پاسخ به یک شبهه : پیروان دین بهائیت نجس نیستند و فرقی بین آنها و سایر مسلمانان وجود ندارد.
| |
|
| |
|
| |
|
نشست «شق القمر معجزه پیامبر اعظم (ص) با استناد به تحقیقات ناسا» به همت معاونت فرهنگی دانشگاه آزاد اسلامی (مرکز پژوهشها و فعالیتهای قرآن و عترت) در پانزدهمین نمایشگاه بینالمللی قرآن کریم برگزار شد.
به گزارش شیعه نیوز به نقل از خبرگزاری قرآنی ایران (ایکنا)، این نشست از سلسله نشستهای بخش دانشگاهی پانزدهمین نمایشگاه بینالمللی قرآن کریم است که به همت معاونت فرهنگی دانشگاه آزاد اسلامی (مرکز پژوهشها و فعالیتهای قرآن و عترت) با سخنرانی دکتر «عبدالکریم بیآزار شیرازی» رئیس دانشگاه مذاهب اسلامی» و با حضور دکتر سید «بابک فرزانه» رئیس مرکز پژوهشها و فعالیتهای قرآن و عترت دانشگاه آزاد اسلامی، در پانزدهمین نمایشگاه بینالمللی قرآن کریم برگزار شد.
هنگامه ظهور و شباهتهاى آن به قیامت - قسمت چهارم

اشاره:
صحنههاى قیامت با هنگامه ظهور حضرت حجت از جهات گوناگون مشابه یكدیگرند كه در این مجموعه خلاصهاى از شباهتها را كه از تفسیر و تأویل آیات قرآن برگرفته شده است در قالب 14 مقاله تقدیم خواهد شد. در شماره پیشین با بیان مقدمه مفصل درباره این ارتباط موضوع چهارده شماره همراه با چکیده مباحث آن ارائه گردید تا خواننده محترم در جریان و پیوند مطالب باشد. اکنون سومین شباهت تقدیم می گردد:
3 - ناگهانى خواهد بود
در احادیث تأكید شده كه زمان قیام حضرت مهدى نامعلوم است و هنگامه ظهور ناگهانى است و خداوند امر قیام آن حضرت را به شبى سامان مىبخشد. به چند حدیث در اینباره اشاره مىكنیم:
قالَ رَسُولُ اللَّهصلىاللهعلیهوآله: الْمَهدِىُّ مِنَّا اَهْلَ الْبَیْتِ یُصْلِحُ اللَّهُ لَهُ أَمْرَهُ فى لَیْلَةٍ وَفى روایَةٍ: یُصْلِحُهُ اللَّهُ فى لَیْلَةٍ؛(1) رسول خدا صلىاللهعلیهوآله فرمودند: مهدى؛ از ما خاندان است. خداوند در یك شب كار (قیام) او را برایش سامان مىدهد و در روایت دیگر است كه: خداوند (امر قیام) او را در شبى صادر مىفرماید.

اگر همچنان گفته مرا باور نمی کنید پس از زبان رحمت عالمیان بشنوید که:
متن حدیث:
عَنِ الزُّهَرى، عَنْ اَنَسِ ابْنِ مالِك قالَ، قالَ رَسُولُ الله(صلى الله علیه وآله وسلم) ما مِنْ بَیْت اِلاّ وَ مَلَكُ الْمَوْتِ یَقِفُ عَلى بابِه كُلَّ یَوْم خَمْسَ مَرّات;
فَاِذا وَجَدَ اْلاِنْسانَ قَدْ نَفَدَ اَجَلُهُ، وَ انْقَطَعَ اُكُلُهُ اَلْقى عَلَیْهِ الْمَوْتَ فَغَشِیَتْهُ كُرُباتُهُ، وَ غَمَرَتْهُ غَمَراتُهُ; فَمِنْ اَهْلِ بَیْتِهِ النّاشِرَةُ شَعْرَها، وَ الضّارِبَةُ وَجْهَها، الصّارِخَةُ بِوَیْلِها، الْباكِیةُ بِشَجْوِها فَیَقُولُ مَلَكُ الْمَوْتِ: وَیْلَكُمْ! مِمَّ الْجَزَعُ؟ وَ فیمَ الْفَزَعُ؟ وَ اللهِ ما اَذْهَبْتُ لاَِحَد مِنْكُمْ مالا، وَ لا قَرَّبْتُ لَهُ اَجَلا، وَ لا اَتَیْتُهُ حَتّى اُمِرْتُ، وَ لا قَبَضْتُ رُوحَهُ حَتّى اسْتَأمَرْتُ. وَ اِنَّ لى اِلَیْكُمْ عَوْدَةً، ثُمَّ عَوْدَةً، حَتّى لا اُبْقِىَ مِنْكُمْ اَحَداً. ثُمَّ قالَ رَسُولُ اللهِ(صلى الله علیه وآله وسلم): وَ الَّذى نَفْسى بِیَدِه، لَوْ یَرَوْنَ مَكانَهُ وَ یَسْمَعُونَ كَلامَهُ، لَذَهَلُوا عَنْ مَیِّتِهِمْ، وَ بَكَوْا عَلى نُفُوسِهِمْ، حَتّى اِذا حُمِلَ الْمَیِّتُ عَلى نَعْشِه، رَفْرَفَ رُوحُهُ فَوْقَ النَّعْشِ وَ هُوَ یُنادى: یا اَهْلى وَ وُلْدى، لاَتَلْعَبَنَّ بِكُمُ الدُّنْیا كَما لَعِبَتْ بى. جَمَعْتُهُ مِنْ حِلِّه وَ مِنْ غَیْرِ حِلِّه وَ خَلَّفتُهُ لِغَیْرى، وَ الْمُهَنَّأُ لَهُ وَ التَّبَعاتُ عَلَىَّ، فَاحْذَرُوا مِنْ مِثْلِ ما نُزِّلَ.(1)
ترجمه حدیث:
زُهرى از انس بن مالك روایت كرده كه حضرت رسول(صلى الله علیه وآله وسلم) فرمود:

با استناد به آیات قرآن کریم و روایات اهل بیت(علیهمالسلام) در مییابیم که مردم در روز محشر چند دسته هستند که در این مقاله با استفاده از مقالات و روایتی از امام صادق(علیهالسلام) این دستهبندی را توضیح میدهیم .
1- پس از حاضر شدن همه بندگان در صحنه قیامت، مردم به دو گروه مشخص تقسیم مىشوند:
«وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ وَ وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ باسِرَةٌ تَظُنُّ أَنْ یُفْعَلَ بِها فاقِرَةٌ»(1)؛ برخی صورتها، شاداب و مسرورند و به پروردگارش مىنگرد و صورتهایى عبوس و در هم كشیده است، زیرا مىداند عذابى در پیش دارد كه پشت را در هم مىشكند.
2- در كنار این تقسیمبندى كلى، مردم در قیامت به دستههاى جزییترى تقسیم مىشوند و آن دو دسته، اصحاب شمال و اصحاب یمین و سابقون هستند:
«وَ كُنْتُمْ أَزْواجاً ثَلاثَةً فَأَصْحابُ الْمَیْمَنَةِ ما أَصْحابُ الْمَیْمَنَةِ وَ أَصْحابُ الْمَشْئَمَةِ ما أَصْحابُ الْمَشْئَمَةِ وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ»(2)؛ و شما سه گروه خواهید بود[اول] سعادتمندان و خجستگانند، چه سعادتمندان و خجستگانى و گروه دیگر شقاوتمندان و بدبختها هستند. چه شقاوتمندانى و شومانى! و (سومین گروه) پیشگامان پیشگامند آنها مقربانند.
در این نگاه «مخلَصین»، همان «سابقون» هستند و اصحاب شمال، همان گروهىاند كه با گناهان خود، خود را از محضر خدا دور كردهاند. اما اصحاب یمین، مؤمنان اهل نجاتاند.
3- بهشتیان، جهنمیان، مخلَّطون، مُرْجَوْنَ لِأَمْرِ الله، مستضعفان فكرى و اصحاب اعراف.
امام صادق(علیهالسلام) با استناد به آیات قرآن، این شش گروه را چنین معرفى مىفرمایند:
قسمت اول

شعیب پیامبر به نزدیکان خود گفت : آهنگی بجز اصلاح (شما) ندارم و تا حد توان چنین خواهم کرد و موفقیت من فقط با یاری خدا امکان پذیر است، پس به او تکیه می کنم و به سوی او باز می گردم. (1)
امام حسین علیه السلام که در مرتبت جزء نفرات برتر عالم امکان است، انگیزه قیام خویش را "اصلاح طلبی" برشمرده، چرا که جامعه اسلامی پس از وفات پیامبر(ص) رو به گمراهی نهاد و به تعبیر روایت «الا و ان السنه قدامیتت» یعنی "آگاه باشید؛ سنت پیامبر از میان مردن رخت بربست" به انگیزه اصلاح جامعه قیام فرمود و خون مبارکش در راه اصلاح طلبی بر زمین جاری شد و کلمه "هیهات" او هنوز در شریانهای غیرت جامعه می جوشد.
اما چه باید کرد؟ از کجا باید آغاز کرد؟ چه کنیم که نور مهدوی از فراسوی ابرها، معاشمان را نورانی کند، چگونه مصلح جزء باشیم تا آرزوی مصلح کل نماییم.

آیا حضرت زهرا علیها السلام هم به مقام امامت رسید؟
امامت دو قسم است: امامت ملکوتی که به ولایت مربوط است و امامت ملکی که رهبری و اداره امور را بر عهده دارد.
مهمترین مقام، همان مقام «امامت ملکوتی» بوده و به معنای عقاید، اخلاق، اعمال و عبادات انسانهاست که به عالم بالا صعود میکند: «الیه یصعد الکلم الطیب». امامت ملکوتی سلوکی معنوی است که به «راه» و «راهنما» نیاز دارد. و ره همان صراط مستقیم و حق ممتدی است که بین عبد و مولا کشیده شده است.
راهنمای قافله عظیم عقاید، اخلاق و عبادات؛ عقیده، خلق و عبادتِ امام معصوم است؛ یعنی نماز امام پیشاپیش همه نمازهاست و نمازهای سایر بندگان به دنبال آن بالا میرود. عقیده امام پیشاپیش حرکت میکند و عقاید امّت به دنبال آن.
همه ذریّه صالح و معصوم ابراهیم ع امامت ملکوتی دارند که بالاترین آن به اهل بیت مربوط است که صدیقه کبرا س از مصادیق بارز این انوار پاک به شمار میآید
پاسخ: هیچگاه اكثریت نشانه حقانیت و اقلیت نشانه خلاف آن نیست، در طول تبلیغ پیامبران، از زمان حضرت نوح(ع) تا عصر حضرت خاتم(ص) مؤمنان در اقلیّت بودند. قرآن آنگاه كه مبارزات پیگیر انبیا را یاد میكند، پیوسته تذكر میدهد: گروندگان و مؤمنان به آنان بسیار اندك بودند. درباره نوح كه نهصد و پنجاه سال[1] به تبلیغ پرداخت، میفرماید:
«وَما آمَنَ مَعَهُ إِلاّ قلیل».[2]
«جز اندكی به همراه او ایمان نیاوردند».
در آیه دیگر میفرماید:
«وَقَلیلٌ مِنْ عِبادی الشَّكُور».[3]
«اندكی از بندگان من سپاسگزارند».
قرآن درباره پیروی از اكثریت، به پیامبر هشدار میدهد ومیفرماید:
«إِنْ تُطِعْ أَكْثَرَ مَنْ فِی الأَرْض یُضِلّوك عَنْ سَبیلِ اللّه».[4]
«اگر از اكثـریت مردم روی زمین پیروی كنـی، تو را از راه خدا گمراه میكنند».
و باز به پیامبر یادآور میشود:
| پرسش: |
| مولوی شیعه بوده یا سنی؟ اگر سنی بوده جگونه بدونه اعتقاد به خاندان ولایت به آن در جات عر فانی رسیده؟ |
| پایگاه حوزه4965-1، 4965-1 |
| پاسخ: |
در خصوص شخص مولوی، عدهای او را شیعه و دیگران او را سنی میدانند که هر دو گروه به اشعار او استناد میکنند. عدهای که او را شیعه میپندارند به اشعار وی در مدح و منقبت حضرت علی (ع) و تصریح به جانشینی ایشان توسط حضرت رسول اکرم (ص) و پرداختن واقعه عاشوراء و لعن و مذمت یزید استناد می کنند. معتقدین به سنی بودن وی هم، به اشعار وی در خصوص حضرت ابوطالب پدر حضرت علی (ع) و عموی گرامی حضرت رسول اکرم (ص) و مدح معاویه و مدح عثمان و... استناد میکنند. بزرگانی از عرفاء و اهل سیر و سلوک که مولوی را در مقامات عالیه و درجات بالای عرفان میدانند ایشان را شیعه میدانند و اشعار ایشان را در این دو مقوله این گونه تفسیر و تبیین میکنند که وقتی به تعبیرات و کلمات این اشعار دقت میشود میفهمیم که جایی که در مقام مدح حضرت امیرمؤمنان و ... سخن میراند واقعاً سخن از ته دل و برخاسته از روی اعتقادات و ناشی از یک گونه التزامات فکری است که این گونه سخنوری بدون آن، ممکن نیست. و به همین شکل اگر به آن طرف نگاهی بیاندازیم تعبیرات و کلماتی که آنجا بکار میرود، نشان دهنده اموراتی که در بالا ذکر کردیم نیست و بیشتر جنبه ظاهری و تقیهای دارد. خلاصه اینکه در زمانی که افرادی مثل ایشان میزیستهاند احتمالاً ناگزیر از چنن رفتارهایی بودهاند و اگر به این مقدار هم این گونه نمیگفتهاند به ایشان اجازه اشاعه و گسترش حرفهای دیگرشان را نمیدادند و الان دست ما و شما از حرفهای بزرگ دیگر نیز کوتاه بود. |