‌ شیء برای‌ شیء دیگر به‌طور حقیقی‌ از آن‌ بی‌نیازی‌ حاصل‌ نشده‌ باشد و گرنه‌ اعتبار لغوی‌ است‌ و از این‌جا ظاهر می‌شود كه‌ ملكیت‌ خدای‌ تعالی‌ و تسلط‌ او برمعلولاتش‌ به‌ اعتبار نیست‌ تا از موارد ملكو حق‌ و نظایر آن‌ها قرار داده‌ شود. (اصفهانی، بی‌تا: ص‌ 9)؛

اما گروه‌ دیگری‌ با تكیه‌ بر آیات‌ قرآنی، مالكیت‌ اعتباری‌ پروردگار را پذیرفته‌اند (دفتر همكاری‌ حوزه‌ و دانشگاه، 1372: ص‌ 102). برای‌ اثبات‌ مالكیت‌ اعتباری‌ خداوند بر اموال‌ می‌توان‌ به‌ ظاهر آیات‌ «خمس» (انفال‌ (8): 41)، «انفال» (انفال‌ (8): 1) و «فیء» (حشر(59): 7) كه‌ همگی‌ از اموال‌ بوده‌ و در همگی، عبارت‌ «ا» همگام‌ با واژة‌ «للرسول» مشاهده‌ می‌شود، استناد كرد. در این‌ آیات، مالكیت‌ رسول‌ خدا6 بر خمس، انفال‌ و فیء، كنار مالكیت‌ پروردگار مطرح‌ شده‌ است. این‌ در حالی‌ است‌ كه‌ مالكیت‌ در این‌ موارد از مالكیت‌های‌ اعتباری‌ شمرده‌ شده‌ و سیاق‌ كلام‌ اقتضا می‌كند كه‌ «ا» نیز به‌ مالكیت‌ اعتباری‌ خداوند به‌ این‌ امور اشاره‌ داشته‌ باشد. افزون‌ بر این، مالكیت‌ حقیقی‌ خداوند به‌ همه‌ چیز تعلق‌ گرفته، به‌ خمس، انفال‌ یا فیء اختصاصی‌ ندارد. این‌ در حالی‌ است‌ كهقراین‌ نشان‌ از نوعی‌ اختصاص‌ دارد؛ پس‌ این‌كه‌ در این‌ آیات، مالكیت‌ خمس، انفال‌ و فیء را متعلق‌ به‌ خداوند و رسول‌ و... شمرده، مالكیت‌ حقیقی‌ نیست؛ بلكه‌ مالكیت‌ اعتباری‌ آن‌ها مقصود است‌ (دفتر همكاری‌ حوزه‌ و دانشگاه، 1372: ص‌ 100 - 103

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 19 فروردین 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: اقتصاد اسلامی،     | نظرات()

‌مبانی‌ نظری‌ ساختار مالكیت‌ از دیدگاه‌ قرآن

‌علی‌اصغر هادوی‌نیا1

چكیده‌

یكی‌ از عناصر نظام‌های‌ اقتصادی‌ كه‌ در مقایسة‌ آن‌ها نقش‌ بسزایی‌ داشته، ساختار مالكیتی‌ است‌ كه‌ به‌وسیلة‌ آن‌ها معرفی‌ می‌شود. این‌ ساختار به‌طور معمول‌ بر مبانی‌ نظری‌ مبتنی‌ است‌ كه‌ دستیابی‌ به‌ آن‌ها در تبیین‌ مستدل‌ و روشن‌ از ساختار مزبور اهمیت‌ دارد. اقتصاددانان‌ مسلمان‌ نیز در این‌ باره‌ با تكیه‌ بر برخی‌ آیات‌ قرآن‌ كریم‌ ساختار مالكیت‌ مختلط‌ را طر‌احی‌ كرده‌اند. توجه‌ به‌ چگونگی‌ اتكای‌ این‌ ساختار بر مبانی‌ نظری‌ كه‌ در این‌ كتاب‌ آسمانی‌ ترسیم‌ شده‌ است، پذیرش‌ ساختار مزبور و ترجیح‌ آن‌ را آسان‌ می‌كند. این‌ مقاله‌ درصدد است‌ با مراجعه‌ به‌ برخی‌ كتاب‌های‌ اقتصاد اسلامی‌ و نیز منابع‌ تفسیری، مبانی‌ نظری‌ ساختار مالكیت‌ معرفی‌ شده‌ از سوی‌ اقتصاددانان‌ را با سازوكار نسبتاً‌ جدیدی‌ ارائه، سپس‌ با نتیجه‌گیری‌ مناسبی‌ كه‌ دربارة‌ دیدگاه‌ های‌ مختلف‌ «عناصر ساختار مالكیت‌ در نظام‌ اقصادی‌ اسلامی» وجود دارد، به‌ مستندات‌ قرآنی‌ این‌ ساختار اشاره‌ كند. اگرچه‌ این‌ ساختار می‌تواند با توجه‌ به‌ مستندات‌ فقهی‌ نیز تكمیل‌ و پشتیبانی‌ شود، به‌ جهت‌ تلخیص‌ از این‌ امر پرهیز شده‌ است.

«مالكیت‌ اعتباری‌ خداوند» و «توحید افعالی‌ پروردگار در شاخة‌ مالكیت» مهم‌ترین‌ مبانی‌ نظری‌ در تعیین‌ ساختار مالكیت‌ است‌ كه‌ از سوی‌ قرآن‌ كریم‌ معرفی‌ شده‌اند. عنصر اول، بستر مناسبی‌ برای‌ امكان‌ دخالت‌ پروردگار در تعیین‌ ساختار مالكیت‌ فراهم‌ آورده‌ و عنصر دوم، به‌ دنبال‌ اثبات‌ برتری‌ ساختار تعیین‌ شده‌ از سوی‌ پروردگار است. بدین‌ترتیب، امكان‌ ثبوتی‌ دخالت‌ پروردگار در تعیین‌ ساختار مالكیت‌ مستدل‌ می‌شود؛ اما در مقام‌ اثبات‌ نیز اقتصاددانان‌ با مراجعه‌ به‌ قرآن‌ كریم‌ دریافته‌اند كه‌ ساختار مالكیت، تك‌محوری‌ نبوده‌ و متكی‌ بر «مالكیت‌ خصوصی» یا «مالكیت‌ دولتی» به‌ تنهایی‌ نیست؛ بلكه‌ مالكیت‌ مختلط، ساختار برگزیده‌ای‌ است‌ كه‌ اقتصادانان‌ مسلمان‌ با تكیه‌ بر برداشت‌های‌ قرآنی، آن‌ را ترسیم‌ كرده‌اند.

مقدمه‌

مالكیت، یكی‌ از عناصری‌ است‌ كه‌ در تعیین‌ نوع‌ نظام‌ اقتصادی‌ نقش‌ بسزایی‌ دارد. ساختاری‌ كه‌ در نظام‌ اقتصادی‌ برای‌ مالكیت‌ در نظر گرفته‌ می‌شود، بر مبانی‌ نظری‌ مبتنی‌ است‌ كه‌ بررسی‌ آن‌ها در درك‌ و تبیین‌ این‌ ساختار اهمیت‌ دارد. تأكید اولیة‌ بیش‌ از حد‌ نظام‌ سرمایه‌داری‌ بر مالكیت‌ خصوصی‌ و غفلت‌ از دیگر انواع‌ مالكیت‌ نیز بر مبانی‌ نظری‌ این‌ نظام‌ مبتنی‌ است. ساختار مالكیت‌ مختلط‌ كه‌ در نظام‌ اقتصاد اسلامی‌ مطرح‌ شده، بر مبانی‌ نظری‌ معینی‌ ابتنا دارد كه‌ با توجه‌ به‌ آیات‌ قرآن‌ كریم‌ و دیدگاه‌ مفسران، تبیین‌ می‌شود. این‌ مقاله‌ درصدد است‌ با گردآوری‌ یافته‌های‌ مفسران‌ و اقتصاددانان‌ مسلمان‌ دربارة‌ مالكیت، آن‌ها را در ساختار مناسبی‌ با یك‌دیگر پیوند داده، نمای‌ جدیدی‌ از مباحث‌ پراكنده‌ را ارائه‌ كند

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 19 فروردین 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: اقتصاد اسلامی،     | نظرات()

معرفی‌ كتاب: پول‌ در نگاه‌ فقه‌ و اقتصاد

 

نام‌ كتاب: پول‌ در نگاه‌ فقه‌ و اقتصاد

تهیه‌ و تنظیم: گروه‌ اقتصاد پژوهشگاه‌ فرهنگ‌ و اندیشه‌ اسلامی‌

ناشر: مؤ‌سسه‌ فرهنگی‌ اندیشه‌

چاپ‌ اول: مهر 1375

قطع: رقعی‌

تعداد صفحات: 92 صفحه‌

قیمت: 3500 ریال‌

            ‌این‌ كتاب‌ حاوی‌ مجموعه‌ سخنرانی‌ها و مقالات‌ نخستین‌ نشست‌ سلسله‌ همایش‌های‌ تحقیقی‌ در زمینه‌ مسائل‌ تازه‌ فقهی‌ است‌ كه‌ با همكاری‌ پژوهشگاه‌ فرهنگ‌ و اندیشة‌ اسلامی‌ و مركز مدیریت‌ حوزه‌ علمیه‌ قم‌ در تاریخ‌ 24/1/1374 در قم‌ برگزار شده‌ بود. كتاب‌ حاضر بعد از بیان‌ ضرورت‌ تحقیق‌ در مسائل‌ جدید فكری‌ و فقهی‌ و رسالت‌ عالمان‌ حوزوی‌ و دانشگاهی‌ در این‌ باب، به‌ بررسی‌ ماهیت‌ پول‌ و پول‌ از منظر فقه‌ و اقتصاد پرداخته‌ و به‌ پرسش‌های‌ مطرح‌ شده‌ از سوی‌ اساتید و محققان‌ در جلسه‌ مذكور، پاسخ‌ می‌دهد.

 

نام‌ كتاب: پس‌انداز و سرمایه‌گذاری‌ در اقتصاد اسلامی‌

نویسنده: سیدعباس‌ موسویان‌

ناشر: پژوهشگاه‌ فرهنگ‌ و اندیشه‌ اسلامی‌

قطع: وزیری‌

تعداد صفحات: 214 صفحه‌

قیمت: 6000 ریال‌

            ‌تجربه‌ چند صد ساله‌ تشكیل‌ سرمایه‌ به‌ شیوة‌ اقتصاد آزاد مبتنی‌ بر نظام‌ بهره‌ در بخشی‌ از جهان‌ و پشت‌ سر گذاشتن‌ سرمایه‌گذاری‌ متمركز سوسیالیستی‌ در بخش‌ دیگر عالم، فرصت‌ مناسبی‌ است‌ كه‌ اقتصاددانان‌ و پژوهشگران‌ ره‌آوردهای‌ اجرایی‌ این‌ دو نظام‌ را به‌طور دقیق‌ ارزیابی‌ كنند.

            ‌كتاب‌ فوق‌ با بهره‌گیری‌ شایسته‌ از مبانی‌ دینی، فقهی‌ و علم‌ اقتصاد، شیوه‌های‌ رایج‌ تشكیل‌ سرمایه‌ از نوع‌ سرمایه‌داری‌ و سوسیالیستی‌ را نقد نموده، به‌ ارائه‌ نظریه‌ پس‌انداز و سرمایه‌گذاری‌ از دیدگاه‌ اقتصاد اسلامی‌ پرداخته‌ است. نویسنده‌ از این‌ منظر نظام‌ بانكداری‌ بدون‌ ربای‌ جمهوری‌ اسلامی‌ ایران‌ را مورد تجزیه‌ و تحلیل‌ قرار داده‌ و بعد از بیان‌ نقاط‌ ضعف‌ آن، الگویی‌ مطلوب‌ از بانكداری‌ اسلامی‌ را براساس‌ نظام‌ مشاركت‌ پیشنهاد می‌كند.

 

نام‌ كتاب: اقتصاد توسعه‌ یك‌ الگوی‌ جدید

نویسنده: پروفسور سیدنواب‌ حیدر نقوی‌

مترجم: دكتر حسن‌ توانایان‌فرد

ناشر: پژوهشگاه‌ فرهنگ‌ و اندیشه‌ اسلامی‌

چاپ‌ اول: بهار 1378

قطع: وزیری‌

تعداد صفحات: 208 صفحه‌

قیمت: 8950 ریال‌

            ‌مباحث‌ توسعه‌ اقتصادی‌ پس‌ از جنگ‌ جهانی‌ دوم‌ آغاز شده‌ و از آن‌ زمان‌ تا كنون‌ تحولات‌ و پیشرفت‌های‌ زیادی‌ داشته‌ است. با وجود این‌ هنوز كشورهای‌ در حال‌ توسعه‌ به‌ ویژه‌ كشورهای‌ مسلمان‌ از مشكلاتی‌ همچون‌ فقر، تورم‌ و بیكاری‌ رنج‌ می‌برند. یكی‌ از علل‌ اصلی‌ این‌ امر، فقدان‌ الگوی‌ توسعه‌ مناسب‌ با فرهنگ‌ و شرایط‌ اجتماعی‌ و سیاسی‌ و جغرافیایی‌ این‌ كشورهاست. كتاب‌ ارزشمند «اقتصاد توسعه‌ یك‌ الگوی‌ جدید» كه‌ به‌ وسیله‌ پرفسور سیدنواب‌ حیدر نقوی‌ (استاد دانشگاه‌های‌ مختلف‌ جهان، مشاور امور اقتصادی‌ و از برنامه‌ریزان‌ سیاست‌های‌ اقتصادی‌ كشورهای‌ عضو اتحادیه‌ همكاری‌ اقتصادی‌ اروپا و كانادا و آمریكا)، نگاشته‌ شده‌ است، گام‌ بلندی‌ در راستای‌ نقد الگوهای‌ پیشین‌ و ارائه‌ الگویی‌ جدید در محتوای‌ اخلاقی‌ محسوب‌ می‌گردد. این‌ كتاب‌ به‌طور جامع، مختصر و نقادانه، كلیه‌ نظریات‌ اقتصاد توسعه‌ را در طول‌ پنجاه‌ سال‌ گذشته‌ بیان‌ می‌كند. هم‌چنین‌ مترجم‌ در صورت‌ لزوم‌ به‌ توضیح‌ برخی‌ موارد می‌پردازد.

نام‌ كتاب: ماهیت‌ پول‌ و راهبردهای‌ فقهی‌ و اقتصادی‌ آن‌

تألیف: احمدعلی‌ یوسفی‌

ناشر: پژوهشگاه‌ فرهنگ‌ و اندیشه‌ اسلامی‌

چاپ‌ اول: تابستان‌ 1377

قطع: رقعی‌

تعداد صفحات: 236 صفحه‌

قیمت: 7000 ریال‌

            ‌تاریخ‌ پررمز و راز پول، از این‌ پدیدة‌ بشری‌ ماهیتی‌ ساخته‌ كه‌ در عین‌ سادگی‌ بسیار پیچیده‌ و مبهم‌ است. نویسنده‌ ابتدا هدف‌ و ضرورت‌ تحقیق‌ دربارة‌ پول‌های‌ فعلی‌ را مورد بررسی‌ قرار داده، سپس‌ ضرورت‌ به‌كارگیری‌ پول‌های‌ مختلف‌ را در مبادلات‌ جهانی‌ كه‌ در نفی‌ یا اثبات‌ فرضیه‌های‌ تحقیق‌ مورد نیاز است، با روش‌ مناسب‌ بررسی‌ می‌كند. در فصل‌ دوم‌ عناوین‌ مرتبط‌ با پول‌ از دیدگاه‌ حقوق‌دانان، اقتصاددانان‌ و فقیهان‌ مورد تحلیل‌ و تفسیر قرار گرفته‌ و ویژگی‌ها و ضابطة‌ هر یك‌ از عناوین‌ مشخص‌ گردیده‌ است. فصل‌ سوم‌ با بهره‌گیری‌ از مباحث‌ قبل‌ به‌ تحلیل‌ فرضیه‌های‌ تحقیق‌ می‌پردازد و ماهیت‌ پول‌ را از منظر خرد و كلان، بررسی‌ می‌كند. در ضمیمه‌ آن، جهاتی‌ از پول‌ صدر اسلام‌ كه‌ به‌ نحوی‌ در روشن‌گری‌ موضوع‌ تحقیق‌ كتاب‌ مفید می‌باشد، به‌ مطالب‌ كتاب‌ اضافه‌ شده‌ است.

 

نام‌ كتاب: ارزشها و توسعه‌ (بررسی‌ موردی‌ قانون‌ اساسی‌ جمهوری‌ اسلامی‌ ایران)

نویسنده: محمد نقی‌ نظرپور

ناشر: پژوهشگاه‌ فرهنگ‌ و اندیشة‌ اسلامی‌

چاپ‌ اول: بهار 1378

قطع: وزیری‌

قیمت: 12000 ریال‌

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 20 بهمن 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: اقتصاد اسلامی، معرفی كتاب،     | نظرات()