تبلیغات
مذهبی فرهنگی - مطالب نهج البلاغه

آخرین اشک ها و فریادهای علی

درس نامه انتظار3

حضرت مهدی

 

در هفته گذشته ضمن بررسی و تحلیل خطبه 138 نهج البلاغه از زبان امیرالمؤمنین علی (ع) به نکاتی مهم مانند امام زمان (عج) هدایت الهی، امام زمان (عج) و احیای قرآن و سنت پیامبر و امام زمان و مجازات فاسدان و نکات زیر اشاره داشت :

1- در زمان غیبت مراقب حاکمیت هوای نفس بر هدایت الهی باشیم.

2- آرا و اندیشه های خود را برقرآن عرضه نماییم نه آنکه مانند خوارج بر قرآن تحمیل کنیم ؛که تحمیل معادل تحریف است.

3- امام زمان عجل الله فرجه در اجرای عدالت بر یاران و ماموران خویش نیزجدیت به خرج می دهد.

4- زمین وزمان مطیع اوست.پس صاحب عصر و امام زمان تنها اوست.

5- عدالت مظلوم ،آیات قرآن تحریف شده وسیره نبوی فراموش شده به دست ایشان زنده و بر پا می شود.

در این درس به بررسی خطبه 182 نهج البلاغه خواهیم پرداخت.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 17 اردیبهشت 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: نهج البلاغه،     | نظرات()

درمان بیماری "زیاد حرف زدن"

رابطه عقل و گفتار

استفاده ماهرانه از  وقت فکر  و  وقت صبر  در کلاس

اذا تَمَّ العَقلُ نَقصَ الکلامُ

هنگامی که عقل انسان کامل گردد، گفتارش کوتاه می‌شود.

 

انسان، هر اندازه که عقل و شعورش بیشتر شود و به سوی کمال برود، به همان نسبت، کمتر حرف می‌زند و در عوض بیشتر فکر می‌کند.

کسانی که زیاد حرف می‌زنند و جلوی زبان خود را نمی‌گیرند، عقلشان کم و فکرشان کوتاه است. به همین دلیل، هنگام سخن گفتن، درباره آنچه می‌گویند، فکر نمی کنند، و هر چه به زبانشان آید، بدون فکر و اندیشه، بیان می‌کنند.

اما بر عکس، افراد عاقل، تا زمانی که موضوعی را خوب بررسی نکرده اند، و درباره خوب و بد آن نیندیشیده اند، سخنی بر زبان نمی آورند. به همین دلیل، شخص عاقل، کمتر حرف می‌زند، چون مقداری از وقت خود را، به فکر کردن درباره گفتاری که می‌خواهد بر زبان آورد، می‌گذراند.

حضرت علی علیه السلام، در جمله دیگری می‌فرماید: «زبان عاقل، در پشت عقل او قرار دارد».

یعنی: شخص عاقل، عقل خود را پیش از زبانش به کار می‌اندازد. در هر کاری، اول فکر می‌کند، عقل و شعور خود را به کار می‌گیرد، و هنگامی که به درستی سخن خود مطمئن شد، زبان به گفتار می‌گشاید. در حالیکه شخص نادان، پیش از آنکه فکر خود را بکار اندازد، شروع به حرف زدن می‌کند، و چه بسا که با سخنان بی‌معنی و حساب نشده اش، هم خود و هم دیگران را بزحمت و ناراحتی دچار می‌سازد.

خوب است اکنون که این حدیث را باهم خواندیم، کمی بیندیشیم آیا دچار این بیماری هستیم یا نه و بعد تصمیم بگیریم که بعد از این حرفهایمان را کمی دیرتر بزنیم تا فرصت اندیشیدن داشته باشیم!!

تنظیم برای تبیان: حسین عسگری

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 16 اردیبهشت 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: نهج البلاغه،     | نظرات()

حفظ زبان = پرهیزکاری

حفاظت از زبان

زبان، عضو کوچکی در وجود انسان است ولی متاسفانه گناهان بزرگی از آن سر می‎زند. این عضو کوچک قادر است با یک جمله دنیایی را به هم ریزد. گناهان بسیاری از جمله: غیبت، سخن‎چینی، تهمت، دروغ، مزاح بیجا، دل شکستن، سخن نیش‎دار  و ... انجام دهد.

اعمال فوق به راحتی انسان را مستوجب عذاب الهی می‎کنند، و از طرف دیگر نگهداری و مراقبت از آن باعث سعادت انسان می‎شود .

از همین باب است که روایات بسیاری جهت حفظ و نگهداری زبان به ما رسیده است. و در بسیاری از آنها به سکوت توصیه شده‎ایم. چرا که هر چقدر کمتر سخن بگوییم به همان میزان گناهان زبان کمتر می‎شود.

زبان از جهت جرم، کم وزن است ولی گناهان سنگینی را مرتکب می‎شود و باعث به عذاب افتادن کل اندام‎های بدن می‎شود . امام سجاد (علیه‎السلام) ضمن روایتی می‎فرماید:

زبان آدمى هر روز بر اندام‎هاى او سرکشى مى‎نماید، آنگاه به دیگر اعضا می‎گوید: چگونه صبح کردید، حالتان چطور است؟

آنها مى‎گویند: خوب است !اگر تو ما را واگذارى! و مى‎گویند: الله الله را در حق ما مراعات کن و آن را قسم مى‎دهند و مى‎گویند: همانا ما به وسیله تو پاداش داده مى‎شویم و به سبب تو مواخذه خواهیم شد.(1)       

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 16 اردیبهشت 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: نهج البلاغه،     | نظرات()

راه بالا زدن از شهیدان بدون مردن!

عروج

سلام

خب در اینکه شهدا مقامشون خیلی بالاست و کسی به این سادگی نمیتونه به گرد پاشون برسه شکی نیست.

فکر نکنم کسی باشه که لااقل این آیه رو نشنیده باشه که :

وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاء عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ - آل عمران:169

آنان که در راه خدا کشته شدند را مرده مپندار، بلکه زنده اند و نزدپروردگارشان به ایشان روزی می دهند

و یا این آیه که:

وَمَن یَخْرُجْ مِن بَیْتِهِ مُهَاجِرًا إِلَى اللّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ یُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلى اللّهِ وَكَانَ اللّهُ غَفُورًا رَّحِیمًا نساء:100

هر کس که از خانه خویش بیرون آید تا به سوی خدا ورسولش مهاجرت کند و آنگاه مرگ او را دریابد ، مزدش بر عهده خداست ،و خدا آمرزنده و مهربان است.

حدیث که دیگه الی ماشا الله داریم. بخاطر همین بود که تا در باغ شهادت باز بود همه برای شربت شهادت سر و کله میشکوندن عزیزم.

اما؛ اما من امروز میخوام به مژده با شماهایی که هنوز شهید نشدین بدم که بابا شهید شدن که چیزی نیست. با این کاری که من یادتون میدم هر روز میتونید هزار بار شهید بشین بدون اینکه جونتون دربیاد!

من اسمشو میزارم قرص شهادت 500. این 500، دُزِشه مثل کدئین 500. راستی فکر نکنین که من درآوردیه ها. اتفاقا خیلی هم پدر مادر دار و مارک داره.

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 26 فروردین 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: نهج البلاغه،     | نظرات()

کاربر عزیز لطفا کشتی را سوراخ نکن!

در خلوت هم از گناه بپرهیز

قایق

اِتَقوا مَعاصِیَ اللهِ فِی الخَلَواتِ فَاِنَّ الشاهِدَ هُوَ الحاکِم   

در خلوت و تنهایی هم، از گناه بپرهیزید، زیرا همان که گناه شما را می‌بیند او خودش نیز درباره آن، داوری خواهد کرد.

 

امام صادق علیه السلام می‌فرماید: آنکه در تنهایی مرتکب گناه می‌شود، مثل کسی است که در یک کشتی، داخل اطاقک خصوصی خود، نشسته است و کف آن را سوراخ می‌کند. گرچه کسی شاهد این عمل زشت و نادرست نیست، تا از آن جلوگیری کند، یا آن شخص را به مجازات رساند، ولی چنین کسی، مجازات عمل خود را خواهد دید، زیرا به خاطر کار زشت او، دیگران هم صدمه خواهند دید. چون سرانجام، آب دریا، از سوراخ آن اتاقک بالا خواهد آمد، و همه کشتی را، با تمام سرنشینان آن غرق خواهد کرد.

 

پس گناه، اگر در خلوت و تنهایی هم صورت گیرد، هم شخص گناهکار را به مجازات خواهد رسانید، هم بر روی جامعه اثر بد خواهد گذاشت.

 

انسان هر چند در خلوت و تنهایی مرتکب گناه شود، و کسی هم شاهد او نباشد، ولی خداوند، او را می‌بیند و شاهد گناه اوست. به این ترتیب، شخص گناهکار، در روز رستاخیز، از داوری خداوند توانا و بینا که خود، آن گناه را دیده است- هیچ راه فراری نخواهد داشت.

تنظیم برای تبیان: گروه دین و اندیشه – حسین عسگری


نهج البلاغه؛ حکمت 324

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 23 فروردین 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: نهج البلاغه،     | نظرات()

از كجا معلوم خدا یكی است؟

ثنا

پندهای نهج البلاغه 1

 

امیر مومنان، علی علیه السلام می‌گوید:

لَو کـانَ لِـرَبّـکَ شَریـكٌ لَأتَـتـکَ رُسُـلُـهُ  نامه31

اگر پروردگارت شریکی داشت، فرستادگان آن شریک (یعنی پیامبران آن خدای دیگر نیز) نزد تو می آمدند

 

خداوند توانایی که ما را، و این دنیای پهناور و پر از زیبایی را، آفریده است، خدایی یگانه و بی همتاست.

تمام پیغمبرانی که برای راهنمایی افراد بشر، به میان مردم آمده‌اند، با آن که دینهای گوناگون آورده‌اند، سخنهایشان درباره خدا، یکسان و همانند بوده است. همه آنها، به پیروان خود گفته‌اند که: خدا یکی است و شبیه و شریک ندارد.

دوست من، این را بدان که اگر غیر از پروردگار یگانه و بی‌شریک، خدای دیگری هم وجود داشت، او نیز از سوی خود، پیغمبرانی می فرستاد تا هم وجود او را به افراد بشر اعلام دارند، هم مردم را به سوی او دعوت کنند.

ولی در طول هزاران سالی که از زندگی بشر می گذرد، و از میان 124 هزار پیغمبری که برای هدایت مردم آمده‌اند، هرگز پیغمبری نگفته است: «من، از سوی خدایی دیگر، غیر از خدای یگانه، به سوی شما فرستاده شده‌ام».

همین موضوع، دلیل آشکاری است برای آن که بدانی: خدای تو، و آفریدگار همه‌ی افراد بشر، و خالق این جهان بزرگ، همان خداوند یگانه و بی مانندی است که تمام پیغمبران، از او سخن گفته‌اند و همه افراد بشر را، به سوی او دعوت کرده‌اند.

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 5 فروردین 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: نهج البلاغه،     | نظرات()

پدر گناهكار را باید درآورد!

سوال

پندهای نهج البلاغه 2

 

از تیتر این مطلب تعجب نكنید. این حرف خود شماست. اگر این مطلب را بخوانید تا آخر آن نرسیده می‌فهمید كه گناه كردن چقدر بد است. امیر مومنان، علی علیه السلام  می‌فرمایند:

لَو لَم یَتَوعَّد اللهُ عَلی مَعصِیَتِهِ لَکانَ یَجِبُ اَن لا یُعصَی شُکراً لِنِعَمِهِ 1

 

حتی اگر خداوند نیز بندگانش را از نافرمانی وگناه نترسانده و باز نداشته بود، باز هم واجب بود که انسان، مرتکب هیچ گناهی نشود، تا به این وسیله، در برابر نعمتهای او سپاسگزاری کرده باشد.

 

آنچه از حضرت شنیدید حكم عقل بود. عقل آدمی حكم می‌كند كه باید نیكی را به نیكی پاسخ گفت. و بهترین پاسخ به هر نیكی، دانستن قدر آن است. لذا هركه قدر نشناس باشد باید در عقل او شك كرد.

یك سوال: اگر روزی شما به كسی یك دوربین هدیه بدهید، بعدا بفهمید كه آن شخص با آن دوربینی كه شما به او هدیه دادید، دارد مدام خانه‌ی شما را دید می‌زند، چه حالی پیدا می‌كنید؟

جوابش را من می‌دانم. اگر شما را ده هزار بار از آنكه هستید صبورتر و با حوصله تر كنند، در مقابل او می‌گویید: این عوض تشكرت بود؟!

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 5 فروردین 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: نهج البلاغه،     | نظرات()

عکس جهان آخرت

خلقت

پندهای نهج البلاغه 3

 

عَجَبتُ لِمَن اَنکَرَ النشأَةَ الاخری وَ هُو یَرَی النَشأَةَ الاولی. حکمت 126

در شگفتم، از آنکه زندگی این دنیا را می‌بیند، و باز زندگی جهان آخرت را قبول ندارد

 

هر عاقلی اگر در زندگی دنیایی تفکر کند، سراسر آن را، پر از نشانه هایی خواهد دید که از قدرت آفرینش خداوند حکایت می‌کنند. و آنکه قدرت آفرینش خداوند را، با عقل و بینش بررسی کند، هرگز مسئله آخرت و زندگی پس از مرگ را انکار نخواهد کرد.

اگر ما، با دقت و شعور و انصاف، به دنیای خود نگاه کنیم، به روشنی می‌بینیم که انسان و حیوان و گیاه، و بالاخره تمام موجودات زنده این دنیا، از «نیستی» به وجود آمده اند. پس خداوندی که قادر بوده است این زندگی و این همه موجودات زنده را، از «نیستی» به «هستی» بیاورد، باز هم قدرت آن را خواهد داشت که پس از مرگ و نابودی این موجودات، یکبار دیگر آنها را زنده کند.

اگر در زندگی انسان دقت کنیم، از یک نظر، خواهیم دید که خداوند، در همین دنیا هم، ریشه و اصل زندگی انسانها را در دل خاک قرار داده، و در وقت لزوم، افراد بشر را، از خاک به وجود آورده است.

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 5 فروردین 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: نهج البلاغه،     | نظرات()

خطبه امام علی(ع)، هنگام وداع با پیامبر

 

رحلت پیامبر(ص)

و من کلام له علیه السلام قاله و هو یلی غسل رسول الله ، صلی الله علیه و آله ، و تجهیزه :

بابی انت و امی یا رسول الله لقد انقطع بموتک مالم ینقطع بموت غیرک من النبوه والانباء و اخبار السماء خصصت حتی صرت مسلیا عمن سواک ، و عممت حتی صار الناس فیک سواء و لولا انک امرت بالصبر  و نهیت عن الجزع ، لانفدنا علیک ماء الشؤون  و لکان الداء مماطلا والکمد محالفا ، و قلا لک  ولکنه ما لا یملک رده ، و لا یستطاع دفعه بابی انت و امی اذکرنا عند ربک ، واجعلنا من بالک

هنگامى كه رسول خدا (ص) را مى شست و كفن مى كرد، گفت:

"پدر و مادرم فدایت باد، با مرگ تو رشته اى برید كه در مرگ جز تو- كس چنان ندید- پایان یافتن دعوت پیامبران و بریدن خبرهاى آسمان، چنانكه- مرگت- دیگر مصیبت زدگان را به شكیبایى واداشت و همگان را در سوكى یكسان گذاشت، و اگر نه این است كه به شكیبایى امر فرمودى، و از بیتابى نهى نمودى، اشك دیده را با گریستن بر تو به پایان مى رساندیم. و درد همچنان بى درمان مى ماند، و رنج و اندوه، هم سوگند جان، و این زارى و بیقرارى در فقدان تو اندك است، لیكن مرگ را باز نتوان گرداند، و نه كس را از آن توان رهاند. پدر و مادرم فدایت، ما را در پیشگاه پروردگارت به یاد آر و در خاطر خود نگاه دار!"

 

نهج البلاغه، خطبه 226، مترجم: سید جعفر شهیدی، تنظیم برای تبیان توسط شکوری

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 5 اسفند 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: نهج البلاغه،     | نظرات()

شبهه نقصان ایمان زن‏

یكى از شبهاتى كه پیرامون موضوع زن همواره مطرح مى‏گردد، شبهه نقص ایمان زن است، كه برخى در این مورد به خطبه 80 نهج البلاغه تمسك مى‏نمایند. در این خطبه، امیر مؤمنان على (علیه‏السلام)، پس از فراغ از جنگ جمل، در نكوهش زن‏ها مى‏فرماید:

«معاشِرَ الناسِ، ان النساء نواقص الایمان، نواقص الحُظوظ، نواقصُ العقول فَامّا نقصانُ ایمانِهِنَّ فقعودهن عن الصلاة و الصیام فى ایام حَیْضِهِنّ و اما نقصانُ عُقُولِهِنّ فَشَهادَةُ اِمرأتَین كَشهادة الرّجُل الواحِد و امّا نُقصانِ حُظُوظِهِنَّ فَمَواریثُهنَّ على الانصافِ مِن مَواریثِ الرّجال فاتّقوا شِرار النِّساء و كُونُوا من خِیارِهِنَّ على حَذرٍ و لاتُطیعُوهُنَّ فِى المَعْروفِ حَتى لایَطْمَعْنَ فِى المُنكر». 1

اى مردم! همانا زنان، از ایمان و عقل و ارث كم بهره هستند؛ اما كاستى ایمانشان، به جهت بركنار بودن آن‏ها از نماز و روزه در ایام خاص مى‏باشد، و نقصان خردشان، آن است كه در اسلام گواهى دو زن برابر با گواهى یك مرد است، و از جهت نقصان نصیب و بهره، ارث آنان نصف ارث مردان است. پس از زن‏هاى بد پرهیز كنید و مراقب نیكانشان باشید. از آنان پیروى نكنید، تا در گفتار و كردار ناشایسته طمع نكنند.

براى پاسخ به این شبهه كه در اعصار مختلف، دست آویز عدّه‏اى براى سركوب كردن شخصیت زن و بهانه‏اى براى دشمن جهت تبلیغ سوء علیه اسلام بوده است، ذكر مقدماتى چند ضرورى مى‏رسد.

1- زمان ایراد این خطبه، پس از غائله جمل مى‏باشد، كه در آن از زن به عنوان ابزارى براى پیشبرد اهداف سیاسى استفاده گردید.

2- هر چند عدّه‏اى این خطبه را مختص به مورد خاص و شخص «عایشه» مى‏دانند، اما به طور كل، مى‏توان گفت كه خطبه در پى تبیین یك مفهوم كلى است و قصد هشدار به زنانى را دارد كه در تشخیص اجتماعى خویش دچار اشتباه مى‏گردند.

3- این گونه نكوهش‏ها به طبیعت و ذات زن برنمى گردد، هر چند تأثیر مقطعى آن محفوظ است.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 4 اسفند 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: نهج البلاغه،     | نظرات()