دوّمین دولت سعودى

عبد العزیز بن عبد الرحمان در سال 1391 از كویت به نجد آمد، و با كمك بازماندگانى از پیروان مسلك وهّابیّت و با تكیه بر كمكهاى بى دریغ انگلیسى ها و فرانسوى ها، و در مدّت 20 سال مبارزه و تلاش در تقسیم كشورهاى عربى، كشور عربستان سعودى را تأسیس كرد، كه هم اكنون فرزندان وى بر این كشور حكومت مى كنند

 (( رجوع شود به تاریخ وهّابیّت، تألیف محمّد حسین قریب گركانى، مجله هفت آسمان: سال اول، شماره سوم و چهارم ص 177. )).

ملك عبد العزیز بن عبد الرحمن
(متوفّاى 1373) در سال 1319 از كویت به ریاض برگشت ودر طىّ 20 سال مبارزه، دوباره بر حجاز مسلط شد، و سلطنت آل سعود را پى ریزى كرد.

ملك  سعود بن عبد العزیز:
(متولّد 1319، متوفّاى 1388) .

ملك  فیصل بن عبد العزیز:
(متولّد 1324، متوفّاى 1395) در سال 1387 زمام دولت را به دست گرفت و به توسعه حرمین پرداخت.

ملك خالد بن عبد العزیز:
(متولّد 1331، متوفّاى 1402) در سال 1395 زمام كشور را به دست گرفت.

ملك فهد بن عبد العزیز:
(متولّد 1340)

(( رجوع شود به: رسائل أئمّة دعوة التوحید، تألیف: د. فیصل بن مشعل بن سعود بن عبد العزیز. ))

متوفاى 1426.

ملك عبد اللّه بن عبد العزیز: (متولّد 1352) كه 74 سال داشت پادشاهى عربستان را به عهد گرفت.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 18 خرداد 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: وهابیت،     | نظرات()

وهابیت از منظر عقل و شرع

حکومت فامیلی عثمان وواگذاری قدرت به خویشاوندان وبنی امیة

ابن حجر هیتمی در الصواعق المحرقة در باب 8 ص 115  در شرح  حال  عثمان  به نقل از ابن سعد از زهری می نویسد : در مدت دوازده سالی که عثمان خلافت را در دست داشت بهتر از عمربا قریش رفتار کرد زیرا عمر نسبت به آنان سختگیر بود، عثمان پس از به قدرت رسیدن به نرمی و ملاطفت با آنان رفتار می کرد از جمله واگذاری امور حکومت به افراد قبیله و خویشاوندانش از نمودهای عینی شش ساله آخر خلافت اوست، بویژه آنکه دستشان را در امور بیت المال باز گذاشت و برای توجیح این کار می گفت: خداوند دستور داده است تا  با ارحام و خویشاوندان  مهربان باشیم و وظیفه خویشاوندی و صله رحم ایجاب می کند تا به نزدیکان کمک کنیم، ابوبکر و عمر حقوق خویشاوندی را رعایت نکردند ولی من حق آنان را گرفته و بین آنان تقسیم می کنم. گروهی از مسلمانان این روش را نپسندیده و در برابر خلیفه موضع گیری کردند.

ولذا در باره علت قتل عثمان می نویسد: بعضی از اصحاب پیامبر از بدست گرفتن خلافت توسط عثمان ناراحت بودند چون او به اقوام و خویشانش بیش از حد توجه می کرد ودست بنی امیه را در امور حکومت باز گذاشته بود، واگر کسی از آنان شکایت می کرد عزلی در کار نبود.

نکته : جناب عثمان از سلف صالح و صحابه گرام رسول خداست، یکی از همان افرادی که آقایان وهابیان او را تا مرحله عصمت بالا می برند و هرگونه نقد وایرادی را در حق وی کفر می دانند.

اعتراف صریح یكی از علما, اهل سنت به تحریف قرآن

 

سجستانی در کتاب المصاحف، باب اختلاف مصاحف الصحابه از ایو بکر بن ابی داود نقل می کند که گفت: اینکه می گوئیم مصحف(قرآن) فلانی و فلانی، از باب اختلاف در خط یا بجهت زیاده و نقصان است، در قرآن عمر درباره  سوره حمد چنین آمده است: «صراط من انعمت علیهم و غیر الضالین». سپس روایتی از دو نفر بنام عبد الرحمن اسود وعلفسه نقل می کند که گفته اند: ما پشت سر عمر نماز می خواندیم که این آیات از سوره حمد را اینگونه تلاوت می کرد.


 

ودر مصحف ابی بن کعب آیه 24 سوره نساء : «فماستمتعتم به منهن الی اجل مسمی» وآیه 226 بقره :  «للذین  یقسمون من نسائهم- بجای  -  للذین یؤلون من نسائهم»  آمده است.  و درباره آیه :   158 بقره بجای فلاجناح علیع ان یطوف بهما» آمده است«ان یطول بهما». ودرسوره عصرآمده است «والعصر ان الانسان لفی خسروانه فیه الی آخر الدهر الل الذین آمنوا....


 

آنچه مشاهده کردید اندکی است از اعترافات نویسندگان و بزرگان صاحب نام اهل سنت بر تحریف قرآن ، آنانکه شیعه را بجهت وجود احادیثی ضعیف در لابلای کتب روائی وی را به اعتقاد به تحریف قرآن متهم می کنند. آیا این است امانتداری وانصاف در مناظره و مباحثات علمی؟


 

وثائق خطیرة جداً : اعترافات أحد علماء أهل السنة بالتحریف الصریح لكتاب الله الكریم.

 

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 28 اردیبهشت 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: وهابیت،     | نظرات()

نخستین دولت سعودى

خاندان سعود به ترتیب یك دوره 75 ساله، قدرت را در اختیار داشتند، كه تا سال 1233 طول كشید، این افراد عبارت اند از:

1 ـ محمّد بن سعود، حاكم وامام وهّابیّت بین سالهاى 1157 ـ 1179.

2 ـ عبد العزیز بن محمّد،  متولّد 1133، و متوفّاى 1218، رهبر وهّابیّت بعد از پدرش.

3 ـ سعود بن عبد العزیز، متوفّاى 1229.

4 ـ عبد اللّه بن سعود، كه در 1233، در استامبول كشته شد.

با قلع و قمع دولت نجد به دست إبراهیم پاشاى عثمانى و قتل عبد اللّه بن سعود در اسلامبول، خاندان سعودى از قدرت ساقط شد، و براى مدتى قریب 80 سال در عزلت گذراندند.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 6 اردیبهشت 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: وهابیت،     | نظرات()

ابن تیمیّه بنیانگذار فكرى وهّابیّت

أحمد بن تیمیّه در سال 661 ق

 (( الدرر الكامنة، ج 1، ص 144. ))

 پنج سال پس از سقوط خلافت بغداد در حرّان از توابع شام به دنیا آمد، و تحصیلات اولیّه را در آن سر زمین به پایان برد. پس از حمله مغول به اطراف شام و همراه خانواده اش به دمشق رفت و در آنجا اقامت گزید.

در سال 698 هـ ق، به تدریج آثار انحراف در وى ظاهر شد، خصوصاً به هنگام تفسیر آیه شریفه (الرَّحْمَـنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى )

 (( طه: 5. ))،

 در شهر حماة

 (( یكصدو پنجاه كیلومترى شهر دمشق. ))

براى خداوند تبارك وتعالى جایگاهى در فراز آسمانها كه بر تخت سلطنت تكیه زده است، تعیین كرد

 (( او در كتاب العقیدة الحمویّة: 429 مى گوید: إنّ اللّه تعالى فوق كلّ شیء وعلى كلّ شیء وأنّه فوق العرش وأنّه فوق السماء ...  )).

این تفسیر مخالف آیات قرآن چون:    

(لَیْسَ
كَمِثْلِهِ شَىْءٌ )

 (( شورى/ 11. ))

 و (وَ لَمْ یَكُن لَّهُو كُفُوًا أَحَدُ )

 (( إخلاص: 4.  ))

 مى باشد كه خداوند را از هر گونه تشبیه به صفات مخلوقات باز داشته است.

انتشار افكار باطل «ابن تیمیّه» در دمشق و اطراف آن غوغایى به پا كرد، گروهى از فقهاء علیه او قیام كرده و از جلال الدین حنفى قاضى وقت محاكمه وى را خواستار شدند، ولى وى از حضور در دادگاه امتناع ورزید.

«ابن تیمیّه» همواره با آراء خلاف خود افكار عمومى را متشنّج، و معتقدات عمومى را جریحه دار مى كرد، تا اینكه هشتم رجب سال 705 هـ ق، قضات شهر همراه با وى در قصر نائب السلطنه حاضر شدند، و كتاب «الواسطیّة» وى قرائت شد، پس از دو جلسه مناظره با «كمال الدین زملكانى» و اثبات انحراف فكرى و عقیدتى «ابن تیمیّه» او را به مصر تبعید كردند.

در آنجا نیز بخاطر نشر اندیشه هاى انحرافی توسّط «ابن محلوف مالكى» قاضى وقت به زندان محكوم گشت، و سپس در 23 ربیع الأوّل سال 707 هـ ق، از زندان آزاد شد، ولى بخاطر پافشارى بر نشر عقاید باطلش، قاضى «بدر الدین» وى را محاكمه كرد و احساس نمود كه وى در قضیّه توسل به پیامبر گرامى(صلى الله علیه وآله وسلم) ادب را نسبت به حضرت رعایت نمى كند، بنابر این او را روانه زندان كرد

(( البدایة والنهایة: 14/47. )).

عاقبت در سال 708 هـ ق، از زندان آزاد شد، ولى فعّالیّت مجدّد وى باعث شد كه آخر ماه صفر سال 709 هـ ق، به اسكندریّه مصر تبعید شود، و پس از هشت ماه به قاهره بازگردد.

ابن كثیر
مى نویسد: 22 رجب سال 720 هـ ق، ابن تیمیه به دار السعاده احضار شد، و قضات و مفتیان مذاهب اسلامى (حنفى، مالكى، شافعى و حنبلى) او را به خاطر فتاواى خلاف مذاهب اسلامى  مذمّت و به زندان محكوم كردند، تا اینكه در دوّم محرّم سال 721 هـ ق، از زندان آزاد گردید

 (( وفی یوم الخمیس ثانی عشرین رجب عقد مجلس بدار السعادة للشیخ تقی الدین بن تیمیّة بحضرة نائب السلطنة وحضر فیه القضاة والمفتیون من المذاهب وحضر الشیخ وعاتبوه على العود إلى الإفتاء بمسألة الطلاق ثمّ حبس فی القلعة فبقی فیها خمسة أشهر وثمانیة یوماً، ثمّ ورد مرسوم من السلطان بإخراجه یوم الإثنین یوم عاشوراء من سنة إحدى وعشرین. البدایة والنهایة، ج 14، ص 111، وقائع سنة سبعمائة وستة وعشرین. )).

ابن حجر عسقلانى مى نویسد: ابن تیمیه را جهت محاكمه نزد قاضى مالكى بردند ولى در برابر پرسشهاى قاضى، پاسخ نداد و گفت: این قاضى با من عداوت دارد و هرچه قاضى اصرا ورزید، ولى ابن تیمیه از هرگونه پاسخ استنكاف كرد، آنگاه قاضى دستور داد وى را در قلعه اى حبس كردند.

وقتى به قاضى خبر رسید كه برخى از افراد نزد ابن تیمیه، رفت و آمد مى كنند، گفت: اگر به خاطر كفرى كه از وى ثابت شده، كشته نشود، باید نسبت به وى سخت گیرى شود، آنگاه دستور داد وى را به زندان انفرادى انتقال دادند.

پس از آن كه قاضى به شهر خویش برگشت در دمشق اعلان عمومى كردند: «من اعتقد عقیدة ابن تیمیّة حلّ دمه وماله، خصوصاً الحنابلة». هر كس عقاید «ابن تیمیّه» را داشته باشد ـ بویژه حنبلى ها ـ خون و مالش حلال است:

و این اعلامیه توسط یكى از علماى بزرگ اهل سنت، شهاب محمود در مسجد جامع دمشق قرائت شد، كه به دنبال آن حنبلى ها و افراد دیگرى كه در معرض اتهام بودند، جمع شدند و اعلام كردند كه با به مذهب و عقیده امام شافعى هستیم

 (( فادّعی على ابن تیمیّة عند المالكی فقال: هذا عدوّی ولم یجب عن الدعوى، فكرّر علیه فأصرّ، فحكم المالكی بحبسه فأقیم من المجلس وحبس فی برج.

ثمّ بلغ المالكی أنّ الناس یتردّدون إلیه، فقال: یجب التضییق علیه إن لم یقتل وإلاّ فقد ثبت كفره فنقلوه لیلة عید الفطر إلى الجبّ وعاد القاضی الشافعی إلى ولایته ونودی بدمشق من اعتقد عقیدة ابن تیمیّة حلّ دمه وماله، خصوصاً الحنابلة، فنودی بذلك وقرىء المرسوم وقرأها ابن الشهاب محمود فی الجامع ثمّ جمعوا الحنابلة من الصالحیّة وغیرها وأشهدوا على أنّهم على معتقد الإمام الشافعی. الدرر الكامنة، ج 1، ص 147. )).

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 24 فروردین 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: وهابیت،     | نظرات()

پى ریزى مبانى فكرى وهابیت

تبلیغ وهّابیّت مبتنى بر انحرافات شدید در امور اعتقادى، و اثبات شرك و كفر فرق اسلامى توسط ابن تیمیّه در سال 698 هـ ق، در منطقه شام آغاز گردید، كه با مخالفت صریح دانشمندان بزرگ اهل سنّت و شیعه روبرو شد.

او در سال 728 در زندان قلعه دمشق جان سپرد، كه بامرگش افكار وى نیز به فراموشى سپرده شد.

ترویج مجدّد افكار باطل ابن تیمیّه توسّط محمّد بن عبد الوهّاب در سرزمین نجد و هماهنگى با محمّد بن سعود حاكم «دِرعیّة»، در سال 1157 آغاز گردید، كه با نبردهاى خونین بر سواحل خلیج فارس و تمامى منطقه حجاز سلطه یافتند.

نوشته شده در تاریخ جمعه 14 فروردین 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: وهابیت،     | نظرات()