دلقک

دلقك

لباس کوتاه، دستـان دراز

پاهای بلند، شلوار کوتـاه

کفش بزرگ، دهان گشاد

 

همه‌ی اینها تو را به یاد چه می‌اندازد؟ آری یک دلقک! دلقک، خنده‌دار و مضحک است زیرا تناسب ندارد. شاید جنس لباس او عالی باشد ولی قواره نیست. دهان او به خنده باز است ولی اندازه نیست.

اینها را برای چه می‌گویم؟

یادت هست كه آن روز از من پرسیدی چرا باید من از میان این همه دین، اسلام را انتخاب کنم؟ دینهای گذشته مانند مسیحیت، یهویت و زرتشت و... هم قوانین و آموزه‌های خوب و خردمندانه‌ای دارند؟

آنها هم برای هدایت بشرند، آنها را هم پیامبران خدا آورده‌اند.

چرا انحصار طلبی؟!

 

از تلخك برایت گفتم تا جوابت را داده باشم. نه، نخند، مسخره نمی‌كنم اتفاقا كاملا هم جدی می‌گویم. یك لحظه گوش كن:

عزیز من، به لباسها و کفشهای 5 سالگی، 10 سالگی و 15 سالگی‌ات توجه کن. همگی جنس خوب و عالی داشته‌اند. زیبا و چشمگیر بوده‌اند، اما اکنون برای تو که جوانی رشید و بلند بالا هستی قواره نیستند.

اگر بپوشی به خودت خنده را روا داشته‌ای.

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 15 بهمن 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: مقالات،     | نظرات()

سفیر روم در مجلس یزید

لعنت بر یزید

سفیر روم كه شاهد صحنه‏هاى دلخراش در مجلس یزید بود؛ رو به یزید كرد و گفت: این سر كیست كه در مقابل توست؟

یزید با تعجب پرسید: براى چه این سؤال را مى‏كنى؟

گفت: چون وقتی به روم بازگردم، از من درباره آنچه كه دیده‏ام سؤال می‌كنند، و باید علت این شادى و سرور را بدانم كه با قیصر روم در میان بگذارم تا او نیز خشنود گردد!

یزید گفت: این سر حسین پسر فاطمه دختر محمد است.

سفیر پرسید: این محمد، همان پیغمبر شماست؟!

یزید گفت: آرى.

سفیر دگر باره پرسید: پدر او كیست؟

یزید گفت: على بن ابى طالب، پسر عموى رسول خدا است.

سفیر گفت: نابود شوید با چنین آئینى كه دارید!! دین من بهتر از دین توست! زیرا پدر من از نبیرگان داود است و میان من و داود، پدران بسیار قرار گرفته‏اند و پیروان آئین مرا احترام كنند و جاى سم آن الاغی كه عیسى یك بار بر آن سوار شده بود در كلیسائى حفظ و مردم به زیارت آن مى‏روند، و شما فرزند پیغمبر خویش را مى‏كشید! با این كه جز دخترى در میان واسطه و فاصله نیست!! این دین شما چگونه دینى است ؟!(1)

در نقل دیگرى آمده است كه: یزید چون این سخنان را شنید گفت: باید این نصرانى را كشت كه ما را در مملكت خود رسوا نكند!

سفیر چون چنان دید گفت: اكنون كه مرا خواهى كشت پس این سخن را نیز گوش كن! شب گذشته رسول خدا را در خواب دیدم و او مرا به بهشت مژده داد، و من از این خواب بسى در حیرت بودم، اكنون تعبیر آن خواب بر من آشكار شد كه آن بشارت درست بوده است.

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 15 بهمن 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: امام حسین(ع) و عاشورا،     | نظرات()

معیار اخلاص چیست؟

"اگر می خواهی دعایت برآورده شود باید خدا را با اخلاص بخوانی. هر کسی این دعا را از سر اخلاص بخواند بدون شک دعایش مستجاب می شود."

اما سوالم من درست همین جاست! اصلاً یک نفر نیست به من توضیح بده که «اخلاص» یعنی چه؟ هر کسی چیزی می گه. یکی می گه «اخلاص» یعنی اینکه دلت پاک باشه. خوب دلت پاک باشه یعنی چه؟! دیگری می گه اخلاص یعنی «با خلوص نیت خدا را خواندن». یکی دیگه می گه اخلاص یعنی «چیزی را با خدا شریک نکنی فقط از خود خدا بخواهی».

اصلاً می دانید، من خسته شده ام، دیگر به این جواب ها گوش نمی دهم و با این جواب ها قانع نمی شوم. من یک جواب از خود خدا می خواهم. اگر راست می گید از زبان پاک و راستگوی خدای بزرگ جواب من را بدهید. اصلاً در قرآن برای سوال من پاسخی هست؟!

 

اخلاص در قرآن:

خداوند مهربان در قرآن کریم 31 بار در باره اخلاص و خلوص برای ما سخنان دل ربا و جانفزا بیان کرده است.

در تعدادی از آیات خداوند متعال به معرفی مخلصین می پردازد به طور مثال در آیه 51، سوره مریم حضرت موسی (علیه السلام) و در آیه 24، سوره یوسف، حضرت یوسف (علیه السلام) به عنوان دو پیامبر مخلص معرفی می شوند.(1)

 

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 15 بهمن 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: قرآن كریم،     | نظرات()

آیه ای که اشک پیامبر(ص) را جاری کرد

 

ابن مسعود یکی از نویسندگان وحی بود٬یعنی از کسانی بود که هر چه از قرآن نازل می شد٬ مرتب می نوشت و ضبط می کرد و چیزی فرو گذار نمی کرد. یک روز رسول اکرم به او فرمود: مقداری قرآن بخوان تا من گوش کنم. ابن مسعود مصحف خود را گشود٬سوره مبارکه نسا آمد٬ او می خواند و رسول اکرم با دقت و توجه گوش می کرد٬ تا رسید به آیه ۴۱از سوره مبارکه نساء:

فَكَیفَ إِذَا جِئْنَا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِیدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَؤُلَاءِ شَهِیدًا

چگونه باشد آن وقت که از هر امتی گواهی بیاوریم٬و تو را برای این امت گواه بیاوریم.

همین که ابن مسعود این آیه را قرائت کرد٬چشم های رسول اکرم پر از اشک شد و فرمود : دیگر کافی است.

 

برگرفته از:

داستان راستان، مرتضی مطهری

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 15 بهمن 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: قرآن كریم،     | نظرات()

نگارش قصه های قرآنی، آرزوی امام خمینی(ره)

امام خمینی

نقش سازنده و تربیتى داستان به اعتقاد امام تا آن اندازه مهم و حیاتى است كه قرآن به‏عنوان آخرین كتاب آسمانى، بخش قابل ملاحظه‏اى از آیات نورانى خود را به بیان‏داستان و قصه اختصاص داده است.

شاید این نكته براى مشتاقان امام و ارادتمندان آستان مقدس قرآن جالب توجه‏باشد كه حضرت امام تا بدانجا براى قصه و داستان تاثیرات تربیتى قائل بودند كه درنخستین سالهایى كه به نگارش و تالیف پرداختند، آرزو داشتند فرصتى پیش آید تادرباره "قصص قرآن" كتاب مستقلى تالیف كنند.

عین عبارت ایشان چنین است:

"در این كتاب شریف قضایا به طورى شیرین‏اتفاق افتاده كه تكرار آن انسان را كسل نكند; بلكه در هر دفعه كه اصل مطلب را تكرارمى‏كند، خصوصیات و لواحقى در آن مذكور است كه در دیگران نیست; بلكه در هردفعه یك نكته مهم عرفانى یا اخلاقى را مورد نظر قرار داده و قضیه را در اطراف آن‏چرخ مى‏دهد و بیان این مطلب استقصاى كامل قصص قرآنیه را لازم دارد كه در این‏مختصر نگنجد و در آرزوى این ضعیف بى مایه ثبت است كه با توفیق الهى كتابى درخصوص "قصص قرآنیه" و حل رموز و كیفیت تعلیم و تربیت آنها به قدر میسورفراهم آورم"(1)

ایشان همچنین در بحث مفصلى كه در كتاب "آداب الصلوة" درباره قرآن ایرادفرموده‏اند، در زمینه مطالب متنوع و موضوعات فراوانى كه در این آخرین كتاب‏آسمانى آمده است‏به تفصیل سخن گفته، از جمله چنین اظهار داشته‏اند: "و دیگر ازمطالب این صحیفه الهیه، قصص انبیا و اولیا و حكماست، و كیفیت تربیت‏حق آنها را،و تربیت آنها خلق را; كه در این قصص فواید بى شمار و تعلیمات بسیار است و در آن‏قصص به قدرى معارف الهیه و تعلیمات ربوبیه مذكور و مرموز است كه عقل رامتحیر كند... بالجمله، ذكر قصص انبیا علیهم السلام و كیفیت‏سیر و سلوك آنها وچگونگى تربیت آنها از بندگان خدا و حكم و مواعظ و مجادلات حسنه آنها، ازبزرگ‏ترین ابواب معارف و حكم و بالاترین درهاى سعادت و تعالیم است كه حق‏تعالى، جل مجده به روى بندگان خود مفتوح فرموده و چنانكه ارباب معرفت واصحاب سلوك و ریاضت را از آنها حظى وافر و بهره كافى است، كسان دیگر را نیزنصیبى وافى و قسمتى بى پایان است(2)و(3)

1- آداب الصلوة، ص‏188.

2- همان، ص 187 - 186.

3-دكتر نادعلى عاشورى تلوكى، داستان‏هاى قرآن از نگاه امام خمینى (ره)

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 15 بهمن 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: قرآن كریم،     | نظرات()

نقش آهنگ در تلاوت قرآن

موسیقی

فروزان‌ترین بعد اعجاز بیانی قرآن، همسازی با نغمه‌ای دلنشین، و آهنگهای وزین صوتی است ، آنگاه كه با صدایی گرم و زیبا، و آوایی نرم و فریبا، دمساز گردد، اتشی بر خرمن دلها افكند.

كه شعله‌های تابناكش جهانیان را به سوز و گداز گذارد .

در دستور تلاوت آمده : قرآن را با آهنگی حزین و نغمه دلنشین، تلاوت كنید.

بگریید و بگریانید(1)، قرآن ، از همان روزهای نخست، با همین شیوه شیوا، سنگدلان عرب را شیفته و شیدای خود نمود، و اندیشه مقاومت و ایستادگی را از آنان ربود.

اعراب، شگفت زده، در برابرقرآن ،‌زانوی تسلیم بر زمین زده وبه عجز و ناتوانی خود اعتراف، و اعجاب و تحسین خود را در مقابل قرآن صریحا ابراز داشتند.

این یك جاذبه و كشش روحانی بود، كه این مردم سخت دل و مغرور را به نرمی و گرایش واداشت .

گو اینكه برخی آن را شعر، و پاره‌ای سحرش می‌پنداشتند، ولی خود نیك می‌دانستند كه قرآن نه شعر است و نه سحر، گر چه همچون شعر نافذ است و همچون سحر ، افسونگر.

.. ان من البیان لسحرا… (2) . قرآن و سخنوران عصر پیامبر اصولا، عبارت و جمله بندیهای قرآن به گونه‌ای تنظیم شده: روان، یكنواخت،‌ هماهنگ و همساز.

حروف و كلمات ان متناسب و هم آوا،‌پیوسته به یكدیگر پیوند خورده‌اند.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 14 بهمن 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: قرآن كریم،     | نظرات()

از کدام حزبی؟ خدا یا شیطان!

بدون شک امام خمینی (ره) احیاگر اسلام در قرن حاضر بودند. بلکه بهتر است بگوییم امام خمینی(ره) احیاگر دینداری در سراسر دنیا بوده و خواهند بود. اما این احیاگری همراه با جان بخشی به بسیاری از مفاهیم ناب اسلامی بود که در طول قرن ها به دست فراموشی سپرده شده بود؛ گویا امام خمینی(ره) با دین جدیدی آمدند.

یکی از زیباترین مفاهیم قرآن، مفهوم «حزب الله» است. امام خمینی(ره)  فرمودند همه ی ما «حزب الله» هستیم. اما «حزب الله»، که واژه ای قرآنی است از دیدگاه خداوند چه مؤلفه ای و عناصری دارد. در این نوشتار به دنبال تبیین این عناصر هستیم. باشد تا از قرآن بیاموزیم و امید آنکه حزب اللهی واقعی شویم.

واژه «حزب الله، در دو آیه 56، سوره مائده، 22 مجادله به کار رفته است:

إِنَّمَا وَلِیكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یقِیمُونَ الصَّلَاةَ وَیؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ (55) وَمَنْ یتَوَلَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ

 ترجمه:

سرپرست و ولی شما، تنها خداست و پیامبر او و آنها که ایمان آورده‌اند؛ همانها که نماز را برپا می‌دارند، و در حال رکوع، زکات می‌دهند. و کسانی که ولایت خدا و پیامبر او و افراد باایمان را بپذیرند، پیروزند؛ (زیرا) حزب و جمعیت خدا پیروز است.

با توجه به ترجمه آیات 55 و 56 سوره مائده درمی یابیم کسانی یاران حزب پاک خدایند که از ولایت مطهر الهی یعنی خدا و رسول و امامان پاک پیروی کنند.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 14 بهمن 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: قرآن كریم،     | نظرات()

لغو قرارداد الجزایر به وسیله عراق و حمله به خرمشهر (ادامه)

«ـ اگر عراقی ها بیایند تكلیف ما چیست؟ اگر به دست آن ها اسیر شویم.
(شیخ به شوخی گفت)ـ نترسید، همین جا بمانید و كارتان را بكنید، اگر عراقی ها آمدند خود من با تیربار همه ی شما را می كشم و شهید می شوید.
روحیه ی این خواهرها تا این حد بالا بود، كه با شنیدن این حرف خوشحال شدند و رفتند سركارهایشان.»
اما روز بیست و چهارم مهر، حادثه تلخی رخ داد. همه ی مدافعان شهر شیخ شریف قنوتی، این عاشق ژولیده و بی ریا را می شناختند. او كه گروه ضربت الله اكبر را تشكیل داد و در همه ی عرصه های حیاتی حاضر بود.
شیخ شریف در گرما گرم جنگ روز بیست و چهارم مهر به همراه یك راننده، ظرف آب را برداشت و برای كمك و آب رسانی به سوی بچه ها می رفت كه روبه روی فلكه ی تانكر آب به وسیله ی تكاوران گارد ریاست جمهوری عراق به رگبار بسته شد. شش گلوله به راننده و یازده گلوله شیخ شریف خورد. در همین حال یكی از تكاوران گارد جلو آمد و آن قدر با سرنیزه به پیشانی شیخ زد كه سر آن روحانی مبارز از قسمت پیشانی جدا شد. سپس عمامه ی شیخ را سردست گرفت و فریاد زد:« من یك خمینی را كشتم، من یك خمینی را كشتم.»
مرگ است ناز نازان، پیوند عشق بازان
سرهای سرفرازان بالای دار دیدم
كارنامه شرم
تاریخ هنوز هم از گفتن آن چه بر خرمشهر گذشت، ناتوان است.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 14 بهمن 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: جنگ تحمیلی،     | نظرات()

لغو قرارداد الجزایر به وسیله عراق و حمله به خرمشهر

موضوعات مقالات :درباره خرمشهر
در حالی كه هنوز خرمشهر در تب و تاب بمب گذاری های تروریستی عوامل حزب بعث و حزب خلق عرب، می سوخت و مسوولین نظام مشغول پی گیری پرونده های آن ها بودند، عراق در مرز بصره، كه متصل به مرز خرمشهر بود، به تحركات مملوس نظامی دست زد ارتش عراق در این منطقه به تقویت نیروهای نظامی، احداث جاده، تاسیس دژهای نظامی و ... مشغول بودند و هر از چند گاهی هم بین نیروهای دو طرف آتش رد و بدل می شد، اما آن چه بر وخامت اوضاع افزد اظهارات صدام حسین در هفدهم سپتامبر 1980 (بیست و ششم شهریور 1359) در شورای فرماندهی انقلاب عراق راجع به قرار داد 1975 الجزایر بود. صدام در سخنرانی خود گفت:
«طبق این قرارداد دولت ایران به خواسته های خود در شط العرب (اروند رود) دست یافته، ولی مناطق كه در مرز زمینی به عراق تعلق می گرفته، به عراق تحویل نداده است. بدین جهت من در این جا قرار داد ششم مارس 1975 الجزایر را از طرف عراق ملغی شده اعلام می كنم»
برپایه ی این تصمیم تمام كشتی هایی كه، از این به بعد از اروند رود عبور كنند باید پرچم عراق را بر دكل های خود نصب كنند و تمام عوارض كشتی رانی و حقوق آن ها متعلق به عراق است.
بدین ترتیب عراق با نقض قوانین بین المللی، روستاهای خرمشهر كه مشرف به مرز بصره بود را زیر آتش آرپی جی و گلوله قرار داد. روستاییان نیز كه بیشتر آن ها از افراد مستضعف بودند، چاره ای جز مهاجرت به شهر نداشتند.
مساله ی اسكان این افراد و بیكاری آن ها؛ خود بر وخامت اوضاع حاكم بر شهر
می افزود. با این اعمال روابط ایران و عراق به تیرگی گرایید.
در بیست و نهم شهریور پایگاه دریایی خرمشهر دستور داد كلیه ی كشتی های تجاری از اروند رود خارج شوند، اما به دلیل نبودن امكان خروج سریع كشتی ها بیش از شصت كشتی در اروند رود باقی ماندند كه براثر درگیری های متقابل نابود شدند.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 14 بهمن 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: جنگ تحمیلی،     | نظرات()

اعتراف رسانه های غربی: ایران كاملاً پیروز شد

موضوعات مقالات :درباره خرمشهر
با آغاز مرحله اول عملیات بیت المقدس و آزاد شدن قسمتی از خاك میهن اسلامی، آژانسهای خبر پراكنی به تكاپو می افتند تا با وارونه جلوه دادن حقیقت، پیروزیهای ایران را خنثی و كم اثر جلوه دهند. در حالی كه همه چیز حاكی از آن بود كه ارتش عراق قسمت زیادی از اراضی ایران را از دست داده و راه فرار را در پیش گرفته است، ولی رسانه های غربی با تبلیغات گسترده، اعلامیه های شورای عراق را پخش كرده و كمترین اشاره ای به پیروزیهای ایران نمی كنند. حتی مدعی می شوند كه پیروزی ایران واقعیت نداشته و شواهد چنین چیزی را نشان نمی دهد.
وقتی نیروهای ایران با یورش گسترده از غرب كارون خود را به جاده اهواز - خرمشهر می رسانند، این خبر همچنان جزو ادعاهای بی پایه ایران معرفی می شود و هنگامی كه رزمندگان اسلام قدم به شهر هویزه می گذارند، اعلام می شود كه نیروهای عراق با عقب نشینی تاكتیكی، قسمت عظیمی از قوای ایران را به مخاطره در آورده اند.
هنگامی كه قرارگاه كربلا اعلام می كند رزمندگان اسلام به پشت دروازه های خرمشهر رسیده و در حال برداشتن موانع و انهدام دشمن هستند، رسانه های غربی و شیوخ منطقه فقط به پخش اطلاعیه های عراق مبنی بر عقب نشینی ایرانیان می پردازند و تبلیغات گسترده ای علیه ایران صورت می گیرد تا پیروزیهای به دست آمده در هجوم این تبلیغات محو شود.
اما توقف در مرحله سوم باعث می شود كه دشمنان اسلام مهمترین حربه تبلیغاتی را به دست آورند و به تبلیغات مغرضانه خود وسعت بخشند و برای تحقق این امر، تلاش گسترده ای صورت می گیرد تا نیروهای عراق انگیزه و روحیه برای ادامه نبرد داشته باشند و بتوانند از آزادی خرمشهر جلوگیری كنند. به چند مورد از اخبار و تحلیلهای مغرضانه استكبار در آستانه ورود رزمندگان اسلام به خرمشهر، اشاره می كنیم:

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 14 بهمن 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: مقالات تخصصی،     | نظرات()