مبانی نظری ساختار مالكیت از دیدگاه قرآن
علیاصغر هادوینیا1
چكیده
یكی از عناصر نظامهای اقتصادی كه در مقایسة آنها نقش بسزایی داشته، ساختار مالكیتی است كه بهوسیلة آنها معرفی میشود. این ساختار بهطور معمول بر مبانی نظری مبتنی است كه دستیابی به آنها در تبیین مستدل و روشن از ساختار مزبور اهمیت دارد. اقتصاددانان مسلمان نیز در این باره با تكیه بر برخی آیات قرآن كریم ساختار مالكیت مختلط را طراحی كردهاند. توجه به چگونگی اتكای این ساختار بر مبانی نظری كه در این كتاب آسمانی ترسیم شده است، پذیرش ساختار مزبور و ترجیح آن را آسان میكند. این مقاله درصدد است با مراجعه به برخی كتابهای اقتصاد اسلامی و نیز منابع تفسیری، مبانی نظری ساختار مالكیت معرفی شده از سوی اقتصاددانان را با سازوكار نسبتاً جدیدی ارائه، سپس با نتیجهگیری مناسبی كه دربارة دیدگاه های مختلف «عناصر ساختار مالكیت در نظام اقصادی اسلامی» وجود دارد، به مستندات قرآنی این ساختار اشاره كند. اگرچه این ساختار میتواند با توجه به مستندات فقهی نیز تكمیل و پشتیبانی شود، به جهت تلخیص از این امر پرهیز شده است.
«مالكیت اعتباری خداوند» و «توحید افعالی پروردگار در شاخة مالكیت» مهمترین مبانی نظری در تعیین ساختار مالكیت است كه از سوی قرآن كریم معرفی شدهاند. عنصر اول، بستر مناسبی برای امكان دخالت پروردگار در تعیین ساختار مالكیت فراهم آورده و عنصر دوم، به دنبال اثبات برتری ساختار تعیین شده از سوی پروردگار است. بدینترتیب، امكان ثبوتی دخالت پروردگار در تعیین ساختار مالكیت مستدل میشود؛ اما در مقام اثبات نیز اقتصاددانان با مراجعه به قرآن كریم دریافتهاند كه ساختار مالكیت، تكمحوری نبوده و متكی بر «مالكیت خصوصی» یا «مالكیت دولتی» به تنهایی نیست؛ بلكه مالكیت مختلط، ساختار برگزیدهای است كه اقتصادانان مسلمان با تكیه بر برداشتهای قرآنی، آن را ترسیم كردهاند.
مقدمه
مالكیت، یكی از عناصری است كه در تعیین نوع نظام اقتصادی نقش بسزایی دارد. ساختاری كه در نظام اقتصادی برای مالكیت در نظر گرفته میشود، بر مبانی نظری مبتنی است كه بررسی آنها در درك و تبیین این ساختار اهمیت دارد. تأكید اولیة بیش از حد نظام سرمایهداری بر مالكیت خصوصی و غفلت از دیگر انواع مالكیت نیز بر مبانی نظری این نظام مبتنی است. ساختار مالكیت مختلط كه در نظام اقتصاد اسلامی مطرح شده، بر مبانی نظری معینی ابتنا دارد كه با توجه به آیات قرآن كریم و دیدگاه مفسران، تبیین میشود. این مقاله درصدد است با گردآوری یافتههای مفسران و اقتصاددانان مسلمان دربارة مالكیت، آنها را در ساختار مناسبی با یكدیگر پیوند داده، نمای جدیدی از مباحث پراكنده را ارائه كند
مدیر : 