کتاب‏هاى عالمان شیعى در باره ابن تیمیّه

علاّمه تهرانى در کتاب گران سنگ خود «الذریعه» کتاب‏هاى متعدّدى از عالمان شیعه را نام مى‏برد که در پاسخ به کتاب منهاج السنّه ابن تیمیّه نوشته شده است، مانند:
کتاب «الإنصاف فى الانتصاف لأهل الحق من الإسراف» تألیف یکى از علماى بزرگ قرن هشتم است که در سال ۷۵۷ ه. به پایان رسیده که متأسّفانه نام نویسنده آن ثبت نشده است(۵۱) و نسخه‏اى از این کتاب در کتاب‏خانه بزرگ ایران موجود است(۵۲). «إکمال المنّه فى نقض منهاج السنّه» از شیخ سراج الدین حسن یمانى مشهور به فدا حسین.
«منهاج الشریعه» تألیف دانشمند مجاهد، سیّد مهدى موسوى قزوینى متوفّاى ۱۳۵۸.
«البراهین الجلیّه فى کفر ابن تیمیّه» تألیف دانشمند فرزانه سیّد حسن صدر کاظمى متوفّاى ۱۳۵۴.
«الإمامه الکبرى والخلافه العظمى» در ۸ جلد، تألیف سیّد محمّد حسن قزوینى متوفّاى ۱۳۸۰.
و ایشان کتاب دیگرى نیز دارد به نام «البراهین الجلیّه فى رفع تشکیکات الوهابیّه» که به تازگى آن را نویسنده توانمند جناب آقاى دوانى ـ رضوان اللّه علیه ـ به نام فرقه وهّابى و پاسخ شبهات آن‏ها ترجمه کرده است.
حدود بیست کتاب مستقلّ از سوى علماى شیعه بر ردّ کتاب ابن تیمیّه تألیف گردیده است(۵۳).
_______________________________________
(۵۱) شیخ آغا بزرگ تهرانى مى‏نویسد: «لم یذکر المؤلف اسمه بل ذکر فى أوّله ابن تیمیّه تعصب فی القول والخطاب فى نقضه لمنهاج الکرامه وقال بالهوى المحض وهو دأب المفلس العادم للحجه، الذاهب التایه عن المحجه.» الذریعه، ج ۱۱، ص ۱۲۲.
(۵۲) کتاب‏خانه آستان قدس رضوى در مشهد، به شماره ۵۶۴۳، کتاب‏خانه ملّى تهران، به شماره ۴۸۵ ع؛ کتاب‏خانه دانشکده حقوق تهران، به شماره ۱۳۰، به نقل از مجلّه تراثنا، شماره ۱۷، ص ۱۵۳.
(۵۳) ر. ک: کتاب شناسى توصیفى تألیفات علماى شیعه در پاسخ به شبهات و کتاب‏هاى اهل سنّت، که رساله کارشناسى ارشد دانش پژوه گرامى جناب آقاى طاهر عباس از کشور پاکستان است که این جانب (نگارنده) به عنوان استاد داورِ این رساله بودم و به حقّ از بهترین رساله‏هایى بود که در سال‏هاى اخیر مشاهده کردم.

نوشته شده در تاریخ جمعه 8 آبان 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: وهابیت،     | نظرات()

پیشگویى رسول گرامى (ص) از ظهور وهّابیّان

در کتب معتبر اهل سنّت روایاتى از پیامبر گرامى صلى‏الله‏علیه‏و‏آله آمده که اشاره به ظهور فرقه وهّابیّت شده است همان گونه که بخارى در صحیح خود از عبداللّه عمر نقل مى‏کند که گفت:
ذَکَرَ النَّبِیُّ صلى الله علیه وسلم: اللَّهُمَّ بَارِکْ لَنَا فِی شَأْمِنَا، اللَّهُمَّ بَارِکْ لَنَا فِی یَمَنِنَا. قَالُوا: وَفِی نَجْدِنَا. قَالَ اللَّهُمَّ بَارِکْ لَنَا فِی شَأْمِنَا، اللَّهُمَّ بَارِکْ لَنَا فِی یَمَنِنَا. قَالُوا یَا رَسُولَ اللَّهِ وَفِی نَجْدِنَا؟ فَأَظُنُّهُ قَالَ فِی الثَّالِثَهَ: هُنَاکَ الزَّلاَزِلُ وَالْفِتَنُ، وَبِهَا یَطْلُعُ قَرْنُ الشَّیْطَانِ(۴۴)؛ روزى پیامبر گرامى فرمود: خدایا منطقه شام و یمن را بر ما مبارک گردان! صحابه گفتند: منطقه نجد(۴۵) را چطور؟ حضرت سخن قبل خود را تکرار فرمود و صحابه از نجد پرسیدند، حضرت در مرحله سوم فرمود: در نجد زلزله‏ها(۴۶) و فتنه‏ها به وقوع خواهد پیوست و شاخ شیطان از آن جا طلوع خواهد کرد.
عینى از علماى بزرگ اهل سنّت و شارح صحیح بخارى مى‏نویسد: مراد از شاخ شیطان، امّت و حزب شیطان مى‏باشد(۴۷). و هم چنین بخارى در صحیح خود از ابو سعید خُدرى از پیامبر گرامى [ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله ] نقل کرده که فرموده است:
یَخْرُجُ نَاسٌ مِنْ قِبَلِ الْمَشْرِقِ وَیَقْرَءُونَ الْقُرْآنَ لاَ یُجَاوِزُ تَرَاقِیَهُمْ، یَمْرُقُونَ مِنَ الدِّینِ کَمَا یَمْرُقُ السَّهْمُ مِنَ الرَّمِیَّهِ، ثُمَّ لاَ یَعُودُونَ فِیهِ حَتَّى یَعُودَ السَّهْمُ إِلَى فُوقِهِ . قِیلَ مَا سِیمَاهُمْ. قَالَ سِیمَاهُمُ التَّحْلِیقُ. أَوْ قَالَ: التَّسْبِیدُ»(۴۸)؛ افرادى از ناحیه مشرق، قیام مى‏کنند و قرآن تلاوت مى‏کنند و حال آن قرآن که از گلوگاه آنان تجاوز نمى‏کند (در قلب آنان تاثیر نمى‏گذارد) و از قرآن بهره نمى‏برند، این گروه از دین خارج مى‏شوند همان گونه که تیر از کمان خارج مى‏شود و دیگر به طرف دین برنمى‏گردند مانند تیر که به سوى کمان برنمى‏گردد.
از پیامبر اکرم [ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله ] پرسیدند که: این فرقه چه نشانه‏اى دارند؟
فرمود: چهره این گروه با سرهاى تراشیده، مشخص مى‏شود.
زینى دحلان مفتى مکّه مکرمه ضمن اشاره به این حدیث مى‏نویسد:
ففی قوله سیماهم التحلیق تصریح بهذه الطائفه لأنّهم کانوا یأمرون کلّ من اتّبعهم أن یحلق رأسه ولم یکن هذا الوصف لأحد من طوائف الخوارج والمبتدعه الذین کانوا قبل زمن هوءلاء(۴۹)؛ پیامبر اکرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله که «سر تراشیدن» را از نشانه بارز این طائفه شمرده شده، صراحت در فرقه وهّابیّت دارد زیرا تنها این فرقه هستند که به پیروان خود دستور مى‏دهند سر خود را بتراشند و این صفت در هیچ یک از فرقه‏هاى خوارج و بدعت گذارِ قبل از وهّابیّت دیده نشده است.
در ادامه مى‏نویسد:
وکان السیّد عبد الرحمن الأهدل مفتی زبید یقول: لا حاجه إلى التألیف فی الردّ على الوهابیّه بل یکفی فی الردّ علیهم قوله صلى اللّه علیه وسلم سیماهم التحلیق؛ فإنّه لم یفعله أحد من المبتدعه غیرهم؛ سیّد عبد الرحمن اهدل، مفتى منطقه زبید، مى‏گفت: در نقد عقائد وهّابیّت نیازى به تألیف کتاب نیست؛ بلکه همین حدیث پیامبر [ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله ] که ویژگى‏هاى این فرقه را «سر تراشیدن» معرفى کرده، براى بطلان عقیده آنان کفایت مى‏کند؛ زیرا غیر از وهّابیّت هیچ یک از فرقه‏هاى بدعت گذار این ویژگى را ندارند.
واتّفق مرّه أنّ امرأه أقامت الحجّه على ابن الوهّاب لمّا أکرهوها على أتباعهم ففعلت ، أمرها ابن عبد الوهاب أن تحلق رأسها فقالت له حیث إنّک تأمر المرأه بحلق رأسها ینبغی لک أن تأمر الرجل بحلق لحیته؛ لأنّ شعر رأس المرأه زینتها وشعر لحیه الرجل زینته، فلم یجد لها جوابا(۵۰)؛ روزى محمد بن عبد الوهاب به یک زن دستور داد که سرش را بتراشد، آن زن به وى گفت: تو که مى‏گویى زنان باید سر خود را بتراشند؛ باید دستور دهى مردان هم ریش خود را بتراشند؛ زیرا ریش مرد، همانند موى زن، زینت او محسوب مى‏شود. محمد بن عبد الوهاب در پاسخ این زن عاجز ماند.

___________________________________
(۴۴) صحیح بخارى، ج ۸، ص ۹۵ ح ۷۰۹۴، کتاب الفتن، ب ۱۶ ، باب قَوْلِ النَّبِیِّ صلى الله علیه وسلم: الْفِتْنَهُ مِنْ قِبَلِ الْمَشْرِقِ.
(۴۵) نجد در اطراف ریاض و محل ظهور فرقه وهّابیّت مى‏باشد.
(۴۶) شاید اشاره به تزلزل عقاید مردم مى‏باشد.
(۴۷) وبنجد یطلع قرن الشیطان أی: أمّته وحزبه. عمده القارى، ج ۷، ص ۵۹.
(۴۸) صحیح بخارى، ج ۸، ص ۲۱۹، ح ۷۵۶۲.
(۴۹) فتنه الوهابیه، ص ۱۹.
(۵۰) فتنه الوهابیه، ص ۱۹.

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 6 آبان 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: وهابیت،     | نظرات()

بنیانگذاران فرقه وهابیت

احمد بن تیمیّه، نظریه پرداز وهابیت، در سال ۶۶۱ ه . ق.(۱۲) پنج سال پس از سقوط خلافت بغداد در حرّان از توابع شام به دنیا آمد و تحصیلات اولیّه خود را در آن سرزمین به پایان برد. پس از حمله مغول به اطراف شام، همراه خانواده‏اش به دمشق رفت و در آن‏جا اقامت گزید.
۱. اولین آثار انحراف ابن تیمیه:
در سال ۶۹۸ ه . ق. به تدریج آثار انحراف در ابن تیمیه ظاهر شد، به‏ویژه به هنگام تفسیر آیه شریفه «الرَّحْمَـنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى »(۱۳)، در شهر حماه(۱۴) براى خداوند تبارک وتعالى جایگاهى در فراز آسمان‏ها که بر تخت سلطنت تکیه زده است، تعیین کرد(۱۵). این تفسیر، مخالف آیاتى چون: «لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَىْ‏ءٌ »(۱۶) و «وَ لَمْ یَکُن لَّهُ کُفُوًا أَحَدُ »(۱۷) مى‏باشد که خداوند را از هر گونه تشبیه به صفات مخلوقات منزّه ساخته است.
۲. عکس العمل افکار باطل ابن تیمیه:
انتشار افکار باطل ابن تیمیّه در دمشق و اطراف آن، غوغایى به‏پا کرد؛ گروهى از فقیهان علیه او قیام کرده و از جلال‏الدین حنفى، قاضى وقت، محاکمه ابن تیمیّه را خواستار شدند؛ ولى او از حضور در دادگاه امتناع ورزید.
ابن تیمیّه همواره با آراى خلاف خود، افکار عمومى را متشنّج مى‏کرد و باورهاى عمومى را سست مى‏کرد، تا این‏که در هشتم رجب سال ۷۰۵ ه، قضات شهر، همراه ابن تیمیّه در قصر نایب السلطنه حاضر شدند و کتاب الواسطیّه وى قرائت شد، پس از دو جلسه مناظره با کمال الدین ابن زَمْلَکانى(۱۸) و اثبات انحراف فکرى و عقیدتى ابن تیمیّه، او را به مصر تبعید کردند.
در آن‏جا نیز به سبب نشر اندیشه‏هاى انحرافى، به دستور ابن محلوف مالکى، قاضى وقت به زندان محکوم گشت و سپس در ۲۳ ربیع الأوّل سال ۷۰۷ ه. ق. از زندان آزاد شد.

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 6 آبان 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: وهابیت،     | نظرات()