مناسب خوانی آیات قرآن

طرح قرآن ،در خانه، برای ،نخستین ،بار، در، كشور، اجرا، می شود

خواندن آیات قرآن، در همه اوقات امری ستوده و قابل ارزش است، اما در برخی مواقع و مناسبتها خواندن بعضی از آیات از جانب بزرگان دین و یا بر‌اساس آیات قرآن سفارش شده است. آنها عبارتند از:‌

1ـ هنگام سوارشدن بر كشتی، مستحب است خوانده شود:‌«[وَقالَ ارْكَبُوا فیها] بِسْمِ‌اللّهِ مَجْریها ومَرْسیها [اِنَّ رَبّی لَغَفُور رَحیم]؛ [و گفت بر آن سوار شوید]، كه روانه شدن و لنگر انداختنش به نام خداست، [كه پروردگار من آمرزگار مهربان است]» هود(11)، آیه41.

2ـ هنگام سوارشدن بر مركب، مستحب است بخوانند: «سُبْحانَ الَّذی سَخَّرَ لَنا هذا وَما‌كُنّا لَهُ مُقْرِنینَ وَاِنّا اِلی رَبِّنا لَمُنْقَلِبوُن؛ پاكا كسی كه این را رام ما ساخت و ما بر آن توانا نبودیم. و ما به [درگاه] پروردگارمان روی می‌آوریم» زخرف(43)، آیه 13 و14.

3ـ مستحب است به هنگام وارد شدن به هر منزل، بخوانند: «رَبِّ اَنْزِلْنی مَنْزَلا مُبارَكاً وَاَنْتَ خَیرُ الْمُنْزِلین؛ پروردگارا مرا به منزلی مبارك فرود آور و تو بهترین میزبانانی» مؤمنون(23)، آیه29.

4ـ هنگام شروع قرائت قرآن خوانده شود: «رَبَّنا آمَنّا بِما اَنْزَلْتَ وَاتَّبَعْنَا الرَّسُوُلَ فَاكْتُبْنا مَعَ الشّاهِدین؛ پروردگارا به آنچه نازل كرده‌ای ایمان آوردیم و از پیامبرت پیروی كردیم، پس ما را در زمره گواهان بنویس» آل‌عمران(3)، آیه53.

5ـ هنگام مواجهه با دشمن، سفارش شده است بخوانند:‌«رَبَّنا افْرِغْ عَلَینا صَبْراً وَثَبِّتْ اَقْدامَنا وَانْصُرنا عَلَی الْقوم الكافرین؛ پروردگارا بر ما [باران] صبر فرو ریز و گامهای ما را استوار بدار و ما را بر خدا نشناسان پیروز گردان» نیز از آیاتی كه برای گریز از تیررس دشمن سفارش شده، این است: «واجْعَلْنا مِنْ بَینِ اَیدیهِمْ سَدّاً و مِنْ خَلْفِهِم سَدّاً فَاَغْشَیناهُمْ فَهُمْ لایبْصِروُن؛ و در پیشاپیش آنان سدّی و در پشتشان هم سدّی نهاده‌ایم و بر [دیدگان] آنان پرده‌ای افكنده‌ایم، لذا نمی‌توانند دید» یس(36)، آیه9.

نوشته شده در تاریخ شنبه 3 اسفند 1387    | توسط: امین    |    | نظرات()

شما در مرحله چندم دنیا هستید؟

رازهای مرگ 9

زمین، تنها سیاره برای زیستن، در خطر است!

مراحل پنجگانه‌ی دنیا

 

"إعلموا أنّما الحیوةُ الدّنیا لَعِبٌ و لهوٌ و زینةٌ و تفاخرٌ بینكم و تكاثرٌ فی الأموالِ و الأولادِ كمثلِ غیثٍ أعجبَ الكُفّارَ نباتُه ثم یهیجُ فتراه مُصفّراً ثم یكونُ حُطاماً و فی الآخرةِ عذابٌ شدیدٌ و مغفرةٌ من اللّهِ و رضوانٌ و ما الحیوةُ الدّنیا إلّا متاعُ الغرور"

بدانید كه زندگانی دنیا، به حقیقت بازیچه‌ای كودكانه است و لهو و سرگرمی و آرایش و تفاخر و خودستایی با یكدیگر، و حرصِ افزودن مال و فرزندان می باشد. این حقیقتِ دنیاست و در مَثَل مانند بارانی است كه به موقع ببارد و گیاهی در پی آن از زمین بروید كه برزگر یا كافران دنیاپرست را به شگفت آرد و سپس بنگری كه زرد و خشك شود و بپوسد. در جهان آخرت دنیاطلبان را عذاب سخت جهنّم و مؤمنان را آمرزش و نیز خشنودی الهی نصیب است. بدانید كه دنیا جز متاع فریب و غرور، چیزی نیست.

 

بنابراین، غفلت، سرگرمی، تجمّل، تفاخر و تكاثْر، دورانهای پنجگانه‌ی انسانِ دنیامدار را تشكیل می‌دهد.

نوشته شده در تاریخ جمعه 2 اسفند 1387    | توسط: امین    |    | نظرات()

زهی خیال باطل

رازهای مرگ 8
قصر
حقیقت زندگانی دنیا

إنّما هذه الحیاةُ الدنیا متاعٌ1 ، زندگی دنیا فقط یك کالا است

 

«إنّما الحیاةُ الدنیا لعبٌ و لهوٌ»2 لعب، کاری است که هیچ هدف و نتیجه‌ای ندارد جز خیال. و لهو آن است که به خود مشغول کرده، از دیگری باز می‌دارد.

خداوند سبحان با این آیه‌ی کریمه اشاره می‌کند؛ این زندگی، یعنی علاقه و ارتباط نفس به بدن و واسطه قرار دادن بدن در مسیر دستیابی به کمالات، خود، مشغول کننده و باز دارنده‌ی از سایر حقایق است و همین مشغولیت است که باعث می‌شود روح، به غلط توهم این امر را داشته باشد که عین بدن است و چیز دیگر نیست.

 

در این هنگام روح از غیرعالم اجسام منقطع شده و تمام جمال و کمال و بهاء و نور و سروری را که قبل از این عالم بدن مادی داشته، فراموش می‌کند. آن چه را پشت سر نهاده، یعنی مقامات قرب و مراتب نزدیکی و دوستی با طاهرین و فضای انس و قدس را فراموش می‌کند.

نوشته شده در تاریخ جمعه 2 اسفند 1387    | توسط: امین    |    | نظرات()

یاد مرگ اخلاق را خوب می‌كند!

رازهای مرگ 7

تفكر

اخلاق در كنار یاد معاد و قیامت به كمال لازم می‌رسد؛ زیرا یاد مرگ، و عذاب قیامت انسان را دل شكسته و قلب او را خاشع می‌سازد. قرآن كریم می‌فرماید: "و استعینوا بالصّبر و الصّلوة و إنّها لكبیرة إلا علی الخاشعین * الّذین یظنّون أنّهم ملاقوا ربّهم و أنّهم إلیه راجعون"(1)؛ از خدا یاری بخواهید و در كارها صابر و شكیبا باشید و نماز به جای آورید، كه نماز سخت،مهمّ و بزرگ و كاری دشوار است، مگر بر خداپرستان؛ آن كسانی كه می‌دانند (نه این كه گمان داشته باشند) در پیشگاه پروردگار حاضر خواهند شد و به درگاه عزّتش رجوع خواهند كرد. یاد مرگ و عذاب آنان را خاشع و خاكسار می‌سازد. این مسأله یقینی است و هیچ شك و گمانی در آن راه ندارد. بدیهی است كسی كه به چیزی گمان داشته باشد سبب خشوع او نخواهد شد. گرچه می‌توان گفت مرگ، احتضار و قیامت آن قدر دردناك است كه ظنّ و گمان بلكه احتمال آن نیز كه ادراكی ضعیف است برای خشوع و خاكساری انسان كافی است؛ یعنی خود ظنّ و احتمال گرچه ضعیف است، ولی مظنون، و محتمَل قوی است.

نوشته شده در تاریخ جمعه 2 اسفند 1387    | توسط: امین    |    | نظرات()

چرا بعضیها آخرت را قبول ندارند؟

رازهای مرگ 6

مرگ

از نظر قرآن علت عدم اعتقاد به معاد چند چیز است: یكی شبهه علمی است و دیگری شهوت عملی؛ شبهه علمی آن است كه چگونه خداوند اجزای پراكنده را دوباره جمع می‌كند و به آنها حیات می‌بخشد. انسان وقتی مرد ذرّات بدنش در سرتاسر زمین پراكنده و گم خواهد شد: "و كانوا یقولون ءإذا متنا و كُنّا تراباً و عظاماً ءإنّا لمبعوثون * أوَ اباؤُنا الأوّلون"(1). خداوند در پاسخ چنین شبهه‌ای می‌فرماید: ما به این كار توانمندیم نه تنها استخوان‌ها (عظام) را كه قسمت مهم بدن را تشكیل می‌دهد برمی‌گردانیم، بلكه خطوط ظریف سرانگشتان را نیز به حالت اوّل باز می‌گردانیم. خدایی كه اوّلین بار آنان را آفرید خلقت دوباره آن‌ها برای او سهل است: "بلی قادرین علی أنْ نُسوّیَ بَنانهُ"(2)؛ اینان می پندارند ما دیگر بار استخوان‌های پوسیده‌ی‌ آنان را جمع نمی‌كنیم، آری ما قادریم حتّی سر انگشت آنان را با همه ویژگی‌هایش دوباره درست كنیم.شهوت عملی آن است كه اندوخته‌های علمی را نادیده انگارد و با علم به حقّانیت معاد و قیامت عملا ً دست به شهوت‌رانی و هواپرستی بزند و از مصادیق "أفرءیت مَنِ اتّخذ إلهَه هواه و أضلَهُ اللهُ علی علمٍ"(3) باشد. وقتی شهوت جلو علم را گرفت بسان دانشی می‌ماند كه در متون كتاب‌ها مدفون است. چنین دانشی، نجات دهنده شخص نخواهد بود. قرآن نیز چنین انسان‌هایی را روی‌گردان از هدایت می‌داند. سرنوشت چنین انسان‌هایی را شیطان رقم می‌زند؛ یعنی كسانی كه متاع آخرت را به كالای فرسوده‌ی‌ چند روزه‌ی‌ دنیای كم ارزش فروختند: "أولئك الّذین اشتروُا الحیوةَ الدّنیا بالاخرة"(4) و كسانی كه هدایت را به گمراهی معامله كردند: "أولئك الذین اشترُوا الضّلالة بالهدی فما رَبِحَتْ تجارتُهم و ماكانوا مُهتدین"(5)؛ ایشان گمراهی را به جای راه راست خریدند. البته چنین‌تجارتی‌سودنخواهدكرد.

نوشته شده در تاریخ جمعه 2 اسفند 1387    | توسط: امین    |    | نظرات()

زینانبارترین معامله

آیة الله جوادی آملی

قرآن زیانبارترین معامله را آن دانسته كه انسان گمراهی بخرد و راه راست و هدایت را بفروشد. خداوند چنین انسانی را در گمراهی رها می‌سازد، به گونه‌ای كه حالت سرگشتگی بر آنان چیره شود:

«الله یستهزی بهم و یمدّهم فی طغیانهم یعمهون أولئك الّذین اشتروُا الضّلالة بالهدی فما ربحت تجارتُهم و ما كانوا مهتدین»(1)؛ خداوند در قیامت آنان را به استهزا گیرد و در گمراهی چنان رها كند كه در بیابان جهل و گمراهی حیران و سرگردان باشند؛ زیرا ایشان به جای راه راست، گمراهی را خریدند و تجارتشان سود نخواهد كرد و راه راست نیافتند.

بدمعامله‌ای است كه انسان جان خویش را بفروشد و در مقابل آن كفر و سركشی بخرد؛ یعنی كژراهه رفتن و به دوزخ افتادن را انتخاب كند: «بئسما اشتروا به أنفسهم أن یكفروا بما أنزل الله بغیاً أن ینزّل الله من فضله علی من یشاء من عباده فباءو بغضبٍ علی غضبٍ و للكافرین عذاب مهین»(2)؛ بدمعامله‌ای با خود كردند كه به آنچه خدا نازل كرده كافر شده، راه ستمگری در پیش گرفتند، كه چرا خداوند به فضل خویش برخی از بندگان خود را مخصوص گرداند. آنان خشمی تازه از خداوند را افزون بر خشم پیشین الهی برای خود خواستند و در جایگاه غضب خدا قرار دارند و كافران عذابی خواركننده خواهند داشت.

 

پی‌نوشت‌ها:

1ـ سوره بقره، آیات 15 ـ 16.

2ـ سوره بقره، آیه 9 .

برگرفته از كتاب معاد در قرآن، آیة الله جوادی آملی، صص 85 ـ 86 .

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 1 اسفند 1387    | توسط: امین    |    | نظرات()

کورش هخامنش در قرآن

 

کوروش

قرآن‌، داستان ذوالقرنین را در سوره كهف‌، آیات 83 تا 98 بیان كرده و برای او ویژگی‌هایی را بر شمرده است‌.

مفسران در این كه ذوالقرنین كیست‌؟! اختلاف‌نظر دارند; برخی او را اسكندر مقدونی و عده‌ای او را "شین هوانك تی‌" و... دانسته‌اند و هر یك كوشیده‌اند تا این ویژگی‌های قرآنی را به آن‌ها تطبیق دهند; امّا نظری را كه علامه طباطبایی‌;، آیة‌الله مكارم شیرازی‌، و... محتمل‌الصدق می‌دانند، این است كه ذوالقرنین همان كورش كبیر، پادشاه هخامنشی است‌.

قرینه‌هایی كه ایشان برای تأیید نظر خود می‌آورند از این قرار است‌:

1. ذوالقرنین شخصیتی است كه خداوند به او تمكن در روی زمین و قدرت و اختیار داده است و این با شخصیت كورش كه بر بخش عظیمی از آسیا و اروپا دست یافته و نخستین امپراتوری بزرگ تاریخ را تأسیس كرده است‌، توافق دارد.

2. ذوالقرنین مطرح شده در قرآن خداشناس و موحد است و كورش هم خداشناس و یكتاپرست بوده است و معقول‌ترین تاریخی كه برای ظهور زرتشت یاد می‌شود، بین قرن ششم پیش از میلاد با تاریخ حیات كورش توافق دارد.

3. ذوالقرنین سفر یا لشكركشی به غرب یا مغرب خورشید داشته است و این با لشكركشی كورش به سیری در آسیای صغیر و تسخیر آن سرزمین انطباق دارد.

4. ذوالقرنین سفر یا لشكركشی به شرق یا مشرق خورشید داشته است و این با لشكركشی كورش به جنوب شرقی و (مكران و سیستان‌) و شمال‌شرقی (حدود بلخ‌) انطباق دارد.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 1 اسفند 1387    | توسط: امین    |    | نظرات()

ماجرای یک خواستگاری قرآنی

روزها و شبها از پی هم می گذشتند و مرد جوان همچنان آواره کوه و بیابان بود.

پس از چند روز آوارگی اینک به صحرای سینا رسیده بود و خدا می دانست در آن سوی صحرا چه سرنوشتی در انتظار او بود.

اندک اندک دورنمای شهری در افق پدیدار شد: مدین؛ جایی که اعراب کنعانی در آنجا سکنی گزیده بودند.

در حومه شهر چاه آبی خوش گوار یافت که شبانان دسته دسته گله های خود را بدانجا می آوردند وآب می نوشانیدند.

اندکی آنسوی تر درست پشت سر آنها دو بانوی باوقار را دید که تلاش می کردند دام خود را از آب بازدارند.

جلوتر رفت و پرسید:

- کار شما چیست؟ چرا همچون دیگران چهارپایان خود را آب نمی دهید؟

- منتظریم تاشبانها همگی از اطراف آن چاه پراکنده شوند.(قصص/23)

و پیش از آنکه سوال دیگری رد و بدل شود که چرا پدرشان آنها را بهر این کار فرستاده ادامه دادند: پدر ما پیری شکسته و سالخورده است.

شعیب نیز که علاقه صفورا به موسی را در برق چشمانش خوانده بود، از این پیشنهاد استقبال کرد اما باید راهی می یافت تا بدان وسیله هم خواسته راستین دخترش را بر کرسی اجابت نشاند و هم حریم خانه اش را از وجود نامحرمی هر جند مطمئن و پاک دامن حفظ کند.

- اگر مایلید این کار را به من بسپارید، هم اینک این زبان بسته ها را آب خواهم داد.

این را گفت و نزد شبانها رفت و عتاب آلوده فریاد برآورد:

- شما چگونه مردمانی هستید که به غیر خود نمی اندیشید؟اجازه دهید نوبت به دیگران هم برسد!

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 30 بهمن 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: قرآن كریم،     | نظرات()

عاقلان و مرگ (رازهای مرگ 5)

ترس و تهدید

 

قرآن كریم در معرّفی "أولوالألباب"، یعنی صاحبان خرد می‌فرماید: "إنّ فی خلق السّموات و الأرض و اختلاف اللّیل و النّهار لایات لأولی الألباب * ألّذین یذكرون اللّه قیاماً و قعوداً و علی جنوبهم و یتفكّرون فی خلق السّموات و الأرض ربّنا ما خلقتَ هذا باطلا ً سبحانك فقنا عذاب النّار * ربّنا إنّك مَن تُدخِلِ النّار فقد أخزیتَهُ... و لا تُخزِنا یومَ القیامة"(1)؛ نشانه‌های آنان كه دارای عقل دینی و فرهیخته مذهبی هستند در این آیات به شمار آمده است: قطعاً در آفرینش آسمانها و زمین و رفت و آمد شب و روز برای خردمندان دلایلی است؛ آنان كه در حالت ایستاده و نشسته و خفته خدا را یاد می‌كنند و دایم در فكر خلقت آسمانها و زمین بوده، می‌گویند پروردگارا این دستگاه با عظمت را بیهوده نیافریدی، پاك و منزّهی، ما را به لطف خود از عذاب آتش دوزخ نگاه دار. ای پروردگار ما،هر كه را تو در آتش افكنی او را سخت خوار كرده ای. او ستمكار بوده و ستمگران را هیچ كس یاری نخواهی كرد... پروردگارا روز قیامت ما را خوارمگردان.

این آیات چنان در جان پیامبر اكرم نشسته بود كه شبها هنگام تهجّد به ستارگان پرفروغ و زیبای آسمان می‌نگریستند و بخشی از این آیات را تلاوت می‌كردند. ایشان هرگز این نبأ عظیم و خبر بزرگ را از یاد نمی‌بردند. نخست یاد حق در دل و بعد نام او را بر زبان داشتند. این بدان جهت است كه پیامبر عقل كلّ و ختم رسل و خردمندترین فرد بشر از آغاز تا انجام بودند.

عقل دینی چیزی است كه انسان را به بهشت نزدیك و از جهنم دور سازد: "قلت له: ما العقل؟ قال: ما عُبد به الرحمنُ و اكتُسبَ به الجنانُ"(2).

یكی از همسران پیامبر نقل می‌كند: من پیامبر را در بستر نمی‌یافتم سپس ایشان را در گوشه‌ای در حال تضرع و لابه می‌دیدم كه عرض می‌كرد: "اللهم لا تنزع عنى صالحَ ما أعطیتنى أبدا. اللهم و لا تردّنى فی سوء استنقذتنى منه أبدا اللهم ولا تكلنى إلی نفسى طرفة عین أبداً"(3)؛ بار خدایا لحظه‌ای مرا به حال خودم وامگذار، خدایا فضایلی كه به من بخشیدی از من مگیر، و رذایلی كه مرا از آنها رهایی بخشیدی برمگردان؛ یعنی خدایا ارزش‌هایی كه به موجودی فقیر، چون انسان كه ذاتاً فاقد هرگونه ارزش و كمالی است، اعطا فرمودی به فقدان مبدّل مفرما؛ زیرا موجود فقیر اگر به حال خود رها شود سقوط خواهد كرد.

عقل دینی چیزی است كه انسان را به بهشت نزدیك و از جهنم دور سازد: "قلت له: ما العقل؟ قال: ما عُبد به الرحمنُ و اكتُسبَ به الجنانُ

همسر رسول خدا عرض كرد: ای رسول خدا! خداوند درباره‌ی‌ شما فرمود: "لیغفرلك الله ما تقدّم من ذنبك و ما تأخّر"(4)؛ یعنی خداوند برای بخشش گناهان سابق ولا حق، این فتح بزرگ را بهره تو كرد (مراد از ذنب، متوهّم دشمنان است، نه گناه مصطلح دینی)، پس چرا این قدر تضرع و ناله دارید؟

رسول گرامی‌ در پاسخ فرمودند: چون حضرت یونسِ پیغمبر علیه‌السلام لحظه‌ای به حال خود رها شد و به آن حال مبتلا گردید: "فلولا أنّه كان من المُسبِّحین * للبث فی بطنه إلی یوم یُبعثون"(5). كشتی به خطر افتاد، قرعه زدند به نام یونس علیه‌السلام افتاد و چون وی را به دریا افكندند ماهی دریا او را به كام فرو برد. اگر او به ستایش و تسبیح خدا نمی‌پرداخت تا قیامت در شكم ماهی می‌زیست.

مقصود پیامبر آن است كه این ناله و سوز و گداز برای دفع خطر است، نه برای آن كه گناهی دامن او را گرفته و قصد رفع آن دارد؛ زیرا اساساً پیامبران از خطا و لغزش معصومند. گناهی كه دیگران درباره آن حضرت توهّم می‌كردند بر اثر جنگ‌هایی بود كه عدّه‌ای كشته شده بودند و پیامبر را مذنب قلمداد می‌كردند؛ نظیر آنچه حضرت موسی فرمود: "و لهم علیّ ذنب فأخاف أن یَقتلون"(6)؛ من از دیدگاه این مردم گناهكارم. پس در اندیشه ام مبادا به‌قتل‌من‌دست‌یازند.

شخصی از رسول اكرم تقاضا كرد قرآن را به وی بیاموزد. یكی از یاران پیامبر مأمور تعلیم او شد و چون دو آیه‌ی‌ "فمن یعمل مثقالَ ذرّة خیراً یرهُ * و من یعمل مثقال ذرّة شرّاً یرهُ"(7) را به وی آموخت، آن شخص به معلّم خود گفت: همین آیه بس است. دیگران تعجّب كردند كه چرا با آن عطش فراوان برای آموختن قرآن به دو آیه بسنده كرد؟! حضرت رسول فرمودند: "انصرفَ الرّجلُ وهو فقیهٌ"(8)؛ او در حالی كه فقیه شد بازگشت؛ یعنی این شخص عارف به معاد شد كه از مهمترین معارف دینی است.

امیر مؤمنان علیه‌السلام هر شب پس از فریضه‌ی‌ عشا با صدای رسا به نمازگزاران می‌فرمودند: "تجَََهّزوا رحمكم اللّه"(9)؛ بار سفر را ببندید، ره توشه برگیرید، مسافرت نزدیك است.

گروه دین و اندیشه سایت تبیان


1-  سوره‌ی‌ آل عمران، آیات 190 ـ 194

2-  اصول كافی، ج1، ص11.

3-  بحار، ج 16، ص217.

4-  سوره‌ی‌ فتح، آیه‌ی‌ 2.

5-  سوره‌ی‌ صافات، آیات 143 ـ 144؛ بحار، ج 11، ص 82.

6-  سوره‌ی‌ شعراء، آیه‌ی‌ 14.

7-  سوره‌ی‌ زلزله، آیات 7 ـ 8.

8-  بحار، ج 89، ص 107، ح 2.

9-  نهج البلاغه، خطبه‌ی‌ 204.

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 29 بهمن 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: قرآن كریم،     | نظرات()

مرگ؛ درس انسان ساز! (رازهای مرگ 3)

غریق

 

درس انسان ساز!

وقتی روح و روان انسان براساس یاد قیامت پرورش یابد و "ذكری الدّار"(1) در نظرش باشد، چنین باوری "ضمانت اجرایی" می‌شود كه همه عقاید و اخلاق و كردار و رفتار خود را براساس این ویژگی پایه ریزی كند. اگر انسان یاد قیامت را فراموش كند، دلیلی ندارد كه مقیّد به ضابطه و قانون باشد. به هر جنایتی دست می‌زند و به فرموده‌ی امام حسین علیه السلام در ظهر عاشورا، در ملاقات با امام سجاد علیه السلام: "استحوذ علیهم الشّیطان فأنساهم ذكر اللّه"(2)؛ غفلت همه‌ی  وجودشان را فرا گرفت و برآنان چیره گشت و یاد خدا را از یادشان برد. و چون یاد معاد همان یاد مبدأ است، با نسیان یاد مبدأ جریان معاد هم فراموش می‌شود، در حالی كه انسان می‌تواند در پرتو سازندگیِ یاد قیامت، گذشته از بركات اعتقادی، اخلاقی، رفتاری آتش را بالعیان بنگرد: "كلّا لو تعلمون علم الیقین * لترونّ الجحیم"(3). یاد قیامت به معنای علم به قیامت است، و اگر كسی علم حقیقی به قیامت داشته باشد حتماً جهنّم و جهنّمیان را خواهد دید و چنین انسانی گذشته از بركات اعتقادی، اخلاقی و رفتاری، دیگر معصیت نمی‌كند؛ زیرا خاستگاه گناه، فراموشی قیامت است. كار شیطان آن است كه نخست یاد خدا را از قلب انسان می‌گیرد و سپس در آن تخم گذاری می‌كند. یاد قیامت حضور دائم قلبی است.

علامه طباطبایی رحمه الله می‌فرمود: ممكن است انسان عمری تحت ولایت شیطان باشد و نداند. در این هنگام باید از عبادت یك عمر خود استغفار كند. اگر واقعاً یاد قیامت و "ذكری الدّار"(4) در جان انسان نشسته باشد، چنین انسانی آتش را می‌بیند.

خود هنر آن دان كه دید آتش عیان          نـه گـپ دلّ علی النّار الـدّخـان(5)

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 29 بهمن 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: قرآن كریم،     | نظرات()