حکومت فامیلی عثمان وواگذاری قدرت به خویشاوندان وبنی امیة
ابن حجر هیتمی در الصواعق المحرقة در باب 8 ص 115 در شرح حال عثمان به نقل از ابن سعد از زهری می نویسد : در مدت دوازده سالی که عثمان خلافت را در دست داشت بهتر از عمربا قریش رفتار کرد زیرا عمر نسبت به آنان سختگیر بود، عثمان پس از به قدرت رسیدن به نرمی و ملاطفت با آنان رفتار می کرد از جمله واگذاری امور حکومت به افراد قبیله و خویشاوندانش از نمودهای عینی شش ساله آخر خلافت اوست، بویژه آنکه دستشان را در امور بیت المال باز گذاشت و برای توجیح این کار می گفت: خداوند دستور داده است تا با ارحام و خویشاوندان مهربان باشیم و وظیفه خویشاوندی و صله رحم ایجاب می کند تا به نزدیکان کمک کنیم، ابوبکر و عمر حقوق خویشاوندی را رعایت نکردند ولی من حق آنان را گرفته و بین آنان تقسیم می کنم. گروهی از مسلمانان این روش را نپسندیده و در برابر خلیفه موضع گیری کردند.
ولذا در باره علت قتل عثمان می نویسد: بعضی از اصحاب پیامبر از بدست گرفتن خلافت توسط عثمان ناراحت بودند چون او به اقوام و خویشانش بیش از حد توجه می کرد ودست بنی امیه را در امور حکومت باز گذاشته بود، واگر کسی از آنان شکایت می کرد عزلی در کار نبود.
نکته : جناب عثمان از سلف صالح و صحابه گرام رسول خداست، یکی از همان افرادی که آقایان وهابیان او را تا مرحله عصمت بالا می برند و هرگونه نقد وایرادی را در حق وی کفر می دانند.
اعتراف صریح یكی از علما, اهل سنت به تحریف قرآن
سجستانی در کتاب المصاحف، باب اختلاف مصاحف الصحابه از ایو بکر بن ابی داود نقل می کند که گفت: اینکه می گوئیم مصحف(قرآن) فلانی و فلانی، از باب اختلاف در خط یا بجهت زیاده و نقصان است، در قرآن عمر درباره سوره حمد چنین آمده است: «صراط من انعمت علیهم و غیر الضالین». سپس روایتی از دو نفر بنام عبد الرحمن اسود وعلفسه نقل می کند که گفته اند: ما پشت سر عمر نماز می خواندیم که این آیات از سوره حمد را اینگونه تلاوت می کرد.
ودر مصحف ابی بن کعب آیه 24 سوره نساء : «فماستمتعتم به منهن الی اجل مسمی» وآیه 226 بقره : «للذین یقسمون من نسائهم- بجای - للذین یؤلون من نسائهم» آمده است. و درباره آیه : 158 بقره بجای فلاجناح علیع ان یطوف بهما» آمده است«ان یطول بهما». ودرسوره عصرآمده است «والعصر ان الانسان لفی خسروانه فیه الی آخر الدهر الل الذین آمنوا....
آنچه مشاهده کردید اندکی است از اعترافات نویسندگان و بزرگان صاحب نام اهل سنت بر تحریف قرآن ، آنانکه شیعه را بجهت وجود احادیثی ضعیف در لابلای کتب روائی وی را به اعتقاد به تحریف قرآن متهم می کنند. آیا این است امانتداری وانصاف در مناظره و مباحثات علمی؟
وثائق خطیرة جداً : اعترافات أحد علماء أهل السنة بالتحریف الصریح لكتاب الله الكریم. 





نوشته شده در تاریخ دوشنبه 28 اردیبهشت 1388 | توسط:
امین | طبقه بندی:
وهابیت، |
نظرات()