زیدیان یمن؛ عقاید و باورها
زیدیه به تفكری گفته میشود كه پیروان آن پس از شهادت امام حسین(ع) امامت علیبن حسینبن علی را نپذیرفتند و امامت فرزند ایشان "زید " را پذیرفتند. شیخ مفید در تعریف زیدیه میگوید: زیدیه به امامت علی، حسن، حسین و زید بن علی قایل هستند و نیز امامت هر فاطمی را كه عادل و اهل علم و شجاع باشد، میپذیرند.
زید در سال 122 هجری قمری به خونخواهی شهدای كربلا، علیه حكومت وقت یعنی هشام بن عبدالملك اموی قیام كرد و سرانجام كشته شد. این در حالی است كه زید خود را هیچگاه امام نمیدانست، اما بهدلیل عقاید خاص، پیروانش وی را امام میدانستند و در قیام وی نیز شركت كردند.
تعدادی از پیروان زید در این قیام كه به خونخواهی امام حسین انجامید، كشته شدند.
"ابن اثیر " مینویسد كه پس از خروج زید، جماعتی از پیروان وی، نظرش را درباره ابوبكر و عمر جویا شدند كه او در پاسخ گفت: "خداوند آن دو را رحمت كند، من از اهلبیت هستم و چیزی جز نیكی درباره آن دو نشنیدم؛ اما ما نسبت به خلافت بیش از همه سزاوارتریم. " آن جماعت پرسیدند: "پس اگر این دو ظالم نبودند، بنابراین اینها (امویان) نیز ظالم نیستند " كه زید گفت: "امویان مانند این دو نیستند؛ اینها (امویان) به ما و شما و به خود ظلم میكنند و من شما را به كتاب خدا و سنت و بر پا داشتن سنتها و از میان بردن بدعتها دعوت میكنم. "
بنابراین بهنظر میرسد زید میخواسته در بحبوبه جهاد ضدبنیامیه، مسایل اختلافی دیگر مطرح نشود و با بیان تفاوت بنیامیه و دو خلیفه اول قیام خود را علیه امویان توجیه كند. با توجه به این دیدگاه زید، پیروان وی اصل جواز خلافت مفضول با وجود افضل را بهعنوان یك اساس پذیرفتند. (برگفته از "آشنایی با فرق و مذاهب اسلامی " اثر رضا برنجكار.)
عقاید زیدیه كه بیشتر گروههای زیدی هنوز هم به آن اعتقاد دارند، عبارت است از:
1- قیام علیه حاكمان ظالم در هر شرایطی واجب است؛
2- لازم نیست كه امام حتما از علم غیب آگاه باشد؛
3- عصمت لازمه امامت نیست.
پس از كشته شدن زید بسیاری از پیروان وی در سراسر سرزمینهای اسلامی قیام كردند كه بیشتر این قیامها سركوب شدند.
البته برخی هم توانستند حكومتهای قدرتمندی را تشكیل دهند كه مهمترین آنها حكومت زیدیها در یمن است كه نزدیك به هفت قرن ادامه داشت.
از سال چهارصدوچهلوچهار هجری قمری تا پانصدونودوچهار، حوثیها وارث این حكومت هفتصد ساله بودند؛ حكومتی كه بنیانگذار آن "یحیی بن حسین " در سال دویستوهشتادوچهار در استان صعده یمن است. یحیی در واقع رهبر فرقه هادویه است.
زیدیه دارای سه فرقه اصلی است:
1- جارودیه
مؤسس این فرقه، ابوالجارود زیاد بن منذر معروف به سرحوب است. وی در آغاز از یاران اماممحمد باقر(ع) بود، اما پس از كشته شدن زید برادر امام محمدباقر از ایشان جدا شد و به قیام زید پیوست.
اعتقادات آنها از این قرار است:
1- پیامبر اسلام به جانشینی و امامت علی، حسن و حسین به نام اشاره نكرده است و این موضوع را تنها در حد یك توصیف بیان داشتهاند؛
2- امامت تنها در خاندان فاطمه(س) است و از نسل وی بیرون نمیرود؛
3- علی(ع) برترین مسلمانان پس از پیامبر است اما خلافت عمر و ابوبكر و عثمان را نیز باید پذیرفت چراكه علی با آنها بیعت كرده بود.
2- سلیمانیه
مؤسس این فرقه سلیمان بن جرید است و اعتقادات آنها به شرح زیر است:
1- علی برترین صحابه پیامبر است؛
2- صحابه در سقیفه و در انتخاب ابوبكر اشتباه كردند، اما چون این خطا از روی اجتهاد بود، گناه بهشمار نمیرود. براین اساس، آنها اجتهاد و قیاس را در تعیین حكم شرعی خاص تعیین جانشینی پیامبر جایز میدانستند؛
3- تبری از عثمان بهدلیل اشتباهاتش در زمینهسازی برای سلطه امویان بر امور مسلمانان، لازم است؛
4- هركس كه باعلی جنگ كرده است كافر است (منظور طلحه؛ عایشه و زبیر)؛
5- تقیه در هیچ حالتی جایز نیست؛
6- لازم نیست كه امام از نسل حضرت فاطمه باشد بلكه عدالت و شجاعت و توانایی وی و قیام به شمشیر كافی است.
3- صالحیه
مؤسس این فرقه حسین بن صالح است و اعتقادات آنها نیز بدین شرح آمده:
1- علی برترین صحابه است؛
2- علی برای امامت بر دیگران اولویت دارد.
این سه فرقیه (جارودیه، سلیمانیه، صالحیه) از گروههای اصلی مذهب زیدیه بهشمار میروند.
پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی، زیدیه توانست حكومت در یمن را در دست گیرد و در سال 1964 در برابر ناسیونالیسم افراطی عربی شكست خورد. بدرالدین حوثی رهبر این گروه از جایگاه ویژهای در بین یمنیها برخوردار بود. وی دارای سه فرزند به نام حسین بدرالدین الحوثی، یحیی بدرالدین الحوثی و عبدالملك بدرالدین الحوثی است.
حسین بدرالدین حوثی در حقیقت بنیانگذار جنبش الحوثی است كه در تاریخ هشتم سپتامبر 2004 بهدست نیروهای دولتی یمن كشته شد و اكنون برادر وی پسر كوچك شیخ بدرالدین رهبری این جنبش را بر عهده دارد و تاكنون چندین جنگ را علیه دولت مركزی یمن رهبری كرده است.
شعارهای مخالفت با آمریكا و اسراییل كه در میان این گروه رواج یافت به مخالفت جدی آمریكاییها با آنها انجامید. از سوی دیگر، این شعارها به توجیه دولت یمن برای متهم كردن جمهوری اسلامی ایران به دخالت در امور داخلی یمن تبدیل شد.
براساس باور گروههای مختلف زیدی میتوان گفت كه تفكر زیدیه در برخی اصول مبنایی بر پایه واقعگرایی استوار است نه حقگرایی. آنها با آنكه امامت علیبن ابیطالب را حق میدانند اما نتیجه سقیفه را بهعنوان یك امر واقع پذیرفتهاند
نویسنده:مرتضی امیری
منبع: پنجره
مدیر : 