بت پرستی مدرن

بت

کلام امیر کلام

در راه رسیدن به قرب الهی، موانعی وجود دارد كه از مهم ترین این موانع، بُت هایی است كه به رقابت با خدا می پردازند و انسان را به سوی خود می خوانند. جلوه گری این بت ها و شكل آن برای هر كسی و در هر زمان و مكانی متفاوت است ولی وجه مشترك‌ همه آن ها این است كه می خواهند انسان را به جای پرستش خدا به پرستش و اطاعت خود بكشانند. این بت ها گاهی سنگ و چوب، گاهی فرعون، گاهی شهوت و غضب، گاهی تكنولوژی و قدرت نظامی و اقتصادی، گاهی همسر و فرزند و خانه، گاهی رفاه و تفریح و عیاشی و خوشگذرانی، گاهی دموكراسی و آزادی است و...

به هر حال، هر لحظه به شكلی بت عیّار درآید!

سوال؟ 

چگونه می توان از جایگزینی بت به جای خدا در درون انسان، پیشگیری كرد؟

حضرت علی علیه السلام یکی از راههای پیشگیری نفوذ بت ها را «عظمت یافتن خدا در درون انسان» می داند.

قال علی علیه السلام: عِظَم الخالِق‌ِ عِنْدَك‌َ یُصَغِّرُ الَمخْلُوق‌ فی عَیْنِك‌ ؛

بزرگی و عظمت خالق‌ نزد تو، موجب كوچكی مخلوق‌ در چشمت می شود.

اگر در وجودم عظمت پروردگار را درك‌ كنم و آن را از حدّ آموخته های ذهنی فراتر برده و در جان و دل خویش بدان دست یابم، بت ها در نگاه من حقیر و بی ارزش شده و از دیده فرو می افتند و سرنگون می شوند و مجالی برای نفوذ بت ها در دل باقی نمی ماند.


گردآوری: مهدی ملکی

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 4 اسفند 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: نهج البلاغه،     | نظرات()

الآن حمی الوطیس

 


قیل فی ذلك أقوال أحسنها أنه شبه حمی الحرب بالنار التی تجمع الحرارة و الحمرة بفعلها و لونها و مما یقوی ذلك قول رسول الله ( صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلم ) و قد رأى مجتلد الناس یوم حنین و هی حرب هوازن الآن حمی الوطیس فالوطیس مستوقد النار فشبه رسول الله ( صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلم ) ما استحر من جلاد القوم باحتدام النار و شدة التهابها


هنگامى كه كار پیكار سخت مى‏شد و بالا مى‏گرفت، و تنور جنگ و ترس سرخ و تافته مى‏گشت ما خود را توسط رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم نگهدارى مى‏كردیم.در آن هنگام هیچیك از ما به دشمن نزدیكتر از آن حضرت نبود.سید رضى فرماید: معناى این سخن این است كه چون ترس از دشمن بسیار مى‏گشت و گزیدن جنگ بانتهاى سختى مى‏رسید مسلمانان بجانبى كه رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم كارزار مى‏نمود مى‏گریختند، و خداى تعالى هم به بركت آن حضرت فتح و نصرت را بر آنها فرود آورده، و از آنچه مى‏ترسیدند، بوسیله حضرتش مى‏آسودند.و فرمایش آن حضرت: «اذا احمر الباس» هنگامى كه ترس سرخ مى‏شد، كنایه است از شدّت كار پیكار، و در آن چند قول گفته شده است كه بهترین آنها آنست كه گرمى كار جنگ را بآتشى كه گرمى و سرخى را برنگ و عملش گرد آورد مانند كرده است،قول رسول اكرم صلى الله علیه و آله و سلم مؤید این معنى است كه وقتى در روز جنگ «حنین» در پیكار با طایفه «هوازن» شمشیر زدن جنگجویان را دید فرمود: «الان حمى الوطیس» اكنون آتشدان گرم تافت.و وطیس جاى آتش افروختن است، و رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم افروختن آتش پیكار را با آتش افروخته كه به منتها درجه شدّت سوزندگى و افروختگى رسیده باشد تشبیه فرموده‏انداین فصل در بیان بعضى از سخنان امام علیه السلام كه نیازمند تفسیر بود پایان یافت، و ما بروش اول خویش در این باب باز مى‏گردیم

نهج البلاغه

نوشته شده در تاریخ شنبه 30 آذر 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: نهج البلاغه،     | نظرات()

نهج البلاغه حكمت(81تا100)

حكمت 81 میزان ارزش انسان ها (ارزش تخصّص و تجربه) (اخلاقى،معنوى)

وَ قَالَ [علیه السلام] قِیمَةُ كُلِّ امْرِئٍ مَا یُحْسِنُهُ
قال الرضى و هى الكلمة التى لا تصاب لها قیمة و لا توزن بها حكمة و لا تقرن إلیها كلمة .

و درود خدا بر او ، فرمود : ارزش هر كس به مقدار دانایى و تخصّص اوست .
(این از كلماتى است كه قیمتى براى آن تصور نمى شود ، و هیچ حكمتى هم سنگ آن نبوده و هیچ سخنى والایى آن را ندارد).(18)


 
حكمت 82ارزش هاى والاى انسانى (اخلاقى)

وَ قَالَ [علیه السلام] أُوصِیكُمْ بِخَمْسٍ لَوْ ضَرَبْتُمْ إِلَیْهَا آبَاطَ الْإِبِلِ لَكَانَتْ لِذَلِكَ أَهْلًا لَا یَرْجُوَنَّ أَحَدٌ مِنْكُمْ إِلَّا رَبَّهُ وَ لَا یَخَافَنَّ إِلَّا ذَنْبَهُ وَ لَا یَسْتَحِیَنَّ أَحَدٌ مِنْكُمْ إِذَا سُئِلَ عَمَّا لَا یَعْلَمُ أَنْ یَقُولَ لَا أَعْلَمُ وَ لَا یَسْتَحِیَنَّ أَحَدٌ إِذَا لَمْ یَعْلَمِ الشَّیْ‏ءَ أَنْ یَتَعَلَّمَهُ وَ عَلَیْكُمْ بِالصَّبْرِ فَإِنَّ الصَّبْرَ مِنَ الْإِیمَانِ كَالرَّأْسِ مِنَ الْجَسَدِ وَ لَا خَیْرَ فِى جَسَدٍ لَا رَأْسَ مَعَهُ وَ لَا فِى إِیمَانٍ لَا صَبْرَ مَعَهُ .

و درود خدا بر او ، فرمود : شما را به پنج چیز سفارش مى كنم كه اگر براى آن ها شتران را پر شتاب برانید و رنج سفر را تحمل كنید سزاوار است : كسى از شما جز به پروردگار خود امیدوار نباشد، و جز از گناه خود نترسد، و اگر از یكى سؤال كردند و نمى داند ، شرم نكند و بگوید نمى دانم ، و كسى در آموختن آنچه نمى داند شرم نكند و بر شما باد به شكیبایى كه شكیبایى ، ایمان را چون سر است بر بدن و ایمان بدون شكیبایى چونان بدن بى سر ، ارزشى ندارد.


 
حكمت 83روش برخورد با چاپلوسان (اخلاقى، تربیتى)

وَ قَالَ [علیه السلام] لِرَجُلٍ أَفْرَطَ فِى الثَّنَاءِ عَلَیْهِ وَ كَانَ لَهُ مُتَّهِماً أَنَا دُونَ مَا تَقُولُ وَ فَوْقَ مَا فِى نَفْسِكَ .

و درود خدا بر او ، : (به شخصى كه در ستایش امام افراط كرد ، و آنچه در دل داشت نگفت).
فرمود : من كمتر از آنم كه بر زبان آوردى ، و برتر از آنم كه در دل داری.


 
حكمت 84مردم پس از جنگها (سیاسى ، نظامى)

وَ قَالَ [علیه السلام] بَقِیَّةُ السَّیْفِ أَبْقَى عَدَداً وَ أَكْثَرُ وَلَداً .

و درود خدا بر او ، فرمود : باقیماندگان شمشیر و جنگ ، شماره شان با دوام تر ، و فرزندانشان بیشتر است .


 
حكمت 85پرهیز از ادعاهاى علمى(علمى اخلاقى)

وَ قَالَ [علیه السلام] مَنْ تَرَكَ قَوْلَ لَا أَدْرِى أُصِیبَتْ مَقَاتِلُهُ .

و درود خدا بر او فرمود : كسى كه از گفتن "نمى دانم" روى گردان است ، به هلاكت و نابودى مى رسد.


 
حكمت 86 برترى تجربه پیران از قدرتمندى جوانان (اخلاقى، تجربى)

وَ قَالَ [علیه السلام] رَأْیُ الشَّیْخِ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ جَلَدِ الْغُلَامِ وَ رُوِیَ مِنْ مَشْهَدِ الْغُلَامِ .

و درود خدا بر او ، فرمود : اندیشه پیر در نزد من از تلاش جوان خوشایندتر است .
(و نقل شده كه تجربة پیران از آمادگى رزمى جوانان برتر است .)


 
حكمت 87 ارزش استغفار (طلب بخشش از خدا) (اخلاقى، معنوى)

وَ قَالَ [علیه السلام] عَجِبْتُ لِمَنْ یَقْنَطُ وَ مَعَهُ الِاسْتِغْفَارُ .

و درود خدا بر او ، فرمود : در شگفتم از كسى كه مى تواند استغفار كند و نا امید است.


 
حكمت 88دو عامل ایمنى مسلمین (اخلاقى ، معنوى)

وَ حَكَى عَنْهُ أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ الْبَاقِرُ [علیه السلام] أَنَّهُ
قَالَ كَانَ فِى الْأَرْضِ أَمَانَانِ مِنْ عَذَابِ اللَّهِ وَ قَدْ رُفِعَ أَحَدُهُمَا فَدُونَكُمُ الْآخَرَ فَتَمَسَّكُوا بِهِ أَمَّا الْأَمَانُ الَّذِى رُفِعَ فَهُوَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) وَ أَمَّا الْأَمَانُ الْبَاقِى فَالِاسْتِغْفَارُ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى وَ ما كانَ اللَّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِیهِمْ وَ ما كانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ یَسْتَغْفِرُونَ .(19)
قال الرضى و هذا من محاسن الاستخراج و لطائف الاستنباط .

و درود خدا بر او : (امام باقر [علیه السلام] از حضرت امیر المؤمنین [علیه السلام] نقل فرمود :)
دو چیز در زمین مایة امان از عذاب خدا بود : یكى از آن دو برداشته شد ، پس دیگرى را دریابید و بدان چنگ زنید ، اما امانى كه برداشته شد رسول خدا (ص) بود و امان باقیمانده ، استغفار كردن است كه خداى بزرگ به رسول خدا فرمود :
" خدا آنان را عذاب نمى كند در حالى كه تو در میان آنانى ، و عذابشان نمى كند تا آن هنگام كه استغفار مى كنند."
(این یك نمونه از بهترین استفاده ها و لطیف ترین استنباط ها از آیات قرآن است.)


 
حكمت 89 راه اصلاح دنیا و آخرت (اخلاقى، تربیتى، اجتماعى)

وَ قَالَ [علیه السلام] مَنْ أَصْلَحَ مَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ اللَّهِ أَصْلَحَ اللَّهُ مَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ النَّاسِ وَ مَنْ أَصْلَحَ أَمْرَ آخِرَتِهِ أَصْلَحَ اللَّهُ لَهُ أَمْرَ دُنْیَاهُ وَ مَنْ كَانَ لَهُ مِنْ نَفْسِهِ وَاعِظٌ كَانَ عَلَیْهِ مِنَ اللَّهِ حَافِظٌ .

و درود خدا بر او ، فرمود : كسى كه میان خود و خدا را اصلاح كند ، خداوند میان او و مردم را اصلاح خواهد كرد، و كسى كه امور آخرت را اصلاح كند ، خدا امور دنیاى او را اصلاح خواهد كرد ، و كسى كه از درون جان واعظى دارد ، خدا را بر او حافظى است .


 
حكمت 90شناخت عالم آگاه (علمى ، اعتقادى)

وَ قَالَ [علیه السلام] الْفَقِیهُ كُلُّ الْفَقِیهِ مَنْ لَمْ یُقَنِّطِ النَّاسَ مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ وَ لَمْ یُؤْیِسْهُمْ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ وَ لَمْ یُؤْمِنْهُمْ مِنْ مَكْرِ اللَّهِ .

و درود خدا بر او ، فرمود : فقیه كامل كسى است كه مردم را از آمرزش خدا مأیوس ، و از مهربانى او نومید نكند و از عذاب ناگهانى خدا ایمن نسازد.


 
حكمت 91 راه درمان روان (روانكارى ، روانشناسى بالینى) (علمى،اخلاقى)

وَ قَالَ [علیه السلام] إِنَّ هَذِهِ الْقُلُوبَ تَمَلُّ كَمَا تَمَلُّ الْأَبْدَانُ فَابْتَغُوا لَهَا طَرَائِفَ الْحِكَمِ .

و درود خدا بر او ، فرمود : همانا این دل ها همانند بدن ها افسرده مى شوند ، پس براى شادابى دل ها ، سخنان زیباى حكمت آمیز را بجویید.(20)


 
حكمت 92 والاترین دانش(علمى ، تربیتى)

وَ قَالَ [علیه السلام] أَوْضَعُ الْعِلْمِ مَا وُقِفَ عَلَى اللِّسَانِ وَ أَرْفَعُهُ مَا ظَهَرَ فِى الْجَوَارِحِ وَ الْأَرْكَانِ .

و درود خدا بر او ، فرمود : بى ارزش ترین دانش ، دانشى است كه بر سر زبان است ، و برترین علم ، علمى است كه در اعضا و جوارح آشكار است.


 
حكمت 93فلسفة آزمایشها (اخلاقى ، اجتماعى)

وَ قَالَ [علیه السلام] لَا یَقُولَنَّ أَحَدُكُمْ اللَّهُمَّ إِنِّى أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْفِتْنَةِ لِأَنَّهُ لَیْسَ أَحَدٌ إِلَّا وَ هُوَ مُشْتَمِلٌ عَلَى فِتْنَةٍ وَ لَكِنْ مَنِ اسْتَعَاذَ فَلْیَسْتَعِذْ مِنْ مُضِلَّاتِ الْفِتَنِ فَإِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ یَقُولُ وَ اعْلَمُوا أَنَّما أَمْوالُكُمْ وَ أَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ وَ مَعْنَى ذَلِكَ أَنَّهُ یَخْتَبِرُهُمْ بِالْأَمْوَالِ وَ الْأَوْلَادِ لِیَتَبَیَّنَ السَّاخِطَ لِرِزْقِهِ وَ الرَّاضِیَ بِقِسْمِهِ وَ إِنْ كَانَ سُبْحَانَهُ أَعْلَمَ بِهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ لَكِنْ لِتَظْهَرَ الْأَفْعَالُ الَّتِى بِهَا یُسْتَحَقُّ الثَّوَابُ وَ الْعِقَابُ لِأَنَّ بَعْضَهُمْ یُحِبُّ الذُّكُورَ وَ یَكْرَهُ الْإِنَاثَ وَ بَعْضَهُمْ یُحِبُّ تَثْمِیرَ الْمَالِ وَ یَكْرَهُ انْثِلَامَ الْحَالِ .
قال الرضى و هذا من غریب ما سمع منه فى التفسیر .

و درود خدا بر او ، فرمود : فردى از شما نگوید ك خدایا از فتنه به تو پناه مى برم ، زیرا كسى نیست كه در فتنه اى نباشد، لكن آن كه مى خواهد به خدا پناه بُرد ، از آزمایش هاى گمراه كننده پناه ببرد ؛ همانا خداى سبحان مى فرماید:
" بدانید كه اموال و فرزندان شما فتنه شمایند "
معنى این آیه این است كه خدا انسان ها را با اموال و فرزندانشان مى آزماید ، تا آن كس كه از روزى خود نا خشنود ، و آن كه خرسند است ، شناخته شوند ، گرچه خداوند به احوالاتشان از خودشان آگاه تر است ، تا كردارى كه استحقاق پاداش یا كیفر دارد آشكار نماید چه آن كه بعضى مردم فرزند پسر را دوست دارند و فرزند دختر را نمى پسندند و بعضى دیگر فراوانى اموال را دوست دارند و از كاهش سرمایه نگرانند.


 
حكمت 94شناخت نیكى ها و خوبیها (اخلاقى،تربیتى)

وَ قَالَ [علیه السلام] : وَ سُئِلَ عَنِ الْخَیْرِ مَا هُوَ فَقَالَ لَیْسَ الْخَیْرُ أَنْ یَكْثُرَ مَالُكَ وَ وَلَدُكَ وَ لَكِنَّ الْخَیْرَ أَنْ یَكْثُرَ عِلْمُكَ وَ أَنْ یَعْظُمَ حِلْمُكَ وَ أَنْ تُبَاهِیَ النَّاسَ بِعِبَادَةِ رَبِّكَ فَإِنْ أَحْسَنْتَ حَمِدْتَ اللَّهَ وَ إِنْ أَسَأْتَ اسْتَغْفَرْتَ اللَّهَ وَ لَا خَیْرَ فِى الدُّنْیَا إِلَّا لِرَجُلَیْنِ رَجُلٍ أَذْنَبَ ذُنُوباً فَهُوَ یَتَدَارَكُهَا بِالتَّوْبَةِ وَ رَجُلٍ یُسَارِعُ فِى الْخَیْرَاتِ .

و درود خدا بر او : ( از امام پرسیدند "خیر" چیست ؟ فرمود: )
خوبى آن نیست كه مال و فرزندت بسیار شود ، بلكه خیر آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در میان مردم سرفراز باشى ، پس اگر كار نیكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى ، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى . در دنیا جز براى دو كس خیر نیست:
یكى گناهكارى كه با توبه جبران كند ، و دیگر نیكوكارى كه در كارهاى نیكو شتاب ورزد.


 
حكمت 95تقوى و ارزش اعمال (اخلاقى)

وَ قَالَ [علیه السلام] لَا یَقِلُّ عَمَلٌ مَعَ التَّقْوَى وَ كَیْفَ یَقِلُّ مَا یُتَقَبَّلُ

و درود خدا بر او ، فرمود : هیچ كارى با تقوا اندك نیست ، و چگونه اندك است آنچه كه پذیرفته شود؟


 
حكمت 96ارزش علم و بندگى(اخلاقى،علمى)

وَ قَالَ [علیه السلام] إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِالْأَنْبِیَاءِ أَعْلَمُهُمْ بِمَا جَاءُوا بِهِ ثُمَّ تَلَا إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِإِبْراهِیمَ لَلَّذِینَ اتَّبَعُوهُ وَ هذَا النَّبِیُّ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الْآیَةَ (21) ثُمَّ قَالَ إِنَّ وَلِیَّ مُحَمَّدٍ مَنْ أَطَاعَ اللَّهَ وَ إِنْ بَعُدَتْ لُحْمَتُهُ وَ إِنَّ عَدُوَّ مُحَمَّدٍ مَنْ عَصَى اللَّهَ وَ إِنْ قَرُبَتْ قَرَابَتُهُ .

و درود خدا بر او ، فرمود : نزدیك ترین مردم به پیامبران ، دانا ترین آنان است ، به آنچه كه آورده اند.
سپس این آیه را تلاوت فرمود : " همانا نزدیك ترین مردم به ابراهیم آنانند كه پیرو او گردیدند ، و مؤمنانى كه به این پیامبر خاتم پیوستند (سپس فرمود)
دوست محمد (ص) كسى است كه خدا را اطاعت كند هر چند پیوند خویشاوندى او دور باشد ، و دشمن محمد (ص) كسى است كه خدا را نافرمانى كند ، هر چند خویشاوند نزدیك او باشد.


 
حكمت 97 ارزش یقین (اخلاقى ، اعتقادى)

وَ سَمِعَ [علیه السلام] رَجُلًا مِنَ الْحَرُورِیَّةِ یَتَهَجَّدُ وَ یَقْرَأُ فَقَالَ نَوْمٌ عَلَى یَقِینٍ خَیْرٌ مِنْ صَلَاةٍ فِى شَكٍّ .

و درود خدا بر او : (صداى مردى از حروراء (22) را شنید كه نماز شب مى خواند و قرآن تلاوت مى كرد.)
فرمود : خوابیدن همراه با یقین ، برتر از نمازگزاردن با شك و تردید است.


 
حكمت 98 ضرورت عمل كردن به روایات (علمى ،اجتماعى ،تربیتى)

وَ قَالَ [علیه السلام] اعْقِلُوا الْخَبَرَ إِذَا سَمِعْتُمُوهُ عَقْلَ رِعَایَةٍ لَا عَقْلَ رِوَایَةٍ فَإِنَّ رُوَاةَ الْعِلْمِ كَثِیرٌ وَ رُعَاتَهُ قَلِیلٌ .

و درود خدا بر او ، فرمود : چون روایتى را شنیدید ، آن را بفهمید عمل كنید ، نه فقط بشنوید و نقل كنید ، زیرا راویان علم فراوان و عمل كنندگان آن اندكند.


 
حكمت 99 " نهج البلاغه " 

وَ سَمِعَ رَجُلًا یَقُولُ إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ فَقَالَ إِنَّ قَوْلَنَا إِنَّا لِلَّهِ إِقْرَارٌ عَلَى أَنْفُسِنَا بِالْمُلْكِ وَ قَوْلَنَا وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ إِقْرَارٌ عَلَى أَنْفُسِنَا بِالْهُلْكِ .

" ترجمه نهج البلاغه " (علمى،تفسیری،اعتقادى)
و درود خدا بر او ، فرمود : ( شنید كه شخصى گفت انا لله و انا الیه راجعون )
این سخن ما كه مى گوییم ، ما همه از آنِ خداییم ، اقرارى است به بندگى و اینكه مى گوییم " بازگشت ما به سوى اوست " اعترافى است به نابودى خویش.


 
حكمت 100روش مناجات كردن (معنوى)

وَ قَالَ [علیه السلام] وَ مَدَحَهُ قَوْمٌ فِى وَجْهِهِ فَقَالَ اللَّهُمَّ إِنَّكَ أَعْلَمُ بِى مِنْ نَفْسِى وَ أَنَا أَعْلَمُ بِنَفْسِى مِنْهُمْ اللَّهُمَّ اجْعَلْنَا خَیْراً مِمَّا یَظُنُّونَ وَ اغْفِرْ لَنَا مَا لَا یَعْلَمُونَ .

و درود خدا بر او ، فرمود : ( آنگاه كه گروهى او را ستایش كردند فرمود : )
بار خدایا تو مرا از خودم بهتر مى شناسى ، و من خود را بیشتر از آنان مى شناسم ، خدایا مرا از آنچه اینان مى پندارند ، نیكوتر قرار ده ، و آنچه را نمى دانند بیامرز.

نوشته شده در تاریخ جمعه 29 آذر 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: نهج البلاغه،     | نظرات()

نهج البلاغه حكمت(61تا80)

حكمت 61 شیرینى آزار زن (اخلاقى)

وَ قَالَ [علیه السلام] الْمَرْأَةُ عَقْرَبٌ حُلْوَةُ اللَّسْبَةِ .

و درود خدا بر او، فرمود : نیش زن شیرین است .


 
حكمت 62 روش پاسخ دادن به ستایش ها و نیكى ها (اخلاقى ، اجتماعى)

وَ قَالَ [علیه السلام] إِذَا حُیِّیتَ بِتَحِیَّةٍ فَحَیِّ بِأَحْسَنَ مِنْهَا وَ إِذَا أُسْدِیَتْ إِلَیْكَ یَدٌ فَكَافِئْهَا بِمَا یُرْبِى عَلَیْهَا وَ الْفَضْلُ مَعَ ذَلِكَ لِلْبَادِئِ .

و درود خدا بر او ، فرمود : چون تو را ستودند ، بهتر از آنان ستایش كن ، و چون به تو احسان كردند ، بیشتر از آن ببخش ، به هر حال پاداشِ بیشتر از آنِ آغاز كننده است .


 
حكمت 63ارزش شفاعت (اخلاقى ، اجتماعى)

وَ قَالَ [علیه السلام] الشَّفِیعُ جَنَاحُ الطَّالِبِ .

و درود خدا بر او ، فرمود : شفاعت كننده چونان بال و پُر در خواست كننده كننده است.


 
حكمت 64 غفلت دنیا پرستان (اخلاقى)

وَ قَالَ [علیه السلام] أَهْلُ الدُّنْیَا كَرَكْبٍ یُسَارُ بِهِمْ وَ هُمْ نِیَامٌ .

و درود خدا بر او ، فرمود : اهل دنیا سوارانى در خواب مانده اند كه آنان را مى رانند.


 
حكمت 65 ترك دوستان و تنهایى (اخلاقى ، اجتماعی، تربیتى)

وَ قَالَ [علیه السلام] فَقْدُ الْأَحِبَّةِ غُرْبَةٌ .

و درود خدا بر او ، فرمود : از دست دادن دوستان غربت است .


 
حكمت 66روش خواستن (اخلاقى ، اجتماعى)

وَ قَالَ [علیه السلام] فَوْتُ الْحَاجَةِ أَهْوَنُ مِنْ طَلَبِهَا إِلَى غَیْرِ أَهْلِهَا .

و درود خدا بر او ، فرمود : از دست دادن حاجت بهتر از درخواست كردن از نا اهل است.


 
حكمت 67ارزش ایثار اقتصادى (اخلاقى ، اقتصادى)

وَ قَالَ [علیه السلام] لَا تَسْتَحِ مِنْ إِعْطَاءِ الْقَلِیلِ فَإِنَّ الْحِرْمَانَ أَقَلُّ مِنْهُ .

و درود خدا بر او ، فرمود : از بخشش اندك شرم مدار كه محروم كردن ، از آن كمتر است.


 
حكمت 68 ره آورد عفّت و شكر گذارى (اخلاقى ، اجتماعى)

وَ قَالَ [علیه السلام] الْعَفَافُ زِینَةُ الْفَقْرِ وَ الشُّكْرُ زِینَةُ الْغِنَى .

و درود خدا بر او ، فرمود : عفّت ورزیدن زینت فقر ، و شكر گزارى زینت بى نیازى است.


 
حكمت 69حفظ روح امیدوارى (اخلاقى)

وَ قَالَ [علیه السلام] إِذَا لَمْ یَكُنْ مَا تُرِیدُ فَلَا تُبَلْ مَا كُنْتَ .

و درود خدا بر او، فرمود : اگر به آن چه كه مى خواستى نرسیدى ، از آنچه هستى نگران مباش.


 
حكمت 70روانشناسى جاهل (اخلاقى ، علمى)

وَ قَالَ [علیه السلام] لَا تَرَى الْجَاهِلَ إِلَّا مُفْرِطاً أَوْ مُفَرِّطاً .

و درود خدا بر او ، فرمود : نادان را یا تُندرو و یا كُند رو مى بینی.


 
حكمت 71نشانه كمال عقل (اخلاقى)

وَ قَالَ [علیه السلام] إِذَا تَمَّ الْعَقْلُ نَقَصَ الْكَلَامُ .

و درود خدا بر او ، فرمود : چون عقل كامل گردد ، سخن اندك شود .


 
حكمت 72رابطه دنیا و انسان (اخلاقى،علمى)

وَ قَالَ [علیه السلام] الدَّهْرُ یُخْلِقُ الْأَبْدَانَ وَ یُجَدِّدُ الْآمَالَ وَ یُقَرِّبُ الْمَنِیَّةَ وَ یُبَاعِدُ الْأُمْنِیَّةَ مَنْ ظَفِرَ بِهِ نَصِبَ وَ مَنْ فَاتَهُ تَعِبَ.

و درود خدا بر او ، فرمود : دنیا بدن ها را فرسوده و آرزوها را تازه مى كند ، مرگ را نزدیك و خواسته ها را دور و دراز مى سازد ، كسى كه به آن دست یافت خسته مى شود ، و آن كه به دنیا نرسید رنج مى برد.


 
حكمت 73 ضرورت خودسازى رهبران و مدیران(اخلاقى ، تربیتى ، مدیریتى)

وَ قَالَ [علیه السلام] مَنْ نَصَبَ نَفْسَهُ لِلنَّاسِ إِمَاماً فَلْیَبْدَأْ بِتَعْلِیمِ نَفْسِهِ قَبْلَ تَعْلِیمِ غَیْرِهِ وَ لْیَكُنْ تَأْدِیبُهُ بِسِیرَتِهِ قَبْلَ تَأْدِیبِهِ بِلِسَانِهِ وَ مُعَلِّمُ نَفْسِهِ وَ مُؤَدِّبُهَا أَحَقُّ بِالْإِجْلَالِ مِنْ مُعَلِّمِ النَّاسِ وَ مُؤَدِّبِهِمْ .

و درود خدا بر او ، فرمود : كسى كه خود را رهبر مردم قرار داد ،باید پیش از آن كه به تعلیم دیگران پردازد ، خود را بسازد ، و پیش از آن كه به گفتار تربیت كند ، با كردار تعلیم دهد ، زیرا آن كس كه خود را تعلیم دهد و ادب كند سزاوار تر به تعظیم است از آن كه دیگرى را تعلیم دهد و ادب بیاموزد.


 
حكمت 74 ضرورت یاد مرگ(اخلاقى)

وَ قَالَ [علیه السلام] نَفَسُ الْمَرْءِ خُطَاهُ إِلَى أَجَلِهِ .

و درود خدا بر او ، فرمود : انسان با نَفَسى كه مى كشد ، قدمى به سوى مرگ مى رود .


 
حكمت 75 توجه به فناپذیرى دنیا(اخلاقى)

وَ قَالَ [علیه السلام] كُلُّ مَعْدُودٍ مُنْقَضٍ وَ كُلُّ مُتَوَقَّعٍ آتٍ .

و درود خدا بر او ، فرمود : هر چیز كه شمردنى است پایان مى پذیرد ، و هر چه را كه انتظار مى كشیدى ، خواهد رسید.


 
حكمت 76 روش تحلیل رویدادها (روش تجربى) (اخلاقى ، علمى ، سیاسى)

وَ قَالَ [علیه السلام] إِنَّ الْأُمُورَ إِذَا اشْتَبَهَتْ اعْتُبِرَ آخِرُهَا بِأَوَّلِهَا .

و درود خدا بر او ، فرمود : حوادث اگر همانند یكدیگر بودند ، آخرین را با آغازین مقایسه و ارزیابى مى كنند (14).


 
حكمت 77 دنیا شناسى (امام و ترك دنیاى حرام) (اخلاقى)

وَ مِنْ خَبَرِ ضِرَارِ بْنِ حَمْزَةَ الضَّبَائِیِّ عِنْدَ دُخُولِهِ عَلَى مُعَاوِیَةَ وَ مَسْأَلَتِهِ لَهُ عَنْ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع وَ قَالَ فَأَشْهَدُ لَقَدْ رَأَیْتُهُ فِى بَعْضِ مَوَاقِفِهِ وَ قَدْ أَرْخَى اللَّیْلُ سُدُولَهُ وَ هُوَ قَائِمٌ فِى مِحْرَابِهِ قَابِضٌ عَلَى لِحْیَتِهِ یَتَمَلْمَلُ تَمَلْمُلَ السَّلِیمِ وَ یَبْكِى بُكَاءَ الْحَزِینِ وَ یَقُولُ یَا دُنْیَا یَا دُنْیَا إِلَیْكِ عَنِّى أَ بِى تَعَرَّضْتِ أَمْ إِلَیَّ تَشَوَّقْتِ لَا حَانَ حِینُكِ هَیْهَاتَ غُرِّى غَیْرِى لَا حَاجَةَ لِى فِیكِ قَدْ طَلَّقْتُكِ َلَاثاً لَا رَجْعَةَ فِیهَا فَعَیْشُكِ قَصِیرٌ وَ خَطَرُكِ یَسِیرٌ وَ أَمَلُكِ حَقِیرٌ آهِ مِنْ قِلَّةِ الزَّادِ وَ طُولِ الطَّرِیقِ وَ بُعْدِ السَّفَرِ وَ عَظِیمِ الْمَوْرِدِ .

و درود خدا بر او ، فرمود : (ضرار بن ضمرة (15) ضبایى از یاران امام به شام رفت بر معاویه وارد شد . معاویه از او خواست از حالات امام بگوید ، گفت على [علیه السلام] را در حالى دیدم كه شب ، پرده هاى خود را افكنده بود ، و او در محراب ایستاده ، محاسن را به دست گرفته ، چون مار گزیده ، به خود مى پیچید ، و محزون مى گریست و مى گفت :) اى دنیا !!! اى دنیاى حرام ! از من دور شو ، آیا براى من خود نمایى مى كنى ؟ یا شیفتة من شده اى تا روزى در دل من جاى گیرى ؟ هرگز مباد! غیر مرا بفریب ، كه مرا در تو هیچ نیازى نیست ، تو را سه طلاقه كرده ام ، تا بازگشتى نباشد ، دوران زندگانى تو كوتاه ، ارزش تو اندك و آرزوى تو پُست است . آه از توشة اندك ، و درازى راه ، و دورى منزل ، و عظمت روز قیامت !


 
حكمت 78شناخت جایگاه جبر و اختیار(اعتقادى)

وَ مِنْ كَلَامٍ لَهُ [علیه السلام] لِلسَّائِلِ الشَّامِیِّ لَمَّا سَأَلَهُ أَ كَانَ مَسِیرُنَا إِلَى الشَّامِ بِقَضَاءٍ مِنَ اللَّهِ وَ قَدَرٍ بَعْدَ كَلَامٍ طَوِیلٍ هَذَا مُخْتَارُهُ
وَیْحَكَ لَعَلَّكَ ظَنَنْتَ قَضَاءً لَازِماً وَ قَدَراً حَاتِماً لَوْ كَانَ ذَلِكَ كَذَلِكَ لَبَطَلَ الثَّوَابُ وَ الْعِقَابُ وَ سَقَطَ الْوَعْدُ وَ الْوَعِیدُ إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ أَمَرَ عِبَادَهُ تَخْیِیراً وَ نَهَاهُمْ تَحْذِیراً وَ كَلَّفَ یَسِیراً وَ لَمْ یُكَلِّفْ عَسِیراً وَ أَعْطَى عَلَى الْقَلِیلِ كَثِیراً وَ لَمْ یُعْصَ مَغْلُوباً وَ لَمْ یُطَعْ مُكْرِهاً وَ لَمْ یُرْسِلِ الْأَنْبِیَاءَ لَعِباً وَ لَمْ یُنْزِلِ الْكُتُبَ لِلْعِبَادِ عَبَثاً وَ لَا خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ وَ مَا بَیْنَهُمَا بَاطِلًا ذلِكَ ظَنُّ الَّذِینَ كَفَرُوا فَوَیْلٌ لِلَّذِینَ كَفَرُوا مِنَ النَّارِ (16)

و در جواب مرد شامى فرمود : ( مرد شامى پرسید آیا رفتن ما به شام ، به قضا و قدر الهى است ؟ امام با كلمات طولانى پاسخ او را داد ، كه برخى از آن را برگزیدیم.)
واى بر او ! شاید قضاء لازم ، و قَدُر حُتمى را گمان كرده اى ؟ اگر چنین بود ، پاداش و كیفر ، بشارت و تهدید الهى ، بیهوده بود ! خداوند سبحان ! بندگان خود را فرمان داد در حالى كه اختیار دارند ، و نهى فرمود تا بترسند ، احكام آسانى را واجب كرد ، و چیز دشوارى را تكلیف نفرمود ، و پاداش اعمال اندك را فراوان قرار داد با نافرمانى بندگان مغلوب نخواهد شد ، و با اكراه و اجبار اطاعت نمى شود ، و پیامبران را به شوخى نفرستاد ، و فرو فرستادن كُتُب آسمانى براى بندگان بیهوده نبود .(17) و آسمان و زمین و آنچه را در میانشان است بى هدف نیافرید.


 
حكمت 79ارزش حكمت و بى لیاقتى منافق (علمى، معنوى)

وَ قَالَ [علیه السلام] خُذِ الْحِكْمَةَ أَنَّى كَانَتْ فَإِنَّ الْحِكْمَةَ تَكُونُ فِى صَدْرِ الْمُنَافِقِ فَتَلَجْلَجُ فِى صَدْرِهِ حَتَّى تَخْرُجَ فَتَسْكُنَ إِلَى صَوَاحِبِهَا فِى صَدْرِ الْمُؤْمِنِ .

و درود خدا بر او ، فرمود : حكمت را هر كجا كه باشد ، فراگیر ، گاهى حكمت در سینه منافق است بى تابى كند تا بیرون آمده و با همدمانش در سینة مؤمن آرام گیرد.


 
حكمت 80مؤمن و ارزش حكمت (علمى ، معنوى)

وَ قَالَ [علیه السلام] الْحِكْمَةُ ضَالَّةُ الْمُؤْمِنِ فَخُذِ الْحِكْمَةَ وَ لَوْ مِنْ أَهْلِ النِّفَاقِ .

و درود خدا بر او ، فرمود : حكمت ،گمشدة مؤمن است ، حكمت را فراگیر هر چند از منافقان باشد.

نوشته شده در تاریخ جمعه 29 آذر 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: نهج البلاغه،     | نظرات()

نهج البلاغه حكمت(41تا60)

حكمت 41راه شناخت عاقل و احمق(اخلاقى)

و قد روى عنه [علیه السلام] هذا المعنى بلفظ آخر و هو قوله
قَلْبُ الْأَحْمَقِ فِى فِیهِ وَ لِسَانُ الْعَاقِلِ فِى قَلْبِهِ

و معناهما واحد .
و درود خدا بر او ، فرمود : قلب احمق در دهان او ، و زبان عاقل در قلب او قرار دارد .


 
حكمت 42بیمارى و پاك شدن گناهان (اخلاقى ، معنوى)

وَ قَالَ [علیه السلام] لِبَعْضِ أَصْحَابِهِ فِى عِلَّةٍ اعْتَلَّهَا جَعَلَ اللَّهُ مَا كَانَ مِنْ شَكْوَاكَ حَطّاً لِسَیِّئَاتِكَ فَإِنَّ الْمَرَضَ لَا أَجْرَ فِیهِ وَ لَكِنَّهُ یَحُطُّ السَّیِّئَاتِ وَ یَحُتُّهَا حَتَّ الْأَوْرَاقِ وَ إِنَّمَا الْأَجْرُ فِى الْقَوْلِ بِاللِّسَانِ وَ الْعَمَلِ بِالْأَیْدِى وَ الْأَقْدَامِ وَ إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ یُدْخِلُ بِصِدْقِ النِّیَّةِ وَ السَّرِیرَةِ الصَّالِحَةِ مَنْ یَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ الْجَنَّةَ
قال الرضى و أقول صدق ع إن المرض لا أجر فیه لأنه لیس من قبیل ما یستحق علیه العوض لأن العوض یستحق على ما كان فى مقابلة فعل الله تعالى بالعبد من الآلام و الأمراض و ما یجرى مجرى ذلك و الأجر و الثواب یستحقان على ما كان فى مقابلة فعل العبد فبینهما فرق قد بینه ع كما یقتضیه علمه الثاقب و رأیه الصائب .

و درود خدا بر او به یكى از یارانش كه بیمار بود فرمود : خدا آنچه را كه از آن شكایت دارى ( بیمارى ) موجب كاستن گناهانت قرار داد ، در بیمارى پاداشى نیست اما گناهان را از بین مى برد ، آن ها را چونان برگ پاییزى مى ریزد و همانا پاداش در گفتار به زبان ، و كردار با دست ها و قدم هاست ، و خداى سبحان به خاطر نیت راست ، و درون پاك ، هركس از بندگانش را كه بخواهم وارد بهشت خواهد كرد .
مى گویم : ( راست گفت امام على [علیه السلام] " درود خدا بر او باد " كه بیمارى پاداشى ندارد ، بیمارى از چیزهائى است كه استحقاق عُوُض دارد ، و عوض در برابر رفتار خداوند بزرگ است نسبت به بندة خود ، در نا ملایمات زندگى و بیمارى ها و همانند آن ها ، اما اجر و پاداش در برابر كارى است كه بنده انجام مى دهد. پس بین این دو تفاوت است كه امام [علیه السلام] آن را با علم نافذ و رأى رساى خود ، بیان فرمود .


 
حكمت 43الگوهاى انسانى (فضائل اخلاقى یكى از یاران) (اخلاقى ، تاریخى)

وَ قَالَ [علیه السلام] فِى ذِكْرِ خَبَّابِ بْنِ الْأَرَتِّ یَرْحَمُ اللَّهُ خَبَّابَ بْنَ الْأَرَتِّ فَلَقَدْ أَسْلَمَ رَاغِباً وَ هَاجَرَ طَائِعاً وَ قَنِعَ بِالْكَفَافِ وَ رَضِیَ عَنِ اللَّهِ وَ عَاشَ مُجَاهِداً .

در یاد یكى از یاران ،" خباب بن أرت" فرمود : خدا خباب بن أرت (12) را رحمت كند ، با رغبت مسلمان شد و از روى فرمانبردارى هجرت كرد ، و با قناعت زندگى گذراند ، و از خدا راضى بود، و مجاهد زندگى كرد.


 
حكمت 44ارزش آخرت گرایى (اخلاقى)

وَ قَالَ [علیه السلام] طُوبَى لِمَنْ ذَكَرَ الْمَعَادَ وَ عَمِلَ لِلْحِسَابِ وَ قَنِعَ بِالْكَفَافِ وَ رَضِیَ عَنِ اللَّهِ .

و درود خدا بر او ، فرمود : خوشا به حال كسى كه به یاد معاد باشد ، براى حسابرسى قیامت كار كند ، با قناعت زندگى كند ، و از خدا راضى باشد.


 
حكمت 45 راه شناخت مؤمن و منافق ( اخلاقى ، انسان شناسى ، سیاسى)

وَ قَالَ [علیه السلام] لَوْ ضَرَبْتُ خَیْشُومَ الْمُؤْمِنِ بِسَیْفِى هَذَا عَلَى أَنْ یُبْغِضَنِى مَا أَبْغَضَنِى وَ لَوْ صَبَبْتُ الدُّنْیَا بِجَمَّاتِهَا عَلَى الْمُنَافِقِ عَلَى أَنْ یُحِبَّنِى مَا أَحَبَّنِى وَ ذَلِكَ أَنَّهُ قُضِیَ فَانْقَضَى عَلَى لِسَانِ النَّبِیِّ الْأُمِّیِّ ص أَنَّهُ قَالَ یَا عَلِیُّ لَا یُبْغِضُكَ مُؤْمِنٌ وَ لَا یُحِبُّكَ مُنَافِقٌ .

و درود خدا بر او ، فرمود : اگر با شمشیرم بر بینى مؤمن بزنم كه دشمن من شود ، با من دشمنى نخواهد كرد ، و اگر تمام دنیا را به منافق ببخشم تا مرا دوست بدارد ، دوست من نخواهد شد و این بدان جهت است كه قضاى الهى جارى شد ، و بر زبان پیامبر اُمى (ص) گذشت كه فرمود :
" اى على ! مؤمن تو را دشمن نگیرد ، و منافق تو را دوست نخواهد داشت ."


 
حكمت 46 ارزش پشیمانى و زشتى غرور زدگى (اخلاقى)

وَ قَالَ [علیه السلام] سَیِّئَةٌ تَسُوءُكَ خَیْرٌ عِنْدَ اللَّهِ مِنْ حَسَنَةٍ تُعْجِبُكَ .

دورد خدا بر او ، فرمود : گناهى كه تو را پشیمان كند بهتر از كار نیكى است كه تو را به خود پسندى وا دارد.


 
حكمت 47 شناخت ارزش ها (اخلاقى)

وَ قَالَ [علیه السلام] قَدْرُ الرَّجُلِ عَلَى قَدْرِ هِمَّتِهِ وَ صِدْقُهُ عَلَى قَدْرِ مُرُوءَتِهِ وَ شَجَاعَتُهُ عَلَى قَدْرِ أَنَفَتِهِ وَ عِفَّتُهُ عَلَى قَدْرِ غَیْرَتِهِ .

و درود خدا بر او ، فرمود : ارزش مرد به اندازة همت اوست ، و راستگویى او به میزان جوانمردى اش ، و شجاعت او به قدر ننگى است كه احساس مى كند ، و پاكدامنى او به اندازة غیرت اوست .


 
حكمت 48رازدارى و پیروزى (اخلاقى ، سیاسى)

وَ قَالَ [علیه السلام] الظَّفَرُ بِالْحَزْمِ وَ الْحَزْمُ بِإِجَالَةِ الرَّأْیِ وَ الرَّأْیُ بِتَحْصِینِ الْأَسْرَارِ .

و درود خدا بر او ، فرمود : پیروزى در دور اندیشى ، و دور اندیشى در به كار گیرى صحیح اندیشه ، و اندیشه صحیح به راز دارى است.


 
حكمت 49 شناخت بزرگوار و پُست فطرت (اخلاقى، اجتماعى)

وَ قَالَ [علیه السلام] احْذَرُوا صَوْلَةَ الْكَرِیمِ إِذَا جَاعَ وَ اللَّئِیمِ إِذَا شَبِعَ .

و درود خدا بر او ، فرمود : از یورش بزرگوار به هنگام گرسنگى ، و تهاجم انسان پُست به هنگام سیرى ، بپرهیز.


 
حكمت 50راه جذب دلها (اخلاقى ، اجتماعى)

وَ قَالَ [علیه السلام] قُلُوبُ الرِّجَالِ وَحْشِیَّةٌ فَمَنْ تَأَلَّفَهَا أَقْبَلَتْ عَلَیْهِ .

و درود خدا بر او ، فرمود : دل هاى مردم گریزان است ، به كسى روى آورند كه خوشرویى كند .


 
حكمت 51قدرت و عیب پوشى (اخلاقى ، اجتماعى)

وَ قَالَ [علیه السلام] عَیْبُكَ مَسْتُورٌ مَا أَسْعَدَكَ جَدُّكَ .

و درود خدا بر او ، فرمود : عیب تو تا آن گاه كه روزگار با تو هماهنگ باشد ، پنهان است .


 
حكمت 52 روش برخورد با شكست خوردگان (اخلاقى ، سیاسى)

وَ قَالَ [علیه السلام] أَوْلَى النَّاسِ بِالْعَفْوِ أَقْدَرُهُمْ عَلَى الْعُقُوبَةِ .

و درود خدا بر او ، فرمود : سزاوار ترین مردم به عفو كردن ، تواناترینشان به هنگام كیفر دادن است .


 
حكمت 53 شناخت جایگاه سخاوت و ایثارگری (اخلاقى ،اقتصادی، اجتماعى)

وَ قَالَ [علیه السلام] السَّخَاءُ مَا كَانَ ابْتِدَاءً فَأَمَّا مَا كَانَ عَنْ مَسْأَلَةٍ فَحَیَاءٌ وَ تَذَمُّمٌ .

و درود خدا بر او، فرمود : سخاوت آن است كه تو آغاز كنى ، زیرا آنچه با درخواست داده مى شود یا از روى شرم و یا از بیم شنیدن سخن نا پسند است .


 
حكمت 54ارزش هاى اخلاقى (اخلاقى ، اجتماعى)

وَ قَالَ [علیه السلام] لَا غِنَى كَالْعَقْلِ وَ لَا فَقْرَ كَالْجَهْلِ وَ لَا مِیرَاثَ كَالْأَدَبِ وَ لَا ظَهِیرَ كَالْمُشَاوَرَةِ .

و درود خدا بر او ، فرمود : هیچ ثروتى چون عقل ، و هیچ فقرى چون نادانى نیست . هیچ ارثى چون ادب (13) ، و هیچ پشتیبانى چون مشورت نیست .


 
حكمت 55 اقسام بردبارى (اخلاقى)

وَ قَالَ [علیه السلام] الصَّبْرُ صَبْرَانِ صَبْرٌ عَلَى مَا تَكْرَهُ وَ صَبْرٌ عَمَّا تُحِبُّ .

و درود خدا بر او ، فرمود : شكیبایى دو گونه است : شكیبایى بر آنچه خوش نمى دارى و شكیبایى در آنچه دوست مى داری.


 
حكمت 56تهیدستى و تنهایى (اخلاقى ، اجتماعى)

وَ قَالَ [علیه السلام] الْغِنَى فِى الْغُرْبَةِ وَطَنٌ وَ الْفَقْرُ فِى الْوَطَنِ غُرْبَةٌ .

و درود خدا بر او، فرمود : ثروتمندى در غربت ، چون در وطن بودن و تهیدستى در وطن ، غربت است.


 
حكمت 57ارزش قناعت و خودكفایى(اخلاقى)

وَ قَالَ [علیه السلام] الْقَنَاعَةُ مَالٌ لَا یَنْفَدُ .

قال الرضى و قد روى هذا الكلام عن النبى (ص) .
و درود خدا بر او ، فرمود : قناعت ، ثروتى است پایان نا پذیر .(این سخن از رسول خدا (ص) نیز نقل شده است ).


 
حكمت 58 توانگرى و شهوت ها(اخلاقى)

وَ قَالَ [علیه السلام] الْمَالُ مَادَّةُ الشَّهَوَاتِ .

و درود خدا بر او ، فرمود : ثروت ، ریشة شهوت هاست.


 
حكمت 59 ارزش تذكّر دادن اشتباهات (اخلاقى ، اجتماعى)

وَ قَالَ [علیه السلام] مَنْ حَذَّرَكَ كَمَنْ بَشَّرَكَ .

و درود خدا بر او فرمود : آن كه تو را هشدار داد ، چون كسى است كه مژده داد.


 
حكمت 60ضرورت كنترل زبان (اخلاقى ، تربیتى)

وَ قَالَ [علیه السلام] اللِّسَانُ سَبُعٌ إِنْ خُلِّیَ عَنْهُ عَقَرَ .
و درود خدا بر او ، فرمود : زبان تربیت نشده ، درنده اى است كه اگر رهایش كنى مى گزد.

نوشته شده در تاریخ جمعه 29 آذر 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: نهج البلاغه،     | نظرات()

نهج البلاغه حكمت(21تا40)

حكمت 21ارزش ها و ضد ارزش ها (اخلاقى)

وَ قَالَ [علیه السلام] قُرِنَتِ الْهَیْبَةُ بِالْخَیْبَةِ وَ الْحَیَاءُ بِالْحِرْمَانِ وَ الْفُرْصَةُ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ فَانْتَهِزُوا فُرَصَ الْخَیْرِ .

و درود خدا بر او ، فرمود: ترس با نا امیدى ، و شرم با محرومیت همراه است ، و فرصت ها چون ابرها مى گذرند ، پس فرصت هاى نیك را غنیمت شمارید.


 
حكمت 22روش گرفتن حق (اخلاقى ، سیاسى)

وَ قَالَ [علیه السلام] لَنَا حَقٌّ فَإِنْ أُعْطِینَاهُ وَ إِلَّا رَكِبْنَا أَعْجَازَ الْإِبِلِ وَ إِنْ طَالَ السُّرَى .

قال الرضى و هذا من لطیف الكلام و فصیحه و معناه أنا إن لم نعط حقنا كنا أذلاء و ذلك أن الردیف یركب عجز البعیر كالعبد و الأسیر و من یجرى مجراهما.
و درود خدا بر او ، فرمود : ما را حقّى است اگر به ما داده شود ، و گرنه بر پشت شتران سوار شویم و براى گرفتن آن برانیم هر چند شب رُوى به طول انجامد.(5)


 
حكمت 23ضرورت عمل گرایى (اخلاقى ، اجتماعى)

وَ قَالَ [علیه السلام] مَنْ أَبْطَأَ بِهِ عَمَلُهُ لَمْ یُسْرِعْ بِهِ نَسَبُهُ .

و درود خدا بر او ، فرمود : كسى كه كردارش او را به جایى نرساند ، افتخارات خاندانش او را به جایى نخواهد رسانید.


 
حكمت 24روش یارى كردن مردم (اخلاقى ، اجتماعى)

وَ قَالَ [علیه السلام] مِنْ كَفَّارَاتِ الذُّنُوبِ الْعِظَامِ إِغَاثَةُ الْمَلْهُوفِ وَ التَّنْفِیسُ عَنِ الْمَكْرُوبِ .

و درود خدا بر او ، فرمود : از كفّاره گناهان بزرگ ، به فریاد مردم رسیدن ، و آرام كردن مصیبت دیدگان است.


 
حكمت 25ترس از خدا در فزونى نعمت ها (اخلاقى)

وَ قَالَ [علیه السلام] یَا ابْنَ آدَمَ إِذَا رَأَیْتَ رَبَّكَ سُبْحَانَهُ یُتَابِعُ عَلَیْكَ نِعَمَهُ وَ أَنْتَ تَعْصِیهِ فَاحْذَرْهُ .

و درود خدا بر او ، فرمود : اى فرزند آدم ! زمانى كه خدا را مى بینى كه انواع نعمت ها را به تو مى رساند تو در حالى كه معصیت كارى ، بترس.


 
حكمت 26رفتار شناسى ( و نقش روحیات در تن آدمى )(علمى،اخلاقى)

وَ قَالَ [علیه السلام] مَا أَضْمَرَ أَحَدٌ شَیْئاً إِلَّا ظَهَرَ فِى فَلَتَاتِ لِسَانِهِ وَ صَفَحَاتِ وَجْهِهِ .

و درود خدا بر او ، فرمود : كسى كه چیزى را در دل پنهان نكرد جز آن كه در لغزش هاى زبان و رنگ رخسارش ، آشكار خواهد گشت.(6)


 
حكمت 27روش درمان دردها (بهداشتى ، درمانى)

وَ قَالَ [علیه السلام] امْشِ بِدَائِكَ مَا مَشَى بِكَ .

و درود خدا بر او ، فرمود : با درد خود بساز ، چندان كه با تو سازگار است .


 
حكمت 28 برترین پارسایی (اخلاقى ، معنوى)

وَ قَالَ [علیه السلام] أَفْضَلُ الزُّهْدِ إِخْفَاءُ الزُّهْدِ .

و درود خدا بر او ، فرمود : برترین زهد ، پنهان داشت زهد است !


 
حكمت 29ضرورت یاد مرگ(اخلاقى)

وَ قَالَ [علیه السلام] إِذَا كُنْتَ فِى إِدْبَارٍ وَ الْمَوْتُ فِى إِقْبَالٍ فَمَا أَسْرَعَ الْمُلْتَقَى .

و درود خدا بر او ، فرمود : هنگامى كه تو زندگى را پْشت سر مى گذارى و مرگ به تو روى مى آورد، پس دیدار با مرگ چه زود خواهد بود .


 
حكمت 30پرهیز از غفلت زدگى (اخلاقى ، اعتقادى)

وَ قَالَ [علیه السلام] الْحَذَرَ الْحَذَرَ فَوَاللَّهِ لَقَدْ سَتَرَ حَتَّى كَأَنَّهُ قَدْ غَفَرَ .

و درود خدا بر او ، فرمود : هشدار ! هشدار ! به خدا سوگند ، چنان پرده پوشى كرده كه پندارى تو را بخشیده است !


 
حكمت 31معرفة اقسام الایمان 

وَ سُئِلَ [علیه السلام] عَنِ الْإِیمَانِ فَقَالَ الْإِیمَانُ عَلَى أَرْبَعِ دَعَائِمَ عَلَى الصَّبْرِ وَ الْیَقِینِ وَ الْعَدْلِ وَ الْجِهَادِ وَ الصَّبْرُ مِنْهَا عَلَى أَرْبَعِ شُعَبٍ عَلَى الشَّوْقِ وَ الشَّفَقِ وَ الزُّهْدِ وَ التَّرَقُّبِ فَمَنِ اشْتَاقَ إِلَى الْجَنَّةِ سَلَا عَنِ الشَّهَوَاتِ وَ مَنْ أَشْفَقَ مِنَ النَّارِ اجْتَنَبَ الْمُحَرَّمَاتِ وَ مَنْ زَهِدَ فِى الدُّنْیَا اسْتَهَانَ بِالْمُصِیبَاتِ وَ مَنِ ارْتَقَبَ الْمَوْتَ سَارَعَ إِلَى الْخَیْرَاتِ وَ الْیَقِینُ مِنْهَا عَلَى أَرْبَعِ شُعَبٍ عَلَى تَبْصِرَةِ الْفِطْنَةِ وَ تَأَوُّلِ الْحِكْمَةِ وَ مَوْعِظَةِ الْعِبْرَةِ وَ سُنَّةِ الْأَوَّلِینَ فَمَنْ تَبَصَّرَ فِى الْفِطْنَةِ تَبَیَّنَتْ لَهُ الْحِكْمَةُ وَ مَنْ تَبَیَّنَتْ لَهُ الْحِكْمَةُ عَرَفَ الْعِبْرَةَ وَ مَنْ عَرَفَ الْعِبْرَةَ فَكَأَنَّمَا كَانَ فِى الْأَوَّلِینَ وَ الْعَدْلُ مِنْهَا عَلَى أَرْبَعِ شُعَبٍ عَلَى غَائِصِ الْفَهْمِ وَ غَوْرِ الْعِلْمِ وَ زُهْرَةِ الْحُكْمِ وَ رَسَاخَةِ الْحِلْمِ فَمَنْ فَهِمَ عَلِمَ غَوْرَ الْعِلْمِ وَ مَنْ عَلِمَ غَوْرَ الْعِلْمِ صَدَرَ عَنْ شَرَائِعِ الْحُكْمِ وَ مَنْ حَلُمَ لَمْ یُفَرِّطْ فِى أَمْرِهِ وَ عَاشَ فِى النَّاسِ حَمِیداً وَ الْجِهَادُ مِنْهَا عَلَى أَرْبَعِ شُعَبٍ عَلَى الْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیِ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ الصِّدْقِ فِى الْمَوَاطِنِ وَ شَنَآنِ الْفَاسِقِینَ فَمَنْ أَمَرَ بِالْمَعْرُوفِ شَدَّ ظُهُورَ الْمُؤْمِنِینَ وَ مَنْ نَهَى عَنِ الْمُنْكَرِ أَرْغَمَ أُنُوفَ الْكَافِرِینَ وَ مَنْ صَدَقَ فِى الْمَوَاطِنِ قَضَى مَا عَلَیْهِ وَ مَنْ شَنِئَ الْفَاسِقِینَ وَ غَضِبَ لِلَّهِ غَضِبَ اللَّهُ لَهُ وَ أَرْضَاهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَ الْكُفْرُ عَلَى أَرْبَعِ دَعَائِمَ عَلَى التَّعَمُّقِ وَ التَّنَازُعِ وَ الزَّیْغِ وَ الشِّقَاقِ فَمَنْ تَعَمَّقَ لَمْ یُنِبْ إِلَى الْحَقِّ وَ مَنْ كَثُرَ نِزَاعُهُ بِالْجَهْلِ دَامَ عَمَاهُ عَنِ الْحَقِّ وَ مَنْ زَاغَ سَاءَتْ عِنْدَهُ الْحَسَنَةُ وَ حَسُنَتْ عِنْدَهُ السَّیِّئَةُ وَ سَكِرَ سُكْرَ الضَّلَالَةِ وَ مَنْ شَاقَّ وَعُرَتْ عَلَیْهِ طُرُقُهُ وَ أَعْضَلَ عَلَیْهِ أَمْرُهُ وَ ضَاقَ عَلَیْهِ مَخْرَجُهُ وَ الشَّكُّ عَلَى أَرْبَعِ شُعَبٍ عَلَى التَّمَارِى وَ الْهَوْلِ وَ التَّرَدُّدِ وَ الِاسْتِسْلَامِ
فَمَنْ جَعَلَ الْمِرَاءَ دَیْدَناً لَمْ یُصْبِحْ لَیْلُهُ وَ مَنْ هَالَهُ مَا بَیْنَ یَدَیْهِ نَكَصَ عَلَى عَقِبَیْهِ وَ مَنْ تَرَدَّدَ فِى الرَّیْبِ وَطِئَتْهُ سَنَابِكُ الشَّیَاطِینِ وَ مَنِ اسْتَسْلَمَ لِهَلَكَةِ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ هَلَكَ فِیهِمَا
قال الرضى و بعد هذا كلام تركنا ذكره خوف الإطالة و الخروج عن الغرض المقصود فى هذا الكتاب.

و درود خدا بر او ، فرمود : (از ایمان پرسیدند ، جواب داد)
1ـ شناخت پایه هاى ایمان : ایمان بر چهار پایه استوار است : صبر ، یقین ، عدل و جهاد . صبر نیز بر چهار پایه قرار دارد . شوق ، هراس ، زهد و انتظار. آن كس كه اشتیاق بهشت دارد ، شهوت هایش كاستى گیرد ، و آن كس كه از آتش جهنّم مى ترسد ، از حرام دورى مى گزیند ، و آن كس كه در دنیا زهد مى ورزد ، مصیبت را ساده پندارد ، و آن كس كه مرگ را انتظار مى كشد در نیكى ها شتاب مى كند . یقین نیز بر چهار پایه استوار است : بینش زیركانه ، دریافت حكیمانة واقعیت ها ، پند گرفتن از حوادث روزگار ، و پیمودن راه درست پیشینیان . پس آن كس كه هوشمندانه به واقعیت ها نگریست ، حكمت را آشكارا بیند ، و آن كه حكمت را آشكارا دید ، عبرت آموزى را شناسد ، و آن كه عبرت آموزى شناخت گویا چنان است كه با گذشتگان مى زیسته است . و عدل نیز بر چهار پایه بر قرار است : فكرى ژرف اندیش ، دانشى عمیق و به حقیقت رسیده ، نیكو داورى كردن و استوار بودن در شكیبایى . پس كسى كه درست اندیشد به ژرفاى دانش رسید و آن كس كه به حقیقت دانش رسید ، از چشمة زلال شریعت نوشید ، پس كسى كه شكیبا شد در كارش زیاده روى نكرده با نیكنامى در میان مردم زندگى خواهد كرد . و جهاد نیز بر چهار پایه استوار است : امر به معروف ، نهى از منكر ، راستگویى در هر حال ، و دشمنى با فاسقان . پس هر كس به معروف امر كرد ، پشتوانه نیرومند مؤمنان است ، و آن كس كه از زشتى ها نهى كرد ، بینى منافقان را به خاك مالید ، و آن كس كه در میدان نبرد صادقانه پایدارى كند حقّى را كه بر گردن او بوده ادا كرده است ، و كسى كه با فاسقان دشمنى كند و براى خدا خشم گیرد ، خدا هم براى او خشم آورد ، و روز قیامت او را خشنود سازد .
2ـ شناخت اقسام كفر و تردید : و كفر بر چهار ستون پایدار است : كنجكاوى دروغین.(7) ستیزه جویى و جُدُل ، انحراف از حق و دشمنى كردن . پس آن كس كه دنبال توهم و كنجكاوى دروغین رفت به حق نرسید . (8) و آن كس كه به ستیزه جویى و نزاع پرداخت از دیدن حق نابینا شد ، و آن كس كه از راه حق منحرف گردید ، نیكویى را زش ، و زشتى را نیكویى پنداشت و سر مست گمراهى ها گشت ، و آن كس كه دشمنى ورزید پیمودن راه حق بر او دشوار و كارش سخت ، و نجات او از مشكلات دشوار است . و شك چهار بخش دارد : جدال در گفتار ، ترسیدن ، دو دل بودن ، و تسلیم حوادث روزگار شدن . پس آن كس كه جدال و نزاع را عادت خود قرار داد از تاریكى شُبهات بیرون نخواهد آمد و آن كس كه از هر چیزى ترسید همواره در حال عقب نشینى است ، و آن كس كه در تردید و دودلى باشد زیر پاى شیطان كوبیده خواهد شد ، و آن كس كه تسلیم حوادث گردد و به تباهى دنیا و آخرت گردن نهد ، و هر دو جهان را از كف خواهد داد .(سخن امام طولانى است چون در این فصل ، حكمت هاى كوتاه را جمع آورى مى كنم از آوردن دنباله سخن خوددارى كردم ).


 
حكمت 32ارزش و والایى انجام دهندة كارهاى خیر (اخلاقى)

وَ قَالَ [علیه السلام] فَاعِلُ الْخَیْرِ خَیْرٌ مِنْهُ وَ فَاعِلُ الشَّرِّ شَرٌّ مِنْهُ .

و درود خدا بر او ، فرمود : نیكو كار، از كار نیك بهتر و بدكار از كار بد بدتر است .


 
حكمت 33اعتدال در بخشش و حسابرسى (اخلاقى ، اجتماعى ، اقتصادى)

وَ قَالَ [علیه السلام] كُنْ سَمْحاً وَ لَا تَكُنْ مُبَذِّراً وَ كُنْ مُقَدِّراً وَ لَا تَكُنْ مُقَتِّراً .

و درود خدا بر او ، فرمود : بخشنده باش اما زیاده روى نكن ، در زندگى حسابگر باش اما سخت گیر مباش.


 
حكمت 34راه بى نیازى (اخلاقى)

وَ قَالَ [علیه السلام] أَشْرَفُ الْغِنَى تَرْكُ الْمُنَى .

و درود خدا بر او ، فرمود : بهترین بى نیازى ، ترك آرزوهاست.
 

حكمت 35ضرورت موقعیت شناسى (اخلاقى ، اجتماعى)

وَ قَالَ [علیه السلام] مَنْ أَسْرَعَ إِلَى النَّاسِ بِمَا یَكْرَهُونَ قَالُوا فِیهِ بِمَا لَا یَعْلَمُونَ .

و درود خدا بر او ، فرمود : كسى در انجام كارى كه مردم خوش ندارند، شتاب كند ، دربارة او چیزى خواهند گفت كه از آن اطلاعى ندارند.


 
حكمت 36آرزوهاى طولانى و بزهكاری (اخلاقى)

وَ قَالَ [علیه السلام] مَنْ أَطَالَ الْأَمَلَ أَسَاءَ الْعَمَلَ .

و دورد خدا بر او ، فرمود : كسى كه آرزوهایش طولانى است كردارش نیز ناپسند است .


 
حكمت 37ضرورت ترك آداب جاهلی (اخلاقى)

وَ قَالَ [علیه السلام] وَ قَدْ لَقِیَهُ عِنْدَ مَسِیرِهِ إِلَى الشَّامِ دَهَاقِینُ الْأَنْبَارِ فَتَرَجَّلُوا لَهُ وَ اشْتَدُّوا بَیْنَ یَدَیْهِ فَقَالَ
مَا هَذَا الَّذِى صَنَعْتُمُوهُ فَقَالُوا خُلُقٌ مِنَّا نُعَظِّمُ بِهِ أُمَرَاءَنَا فَقَالَ وَ اللَّهِ مَا یَنْتَفِعُ بِهَذَا أُمَرَاؤُكُمْ وَ إِنَّكُمْ لَتَشُقُّونَ عَلَى أَنْفُسِكُمْ فِى دُنْیَاكُمْ وَ تَشْقَوْنَ بِهِ فِى آخِرَتِكُمْ وَ مَا أَخْسَرَ الْمَشَقَّةَ وَرَاءَهَا الْعِقَابُ وَ أَرْبَحَ الدَّعَةَ مَعَهَا الْأَمَانُ مِنَ النَّارِ .

و درود خدا بر او ، فرمود : ( در سر راه صفّین دهقانان شهر انبار (9) تا امام را دیدند پیاده شده و پیشاپیش آن حضرت مى دویدند فرمود چرا چنین مى كنید؟ گفتند عادتى است كه پادشاهان خود را احترام مى كردیم، فرمود) به خدا سوگند كه امیران شما از این كار سودى نبردند، و شما در دنیا با آن خود را به زحمت مى افكنید ، و در آخرت دچار رنج و زحمت مى گردید، وچه زیانبار است رنجى كه عذاب در پى آن باشد ، و چه سودمند است آسایشى كه با آن ، امان از آتش جهنم باشد.


 
حكمت 38ارزش ها و آداب معاشرت با مردم (اخلاقى، اجتماعی، تربیتى)

وَ قَالَ [علیه السلام] لِابْنِهِ الْحَسَنِ [علیه السلام] یَا بُنَیَّ احْفَظْ عَنِّى أَرْبَعاً وَ أَرْبَعاً لَا یَضُرُّكَ مَا عَمِلْتَ مَعَهُنَّ إِنَّ أَغْنَى الْغِنَى الْعَقْلُ وَ أَكْبَرَ الْفَقْرِ الْحُمْقُ وَ أَوْحَشَ الْوَحْشَةِ الْعُجْبُ وَ أَكْرَمَ الْحَسَبِ حُسْنُ الْخُلُقِ یَا بُنَیَّ إِیَّاكَ وَ مُصَادَقَةَ الْأَحْمَقِ فَإِنَّهُ یُرِیدُ أَنْ یَنْفَعَكَ فَیَضُرَّكَ وَ إِیَّاكَ وَ مُصَادَقَةَ الْبَخِیلِ فَإِنَّهُ یَقْعُدُ عَنْكَ أَحْوَجَ مَا تَكُونُ إِلَیْهِ وَ إِیَّاكَ وَ مُصَادَقَةَ الْفَاجِرِ فَإِنَّهُ یَبِیعُكَ بِالتَّافِهِ وَ إِیَّاكَ وَ مُصَادَقَةَ الْكَذَّابِ فَإِنَّهُ كَالسَّرَابِ یُقَرِّبُ عَلَیْكَ الْبَعِیدَ وَ یُبَعِّدُ عَلَیْكَ الْقَرِیبَ .

به فرزندش امام حسن [علیه السلام] فرمود : پسرم ! چهار چیز از من یادگیر (در خوبى ها ) ، و چهار چیز به خاطر بسپار (هشدارها)، كه تا به آن ها عمل مى كنى زیان نبینی:
الف ـ خوبى ها
1 ـ همانا ارزشمند ترین بى نیازى عقل است . 2 ـ و بزرگ ترین فقر بى خردى است . 3 ـ و ترسناك ترین تنهایى خود پسندى است . 4 ـ و گرامى ترین ارزش خانوادگى ، اخلاق نیكوست.
ب ـ هشدار ها
1 ـ پسرم ! از دوستى با احمق بپرهیز ، چرا كه مى خواهد به تو نفعى رساند اما دچار زیانت مى كند.
2 ـ از دوستى با بخیل بپرهیز ، زیرا آنچه را كه سخت به آن نیاز دارى از تو دریغ مى دارد.
3 ـ و از دوستى با بدكار بپرهیز، كه با اندك بهایى تو را مى فروشد.
4 ـ و از دوستى با دروغگو بپرهیز كه به سراب ماند: دور را به تو نزدیك ، و نزدیك را دور مى نمایاند.


 
حكمت 39جایگاه واجبات و مستحبات (عبادت ، معنوى)

وَ قَالَ [علیه السلام] لَا قُرْبَةَ بِالنَّوَافِلِ إِذَا أَضَرَّتْ بِالْفَرَائِضِ .

و دورد خدا بر او ، فرمود : عمل مستحب(10)، انسان را به خدا نزدیك نمى گرداند، اگر به واجب زیان رساند.


 
حكمت 40راه شناخت عاقل و احمق(اخلاقى)

وَ قَالَ [علیه السلام] لِسَانُ الْعَاقِلِ وَرَاءَ قَلْبِهِ وَ قَلْبُ الْأَحْمَقِ وَرَاءَ لِسَانِهِ

قال الرضى و هذا من المعانى العجیبة الشریفة و المراد به أن العاقل لا یطلق لسانه إلا بعد مشاورة الرویة و مؤامرة الفكرة و الأحمق تسبق حذفات لسانه و فلتات كلامه مراجعة فكره و مماخضة رأیه فكأن لسان العاقل تابع لقلبه و كأن قلب الأحمق تابع للسانه .
و درود خدا بر او، فرمود : زبان عاقل در پْشت قلب اوست ، و قلب احمق در پْشت زبانش قرار دارد.(11)
(این سخنان ارزشمند و شگفتى آور است ، كه عاقل زبانش را بدون مشورت و فكر و سنجش رها نمى سازد . اما احمق هر چه بر زبانش آید مى گوید بدون فكر و دقت ، پس زبان عاقل از قلب او و قلب احمق از زبان او فرمان مى گیرد).

نوشته شده در تاریخ جمعه 29 آذر 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: نهج البلاغه،     | نظرات()

نهج البلاغه حكمت(1تا20)

حكمت 1روش برخورد با فتنه ها(اخلاقى ، سیاسى)

قَال َ[علیه السلام] كُنْ فِى الْفِتْنَةِ كَابْنِ اللَّبُونِ لَا ظَهْرٌ فَیُرْكَبَ وَ لَا ضَرْعٌ فَیُحْلَبَ.

درود خدا بر او ، فرمود: در فتنه ها چونان شتر دو ساله باش، نه پشتى دارد كه سوارى دهد و نه پستانى تا او را بدوشند.


 
حكمت 2شناخت ضد ارزش ها (اخلاقى)

وَ قَالَ [علیه السلام] أَزْرَى بِنَفْسِهِ مَنِ اسْتَشْعَرَ الطَّمَعَ وَ رَضِیَ بِالذُّلِّ مَنْ كَشَفَ عَنْ ضُرِّهِ وَ هَانَتْ عَلَیْهِ نَفْسُهُ مَنْ أَمَّرَ عَلَیْهَا لِسَانَهُ .

و درود خدا بر او، فرمود : آن كه جان را با طمع ورزى بپوشاند خود را پُست كرده ، و آن كه راز سختى هاى خود را آشكار سازد خود را خوار كرده ، و آن كه زبان را بر خود حاكم كند خود را بى ارزش كرده است.


 
حكمت 3شناخت ضد ارزش ها(اخلاقى)

وَ قَالَ [علیه السلام] الْبُخْلُ عَارٌ وَ الْجُبْنُ مَنْقَصَةٌ وَ الْفَقْرُ یُخْرِسُ الْفَطِنَ عَنْ حُجَّتِهِ وَ الْمُقِلُّ غَرِیبٌ فِى بَلْدَتِهِ .

و درود خدا بر او ، فرمود : بْخل ننگ و ترس نقصان است . و تهیدستى مرد زیرك را در برهان كُند مى سازد و انسان تهیدست در شهر خویش نیز بیگانه است.


 
حكمت 4ارزش هاى اخلاقى و ضد ارزش ها(اخلاقى ، تربیتى)

وَ قَالَ [علیه السلام] الْعَجْزُ آفَةٌ وَ الصَّبْرُ شَجَاعَةٌ وَ الزُّهْدُ ثَرْوَةٌ وَ الْوَرَعُ جُنَّةٌ وَ نِعْمَ الْقَرِینُ الرِّضَى .

و درود خدا بر او ، فرمود : ناتوانى ، آفت و شكیبایى ، شجاعت و زُهد ، ثروت و پرهیزكارى ، سپرِ نگه دارنده است : و چه همنشین خوبى است راضى بودن و خرسندى .


 
حكمت 5شناخت ارزش هاى اخلاقى (اخلاقى،سیاسی،اجتماعى)

وَ قَالَ [علیه السلام] الْعِلْمُ وِرَاثَةٌ كَرِیمَةٌ وَ الْآدَابُ حُلَلٌ مُجَدَّدَةٌ وَ الْفِكْرُ مِرْآةٌ صَافِیَةٌ .

و درود خدا بر او ، فرمود : دانش، میراثى گرانبها ، و آداب ، زیورهاى همیشه تازه ، و اندیشه ، آیینه اى شفاف است.


 
حكمت 6ارزش هاى رازدارى و خوشرویی (اخلاقى،سیاسی،اجتماعى)

وَ قَالَ [علیه السلام] صَدْرُ الْعَاقِلِ صُنْدُوقُ سِرِّهِ وَ الْبَشَاشَةُ حِبَالَةُ الْمَوَدَّةِ وَ الِاحْتِمَالُ قَبْرُ الْعُیُوبِ وَ رُوِیَ أَنَّهُ قَالَ فِى الْعِبَارَةِ عَنْ هَذَا الْمَعْنَى أَیْضاً الْمَسْأَلَةُ خِبَاءُ الْعُیُوبِ وَ مَنْ رَضِیَ عَنْ نَفْسِهِ كَثُرَ السَّاخِطُ عَلَیْهِ .

و درود خدا بر او ، فرمود : سینه خردمند صندوق راز اوست و خوشرویى وسیله دوست یابى ، و شكیبایى ، گورستان پوشاننده عیب هاست . و یا فرمود : پرسش كردن وسیله پوشاندن عیب هاست ، و انسان از خود راضى ، دشمنان او فراوانند.


 
حكمت 7ایثار اقتصادى و آخرت گرایی (اخلاقى ، اقتصادى)

وَ قَالَ [علیه السلام] وَ الصَّدَقَةُ دَوَاءٌ مُنْجِحٌ وَ أَعْمَالُ الْعِبَادِ فِى عَاجِلِهِمْ نُصْبُ أَعْیُنِهِمْ فِى آجَالِهِمْ .

و درود خدا بر او ، فرمود : صدقه دادن دارویى ثمر بخش است ، و كردار بندگان در دنیا ، فردا در پیش روى آنان جلوه گر است.


 
حكمت 8شگفتى هاى تن آدمی (علمى ، فیزیولوژى انسانى)

وَ قَالَ [علیه السلام] اعْجَبُوا لِهَذَا الْإِنْسَانِ یَنْظُرُ بِشَحْمٍ وَ یَتَكَلَّمُ بِلَحْمٍ وَ یَسْمَعُ بِعَظْمٍ وَ یَتَنَفَّسُ مِنْ خَرْمٍ .

و درود خدا بر او ، فرمود : از ویژگى هاى انسان در شگفتى مانید ، كه : با پاره اى " پى " مى نگرد ، و با " گوشت " سخن مى گوید . و با " استخوان " مى شنود ، و از " شكافى " نَفس مى كشد!!(1)


 
حكمت 9شناخت ره آورد اقبال و ادبار دنیا (اجتماعی، سیاسى)

وَ قَالَ [علیه السلام] إِذَا أَقْبَلَتِ الدُّنْیَا عَلَى أَحَدٍ أَعَارَتْهُ مَحَاسِنَ غَیْرِهِ وَ إِذَا أَدْبَرَتْ عَنْهُ سَلَبَتْهُ مَحَاسِنَ نَفْسِهِ .

و درود خدا بر او ، فرمود : چون دنیا به كسى روى آورد ، نیكى هاى دیگران را به او عاریت دهد ، و چون از او روى برگرداند خوبى هاى او را نیز بربایند.


 
حكمت 10روش زندگى با مردم (اخلاقى، اجتماعى)

وَ قَالَ [علیه السلام] خَالِطُوا النَّاسَ مُخَالَطَةً إِنْ مِتُّمْ مَعَهَا بَكَوْا عَلَیْكُمْ وَ إِنْ عِشْتُمْ حَنُّوا إِلَیْكُمْ .

و درود خدا بر او ، فرمود : با مردم آن گونه معاشرت كنید ، كه اگر مْردید بر شما اشك ریزند، و اگر زنده ماندید ، با اشتیاق سوى شما آیند.


 
حكمت 11روش برخورد با دشمن (سیاسى ، اخلاقى)

وَ قَالَ [علیه السلام] إِذَا قَدَرْتَ عَلَى عَدُوِّكَ فَاجْعَلِ الْعَفْوَ عَنْهُ شُكْراً لِلْقُدْرَةِ عَلَیْهِ .

و درود خدا بر او ، فرمود : اگر بر دشمنت دست یافتى ، بخشیدن او را شكرانه پیروزى قرار ده.


 
حكمت 12آیین دوست یابی (اخلاقى، اجتماعی، تربیتى)

وَ قَالَ [علیه السلام] أَعْجَزُ النَّاسِ مَنْ عَجَزَ عَنِ اكْتِسَابِ الْإِخْوَانِ وَ أَعْجَزُ مِنْهُ مَنْ ضَیَّعَ مَنْ ظَفِرَ بِهِ مِنْهُمْ .

و درود خدا بر او ، فرمود : ناتوان ترین مردم كسى است كه در دوست یابى ناتوان است ، و از او ناتوان تر آن كه دوستان خود را از دست بدهد.


 
حكمت 13روش استفاده از نعمت ها (اخلاقى ، معنوى)

وَ قَالَ [علیه السلام] إِذَا وَصَلَتْ إِلَیْكُمْ أَطْرَافُ النِّعَمِ فَلَا تُنَفِّرُوا أَقْصَاهَا بِقِلَّةِ الشُّكْرِ .

و درود خدا بر او ، فرمود : چون نشانه هاى نعمت پروردگار آشكار شد، با ناسپاسى نعمت ها را از خود دور نسازید.


 
حكمت 14روش برخورد با خویشاوندان (اخلاقى ، معنوى)

وَ قَالَ [علیه السلام] مَنْ ضَیَّعَهُ الْأَقْرَبُ أُتِیحَ لَهُ الْأَبْعَدُ .

و درود خدا بر او ، فرمود : كسى را كه نزدیكانش واگذارند ، بیگانه او را پذیرا مى گردد.


 
حكمت 15روش برخورد با فریب خوردگان (اخلاقى ، اجتماعى)

وَ قَالَ [علیه السلام] مَا كُلُّ مَفْتُونٍ یُعَاتَبُ .

و درود خدا بر او ، فرمود : هر فریب خورده اى را نمى شود سرزنش كرد.(2)


 
حكمت 16شناخت جایگاه جبر و اختیار (اعتقادى ، معنوى)

وَ قَالَ [علیه السلام] تَذِلُّ الْأُمُورُ لِلْمَقَادِیرِ حَتَّى یَكُونَ الْحَتْفُ فِى التَّدْبِیرِ .

و درود خدا بر او ، فرمود : كارها چنان در سیطره تقدیر است كه چاره اندیشى به مرگ مى انجامد.(3)


 
حكمت 17 ضرورت رنگ كردن موها (بهداشتى ، تجمل و زیبایى)

وَ سُئِلَ [علیه السلام] عَنْ قَوْلِ الرَّسُولِ ص غَیِّرُوا الشَّیْبَ وَ لَا تَشَبَّهُوا بِالْیَهُودِ فَقَالَ ع إِنَّمَا قَالَ ص ذَلِكَ وَ الدِّینُ قُلٌّ فَأَمَّا الْآنَ وَ قَدِ اتَّسَعَ نِطَاقُهُ وَ ضَرَبَ بِجِرَانِهِ فَامْرُؤٌ وَ مَا اخْتَارَ .

و درود خدا بر او ، فرمود : (از امام پرسیدند كه رسول خدا (ص) فرمود : موها را رنگ كنید و خود را شبیه یهود نسازید یعنى چه ؟ فرمود) پیامبر (ص) این سخن را در روزگارى فرمود كه پیروان اسلام اندك بودند، اما امروز كه اسلام گسترش یافته ، و نظام اسلامى استوار شده ، هر كس آن چه را دوست دارد انجام دهد.


 
حكمت 18ره آورد شوم فرار از جنگ (سیاسى ، اخلاقى ، نظامى)

وَ قَالَ [علیه السلام] فِى الَّذِینَ اعْتَزَلُوا الْقِتَالَ مَعَهُ خَذَلُوا الْحَقَّ وَ لَمْ یَنْصُرُوا الْبَاطِلَ .

و درود خدا بر او ، فرمود : (درباره آنان كه از جنگ كناره گرفتند) حق را خوار كرده ، باطل را نیز یارى نكردند. (4)


 
حكمت 19ره آورد شوم هوا پرستى (اخلاقى)

وَ قَالَ [علیه السلام] مَنْ جَرَى فِى عِنَان أَمَلِهِ عَثَرَ بِأَجَلِهِ .

و درود خدا بر او ، فرمود : آن كس كه در پى آرزوى خویش تازد ، مرگ او را از پاى در آورد.


 
حكمت 20 روش برخورد با جوانمردان (اخلاقى ، اجتماعى)

وَ قَالَ [علیه السلام] أَقِیلُوا ذَوِى الْمُرُوءَاتِ عَثَرَاتِهِمْ فَمَا یَعْثُرُ مِنْهُمْ عَاثِرٌ إِلَّا وَ یَدُ اللَّهِ بِیَدِهِ یَرْفَعُهُ .

و درود خدا بر او ، فرمود : از لغزش جوانمردان در گذیرید، زیرا جوانمردى نمى لغزد جز آن كه دست خدا او را بلند مرتبه مى سازد.

نوشته شده در تاریخ جمعه 29 آذر 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: نهج البلاغه،     | نظرات()