تبلیغات
مذهبی فرهنگی - مطالب امام علی(ع) و واقعه غدیر خم

غدیر، جارى در همه اعصار

سخنرانى امام راحل، قدس سره، به مناسبت عید غدیر
امیدوارم ان شاءالله این عید مبارك به همه ملتهاى مظلوم و بخصوص به ملت شریف ما مبارك باشد. خداوند ان شاءالله كه با عنایات خاصه خود نظرى به این ملت بزرگ كه باید گفت پرچمدار اسلام در این عصر هستند، به اینها عنایت خاصى بفرماید و آنها را از عنایات خاصه خود نصیب بزرگ عنایت بفرماید.

من درباره شخصیت حضرت امیر چه مى توانم بگویم و كى چه مى تواند بگوید؟! ابعاد مختلفه اى كه این شخصیت بزرگ دارد، به گفتگوى ماها و به سنجش بشرى در نمى آید. كسى كه انسان كامل است و مظهر اسماء و صفات حق تعالى است، ابعادش به حسب اسماء حق تعالى باید هزار تا باشد و ما از عهده بیان حتى یكى اش نمى توانیم برآییم. این شخصیت كه جامع تضاد است، امور متضاد در او جمع است، كسى نمى تواند در حول و حوش او سخن بگوید، از این جهت من در این موضوع بهتر مى دانم كه ساكت باشم. لكن مساله اى را كه بهتر است ما بگوییم، انحرافاتى است كه براى ملتها و خصوصا براى شیعیان این حضرت پیش آمده است. در طول تاریخ دستهایى كه این انحرافات را از اول به وجود آورده اند و توطئه هایى كه بوده است در طول تاریخ و اخیرا در این سالهاى اخیر، سده هاى اخیر پیش آمده است، آنها را عرض كنم.

مساله غدیر، مساله اى نیست كه بنفسه براى حضرت امیر یك مساله اى پیش بیاورد، حضرت امیر مساله غدیر را ایجاد كرده است. آن وجود شریف كه منبع همه جهات بوده است، موجب این شده است كه غدیر پیش بیاید. غدیر براى ایشان ارزش ندارد، آن كه ارزش دارد خود حضرت است كه دنبال آن ارزش، غدیر آمده است. خداى تبارك و تعالى كه ملاحظه فرموده است كه در بشر بعد از رسول الله كسى نیست كه بتواند عدالت را به آن طورى كه باید انجام بدهد، آن طورى كه دلخواه است انجام بدهد، مامور مى كند رسول الله را كه این شخص را كه قدرت این معنا را دارد كه عدالت را به تمام معنا در جامعه ایجاد كند و یك حكومت الهى داشته باشد، این را نصب كن. نصب حضرت امیر به خلافت این طور نیست كه از مقامات معنوى حضرت باشد، مقامات معنوى حضرت و مقامات جامع او این است كه غدیر پیدا بشود و اینكه روایات ما و از آن زمان تا حالا این غدیر را آن قدر از آن تجلیل كرده اند، نه از باب اینكه حكومت یك مساله اى است، حكومت آن است كه حضرت امیر به ابن عباس مى گوید كه «به قدر این كفش بى قیمت هم پیش من نیست »، آنكه هست اقامه عدل است. آن چیزى كه حضرت امیر، سلام الله علیه، و اولاد او مى توانستند در صورتى كه فرصت به آنها بدهند، اقامه عدل را به آن طورى كه خداى تبارك و تعالى رضا دارد انجام بدهند، اینها هستند لكن فرصت نیافتند. زنده نگه داشتن این عید نه براى این است كه چراغانى بشود و قصیده خوانى بشود و مداحى بشود، اینها خوب است، اما مساله این نیست. مساله این است كه به ما یاد بدهند كه چطور باید تبعیت كنیم، به ما یاد بدهند كه غدیر منحصر به آن زمان نیست، غدیر در همه اعصار باید باشد و روشى كه حضرت امیر در این حكومت پیش گرفته این باید روش ملتها و دست اندركاران باشد. قضیه غدیر، قضیه جعل حكومت است، این است كه قابل نصب است و الا مقامات معنوى قابل نصب نیست، یك چیزى نیست كه با نصب این مقام پیدا بشود، لكن آن مقامات معنوى كه بوده است و آن جامعیتى كه براى آن بزرگوار بوده است، اسباب این شده است كه او را به حكومت نصب كنند. و لهذا مى بینیم كه در عرض صوم و صلوة و امثال اینها مى آورد و ولایت مجرى اینهاست. ولایتى كه در حدیث غدیر است به معناى حكومت است، نه به معناى مقام معنوى. و حضرت امیر را، همان طورى كه من راجع به قرآن عرض كردم كه قرآن - و در روایات است این - نازل شده است به منازل مختلف، كلیاتش سبع والى سبعین والى زیادتر، تا حالا رسیده است به دست ماها به صورت یك مكتوب، حضرت امیر هم این طور است، رسول خدا هم این طور است. مراحل طى شده است، تنزل پیدا كرده است، از وجود مطلق تنزل پیدا كرده است، از وجود جماع تنزل پیدا كرده است و آمده است پایین تا رسیده است به عالم طبیعت، در عالم طبیعت این وجود مقدس و آن وجود مقدس و اولیاى بزرگ خدا. بنابراین، این كه حدیث غدیر را ما حساب كنیم كه مى خواهد یك معنویتى را براى حضرت امیر، با یك شانى براى حضرت امیر درست كند نیست; حضرت امیر است كه غدیر را به وجود آورده است، مقام شامخ اوست كه اسباب این شده است كه خداى تبارك و تعالى او را حاكم قرار بدهد.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 12 آذر 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: امام علی(ع) و واقعه غدیر خم،     | نظرات()

غدیر و پرسشها

محسن ایزدى


بدون شك واقعه غدیر نقش سرنوشت‏سازى در تعیین مسیر آینده اسلام داشته است. واقعه‏اى كه طى آن پیامبر اسلام، صلّى‏اللَّه‏علیه‏وآله، مهمترین مأموریت خود را به انجام رساندند. مأموریتى كه انجام آن مساوى بود با تبلیغ تمام رسالت و كوتاهى در مورد آن به منزله از بین رفتن زحمات چندین ساله پیامبر اكرم و بى نتیجه ماندن فداكاریهاى مسلمانان صدر اسلام محسوب مى‏شد.
مأموریتى كه در آن پیامبر اكرم، صلّى‏اللَّه‏علیه‏وآله، بطور رسمى جانشین خود را انتخاب كردند و باعث یأس و ناامیدى مخالفان اسلام شدند.
واقعه غدیر از جهات مختلفى قابل تأمل و بررسى است و یكى از نكاتى كه لازم است در مقطع كنونى مورد بررسى دقیق قرار گیرد پاسخگوئى به پرسشها و شبهاتى است كه در این خصوص مطرح شده است.

پرسشها و اشكالاتى كه در مورد حدیث غدیر مطرح شده است دو گونه است: یكى اشكالات و پرسشهایى كه در مورد اصل صدور حدیث از پیامبر، صلّى‏اللَّه‏علیه‏وآله، مطرح شده است و دیگر اشكالات و پرسشهایى كه در مورد دلالت حدیث (بر نصب على، علیه‏السلام، به ولایت) مطرح شده است.
در اینجا به بررسى برخى از این پرسشها و انتقادات مى‏پردازیم:

پرسش اول:
اگر حدیث غدیر واقعیت داشت پس چرا از میان آن جمعیت انبوهى كه در مراسم حجةالوداع شركت كرده بودند تنها 110 نفر از صحابه پیامبر آنرا نقل كرده‏اند؟1

جواب:
اولاً، گروه زیادى از مسلمانان كه اهل مدینه نبودند، در جحفه از پیامبر، صلّى‏اللَّه‏علیه‏وآله، جدا شدند و بنابراین نقلى از آنهادر تاریخ ثبت نشده است.
ثانیاً، بسیارى ازكسانى كه در سفر حجةالوداع شركت داشتند اهل نقل روایت و كتابت نبوده‏اند و راویانى كه این حدیث را نقل كرده‏اند بطور كلى كسانى هستند كه احادیث دیگر پیامبر، صلّى‏اللَّه‏علیه‏وآله، در اصول و فروع را نقل كرده‏اند. خلاصه تمام كسانى كه اهل حل و عقد شمرده مى‏شوند، و از اكابر اصحاب پیامبر مى‏باشند این حدیث را نقل كرده‏اند و كمتر واقعه‏اى به اندازه واقعه غدیر خم راوى دارد.
ثالثاً، با توجه به مخالفت شدید با امامت على، علیه‏السلام، و عداوت و بغض نسبت به ایشان، بخصوص در اوائل حكومت بنى‏امیه، انگیزه‏هاى زیادى براى كتمان این حدیث وجود داشته است؛ بطورى كه ضبط همین مقدار (تعداد 110 نفر) نیز از امور خارق‏العاده محسوب مى‏شود.
خلاصه انتشار این حدیث با سیاستهاى خلفاى جور در تضاد بوده لذا به هر وسیله از نقل آن جلوگیرى به عمل مى‏آورده‏اند.

پرسش دوم:
چرا با وجود آنهمه تاكید پیامبر اكرم، صلّى‏اللَّه‏علیه‏وآله، در روز غدیر نسبت به ولایت على، علیه‏السلام، و برگزارى مراسم بیعت با آن حضرت و تبریك مردم و اكابر اصحاب پیامبر، صلّى‏اللَّه‏علیه‏وآله، به امیرالمومنین هنوز بیش از هفتاد روز از آن واقعه نگذشته بود كه مردم همه چیز را فراموش كرده و حدیث پیامبر پیامبر، صلّى‏اللَّه‏علیه‏وآله، هیچ نگرانى نسبت به زمان حیات خود ندارند و تمام نگرانى او از آینده اسلام است؛ زیرا كسى كه مى‏گوید: »من بزودى از میان شما خواهم رفت« پیداست كه در صدد تعیین جانشین براى خویش است و براى آینده برنامه‏ریزى مى‏كند.

جواب:
غالبا در هر جامعه‏اى عده انگشت‏شمارى هستند كه سرنوشت جامعه را رقم مى‏زنند و معمولا توده مردم تابع آنها هستند و كمتر از خود رأى مستقلى دارند.
پس از رحلت پیامبر، صلّى‏اللَّه‏علیه‏وآله،كسانى كه به عنوان اكابر صحابه پیامبر، صلّى‏اللَّه‏علیه‏وآله، شناخته مى‏شدند؛ با توجه به اوضاع بحرانى آن زمان، مصلحت جامعه اسلامى را چنین تشخیص دادند كه از وصیت پیامبر، صلّى‏اللَّه‏علیه‏وآله، در مورد على، علیه‏السلام، صرف‏نظر كنند و »رأى« را بر »نصّ« مقدم دارند. لذا باعجله با ابوبكر بیعت كرده و توده مردم هم از آن تبعیت كردند. عده‏اى هم كه با اینكار مخالف بودند در مقابل عمل انجام شده قرار گرفتند و بخاطر حفظ حكومت نوپاى اسلامى و وحدت میان مسلمان سكوت كردند.
سردمداران حكومت نیز بتدریج به مردم تلقین كردند كه پیامبر، صلّى‏اللَّه‏علیه‏وآله، على، علیه‏السلام، را صرفا معرفى كرده و او را شایسته خلافت دانسته نه اینكه آن حضرت را به خلافت نصب كرده باشد.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 12 آذر 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: امام علی(ع) و واقعه غدیر خم، پرسش و پاسخ،     | نظرات()

غدیر; چشمه ای تا پایان هستی

واقعه غدیر حادثه ای تاریخی نیست كه در كنار دیگر وقایع بدان نگریسته شود. غدیر تنها نام یك سرزمین نیست . یك تفكر است نشانه و رمزی است كه از تداوم خط نبوت حكایت می كند. غدیر نقطه تلاقی كاروان رسالت با طلایه داران امامت است .
آری غدیر یك سرزمین نیست چشمه ای است كه تا پایان هستی می جوشد كوثری است كه فنا برنمی دارد افقی است بی كرانه و خورشیدی است عالم تاب .
داستان غدیر خم
سال دهم هجرت بود و پیامبر از آخرین سفر حج خود باز می گشت گروه انبوهی كه تعدادشان را تا صد و بیست هزار رقم زده اند او را بدرقه می كردند تا این كه به پهنه بی آبی به نام غدیر خم رسیدند.
نیم روز هیجدهم ذی الحجه بود كه ناگهان پیك وحی بر رسول خدا(ص ) نازل شد و از جانب خدا پیام آورده كه : « ای رسول آنچه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده به گوش مردم برسان و اگر چنین نكنی رسالت او را ابلاغ نكرده ای و خداوند تو را از گزند مردمان حفظ خواهد كرد » پیامبر دستور توقف دادند و همگان در آن بیابان بی آب و در زیر آفتاب سوزان صحرا فرود آمدند و منبری از جهاز شتران برای پیامبر ساختند و رسول خدا بر فراز آن رفته و روی به مردم كردند. ابتدا خدای را سپاس فرموده و از بدیهای نفس اماره به او پناه جست و فرمود : ای مردم بزودی من از میان شما رخت بر می بندم آنگاه می افزاید چه كسی بر مومنین در ارزیابی مصلحت ها و شناخت و تصرف در امور سزاوارتراست همه یك سخن می گویند خدا و پیامبرداناترند.
رسول گرامی می فرماید آیا من به شما از خودتان اولی و سزاوارتر.نیستم و همگان یك صدا جواب می دهند كه چرا چنین است آنگاه فرمود : من دو چیز گرانبها در میان شما می گذارم یكی ثقل اكبر كه كتاب خداست و دیگری ثقل اصغر كه اهل بیت منند. مردم بر آنان پیشی نگیرید و از آنان عقب نمانید. آنگاه دست علی (ع ) را در دست گرفت و آن قدر بالا برد كه همگان او را در كنار رسول خدا دیدند و شناختند سپس فرمود : خداوند مولای من و من مولای مومنان هستم و بر آنها از خودشان سزاوارترم .ای مردم هر كس كه من مولا و رهبر اویم این علی هم مولا و رهبر اوست و این جمله را سه بار تكرار كرد و چنین ادامه داد : پروردگارا دوستان علی را دوست بدار و دشمنان او را خوار. خدایا علی را محور حق قرار ده و سپس فرمود : لازم است حاضران این خبر را به غایبان برسانند. هنوز اجتماع به حال خود باقی بود كه دوباره آهنگ روح بخش وحی گوش جان محمد صلی الله علیه و آله را نواخت كه : « امروز دینتان را برایتان كامل نمودم و نعمت خود را بر شما به پایان رساندم و اسلام را به عنوان دین برایتان پسندیدم » و بدین سان علی (ع ) از جانب خداوند برای جانشینی پیامبر (ص ) برگزیده شد.

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 11 آذر 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: امام علی(ع) و واقعه غدیر خم،     | نظرات()

ده خوی و خصلت یاران علی(ع)

 در كتاب «أعلام الدّین» از رسول اكرم(ص) نقل شده است كه به امیرالمؤمنین(ع) فرمود: «شیعیان و دوستان خود را به ده خوی و خصلت بشارت بده: اوّل: پاكی ولادت، دوم: نیكویی و خوبی ایمان، سوم: خدا آنها را دوست دارد، چهارم: قبرهای آنها وسیع است، پنجم: نور آنها پیشاپیش ایشان در حركت است، ششم: فقر را از میان چشم‌های آنها بیرون كند و دل‌هایشان را بی‌نیازی مرحمت فرماید،

هفتم: خدا از دشمنان آنها كینه و نفرت دارد، هشتم: از بیماری پیسی و خوره در امانند، نهم: گناهان و بدی‌ها را از ایشان فرو می‌ریزد و از بین می‌رود، دهم: آنها در بهشت با من هستند.
پس خوشا به حال آنها و بازگشت خوبی كه دارند.1

ماهنامه موعود شماره 101

پی‌نوشت:

1. أعلام الدین، ص 450؛ بحارالانوار، ج 27، ص 162، ح 11؛ الزهد، ص 86؛ الخصال، ج 2، ص 430، ح 10؛ روضـة الواعظین، ص 346؛ مشكاة الانوار، ص 79.

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 11 آذر 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: امام علی(ع) و واقعه غدیر خم،     | نظرات()

على علیه السلام مثل الاعلای قرآن

 در سخن دیگرى از امام صادق(علیه السلام) صراط مستقیم، راه به سوى معرفت ‏خدا تفسیر شده كه دو صراط است، یكى صراط در دنیا و دیگرى صراط در آخرت، صراط در دنیا امام واجب الاطاعة است، كسى كه او را شناخته و از وى پیروى كنند و در آخرت صراطى است كه پل دوزخ است و كسانى كه در دنیا امام واجب الاطاعة را نشاسند، بر این صراط لغزیده و در آتش دوزخ هلاك خواهند شد.




گنجینه‏هاى گرانقدر تمدن و فرهنگ یك كشور در آثار باستانى، نوشتار علمى و پدیده‏هاى كهن آن به چشم مى‏خورد. و اندیشمندان فرهنگى جامعه از جمله یادگاران ماندگار یك مرز و بوم و یا آیین به شمار مى‏روند كه گاه ارزش یكى از آنان، برتر از تمامى آثار و بناهاى تاریخى محسوب مى‏شود. فرهنگنامه‏ها، دایرة المعارف‏ها، و یا كتابهاى مقدس و آسمانى مردم، آینه‏اى شفاف در معرفى چنین الگوهاى شایسته به دیگران بوده و بیانگر ویژگیهاى روحى، ارزشهاى معنوى و یا حماسه‏هاى كم نظیر و گاه بى‏نظیر هستند.

قرآن را كه مى‏گشاییم، دهها و حتى صدها آیه روشنگر و الگو بخش مى‏یابیم كه نشان از رادمردى جاودانه دارد، والا گوهرى كه افزون بر مقام عصمت كه ارزشی بس گرانبهاست فضایل كیمیاگون او در آینه آیات به خوبى بیان شده است و اكنون كه چهارده قرن از زمان حیات وى مى‏گذرد، گویى او، انسان امروز جامعه ماست و یكایك ویژگیهاى وى، به مثال آفتاب عالمتاب، تمامى افراد را از ظلمت‏هاى زندگانى رهایى مى‏بخشد.

على، انسانى هزاربُعدى است كه صدها سال است، نظم و نثر، تفسیر و فقه، كلام و حقوق، ریاضیات و ادبیات و... همه و همه از ریزش عظمت او روزى‌خوارند. امام على بن ابیطالب(علیه السلام) است كه تنها خداى او یاراى بیان صفات او را دارد و یا رسول حق كه سفیر خداوندى است توان یادآورى ویژگیهاى وزیر و پسرعم خود را داراست.

برخى از آیات قرآن كریم را درباره امیرمؤمنان با نگاه دل مى‏بینیم و سیماى على را در آینه قرآن نظاره مى‏كنیم.

1- «و من الناس من یشرى نفسه ابتغاء مرضات الله و الله رؤف بالعباد.» (بقره/207)

" و از میان مردم کسی است که جان خود را برای طلب خشنودی خدا می فروشد، و خدا نسبت به (این) بندگان مهربان است. "

مفسر معروف اهل تسنن، ثعلبى مى‏گوید: "هنگامى كه پیامبر اسلام تصمیم به هجرت از مكه به مدینه گرفت، براى تحویل امانت‏هاى مردم و پرداخت پول‌هاى آنان، على(علیه السلام) را بجاى خود قرار داد و شب هنگام كه به سوى «غار ثور» حركت نمود و مشركان اطراف خانه او را محاصره كرده بودند، دستور داد على(علیه السلام) در بستر پیامبر بخوابد و پارچه سبز رنگى (برد خضرمى) كه مخصوص خود پیامبر بود، روى خویش بكشد. در این هنگام خداوند به «جبرئیل‏» و «میكائیل‏» وحى فرستاد كه من بین شما برادرى ایجاد كردم و عمر یكى از شما را طولانى‏تر قرار دادم، كدام یك از شما حاضر است ایثار به نفس كند و زندگى دیگرى را بر خود ترجیح دهد. هیچیك حاضر نشدند. به آنان وحى كرد اكنون، على(علیه السلام) در بستر پیامبر خوابیده است و آماده فدا کردن جان خویش است. به زمین روید و حافظ و نگاهبان او باشید.

هنگامى كه جبرئیل بالاى سر و میكائیل پائین پاى على(علیه السلام) نشسته بودند، جبرئیل مى‏گفت: «به‏به! آفرین بر تو اى على! خداوند به واسطه تو بر فرشتگان افتخار مى‏كند.»

ناگاه آیه «و من الناس...» نازل شد و در آن صفات على(علیه السلام) بیان‏گردید." (1)

ابن‏ابى الحدید معتزلى از اهل سنت كه درباره تفسیر این آیه بر این باور است که حماسه على(علیه السلام) در لیلة المبیت - شب خوابیدن به جاى رسول الله(صلی الله علیه و آله) - مورد تایید همگان است و غیر از كسانى كه مسلمان نیستند و افراد سبك مغز، آن را انكار نمى‏كنند. (2)

2- « و اذان من الله و رسوله الى الناس یوم الحج الاكبر ان الله برى من المشركین و رسوله فان تبتم فهو خیر لكم و ان تولیتم فاعلموا انكم غیر معجزى الله و بشرالذین كفروا بعذاب الیم.» (توبه/3)

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 11 آذر 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: امام علی(ع) و واقعه غدیر خم،     | نظرات()

چرا به حضرت علی (علیه السلام) «قسیم النار والجنة» می گویند؟

پاسخ :
این عبارت در احادیث زیادی از وجود مقدس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در شان حضرت علی علیه السلام نقل شده است :

اصل احادیث از منابع شیعه :
عن عبد الله بن عباس قال : قال رسول الله ( صلی الله علیه وآله ) : ... معاشر الناس ، إن علیا قسیم النار ، لا یدخل النار ولی له ، ولا ینجو منها عدو له ، إنه قسیم الجنة ، لا یدخلها عدو له ، ولا یزحزح عنها ولی له .

امالی شیخ صدوق ص 83 ، به سند دیگر خصال ، شیخ صدوق ، ص 496

از عبدالله بن عباس نقل شده است که گفت : رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند : ... ای گروه مردم ! همانا علی تقسیم کننده جهنم (نار) است کسی که یاور و دوست او باشد وارد آتش نخواهد شد و کسی که دشمن او باشد از آن نجات نخواهد یافت . همانا او تقسیم کننده بهشت است کسی که دشمن او باشد وارد آن نخواهد شد و کسی که دوست او باشد از آن محروم نخواهد شد.

قال(علی ابن موسی الرضا) قال رسول الله " ص " یا علی انک قسیم الجنة والنار

عیون اخبار الرضا ج 1 ص 30

حضرت علی بن موسی الرضا فرمودند : رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند :

ای علی ! همانا تو تفسیم کننده بهشت و جهنم هستی .

عن سلیمان بن خالد ، عن أبی عبد الله جعفر بن محمد الصادق ، عن آبائه علیهم السلام قال : قال رسول الله صلی الله علیه وآله لعلی علیه السلام : ... یا علی أنت قسیم الجنة والنار ، لا یدخل الجنة إلا من عرفک وعرفته ، ولا یدخل النار إلا من أنکرک وأنکرته .

امالی شیخ مفید ص 213

از سلیمان بن خالد از امام صادق علیه السلام از پدرانشان از رسول خدا صلی الله علیه و اله و سلم به حضرت علی علیه السلام فرمودند : ... ای علی تو قسمت کننده بهشت و دوزخی وارد بهشت نمی شود مگر کسی که او تو را و تو او را بشناسی (جزء شیعیان واقعی تو باشد) و وارد دوزخ نمی شود مگر کسی که تو را انکار کند و تو او را انکار کنی.

این روایت به چند صورت قسیم النار والجنه، قسیم النار ، قسیم الجنه و النار ، السلام علیک یا قسیم النار و الجنه، در منابع ذیل آمده است:

الکافی کلینی ج 4 ص 570، معانی الاخبار شیخ صدوق ص 206، تهذیب الاحکام شیخ طوسی ج 6 ص 29، روضه الواعظین فتال نیشابوری ص 100و 118، المسترشد طبری شیعی ص 264، امالی شیخ مفید ص 213، امالی شیخ طوسی ص 305 و 629، احتجاج طبرسی ج 1 ص 209و 341،مناقب ابن شهر آشوب ج 2 ص 8 و ج 3 ص 28، الطرائف سید بن طاووس ص 76، مدینه المعاجز ج 1 ص 280

روایت از منابع اهل سنت
این روایت در بسیاری از منابع اهل سنت نقل شده است و اگر چه برخی از متعصبین سعی در تضعیف این روایت کرده اند اما جایی که این روایت در کتب لغت نیز راه پیدا می کند و به اسناد متعدد در کتب معتبر اهل سنت نقل می شود دیگر اشکال بهانه جویان جایی ندارد اکنون به برخی از نقلها در منابع اهل سنت اشاره می کنیم:

عن علی رضی الله تعالی عنه أنا قسیم النار

الفایق فی غریب الحدیث جارالله زمخشری ج 3 ص 97

از حضرت علی علیه السلام فرمودند : من تقسیم کننده دوزخ هستم .

وروی أیضا عن الأعمش عن موسی بن طریف ، عن عبایة ، قال سمعت علیا ( ع ) ، وهو یقول : أنا قسیم النار .

شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج 2 ص 260 و ج 19 ص 140.

و همچنین روایت شده است از اعمش از موسی بن طریف از عبایه که گفت از علی علیه السلام شنیدم در حالی که می فرمود: من تقسیم کننده دوزخ هستم .

عن عبایة عن علی قال : أنا قسیم النار ، إذا کان یوم القیامة قلت هذا لک وهذا لی .

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 11 آذر 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: امام علی(ع) و واقعه غدیر خم، پرسش و پاسخ،     | نظرات()

ولایت مولا

سخنرانی منتشر نشده‌ای از مرحوم علامه امینی(ره)

«ولایت» در بیان قرآن کریم، اولاً و بالذات، از آن مقام مقدس حضرت احدیت است. خداوند متعال اولی به نفس همه مخلوقات است و تمام موجودات تسبیح گوی اویند. هرکس به زبان خودش« لا إله الّا الله» می‌گوید.

ولایت مطلقه‌ای که در تعابیر مختلف قرآن کریم آمده، از آن بشری است که عالم در پرتو آن وجود مقدس آفریده شده، و علت غایی همه موجودات، به شمار می‌آید. در هر ذره ای که در کون و مکان، و آسمان‌ها و زمین آفریده شده، رشحات رحمت وجود اقدس آن انسان کمال یافته می‌شود. وجودی که علت آفرینش همه انسان‌ها, افلاک و املاک است و آسمان‌ها و زمین در پرتو وجود او آفریده شده‌اند. همو که خداوند او را به « لولاك لما خلقت الأفلاك؛ اگر تو نبودی، افلاك را نمی‌آفریدیم» و«خلقتك لأجلی و خلقت الخلق لك؛ تو را برای خودم و دیگر مخلوقات را برای تو آفریدم.» مفتخر نمود. همان وجود مقدسی که وقتی ملائک آفریده شدند شناختش را با شناخت خداوند متعال عجین دیدند. حضرت آدم(ع) نیز وقتی در اولین لحظات پس از خلقت، چشمانش را باز نمود اول چیزی که دید نور، آن وجود مقدس بود.

این وجود مقدس اولی به نفس جمیع موجودات، و ولایت او ولایت الله است. دوستی و ولایت او بر همه واجب است و مقرون به دوستی خدا. طاعت و بیعت او طاعت و بیعت خداست. نه تنها شناخت او شناخت خداست که در ابتدا باید خداشناس بود تا بتوان نبی‌شناس شد. پس از طیّ این دو مرحله نیز می‌توان امام را شناخت:
اللّهم ّعرّفنی نفسك فإنّك إن لم تعرّفنی نفسك لم أعرف نبیّّّك؛
خدایا خودت را به من بشناسان، که اگر خودت را به من نشناسانی، پیامبرت را نخواهم شناخت؛
اللّهم ّعرّفنی رسولك فإنّك إن لم تعرّفنی رسولك لم أعرف حجتّک؛
خدایا رسولت را به من بشناسان که اگر رسولت را به من نشناسانی، حجتت را نخواهم شناخت؛
اللّهم ّعرّفنی حجتّك فإنّك إن لم تعرّفنی حجتّك ضللت عن دینی.
خدایا حجتت را به من بشناسان که اگر حجتت را به من نشناسانی، در دینم گمراه می‌شوم.
بر این اساس باید اول خدا و قدرت او, اراده, علم،  جود, کرم, صفات جلال، جمال، همة صفات رحمت،  عظمت, جود، جبروتش را شناخت، و پس از آن به سراغ  درک این معنا برویم که ولیّ مطلق ما ـ پیامبر اکرم(ص) ـ افضل رسل، کامل‌ترین انسان‌ها، خلق اول و آینة جمال و کمال حضرت احدیت است.

اگر بنا بود ما از طریق بشری به پیامبر و امام و خدا معرفت پیدا کنیم، محصول عملمان عبث و بیهوده بود و اعتقاداتی خلاف واقع پیدا می کردیم. بشر قابلیت آن را ندارد که معیار و میزان امور شود. انسان همان موجودی است که خداوند متعال ـ خالق او ـ در قرآن‌كریم از این آفریده‌اش با عناوینی نظیر ظلوم، جهول، کنود، عنود، نادان، مفسد، سفاک و خون‌ریز، لجوج، و  اهل مجادله و دعوا یاد کرده است. چنین موجودی به خودی خود نمی‌تواند درک کند که ولایت امام، ولایت الله است و یارای آن را ندارد که صفات، حرکات و سکنات او را درک کند. او نمی‌تواند بفهمد علم، قدرت، اراده، جلالت و عظمت او به چه اندازه است، و نفسیات و ملکات او در چه حد و منزلتی است. اگر بشر بخواهد مبنا قرار بگیرد، نتیجه‌اش همین شرایط آکنده از ظلم،  تباهی، گمراهی‌ و دهن کج کردن‌ به امام(ع) می‌شود که می‌بینیم. این‌ها همه‌اش به خاطر این است که ما برای خودمان اعتبار قائل شده‌ایم، خودمان را آدم فرض کرده‌ایم، و روی خود تا این حد حساب کرده‌ایم که من هرچقدر می‌دانم امام هم باید همان قدر بداند و هر قدر که من آدمم امام هم باید همان قدر آدم باشد. برای همین است که اگر امام در میان ما هم ظاهر بشود، او را نمی‌شناسیم .

خیلی عجیب است باید اول خدای قادر دارای عظمت، جلال، کبریا، قدرت و... را شناخت، صفاتش را خوب درک کرد، و بعد سراغ سفیرش رفت، که او فرستاده‌ای به سوی ماسوی الله دارد که به هیچ زمان و مکانی محدود نمی شود . تمام انبیای پیش از خود را استخلاف کرده است. باید برای خدا همچون سفیری فرض کرد که هم بر اندام حکومت الهی راست آید و هم لکه ننگ و عار برای خداوند به حساب نیاید.

ولایت خداوند، ولایتی  مطلقه است که  در تمام موجودات جریان دارد . هیچ جنبنده و متحرک، نبات و جماد، و مخلوق و حتی ذره‌ای از آفریدگان خداوند نیست که مشمول این عنایت نباشد. تمام ملائک بر ولایت محمد و آل محمد(ص) مباهات می کنند. این ولایت و حکومت در مرتبه بعدی نامش نبوت و گاه رسالت می شود.

رسالت، نبوت و امامت، همه عین ولایت‌اند. تنها تفاوت میان رسول خدا(ص) و علی بن ابی طالب(ع) منصب بالاتری است که رسول اکرم(ص) داشته اند.  ایشان همیشه می فرمودند:

علیٌ منیّ بمنزلة هارون من موسی إلّا
أنّه لا نبیّ بعدی.
[جایگاه] علی، نسبت به من نظیر [جایگاه] هارون نسبت به موسی است، جز آن كه بعد از من پیامبری نخواهد بود.
[هارون خلیفه و وزیر موسی(ع) بود.]

ایشان ـ پیامبر و علی(ع) ـ هر دو ولیّ مطلق خدا بوده اند و اولی به نفس مخلوقات. با این حال علی بن ابی طالب(ع) نسبت به مقام بالاتر رسول خدا(ص) در برابر ایشان اظهار خضوع می کردند.
روایات زیادی در کافی و غیر آن داریم که گفته‌اند، غیر از رسول و نبی که به آن‌ها وحی می‌شود، امام هم «مُحدَّث» است. محدّث به کسی می‌گویند که ملک با او حرف می زند و او ملک را نمی بیند. ملک مطلب را در گوش محدث بیان می‌کند، و یا آن را به قلب او القا می‌کند. دوازده امام ما (ع) و حضرت فاطمه صدیقه، اُم‌ ّالائمة النجباء أم أبیها ـ صلوات الله علیها و علی ابیها و بعلها و بنیها ـ این صفت را داشتند و هیچ کس جز ایشان چنین مقامی نداشته است. این تعبیر را به خصوص در زیارات حضرت زهرا(س) می‌توانید ببینید.

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 11 آذر 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: اهل بیت، امام علی(ع) و واقعه غدیر خم،     | نظرات()

كسی‌ جز من ‌نیست! - احتجاج امیر المومنین(ع)

در بعضی از كتاب‌های اهل سنّت1 به نقل از «عامربن واثله»2 آمده است: در روز شورا، نزد علی در خانة شوری بودم، پس شنیدم كه علی خطاب به مردم می‌گفت:
«من با شما با دلایل و حجّت‌هایی سخن می‌گویم، كه هیچ عرب و عجمی از شما نتواند در این احتجاج تغییری بدهد. ای مردم، خدا را گواه می‌گیرم و می‌خواهم كه با در نظر گرفتن خدا بگویید كه آیا در میان شما كسی هست كه توحید خدا را قبل از من پذیرفته باشد؟»
گفتند: «نه به خدا قسم».
فرمود:
«خداوند را گواه می‌گیرم، كدام یك از شما در بهشت، همراه با ملائكه، برادری مثل برادر من، جعفر طیار دارد؟»
گفتند: «به خدا قسم هیچ كس ندارد.»
فرمود:
«شما را به خدا، هیچ یك از شما، مثل من، عمویی چون حمزه، شیر خدا و شیر پیامبر خدا و آقای شهیدان دارد؟»
گفتند: «پروردگارا، نه.»
فرمود:
«شما را به خدا، كسی از شما، همسری چون فاطمه زهرا، دختر پیامبر و بانوی زنان اهل بهشت، دارد»؟
گفتند: «پروردگارا، نه.»
فرمود:
«شما را به خدا، كسی از شما هست كه فرزندانی چون دو فرزند من، حسن و حسین كه آقای اهل بهشت هستند، داشته باشد؟»
گفتند: «پروردگارا، نه.»
فرمود:«شما را به خدا، كسی در میان شما جز من هست كه ده بار با پیامبر نجوا كرده و هر بار صدقه‌ای داده باشد؟»
گفتند: «پروردگارا، نه.»
فرمود:
«شما را به خدا، به جز من كسی در میان شما هست كه رسول خدا(ص) درباره‌اش گفته باشد، هر كه من مولای او هستم، این علی مولای اوست، و خدایا هر كه با او دوستی كند تو با او دوستی، و هر كه با او دشمن است، تو دشمنش باش، و هر كه او را خوار گرداند، تو او را خوارش كن؟»
گفتند: «پروردگارا، نه.»
فرمود:
«شما را به خدا، كسی در میان شما هست كه پیامبر اكرم(ص) به او فرموده باشد: خدایا محبوب‌ترین فرد در نزد خودت و در نزد من، آنكه بیش از همه تو و مرا دوست دارد را حاضر كن، تا با من این پرنده را بخورد. پس من به سوی ایشان رفتم و آن طعام را با من میل فرمودند، آیا كسی جز من این گونه است؟»
گفتند: «پروردگارا، نه.»
فرمود:
«شما را به خدا، كسی در میان شما جز من وجود دارد كه رسول خدا به او فرموده باشد: فردا این پرچم را به دست كسی می‌دهم كه خدا و رسول‌ را دوست دارد، خدا و رسول نیز او را دوست دارند و از جنگ باز نمی‌گردد، مگر آنكه فتح و پیروزی را خداوند به دست او انجام داده باشد؟»
گفتند: «پروردگارا، نه.»
فرمود:
«شما را به خدا، در میان شما فردی كه رسول خدا دربارة او به بنی امیّه گفته باشد: یا دست از مخاصمت‌های خود بردارید، یا مردی را خواهم فرستاد كه مثل خودم بوده و اطاعتش مثل اطاعت من و سرپیچی از او مثل سرپیچی از من باشد و با شمشیر در میان شما حكم نماید، آیا جز من فردی این‌گونه هست؟»
گفتند: «پروردگارا، نه».
فرمود:
«شما را به خدا، كسی جز من در میان شما هست كه رسول خدا درباره‌اش فرموده باشد: كسی گمان نكند كه مرا دوست  دارد ولی با این مرد دشمن باشد؟»
گفتند: «پروردگارا، نه.»
فرمود:
«شما را به خدا، كسی جز من در میان شما هست كه وقتی از چاه آب آوردم، سه هزار تن از ملائكه، از جمله جبرئیل و میكائیل و اسرافیل به او سلام كرده باشند.»
گفتند: «نه، به خدا.»
فرمود:
«شما را به خدا، جز من كسی در میان شما هست كه از آسمان درباره‌اش ندا شده باشد: هیچ شمشیری جز ذوالفقار، و هیچ جوانی جز علی وجود ندارد؟»
گفتند: «نه، به خدا.»
فرمود:
«شما را به خدا، جز من كسی هست كه جبرئیل در جنگ حنین درباره‌اش گفته باشد: این معنای برابری است، آن گاه رسول خدا درباره‌اش گفته باشد: علی از من و من از او هستم، سپس جبرئیل بگوید: من هم از شما دو نفر هستم؟»
گفتند: «نه به خدا، كسی در میان ما این‌گونه نیست.»
فرمود:
«شما را به خدا، جز من كسی در میان شما هست كه پیامبر درباره‌اش فرموده باشد، با فرمان پیامبر با قاسطین و مارقین و ناكثین می‌جنگی؟»
گفتند: «به خدا، كسی نیست.»
گفتند: «نه، به خدا، كسی در میان ما این‌گونه نیست.»
فرمود:
«شما را به خدا، در میان شما كسی جز من هست كه رسول خدا درباره‌اش فرموده باشد: من بر اساس تنزیل قرآن جنگیدم و ای علی تو بر اساس تأویل آن می‌جنگی؟»
گفتند: «به خدا كسی نیست»
فرمود:
«شما را به خدا جز من كسی در میان شما هست كه آفتاب بعد از غروبش برای او برگردانده شود تا نماز عصر را در وقتش بخواند؟»
گفتند: «به خدا كسی نیست.»
فرمود:
«شما را به خدا، جز من در میان شما كسی هست كه پیامبر در شأن او فرموده باشد: جز مؤمن كسی تو را دوست نمی‌دارد و جز كافر كسی تو را دشمن نمی‌دارد؟»
گفتند: «به خدا كسی نیست.»
فرمود:
«شما را به خدا، آیا می‌دانید كه پیامبر اكرم(ص) درِ تمامی خانه‌های اصحاب را به مسجد بست و درِ خانة مرا باز گذاشت، آن‌گاه شما اعتراض كردید و پیامبر اكرم در جواب شما فرمود: از پیش خود چنین نكردم، بلكه خداوند بود كه درِ منزل دیگران را بست و درِ خانة علی را باز گذاشت؟»
گفتند: «خدا را گواه می‌گیرم كه همین طور است.»
فرمود:
«شما را به خدا، آیا می‌دانید كه در روز طائف پیامبر اكرم(ص) با من به نجوا پرداخت و این مسئله به طول انجامید و شما اعتراض كردید و پیامبر فرمود: من خودسرانه این چنین نكردم، بلكه خداوند مرا به این نجوا واداشت؟»
گفتند: «خدا را شاهد می‌گیرم كه همین طور است.»
فرمود:
«شما را به خدا، آیا می‌دانید كه پیامبر اكرم فرمود: حق با علی و علی با حق است و به هر سو كه بچرخد حق هم با او می‌چرخد؟»
گفتند: «خدا را گواه می‌گیریم كه همین طور است.»
فرمود:
«شما را به خدا آیا می‌دانید كه پیامبر اكرم فرمود: من دو امانت بزرگ، در میان شما به یادگار می‌گذارم كه تا وقتی به این دو چنگ زنید، گمراه نمی‌شوید كه یكی كتاب خدا و دیگری عترت من است و از هم جدا نمی‌شوند تا روز قیامت در كنار حوض كوثر به من برسند؟»
گفتند: «خدا را گواه می‌گیریم كه همین طور است.»
فرمود:
«شما را به خدا، آیا در میان شما كسی جز من هست كه پیامبر اكرم(ص) هنگامی كه از مشركان هراس داشت به او فرموده باشد: چه كسی جانش را فدای من می‌كند؟ و من جان خود را فدای ایشان كردم و در بسترشان آرمیدم؟»
گفتند: «به خدا، در میان ما، كسی جز تو این چنین نیست.»
فرمود:
«از میان شما، كسی جز من با عمرو بن عبدود عامری آن‌جا كه شما را به مبارزه می‌خواند، زورآزمایی كرد؟»
گفتند: «نه به خدا فقط تو بودی.»
فرمود:
«شما را به خدا، جز من كسی در میان شما هست كه «آیة تطهیر» درباره‌اش نازل شده باشد، آن جا كه خداوند فرمود: خدا اراده كرده است كه از شما اهل بیت هر گونه پلیدی را بردارد و شما را كاملاً پاك سازد؟»
گفتند: «به خدا فقط تو هستی.»
فرمود:
«شما را به خدا، جز من در میان شما كسی هست كه پیامبر اكرم به او گفته باشد: تو سرور مؤمنین هستی؟»
گفتند: «به خدا قسم جز تو كسی نیست.»
فرمود:
«شما را به خدا، جز من كسی در میان شما هست كه پیامبر اكرم(ص) به او فرموده باشد: هر چه از خدا برای خودم خواستم، برای تو نیز عین همان را خواستم؟»
گفتند: «نه به خدا، كسی جز تو نیست.»

پی‌نوشت:
1. خوارزمی این روایت را با دو لفظ و در دو جا در كتاب مناقب، صفحات 238 و 248 و «ابن حجر» در كتاب الصواعق المحرقه، ص 77 بعضی الفاظ آن را نقل كرده‌اند.
2. به نقل از بحرانی، سیّد هاشم، علی و السنّة.


ماهنامه موعود شماره 78

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 10 آذر 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: اهل بیت، امام علی(ع) و واقعه غدیر خم،     | نظرات()

سیمای امیر المؤمنین(ع) در روایات اهل ‌سنت

 خداوند بعد از آفرینش زمین و آسمان و قبول فرمان خدا، نبوت من و ولایت علی ابن ابی‌طالب را بر آنها عرضه كرده و پذیرفتند، آنگاه تمامی بشر را آفرید و امر دین را به ما واگذار فرمود، بنابراین سعادتمند كسی است كه به راه ما آید و با شقاوت كسی است كه از راه ما جدا شود، ما حلال خدا را حلال كرده و حرامش را حرام می‌كنیم.



با وجود اینكه چهرة راستین امیرالمؤمنین(ع) را منحصراً خدا و پیامبرش می‌شناسند و فضایل آن حضرت قابل احصا و احاطه نیست، و رسول خدا(ص) نیز به دلیل عدم ظرفیت و خوف افراط امت، همة آن را بازگو ننموده‌اند، و از میان اندك مكارمی هم كه نقل شده، نیمی را دشمنان آن حضرت از سر جسارت و گروهی را دوستان به سبب تقیه كتمان داشته‌اند، اما همان اندك فضایلی كه به دست ما رسیده، بدان اندازه است كه صدها هزار ورق از متون و آثار اندیشمندان اسلامی را به خود اختصاص داده است.

یكی از دانشمندان بزرگ اسلامی كه سهمی سترگ در این جهاد عظیم دارد و به حق از پاسداران حریم ثقلین ـ قرآن و عترت ـ شمرده می‌شود، مفسر و محدث، علامة بزرگوار سید هاشم بحرانی است، كه بیش از نیمی از آثار چهل‌گانه‌اش، به اثبات حقانیت و فضایل اهل بیت(ع) اختصاص یافته است. مطلبی كه پیش رو دارید، گزیده‌ای از اثر ارزشمند این بزرگ به نام علی و السنّة است كه به مناسبت فرا رسیدن ایّام غدیر، به محضر گرامیتان تقدیم می‌شود.


  • علی(ع)، امیرالمؤمنین
«امیرالمؤمنین» لقبی است ویژة حضرت علی(ع). فخر رازی در نهایة العقول از رسول خدا(ص) نقل می‌كند كه آن حضرت فرمودند:
با كلمة امیرالمؤمنین به علی سلام دهید.
و از قول صحابة پیامبر خدا(ص) نقل می‌كند كه آن حضرت(ص) به ما دستور دادند كه بر حضرت علی(ع) با كلمة امیرالمؤمنین سلام دهیم. البته این كلمه در زمان برخی از زمامداران، به اشتباه برای آنان استفاده شده است.
این روایت را چندین روایت دیگر تأیید می‌كند كه رسول خدا فرمودند: «خداوند هیچ آیه‌ای را با جمله «یا ایّها الّذین آمنوا» بر من نازل نكرد مگر اینكه در رأس و امیر آنها علی بن ابی طالب وجود دارد».

  • روشن‌كنندة حق از باطل پس از پیامبر(ص)
ابونعیم در كتاب حلیة الاولیا با اسنادش از «انس» نقل می‌كند كه گوید:
رسول خدا به من دستور داد كه آب وضو برایش بیاورم و به دست مباركش بریزم، سپس ایستاد و دو ركعت نماز خواند و آنگاه فرمود: ای انس، اولین كسی كه از این در بر تو وارد شود، امیرالمؤمنین و سید مسلمانان و پیشوای رو سفیدان بهشتی و آخرین اوصیای پیامبران است. انس گوید: در دل با خود گفتم ای كاش یكی از انصار رسول خدا وارد شود ولی چیزی در ظاهر نگفتم، كه در این هنگام حضرت علی(ع) وارد شد.
رسول خدا پرسید: ای انس كیست كه وارد شد؟
عرض كردم: علی است.
رسول خدا با خوشحالی از جا حركت كرد و او را در آغوش گرفت و عرق پیشانی و صورت خود را به صورت او مالید و عرق صورت و پیشانی او را به صورت خود كشید.
علی(ع) گفت: ای رسول خدا چه شده است كه تا كنون این چنین با من برخورد نمی‌فرمودید؟
حضرت فرمودند: چرا این‌چنین نكنم و حال آنكه تو هستی كه از سوی من سخن می‌گویی و صدای مرا به مردم می‌رسانی و [حقیقت را] در آنچه كه بعد از من در آن اختلاف می‌كنند برایشان روشن می‌گردانی.

  • فضایل بی‌شمار
در همان اثر نقل شده است كه پیامبر اكرم(ص) فرمود:
خداوند برای برادرم علی، فضایل بی‌شماری قرار داده است كه اگر كسی از روی اعتقاد، یكی از آن فضایل را بیان نماید، خداوند گناهان گذشته و آینده او را می‌بخشد، اگر كسی یكی از فضایل آن حضرت را بنویسد، تا هنگامی كه آن نوشته باقی است، ملائكه برای او استغفار می‌كنند، و اگر كسی یكی از فضایل آن حضرت را استماع نماید، خداوند همة گناهانی را كه از راه گوش انجام داده است می‌بخشد، و اگر كسی به نوشته‌ای دربارة فضایل علی(ع) نگاه كند، خداوند از تمام گناهانی كه از راه چشم كسب كرده است در می‌گذرد.
همچنین خوارزم به روایت ابن عباس از پیامبر اكرم(ص) نقل كرده است، كه فرمود:
اگر تمامی باغ‌ها، قلم، و دریاها، مركب، و همة جنیان، حسابگر، و همة انسان‌ها نویسنده باشند، قادر به شمارش فضایل علی ابن ابی‌طالب(ع) نخواهند بود.1

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 10 آذر 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: اهل بیت، امام علی(ع) و واقعه غدیر خم،     | نظرات()