لغو قرارداد الجزایر به وسیله عراق و حمله به خرمشهر (ادامه)
(شیخ به شوخی گفت)ـ نترسید، همین جا بمانید و كارتان را بكنید، اگر عراقی ها آمدند خود من با تیربار همه ی شما را می كشم و شهید می شوید.
روحیه ی این خواهرها تا این حد بالا بود، كه با شنیدن این حرف خوشحال شدند و رفتند سركارهایشان.»
اما روز بیست و چهارم مهر، حادثه تلخی رخ داد. همه ی مدافعان شهر شیخ شریف قنوتی، این عاشق ژولیده و بی ریا را می شناختند. او كه گروه ضربت الله اكبر را تشكیل داد و در همه ی عرصه های حیاتی حاضر بود.
شیخ شریف در گرما گرم جنگ روز بیست و چهارم مهر به همراه یك راننده، ظرف آب را برداشت و برای كمك و آب رسانی به سوی بچه ها می رفت كه روبه روی فلكه ی تانكر آب به وسیله ی تكاوران گارد ریاست جمهوری عراق به رگبار بسته شد. شش گلوله به راننده و یازده گلوله شیخ شریف خورد. در همین حال یكی از تكاوران گارد جلو آمد و آن قدر با سرنیزه به پیشانی شیخ زد كه سر آن روحانی مبارز از قسمت پیشانی جدا شد. سپس عمامه ی شیخ را سردست گرفت و فریاد زد:« من یك خمینی را كشتم، من یك خمینی را كشتم.»
مرگ است ناز نازان، پیوند عشق بازان
سرهای سرفرازان بالای دار دیدم
كارنامه شرم
تاریخ هنوز هم از گفتن آن چه بر خرمشهر گذشت، ناتوان است.
مدیر : 